منبع پایان نامه ارشد با موضوع کاهش اضطراب، برون داده

دانلود پایان نامه ارشد

مطابق نتايج بدست آمده از اين تحقيقات، شركت كنندگان در سطح بالايي پريشاني داشته، داراي تعارض بوده و ضعيف و بي جان بودند. آنها همچنين دلبستگي مطمئن داشتند، سطح بالايي از علاقه رمانتيك را از خود نشان دادند علي رغم اين كه سطح بالايي از ارضاء جنسي را داشتند، برخي از ملاحظات مربوط به جدايي و تجارب قبلي در مورد درمان زناشويي را نشان دادند. يافته ها همچنين پيشنهاد كرد كه اين زوج ها انگيزش در سطح بالايي داشتند تا در برنامه آموزشي Pairs شركت نمايند.
در مطالعه و تحقيقي كه توسط ترنر (1998 )انجام شد اثربرنامه آموزش Pairs بر روي برون داده هاي فردي، سبك هاي ارتباطي بزرگسالان، استفاده از همانندسازي فرافكني و ادراكي، اختلاف و دعواهاي بين زن وشوهر مورد ارزيابي و سنجش قرار گرفت. در اين تحقيق 75 نفر شركت كننده وجود داشت و 45 نفر آنها به عنوان گروه كنترل بودند. مقايسه آزمون t در مورد تغييرات گروه هاي نشان داد كه مداخله برنامه آموزش Pairs اثر مثبتي بر روي سبك تعامل، حمايت اجتماعي ودعواهاي بين زن و شوهر داشته است. مشاهدات كيفي، بهبود در سبك تعامل بزرگسالان و زوج هايي كه همانند سازي ادراكي را از خود نشان دادند را به اثبات رساند اما برروي آنهاييكه همانندسازي فرافكني را از خود نشان دادند به اثبات نرسيد(گوردون و دورانا، 1999).
آموزش در حوزه درمانهاي جنسي و زناشويي که در حال تكامل هستند نيز نشان دادهاند اگر درمان، صميميت بين زوجين را افزايش ميدهد، رضايت جنسي نيز افزايش خواهد يافت(گريگ264، 2003). بسياري از مطالعات مستقيماً صميميت را مورد ارزيابي قرار نميدهد بلكه بين صميميت و عملكرد با تمركز بر عوامل مرتبط با صميميت همچون رضايت زناشويي را مورد بررسي قرار مي دهند(مککيب265،1997) تعدادي از مدل هاي تئوريكي رابطه صميميت و اختلال عملكرد جنسي را توصيف مي كنند. فيش، فيش و سپرينکل266(1984) بيان داشتند كه فقدان صميميت، منعكس كننده مشكلات ارتباطي مي باشد كه خود منجر به اختلال عملكرد جنسي مي شود. هم چنين اختلال ميل جنسي با احساس صميميت نسبت به همسر رابطه دارد( تراويس و تراويس، 1986). شواهد آماري نيز نشان مي دهد که دو سوم جدايي و طلاق زوجين به علت عدم توافق زوجين برسر مسائل مقاربي و زناشويي مي باشد(نويد،1382). نزو، نزو و لومباردو267(2004)، بهبود تمايلات جنسي را از طريق آموزش هاي که مبتني بر کاهش اضطراب و نيز تمرکز حسي و کاهش شناخت هاي ناکارآمد و طرحواره هاي ناسازگاران? جنسي است، گزارش مي نمايند. ليندا و همکاران(2007) نيزاثربخشي درمان شناختي- رفتاري را بر بهبود روابط جنسي گزارش نموده و بيان مي کنند که اين شيوه موجب تقويت و حفظ احساس هاي خوب جسمي و رواني بين زوجين مي گردد. ضمن اينکه ويچز، باچ و بارلوا268(2008) هم بيان مي کنند که در آموزش شناختي- رفتاري فرد ياد مي گيرد که با استفاده از توانايي حل مسأله با افکار منفي خود در بار? مسائل جنسي مبارزه کند و به بهبود روابط بين فردي خود کمک نمايد.
گفتار دوم: تحقيقات انجام گرفته در مورد سبکهاي عشق ورزي
اگر چه پژوهشهاي اندکي در تفاوتهاي جنسيتي در مورد مفاهيم عشق صورت گرفته است اما در همين اندازه زنان در مقايسه با مردان نمرات بالاتري در بخشهاي عشق همدلانه بدست آورده اند، همين طور زنان در همسر گزيني و روابط زناشويي نيز تجربه عشق همدلانه را بيشتر از مردان گزارش مي کنند(استرنبرگ، 1382 ). شواهد متعددي نيز از اين نظرکه مردان ديدگاه رمانتيک تري درباره عشق دارند حمايت مي کند. براي نمونه مردان سريعتر عاشق مي شوند و به احتمال قوي در مقايسه با زنان عقايد رمانتيک را مي پذيرند همچنين مردان نمرات پايين تري در مقايسه با زنان در بعد پراگماي مقياس هندريک و هندريک بدست مي آورند که يک جهت گيري غير رمانتيک را بين به عشق مي سنجد. ارتباط ميان جنسيت و بعد اروس عشق، وضوح کمتري دارد زيرا نوعا” تفاووتهاي جنسي در اين زمينه يافت نشده است( بك، 1384).
به طور کلي به نظر مي رسد که جهت گيري مردان نسبت به عشق، رمانتيک تر از زنان است. اگر چه بي ثباتي هايي در يافته ها وجود دارد، اما شواهدي نيز هست که مطرح ميکند که مردان ديدگاه جنسي گرايانه تري از عشق در مقايسه با زنان دارند( بك، 1384). در مطالعه اي 28/0 مردان، مسائل جنسي را بعنوان مهمترين هدف در ارتباط است، درجه بندي نمودند، در مقايسه تنها 9/0 زنان اينگونه جواب دادند به طور مشابه در تحقيق روي کارکردهاي عشق، مردان تقريبا” چهار برابر بيشتر زنان، کارکردهاي جنسي را معرفي نمودند. بطور خلاصه از ديدگاه بين فردي، دو پيش بيني صورت گرفته است: يکي اينکه زنان ديدگاه همدلانه تري از عشق در مقايسه با مردان دارند و ديگري اينکه مردان نسبت به زنان، ديدگاه هيجاني تري از عشق را مي پذيرند. پژوهش هاي صورت گرفته اين موارد را تاييد مي کنند( بوسكاليا، 1377).
ريزواري(1992) در ايالات متحده ابعاد عشق در مردان و زنان را با توجه به مساله رضايت زناشويي،متغيير هاي سن و موقعيت هاي اجتماعي مورد بررسي قرار دارد. نمونه وي متشکل از 89 مرد و 125 زن با درجه سني 19 تا 22 سال بود. نتايج آزمون نشان داده که استورگ و آگاپه، بيشترين ابعاد گزارش شده توسط شرکت کنندگان هستند، احتمالا” مردان بيشتر از زنان ابعادآگاپه را تاييد مي کنند و زنان نيز احتمالا” بيشتر از مردان بر بعد پراگما تاکيد دارند. بعلاوه مردان مسن بيشتر از مردان جوان بر بعد پراگما اهميت مي دهند ولي در عملکرد زنان در سنين مختلف تفاوتي ديده نشده است(نقل از( بوسكاليا، 1377). رابطه ميان رضايت از روابط زناشويي، با ابعاد اروس، استورگ وآگاپه ديده شد. همبستگي معکوس نيز ميان لودوس، با رضايت از روابط مشاهده گرديد. البته در نهايت تعامل معنا داري ميان رضايت از روابط با موقعيت اجتماعي و جنسي يافت نشد(پك، 1376). پژوهش ديگر نيز توسط برناردز و همکاران در پرتغال صورت گرفت که تفاوتهاي جنسي در عشق را بررسي نمود نتايج، تفاوتهاي معنا داري ميان زنان و مردان پرتغالي نشان داد. زنان در پراگما نمره بيشتري بدست مي آورند، در حاليکه مردان در اروس وآگاپه نمرات بالاتري داشتند(به نقل از فرحناك، 84 ـ1383). در مطالعه ديگر که توسط يلا در اسپانيا صورت گرفت، ارتباط متغيير هاي روانشناختي و بين فردي مرتبط با رفتار جنسي، نگرشها و عشق، مطالعه شد. همبستگي و تجزيه و تحليل رگرسيون مشخص نمود که تعهد و صميميت و ميزان و نوع ارتباط هاي جنسي، همه، عوامل مهمي در ارتباط با عشق و رضايتمندي زناشويي هم براي مردان و هم براي زنان بشمار ميروند(به نقل از فرحناك، 84 ـ1383).
مورد،کلارک و براک(1999) در انگليس در يک پژوهش ارتباط ميان ابعاد عشق و چگونگي روابط (کيفيت روابط ) رمانتيک را در 186 دانشجوي ليسانس و همسران آنها مورد آزمايش قرار دادند نتايج بيانگر آن بود که نمرات ابعاد عشق در اروس، لودوس و آگاپه شديدا” با کيفيت ارتباط ها همبستگي دارد(كوپر، 1377).
مونتمگري و سورل در ايالات متحده مقياس نگرش عشق را جهت آزمودن تفاوتهاي آن در 4 گروه خانوادگي (گروه اول: مجرد و دانشجو، گروه دوم: متاهل بدون فرزند، گروه سوم: داراي فر زند که با آنها زندگي ميکرد،گروه چهارم: داراي فرزند که خانه را ترک کرده است ) به کار بردند. نمونه آنها مرکب از 122 مرد و 128 زن بود که در دامنه سني 17 تا 80 سال قرار داشتند. تفاوتهاي معنا داري در چندين خرده مقياس بين گروهها يافت شد. بيشترين تفاوتها بين گروههاي متاهل و مجرد بود همينطور ميان نگرشهاي عشق و رضايت از زندگي در تمام گروهها همبستگي مشاهده شد بطوري که اروس و آگاپه در تمام مراحل زندگي با رضايت همبستگي مثبت و بعد لودوس ارتباط منفي با رضايت داشت استورگ در خانواده هاي داراي فرزند در منزل با رضايت همبستگي معنا دار داشت و ابعاد پراگما و مانيا در هيچکدام از گروهها با رضايت همبسته نبود(لاو، 1384). در پژ وهش ديگري که توسط فري و حجت در ايالات متحده انجام شد ارتباط ميان نگرشهاي عشق با استفاده از مقياس نگرش عشق (LAS) هندريک و هندريک و تعهد همسر مطالعه گرديد. ابعاد اروس،استورگ،پراگما، مانيا و آگاپه با تعهد همسر همبستگي مثبت داشتند. در حاليکه لودوس به صورت منفي با تعهد همسر همبسته بود. همينطور گراد و فريز و مونتمگري و سورل( 1997)دريافتند که افراد متاهل نسبت به افراد مجرد نمرات پايين تر در بعد لودوس عشق بدست مي آورند(لاو، 1384). در پژوهش کرامر(1992)تحت عنوان ابعاد عشق رمانتيک در نوجوانان مونث انگليسي، نتايج نشان داد که زنان جوان 16 -17 ساله آمادگي دارند ميان تعداد قابل توجهي از اشکال متفاوت عشق رمانتيک تمايز قائل شوند. در ضمن مشخص شد پنج تا از سبک هاي عشق (هندريک و هندريک ) شبيه به پنج مولفه ي رابين در مقايس هاي عشق و دوست داشتن او هستند، بدين صورت که وابستگي با مانيا، کمک مندي با آگاپه، غرق شدن با اروس،احترام – پراگما و تشابه با استورگ رابطه معني داري دارند(لوين و همکاران، 2006). هازبورگ در پژوهشي تحت عنوان عشق سه بعدي درآلمان به اين مسئله پرداخت که آيا ابعاد نظريه عشق ( مثل نظريه استرنبرگ ) در ادراک فرد از روابط عاشقانه نيز بازتاب دارند؟ نتايج نشان دادند که نظريه ي مثلثي عشق به طور معنا داري مرتبط با قضاوتهاي مشابهت افرادند. با اين حال تحليل هاي رگرسيون چند گانه مشخص کرد که فقط بعد شهوت به طور منفرد قابل شناسايي است. اما با اينکه داده هاي حاضر حمايت قوي از نظريه مثلثي استرنبرگ نمي کند با اين وجود، آنها بر مثمر ثمر بودن چنين و ديگر ابعادي در عشق تاکيد مي کنند(عيسينژاد، شماعي و احمدي، 1387).
از آنجايي که بيشترين تحقيقات تجربي در زمينه عشق با ديدگاه فرهنگي منحصرا” در غرب و بخصوص در آمريکاي شمالي ( بويژه در ايالات متحده ) انجام گرفته است و از طرف ديگر تحقيقات متعدد نشان مي دهند که ماهيت عشق در ميان فرهنگها پيچيده تر از آن است که قبلا” فرض مي شد، انجام پژوهش هاي بين فرهنگي لازم به نظر مي رسند که البته کار نظري و تجربي اندکي در زمينه هاي فرهنگي ميان ارتباطات عشق صورت گرفته که به چند تحقيق اشاره مي شود. يکي از اولين افراد در اين زمينه، گراس 1944 بود که اولين مقياس سنجش نگرشهاي مربوط به عشق نيز به او نسبت داده مي شود. اسپريچر 1986 ابزارهاي ديگري ساخت و آزمايش نمود. فليبرک اولين بار به تفاوتهاي فرهنگي در تصورات عشق توجه نمود. وي مقياسي براي آزمودني هايي از سنگال، اوگاندا، و ايالت متحده به کار گرفت. آزمودني هايي از آلمان، ژاپن و ايالت متحده را با هم مقايسه نمود. بر طبق نظر وي عشق رمانتيک در فرهنگ هايي که کمتر سنتي هستند و در خانواده هاي هسته اي، بيشتر بها داده مي شود و در فرهنگ هايي که در آنها شبکه هاي گسترده خويشاوندي، قوي است و عشق ممکن است انتخاب هاي تصويب شده خانوادگي و مورد ازدواج را بر هم زند اهميت بسيار کمتري دارد(عيسينژاد، شماعي و احمدي، 1387).
همچنين در يک بررسي ديگر سيمونز و همکاران(1989) دانشجويان فرانسويها، باورهاي قويترعشق رمانتيک سنتي حتي نسبت به آمريکاييها دارند، همچنين نمونه آمريکايي، نگرش عمل گرايي نسبت به مسئله عشق و ازدواج را منعکس نمود. علاوه بر اين، نگرش هاي عشق دانشجويان تايواني مشغول به تحصيل در ايالات متحده و دانشجويان آمريکايي، با استفاده از مقياس لي، ارزيابي گرديد. اين مقايسه بيانگر آن بود که دانشجويان تايواني منعکس کننده فرهنگ شان نيستند و تمايل زيادي به انعکاس نگرش هاي فرهنگ کشور ميزبان را دارند.
پارا و همکارانش(1998)عقيده دارند که بايد دامنه فعاليت هاي بين فرهنگي در زمينه عشق را در آمريکاي لاتين گسترش دهند، به همين منظور ابعاد عشق را در ميان دانشجويان واقع در مکزيک مورد بررسي قرار داد.
نتو و همکاران(2000) نيز مقياس کوتاه 24 گويه اي هندريک و هندريک را در کشورهاي متعددي اجرا نمودند اين کشورها شامل آنگولا، موزامبيک در آفريقا، موکوائو در آسيا، فرانسه، پرتغال و سويس در اروپا و برزيل در آمريکاي جنوبي مي شد. اولين هدف از

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع عزت نفس، ارزش ها و نگرش ها، ارتباط مؤثر Next Entries مقاله رایگان درباره مشارکت سیاسی، جامعه شناسی، جامعه شناسی سیاسی