منبع پایان نامه ارشد درباره آداب و رسوم، عناصر فرهنگی، ارزشهای فرهنگی، اجتماعی و سیاسی

دانلود پایان نامه ارشد

سلطة آن با استفاده از نفوذ و اشباع فرهنگي به وجود خواهد آمد . دولت نيز اين زبان را وسيله اي براي ارتباط يا عامل وحدت گرو ه هاي گوناگون مي داند و نه عامل شناسايي هويت فردي وگروهي(صالحی امیری، 1388: 156).
در اصل 15 قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران ، ضمن به رسميت شناختن تنوع فرهنگي در كشور بر امكان استفاده از زبان هاي محلي و قومي در مطبوعات و رسانه هاي گروهي و تد ريس ادبيات خرده فرهنگ ها در مدارس، در كنار زبان فارسي، تأكيد و تصريح شده است:
“زبان و خط رسمي و مشترك مردم ايران فارسي است . اسناد ، مكاتبات و متون رسمي و كتب درسي بايد با اين زبان و خط باشد، ولي استفاده از زبان هاي محلي و قومي در مطبوعات و رسانه هاي گروهي و تدريس ادبيات آنها در مدارس، در كنار زبان فارسي، آزاد است.”
به نظر « نوام چامسكي» زبان شناس و منتقد آمريکايي، با توجه به ،ساختار جوامع امروزي كه عمدتاً چند زباني اند، زندگي زبان ها در كنار يكديگر به نوعي به غناي فرهنگي جامعه ياري مي رساند و در توليد فرهنگ و ادبيات و پر بار شدن محيط هنري ، علمي و فرهنگي جامعه نقش بازي مي كند.( همان:157). مؤسسات، تشكيلات غيردولتى و امضاكنندگان «بيانية جهانى حقوق زبانی» در بارسلونا گردهم آمده و با هدف اينكه مباحث اساسى زيرين لحاظ شود، از 6 تا 9 ژوئن سال 1996 تشكيل جلسه دادند و در نهايت اعلامية جهانى حقوق زبانی به تصويب رسيد.
الف) از ديدگاه سياسى ، هدف ، طراحى روشى براى سازماندهى تكثر و تنوع زبانى به گونه اى است كه به مشاركت مؤثر جمعيت هاى زبانىدر اين مدل توسعة جديد اجازه دهد.
ب) از ديدگاه فرهنگى ، هدف ، تأمين و ايجاد محيط ارتباطات جهان ي سازگار با مشاركت برابر همة خل ق ها، جمعيت هاى زبانى و افراد درروند توسعه است.
ج) از ديدگاه اقتصادى ، هدف ، تشويق پايدار توسعه بر پاية مشاركت همه و بر اساس احت رام به تعادل محيط زيست جوامع و برقراري روابطبرابر بين همه زبان ها و فرهنگ ها است (اعلامية جهاني حقوق زباني، بارسلونا، 1996).
بنا بر قابلیت های زبان می توان اینگونه برداشت کرد که زبان به عنوان یکی از مولفه های شاخص فرهنگی که قابلیت ارتباط بالای انسانی را نشان می دهد، می تواند در زمینه ی گردشگری به شدت مورد توجه باشد.
2-4-2 مذهب18
براي دين تعريف هاي گوناگوني شده است، اگرچه از نظر جامعه شناسي، تعيين مرزهاي دين كار مشكلي است با این حال مشكل بودن تعريف دين به چند دليل مي تواند باشد؛ مانند مشكل بودن تمييز بين امور ديني و مذهبي با امور مشابه و ديگر به علت تنوع اديان و متفاوت بودن ادعاهاي آنها ( نوربخش، 1387: 170). از این رو جدای از بحث تعریف دقیق دین و مذهب، سعی داریم که ارتباط مذهب و فرهنگ را دریابیم. رویکردهای متفاوتی نسبت به مذهب و فرهنگ وجود دارد. یکی از این رویکردها که با پژوهش ما ارتباط تنگاتنگی دارد، رویکرد تعاملی مذهب و فرهنگ است. رويكرد تعامل دين و فرهنگ، اين است كه اين دو در عرض يكديگر بوده، و با يكديگر تعامل دارند. به اين معنا كه دين در فرهنگ سازي و فرهنگ، در دين تأثيرگذارده است و يا حداقل در شناخت از دين موثر مي باشد. براساس اين نظر، فرهنگ از اجزاي مختلفي تشكيل شده است، كه دين يكي از آن اجزا مي باشد. آداب، رسوم، رفتارها، نهادها، ارزش ها، هنر، خط، زبان و عواملي از اين دست بر روي هم، فرهنگ هر كشور را رقم مي زنند ( پیروزمند، 1385: 6). مذاهب یکی از مهم ترین وجوه عناصر فرهنگی ملت ها بوده است. از این جهت وجود مذاهب مختلف در یک منطقه موجبات فراهم آمدن عناصر فرهنگی ملموس و ناملموس مذهبی را ایجاد می کند.
ايران گسترهي بزرگ و ارزشمندي است كه هم به گواه تاريخ چندين هزار ساله اش و هم به گواه موقعيت ممتاز جغرافيايي اش، منزلتي عظيم يافته و هميشه مأمن و جايگاه اقوام و مذاهب گوناگون بوده است. زيباييها و تنوع مذاهب چشم همه ي جهانيان را خيره كرده است. حضور اديان، ضرورت ديدگاهي فرا فرهنگي را در رويارويي با تنوع فرهنگي مطرح كرده است (Sefidchian, 2008: 15).
از آنجا كه دولت هاي ملي، تشكيلات و واحدهاي سياسي نوظهوري هستند و پس از پيدايش اديان شكل گرفته اند، در هر واحد سياسي اديان گوناگوني سكونت دارند. دين از چند طريق باعث تنوع قومي مي شود:
– از طريق نوآوري ديني؛
– بدعت يعني انشعاب در يك دين؛
– مهاجرت يا هجوم پيروان يك دين به قلمرو دين ديگر ، كه ممكن است منجر به همزيستي بين پيروان دو دين شود يا در صورت پيروزي، قوم مهاجم دين خود را به قوم شكست خورده تحميل و دين آنها را نابود كند (بهاروند، 1384: 29)
دولت ها در برابر تنوع ديني رهيافت هاي گوناگوني داشته اند . برخي كشورها تنوع ديني را امري طبيعي قلمداد كرده و حقوق شهروندان را از هر دين و مذهبي كه باشند محترم مي شمارند و در آن كشورها با پيروان ديگر اديان و مذاهب با گذشت و رواداري برخورد مي كنند (خوبروی پاك، همان: 78) برخي كشورها، اقليت هاي ديني را تحت شرايط خاصي پذيرا هستند يا قوانين تبعيض آميزي دربارة اقليت هاي مذهبي به كار مي برند. اينان به صورت قانوني يا عرفي، عرصه را بر اقليت ها تنگ نموده ، حقوق آنها را تضييع مي كنند؛ به عنوان نمونه ، وضعيت كنوني مسلمانان در انگلستان و فرانسه يا وضعيت شيعيان در عراق در دوران گذشته. در كنار اين دو دسته، كشورهايي هستند كه به تعلقات مذهبي اهميت نمي دهند و نسبت به عقايد ديني ساكنان كشور بي تفاوتند ( صالحی، 1388: 156- 157).

2-4-3 قومیت یا نژاد19
قوميت معادل Ethnicity برگرفته از ریشه ی یونای Ethinikos و آن نیز صفت واژه ی یونانی Ethnos است و به گروهي اشاره دارد که با ویژگی های بنيادي از قبيل زبان ، آداب و رسوم و ميراث تاريخي ، از ساير گروه هاي اجتماعي كه داراي پيوستگي و همبستگي نژادي هستند، متمايزند. از قوميت ها به عنوان اقليت ها و گاهي در عباراتي صميمانه تر به عنوان خرده فرهنگ عمومي يك جامعه ياد مي كنند ( صالحی، 1388: 36). مفاهيم جديد قوم و قوميت در دهه 60 قرن بيستم ظاهر شدند؛ يعني پس از موج سوم تشكيل دولت هاي ملي در كشور هاي مستعمره سابق كه پس از جنگ جهاني دوم و كاهش قدرت نظامي اروپاي غربي به استقلال رسيده و دولت هاي مستقل خود را تشكيل داده بودند ( گروه پژوهش های فرهنگی و اجتماعی، 1387: 15). این واژه اغلب برای اشاره به گروههای گوناگون نژادی یا ملی به کار می رود و آن ها را به سبب رسوم، هنجارها و نظام باورهای مشترک شان دسته بندی می کنند. هنگامی که گروهی را قومی می نامیم، اغلب بدان معناست که آن گروه در اقلیت است و گرایش ها یا سنت های آن با گرایش و سنت های اکثریت اعضای جامعه متفاوت است ( ادگار و سجویک، 1388: 399).
قومیت عبارت است از گروهی که از نظر زیست شناسی، حداقل چند نسل پایندگی و ماندگاری داشته باشند، ارزشهای فرهنگی مشترک داشته باشند، فضای ویژه ارتباطی وکنش و واکنش مخصوص به خود را داشته باشند، به عنوان واقعیتی جداگانه از دیگر گرو هها، خود را بشناسند و دیگران نیز آ نها را به این عنوان بپذیرند ( نوربخش، 1387: 69). کلی ترین مفهوم قومیت به منزله « سازمان اجتماعی متفاوت فرهنگی» می باشد. واژه گروه قومي در ادبيات انسان شناسي معمولاً به جمعيتي اطلاق مي شود که داراي خود مختاري زيادي در بازتوليد زيستي خود باشد. ارز ش هاي فرهنگي اساس مشتركي داشته باشد كه درون اشكال فرهنگي با وحدت آشكاري گرد هم آمده باشند و يك ميدان ارتباطي و كنش متقابل سازنده داراي يك احساس تعلق به يك واقعيت بيروني باشند كه آنها را از ديگران تفكيك مي كند ( برتون، 1380: 1).
“ويكتور كوزلف” قوم شناس مي گويد ” قوم يا همبودي قومي ، يك سازمان اجتماعي شكل يافته اي است كه در پهنه سرزميني معين قرار دارد و مردمي را كه در طول تاريخ با هم پيوندهاي اقتصادي ، فرهنگي، خويشاوندي برقرار كرده اند، تحت پوشش قرار مي دهد” ( دژم خوی، 1380: 25).
” ماکس وبر20″ گروهی را که اعضایش پیشینه ی تاریخی مشترک، فرم فیزیکی همانند، آداب و رسوم و باور همانند و یکسان داشته باشند، گروه قومی می داند. “الکساندر” قومیت را این گونه تعریف می کند: “ویژگی های اولیه ی واقعی یا تصویری که باعث پیوند یافتن گروهی از افراد به دلیل وجود نژاد، مذهب و ریشه ی ملی21 مشترک، به اضافه ی زبان و یا ویژگی های فرهنگی مشترک دیگر می گردد که ناشی از سرزمین آبا و اجدادی مشترک است”( صالحی، همان: 38-39). قومیت مفهومی فرهنگی است که بر داشتن هنجارها، ارزش ها، باورها، نمادها و اعمال فرهنگی ( آداب و رسوم، نوع پوشش، غذا و کالاهای مادی) مشترک تمرکز دارد. صورت بندی گروه های قومی بر دال های فرهنگی مشترکی تکیه دارد که در شرایط خاص تاریخی، اجتماعی و سیاسی توسعه یافته اند (بارکر، 1391: 446).
گرچه مفهوم نژاد از لحاظ علمي مردود است ، اما هزار ان منش اكتسابي و مشترك ميان گروه هاي بشري وجود دارد كه به گونه هاي مختلف از نسلي به نسل ديگر انتقال مي يابد؛ مانند باورها، روش زندگي، آيين ها و غيره كه ناميد و به وسيلة قوم- فرهنگي مجموعة اين منش هاي مشترك را مي تواناين منش هاست كه مي توان قومي را از قوم ديگر تشخيص داد (خوبروي پاك، همان: 86). قوم و قوميت معطوف به ويژگي هاي فرهنگي يك مجموعة جمعيتي است؛ به طوري كه اكثر كشورهاي جهان از تنوع قومي برخوردارند و باور به تفاوت نژاد ها و ملت هاي گوناگون به ويژه در كشورهاي جهان سوم وجود داشته و معمولاً از انگيزه هاي نژادي – قومي براي بسيج افراد، طرد ديگران و تسهيل مديريت بهرة فراواني برده مي شود (صالحی، 1388: 159). عوامل مؤثر در تنوع قومي همان عواملي هستند كه سبب مرزبندي آنهاست. اين عوامل يا عناصر فرهنگي عبارتند از: نام، زبان، دين، آداب و رسوم، موسيقي و رقص، لباس، احساس تعلق و همبستگي و به طور كلي ، فرهنگ و تاريخ مشترك.گاهي ممكن است علاوه بر عوامل ياد شده، عوامل طبيعي مانند رودخانه، درياها و كوه ها نيز در مرزبندي اقوام دخالت داشته باشند (بهاروند، همان: 29). فرهنگ کلیه اشکال زندگی یک قوم، از جمله پایه هاي تفکري آن را تشکیل می دهد و این همچنین شامل تمام زمینه هاي فنی موجودیت آن قوم نیز می گردد (موهیمان22، 1976: 480).

ابعاد تنوع قومی
2-4-3-1 آداب و رسوم23
در واقع آداب و رسوم هر قوم و یا ملتی متشکل از جشن ها، بازی ها، نمایش ها، عزاداری ها، مراسم ازدواج، تولد و دفن و هر آنچه که باورهای عامیانه ی مردم آن سرزمین را به نمایش بگذارد، می شود. ملتها با آداب و رسوم و باورهاى خاص فرهنگ و محيط خود پايدارند و به زندگى ادامه می دهند. در آثار گذشته ى ايران جسته وگريخته به جنبه هاى مختلف زندگى عوام توجه شده است؛ ازجمله مطالعه ى آداب و رسوم و باورها در مرزبان نامه ى وراوينى و نيز اعتقاد و باورهايى كه از نظر برخى خرافى قلمداد شد ه اند، بيا نگر اين واقعيت است كه اين باورها زمانى زندگى انسانها را تحت تأثير قرار می داده اند. گاهى مطالعه ى آثار بازمانده ى فرهنگ عامه، چنان »روشن گر اخلاق و وضع روحى جامعه عصر خويش است كه هيچ كتاب تاريخ و جامعه شناسى نمی تواند چنين پرتوى بر زندگانى اجتماعى آن روزگار بيفكند ( محجوب، 1382: 68).
با توجه به تعاریف فوق مشخص می گردد که مردمان جهان از زمانهاي دور در پی آن بوده اند که راه هاي خاص و ملموسی را براي خود انتخاب کنند و خود را از گروه یا اقوام دیگر متمایز سازند. عناصر اصلی و قوي فرهنگ مردمان زبان ، مذهب ، آداب و رسوم و ارزش هاي آنهاست. مواردي که انسانها را از یکدیگر متمایز ساخته و شاخص ملیت و قومیت آنها می گردد. لذا آداب و رسوم یکی از عناصر ملموسی است گه هر قومی برای نشان دادن باور و احساسات خود بکار می برند.
2-4-3-2 غذا24
مردمان هر قومی برای زندگی و ادامه ی حیات به غذا احتیاج دارند. تعریف واژه ی غذا و یا به نوعی قوت انسان ها چیزی نیست که در این باب مورد نظر باشد؛ بلکه آنچه مورد نظر است غذا به عنوان تمام خوردنی ها است. انسان ها بر اساس مفتضیات زمانی و مکانی خویش برای تهیه ی قوت روزانه ی خود دست به

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درباره حقوق فرهنگی، گروه های اجتماعی، آداب و رسوم، هویت فرهنگی Next Entries منبع پایان نامه ارشد درباره صنایع دستی، هویت قومی، سیاست گذاری، اجتماعی و فرهنگی