منبع پایان نامه ارشد با موضوع کسب و کار

دانلود پایان نامه ارشد

پخش شد و فقط مراکز استان اين امکان را داشتند، مردم سرشان به کار خودشان بود زندگيشان همه تفنگف، فشنگ و جنگ بود». کاري به سياست نداشتند . امروزه هم در بعضي از مناطق که به تازگي برق آمده چند سالي است مردم به رسانه هايي مثل تلويزيون دسترسي پيدا کرده اند. به همين دليل است که سنت هاي گذشته مردم هنوز هم در حافظه جمعي آن ها بسار برجسته است. استفاده از رسانه هاي همگاني که پويش اجتماعي و زير بناي هر گونه تغيير و تحول در کشور بوده، دستخوش دگرگوني است .و الزاماٌ از هر طرح و برنامه اي که براي بهبود زندگي مردم مطرح مي شود، سهم درخور توجهي را به خود اختصاص مي دهد . حکومت ها با وسايل ارتباط جمعي بر افکار مردم و پويش تصميم گيري آنان تأثير مي گذارند. از آنجايي که رسانه هاي گروهي وسيله پخش اخبار و مطالب سياسي است. به دولت هايي که اين وسايل را به طور انحصاري در اختيار دارند، سعي مي کنند مردم را با مسائل سياسي آنهم به نحوي که در تعارض با منافع حکومت آنان نباشد، آشنا و درگير کنند به عبارت ديگر مي توان گفت ، وسايل ارتباط جمعي بويژه تلويزيون و راديو يکي از عوامل سياسي شدن مردم است(داوري ، ويدا ، ص 33)
عناصر برجسته محور اقتصادي در حافظه جمعي قوم بلوچ
يکي از ابعاد مهم حافظه جمعي بلوچ جنوب کرمان، تجربه هاي زنده آنها از ابعاد زندگي اقتصادي بوده است، گذشته اقتصادي مردم بسيار با اهميت بوده است، و نقش اساسي در زندگي آنها ايفا مي کرده است. در گذشته هاي دور ابتدا روابط اقتصادي آنها به صورت کالا به کالا بوده است، مسائلي مثل خريد و فروش کنيز، مهاجرت به دليل فقر، حوادث اقتصادي، رفتارهاي تأثيرگذار اقتصادي مردم، در زندگي گذشته ي آنها بسيار پررنگ بوده است. اقتصاد خاني
قوم بلوچ از همان ابتدا عشيره اي و طايفه اي زندگي مي کرده است. قبل از انقلاب در اين مناطق خان ها حکومت مي کردند در آمد و استقلال مردم وابسته به خان بوده است در واقع انسان ها مثل يک ابزار در خدمت شخص خان بوده اند، از ميزان ساعت کاري و مقدار تلاشي که بر روي زمين کشاورزي انجام مي دادند، در آمد و بهره شان بسيار ناچيز ونا برابر بود، سردار( ر) مي گفت : «يک خان يک زميني داشت. حالا 200نفر ، 300 نفر کار گر بودند ، شبانه روز تحت امر اين بنده خدا کار مي کردند ، گندم مي کاشتند. مثلاً يک چهارم اين اين گندم را مي دادند به کار گرها . حلا ده تا کارگر اگر1000من گندم برداشت مي کردند 250من براي خودشان بر مي داشتند . آدم بود که در 6ماه کار 5من گندم گيرش مي آمد». اگر با ديد اتيک (بيروني) به اين مسئله نگاه کنيم مي توان گفت اينجا خبر از ايده ي مارکسيست نبود و مردم در واقع ابزار و بنده بودند، البته در بعضي مناطق هم وضع به اين شکل نبود ومردم در بعضي کوهها وبعضي از روستاها دامدار مي کردند و عده اي هم خودشان کشاورزي مي کردند. به طور کلي آنچه از حافظه جمعي قوم بلوچ جنوب کرمان در دوره ي زماني قبل از انقلاب استخراج شده و از تجربه هاي اقتصادي آنها بر مي آيد آن است که اقتصاد ايشان وابسته به شخص خان بوده و تصميم گيري ايشان با توجه به نظر خان انجام مي شد.
مبادله کالا به کالا
يکي از ابتدايي ترين شکل هاي اقتصاد در گذشته هاي دور رد و بدل کردن کالا هاي مورد نياز با يکديگر بوده است. اين شيوه ي زندگي هم از آنجا که در دوران خود نقش بسزايي در شکوفايي اقتصادي داشته است، امروزه هم با توجه به وضعيت اقتصادي کنوني، نقشي پررنگ در حافظه مردم از دوره ي رضا شاه به جاي گذاشته است.
قبل از انقلاب عده اي بودند که توليدات دامي وپشم گوسفندان خود را به مناطق ديگر مي بردند ودر مقابل آن مواد غذايي واقلام مورد نياز را مي گرفتند خير مراد مي گويد « پشم گوسفندان را در حوزه ي بم مي فروختند و در آن جا براي خود مواد غذايي مي گرفتند». آنچه انسان از محصول زحمت خود بدست مي آورد به آساني نمي خواهد از دست بدهد بلکه متاعي را در برابر عوض مي خواهد مبادله کند. انسان هر وقت توانست که برخود تسلط يابد و ضعف و سستي را کنار بگذارد و با اشتياق فراوان به دنبال کسب و کار شتافت تا ضرورت هاي زندگي و نياز هاي طبيعي اش را برطرف سازد. گاهي در اين زمينه مجبور مي شود که چيزي و عوضي بپردازد. تا مطاع و کالاي مطلوب را بدست آورد(ابن خلدون ،مقدمه ،ج3ـ ص895)
غذاي اصلي براي خوراک قوم بلوچ گندم بود و در آمدشان بيشتر از راه کشاورزي بود . قبل از انقلاب وضعيت دامي مردم خوب بوده است اکثراٌ شتر وگوسفند داشتند و براي ارتزاق خود هم بيشتر گندم مي کاشتند. فقير شاهي مي گفت «در اين مناطق چاه دستي داشتند که بهش دولاب مي گفتند، دوتا چوب دو طرف چاه مي گذاشتند و آب مي کشيدن و گندم مي کاشتند توي دره درخت خرما داشتند. قبل از انقلاب همه از اوضاع اقتصادي راضي بودند . چون اگر چيزي هم در خانه شان براي خوردن نبود . يک گوسفند مي کشتند و مي خوردند ،گوسفند زياد بوده است » . مي توان گفت يکي ديگري از مقولات کشف شده از حافظه ي قو م بلوچ در دوره ي زمان قيل از انقلاب نوع کالا هاي مصرفي آن ها و تبادل آنها با کالا هاي مورد نياز خودشان بوده است.

خريد و فروش غلام و کنيز
سيستم برده داري شکلي از قشربندي اجتماعي است که در آن انسانها مي توانند مالک يا ما يملک ديگران باشند و در چنين سيستمي انسان مي تواند بصورت کالايي در آيد که قابل خريد و فروش باشد (خالدي ، سمانه : ؛ص 254) معمولاٌ اسيران جنگي را به عنوان غلامي مي فروختند و از آن ها براي توليد بيشتر کار مي کشيدند ، در نتيجه اسيران جنگي تبديل به برده يا بنده مي شدند(مانتفيلد،آن ، 8)
تا حدود سال هاي 50در اين منطقه کنيزان وغلامان خريد وفروش مي شدند اين غلام ها وکنيزان به عنوان اصلي ترين نيروي کار در اين منطقه اشتغال داشتند، سردار (س) مي گفت «مثلاً من يک غلام داشتم و کس ديگري يک کنيز داشت اين ها با هم ازدواج مي کردند وبچه هايشان را بين خودمان براي کار نصف مي کرديم . غلام ها در اين منطقه نشانه هايي خاصي داشتند معمولاً سياه رنگ و مردماني با موهاي پيچ در پيچ بوده اند اين برده ها بيشترشان از کشور هاي آفريقايي مثل تانزانيا به اين منطقه آورده شده بودند » در اين مناطق خريد و فروش برده به صورت رسمي و قانوني وجود داشته است. برده ها در قبال خدمتي که مي کردند. مزدي نمي گرفتند و فقط مالک آنها به آنها غذايي و پوشاکي مي داده است.
نکته اي که وجود دارد اين است که دولت وحکومت در آن زمان، هيچ امکاناتي در اختيار مردم جهت کار به عنوان مثال زميني براي کشاورزي يا موتور آبي جهت کشت و… به هيچ وجه در اختيار کسي قرار نمي داد و مردم هم جهت انجام کارهاي شان اقدام به خريد برده مي کردند، با خريد برده مالک او مي شدند و در همه زمينه ها برده از ارباب خود اطاعت مي کرد. تجربه زنده قوم بلوچ در اين زمينه نشان مي دهد که برده ها و کنيزان فقط در ميان خودشان مي توانستند ازدواج کنند و در بسياري از زمينه ها از آداب و معاشرت در زندگي ديگر مردم محروم بودند.

مهاجرت گسترده
از آنجايي که مردم از لحاظ اقتصادي به کشاورزي و دامداري وابسته بودند و هيچ امکان ديگري هم براي زندگي کردن نداشتند اتفاق مهمي که در اين سال ها (37 تا 42 ) افتاد خشکسالي بي سابقه اي بود که باعث از بين رفتن دام ها وکشاورزي مردم شده آن زمان هم که امکاناتي مثل موتور آبي نبوده که بتواند در زمان خشکسالي جايگزيني براي آب کشاورزي باشد مردم اين منطقه مجبور به مهاجرت از اين منطقه شدند، مهاجرت گسترده به شهرها و کشورهاي ديگر ، آقاي (ف) مي گويد :« تمام مردم اين منطقه آواره شدند به پاکستان ، دبي، ابو ظبي و آبادان رفتند » وضعيت اقتصادي اين قدر به مردم فشار آوردکه مجبور به مهاجرت شدند، قبل از انقلاب مردم کپر پيشي هم نداشتند از درخت خرما حصيري درست مي کردند و يک خانه اي سر پا مي کردند ، کفش هايشان هم از درخت خرما درست مي شد . اين مقوله آنقدر در زندگي مردم بلوچ تأثير گذار بوده، که به عنوان يک تجربه زنده نه تنها در حافظه سرداران بلوچ بلکه مشاهدات محقق نشان مي دهد که اين مسئله در حافظه اکثر مردم بلوچ هم زنده و پويا است.

مهاجرت مردم بلوچ قبل از انقلاب
نهادها و حوادث مهم و تأثير گذار
قطعاٌ يکي از مهم ترين حوادثي که بيشترين نقش و تأثير را در زندگي مردم داشته است، حوادثي بود که بعد از انقلاب رخ داده است، وجود نهادها و شرکت هاي دولتي که همه آن را از برکت انقلاب مي دانند و نقشي که اين نهادها در تغيير زندگي مردم بعد از سال ها داشتند همچنان زنده در خاطره ها مانده است. اين نهادها و حوادث يکي از مقوله هاي اصلي و به عنوان يک تجربه زنده در بعد اقتصادي مردم بلوچ جنوب کرمان در سال هاي بعد از انقلاب و جنگ تحميلي بوده اند. يکي از مواردي که بسيار به مردم کمک کرد واز برکات انقلاب براي مردم بلوچ بوده است. شرکت هاي عشايري و همچنين جهاد سازندگي بوده است . اين نهاد هاي انقلابي، خدمات بسيار گسترده اي را در زمينه هاي مختلف اقتصادي در دوران بعد از انقلاب و جنگ تحميلي به مردم ارئه دادند ودر واقع نقطه ي قوت و تأثير گذار وضعيت رفاهي مردم بودند.
بعد از انقلاب جمهوري اسلامي امکان هاي زيادي را در اختيار مردم قرار داد. در زمينه هاي مختلف کارهاي زيادي انجام گرفت، در زمينه ي اقتصادي اولين گامي که صورت گرفت آموزش بود، اين آموزش جهت کار کشاورزي که مختص اين منطقه است بود. کم کم در بعضي مناطق برق آمد، چاه حفر شد، به مردم زمين جهت کشاورزي و همچنين موتور آب دادند، و بعداز دوران جنگ کم کم وام هايي را جهت کار به مردم دادند، سردار (ر) مي گويد« قبلاً يک زمين بود بين100 نفر تقسيم مي شد اما الان همه زمين دارند يکي از موارد ديگر زدن قنات ها متعددي بود».
حاج آقا( الف) مي گويد «در زمان آقاي هاشمي به مردم زمين دادند و تسهيلات دادند، اما بعد از دولت آقاي هاشمي اين وضع دوام پيدا نکرد بسياري از قنات ها خشک شدند و وضع مردم کم کم بدتر شد »

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع آداب و رسوم Next Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع امنيت، طايفه، اشرار، خرابکاري