منبع پایان نامه ارشد با موضوع کارآفرینی، جامعه شناختی، ریسک پذیری

دانلود پایان نامه ارشد

نوآوری است
افسانه: کارآفرینان ریسک پذیری بالایی دارند و با خطر بازی میکنند.
واقعیت: کارآفرینان ریسک معقول و معتدل را پذیرا هستند.
افسانه: کارآفرینان فاقد مهارتهای محاسباتی و تجزیه و تحلیل هستند و بصورت شانسی عمل میکنند..
واقعیت: کارآفرینان به صورت حساب شده منطقی عمل میکنند.
افسانه: کارآفرینان قدرت طلب و خواهان ایجاد امپراطور هستند.
واقعیت: کارآفرینان معتقدند دنیا کوچک و زیبا است.

این ویژگیهاي کارآفرینان با هم ارتباط دارند، به طوري که پژوهش ها نشان داده است کشف فرصت کارآفرینانه، مقدار زیادي تحمل ابهام را شامل می شود. همچنین توانایی ایده پردازي و نوآوري، نیازمند برخورداري از ویژگی تحمل ابهام است. این ویژگی نیز با ریسک پذیري رابطه مستقیم دارد]59[. در بحث عوامل مؤثر بر کارآفرینی، به طور کلی دو فرایند مهم نظریه سازي در کارآفرینی وجود دارد:
فرایند روان شناختی
فرایند جامعه شناختی

پژوهشگران روان شناختی، به دنبال تشخیص ویژگی هاي روانی کارآفرینان هستند. این ویژگی ها با عملکرد کارآفرینانه ارتباط دارند. تاکنون سه عامل اساسی در خصوص کارآفرینان مورد بررسی قرار گرفته است که عبارتاند از آثار روانی، مشخصات شخصی و آثار تجربه قبلی فرد]66[. گرایو و سالاف32(2003)، در مورد شکل گیری فرایند کارآفرینی به نقل از ویلکن مراحل زیر را بر می شمارد:
مرحله انگیزش: که که کار آفرین ایدههای اصلی اش را بیان میکند و مفهوم مشتمل را توسعه میدهد.
مرحله برنامه ریزی: که کارآفرین برای ایجاد شرکت آماده میشود، ضمناً دستیابی به دانش و منابع مورد لزوم در این مرحله جزء فعالیتهای ضروری میباشد.
مرحله ایجاد: زمانی که کارآفرین یک شرکت را ایجاد میکند، که البته در این مرحله تمرکز بیشتری بر فعالیتهای روزانه ، مبادله و حل مسأله میباشد.

لامپکین و دس33(1996)، عناصر کارآفرینی را در پنج عامل زیر خلاصه میکنند:
نو آوری: قایل به به کارگیری عقاید جدید، تجربیات نو، فرایدهای خلاق، که به فرایندهای فنی جدید و روشها و خدمات و تولیدات جدید منجر میگردد.
ریسک پذیری: به کار گیری منابع در در جاهایی که اطمینان آن کمترو مخاطرات آن بیشتر است.
رفتار اثر گذار: در فرهنگ و بستر فرهنگ اثرگذار عبارت است از اقدام برای پیش بینی مشکلات ، نیازهای آتی یا تغییرات، یک چشم انداز رو به جلو منظور نظر باشد و برای تحقق آن نو آوری عامل اساسی به حساب آید.

کونوال و پرلمن34 (1990)، ویژگیهای رفتاری و انگیزشی مشترک کارآفرینان درون سازمانی را درقالب مشخصههایی به شرح ذیل بیان کرده است:
احساسات و انگیزههای اولیه: تحریک کننده اصلی در کارآفرینان درون سازمانی، شور و هیجان برای ارائه ایده، کنجکاوی تعهد باورهاست.
خدمات به خود سازمان: کارآفرینان درون سازمانی خشنودی خود، مشتریان و حامیان سازمان را فراهم میسازد.
روابط با افراد دیگر: سایر کارکنان برای موفقیت کارآفرینان درون سازمانی عنصری حیاتی هستند. کارآفرینان درون سازمانی نیازمند حمایت و کمک کلیه کارکنان سازمان هستند.
رهبری: کارآفرینان سازمانی ، رهبرانی هستند که دیگران را توانمند میسازند و از ایدههای آنان حمایت میکنند.
سبک حل مسئله: کارآفرینان درون سازمانی انتظار رخدادمسائل را دارند و اقدام به حل مسئله مینمایند آنان ضمن توجه به درون سازمان، از محیط بیرون آن نیز غافل نیستند.
مهارتهای سازمانی: کارآفرینان درون سازمانی توانایی جذب منابع ، حمایت و اطلاعات از درون سازمان را دارند.
ارتباطات: کارآفرینان درون سازمانی قادرند با افراد در سرتاسر سازمان و خارج از ارتباط برقرار نمایند. این توانایی را دارند که این ایدههای خود و ظرفیتهای این ایده را با ظرافتی خاص تشریح کنند.
شکستها و ارتباطات: کارآفرینان درون سازمانی پروژههای مخاطره آمیز را از نظرها پنهان میکنند به نحوی که آنان میتوانند از اشتباهات خود درس بگیرند. بدون آن که هزینه های سیاسی ناکامی را در مقابل عموم افراد متحمل شوند.
ریسک پذیری: کارآفرینان درون سازمانی خواهان ریسک هستند آنان این ترس را ندارند که از سازمان اخراج شوند، به طوری که از این حیث ، برای خودشان مخاطره کمی قائل هستند.
ارزیابی بازار: کارآفرینان درون سازمانی به تحقیق و بررسی بازاری که در آن فعالیت دارند، میپردازند و با استفاده از قدرت تحلیلی و شهودی خود، بازار را مورد ارزیابی قرار میدهند.
تصمیم گیری جسورانه: کارآفرینان درون سازمانی، تصمیم گیرندگان برجستهای هستند و اغلب بدون داشتن اطلاعات کافی، اقدام به تصمیم گیری مینمایند.

در نظریه هاي جامعه شناختی نیز این موضوع مورد توجه است که چگونه محیط بر کارآفرینی تأثیر می گذارد. برخی از عوامل محیطی مؤثر بر کارآفرینی در حوزه جامعه شناختی عبارتاند از: اهمیت نرخ سرمایه گذاري سازمانها، عوامل سیاسی و خط مشی دولت، فرهنگ، موقعیت مکانی، حرفه اي شدن کارآفرینی]66[. جان استوارت میل35 (1848) ضمن ابداع واژه کارآفرینی در ادبیات انگلیس، نخستین فردي است که ریسک پذیري را عامل اصلی تمایز بین مدیر و کارآفرین معرفی کرد]59[.
نخستین بار ماکس وبر در آغاز قرن بیستم، تأثیر فرهنگ را بر کارآفرینی مورد تأکید قرار داد. به اعتقاد وبر، فرهنگ پروتستانتیزم براي انضباط، سخت کوشی، صرفه جویی، به تعویق انداختن کامجویی، گردآوري ثروت بدون مصرف تجملی و مباهات به توفیق اقتصادي، اهمیت قائل است. وي معتقد است که این رفتار، آموخته شده است و رقابت جویی، رفتار آنترپرینوري را تقویت می کند]31[.
یافته هاي پژوهش هاي پیشین، نشان میدهند که عواملی نظیر تجربه کاري، مدل هاي نقش، نارضایتی، تحصیلات و قابلیت هاي فردي، بر کارآفرینی تأثیر می گذارند. تجربه کاری36 به دلیل آشنا کردن فرد با بازار کار، نیز با ایجاد ایجاد دانش و شبکه هاي ارتباطی لازم و نیز پس انداز، بر کارآفرینی مؤثر است. مدل هاي نقش37 علاقه و یادگیري، بر کارآفرینی تأثیر می گذارند. نارضایتی38 نیز به صورت نارضایتی شغلی، نیاز به استقلال بیشتر، آرزوي کنترل بیشتر بر تصمیم گیري ها و چشم انداز بهتر درآمدي جلوه میکند. متغیر تحصیلات نیز از طریق محتوا و مطالب دروس و دوره هاي آموزش کارآفرینی بر آن تأثیر می گذارند. عامل قابلیت 39که ترکیبی از شبکه هاي فردي، آموزش شغلی، تحصیلات، دانش ضمنی و تجارب یادگیري است، بر میزان نارضایتی افراد یا تجربه کاري آنها اثر می گذارد و شخص را به کارآفرینی سوق می دهد]105[.

2-2-1-8 مهارت های کارآفرینی

با بررسي مباني نظري كارآفريني مي توان مهارت هاي آن را در سه بخش زير تقسيم كرد:

مهارت شخصی: كه در بردارندهي مواردي از قبيل كنترل و نظم دروني، ريسك پذيري، نوآوري، توانايي ادارهي تغيير، تغييرمحوري، پافشاري، مقاومت و پشتكارو رهبري دورانديشي دانست]70[.
مهارتهاي مديريتی: كه عبارتند از برنامه ريزي و تعيين اهداف، تصميم گيري، روابط انساني، بازاريابي، مهارتهاي مالی و حسابداري مديريت،كنترل، مذاكره و مديريت توسعه]73[.
مهارتهاي فنی: كه عبارتند از مهارت هاي نوشتاري، ارتباطات شفاهي يا ارتباطات كلامي، نظارت يا ارزيابي، محيط، مديريت كسب و كار، فناوري، مهارت ميان فردي، مهارت شنيداري، توانايي سازماندهي، ايجاد شبكه هاي مديريت(مديريت مشاركتي)، مربي گري، بازيگر و ايفاكنندهي نقش در تيم يا مهارتهاي تيم سازي]103[.
گالووای40 و همکارانش(2005)، نیز مهارتهای کارآفرینی را با میزان اهمیت این مهارتها در کارآفرینی طی انجام مطالعات و تحقیقاتی در چهار دانشگاه به صورت زیر بیان مینماید.
جدول2-1: مهارتهای کارآفرینی و میزان اهمیت هر کدام از آنها]13[.
مهارت یا شایستگی ها
میزان اهمیت مهارتها برای کارافرینان
ابتکار
4/96%
مهارت ارتباطی
9/95%
مهارت سازمانی
4/94%
اعتماد به نفس
2/91%
پشتکار
7/90%
مهارت مدیریت افراد
6/87%
مهارت های تیمی
3/87%
شم مالی
70%

در این تحقیقات همانطوری که در شکل بالا مشاهده میشود ابتکار بیشترین درصد را به خود اختصاص داده(4/96%) و این نشان دهنده اهمیت این مهارت برای کارآفرینان میباشد و به ترتیب مهارتهای ارتباطی، مهارتهای سازمانی، اعتماد به نفس، پشتکار، مهارتهای مدیریت افراد، مهارتهای تیمی و شم اقتصادی قرار دارد]93[.
کاسی میرو بر مهارت های کارآفرینی را به چهار دسته تقسیم میکند(کاسیمیرو، 2003).:
مهارتهای تکنیکی(فنی): مهارت های فنی به همه دانش کسب شده از طریق فرایند یادگیری شخصی مرتبط می باشد که عبارتند از بازاریابی، برنامه ریزی استراتژیک، مدیریت تولید و مدیریت کیفیت.
مهارتها اجتماعی: این مهارت نتیجه مستقیم از فرایندهای اجتماعی افراد میباشد و شامل ارتباطات، مذاکره، کارگروهی، تصمیم گیری و حل مسئله میباشد.
مهارتهای ابزاری: این مهارت ها نتیجه فراین تمایل پیچیده میان افراد، دانش فرایند(ضمنی) و تمایل به عملی کردن آن میباشد و شامل نوآوری و ابتکار پذیری میباشد.
مهارتهای مدیریتی: این مهارت شامل سازماندهی، مهارتهای مدیریت منابع انسانی فعالیتهای مالی و تجاری میباشد.

فعالیت هاي کارآفرینانه، به مجموعه وسیعی از مهارت ها نیاز دارد. تعدادي از مهارت ها شناخته شده اند و در ادبیات کارآفرینی، مورد توجه بوده و کارآفرینان حرفه اي آنها را مهارت هاي ضروري کارآفرینان دانسته اند. اما تعدادي از مهارت ها کمتر مورد توجه کارآفرینان، به ویژه کارآفرینان جدید است. در ادبیات کارآفرینی، هفده مهارت در چهار دسته، رده بندي شده است. در دسته اول، چهار مهارت وجود دارد، که در قالب مهارت هاي فنی41 دسته بندي می شوند (جدول2-2) ]13[.
لیونز42 (2002)، معتقد است که مهارت هاي فنی و حرفهاي، براي موفقیت در فرایند کسب و کار فرد ضروري هستند. پژوهش هاي ماینر و اسمیت43 نشان داده است که مهارت هاي فنی کارآفرینان موفق، فراتر از تولید کالا یا خدمات متعارف در بازار است. به اعتقاد آنها، در انتهاي پیوستار مهارت هاي فنی، کارآفرینان افزارمند یا صنعتگر قرار دارند]117[. مهارت هاي مذکور، مبتنی بر آموزش هاي فنی و حرفه اي هستند. آموزشهاي فنی و حرفه اي، با هدف ارتقا و انتقال دانش کار و ایجاد مهارت ها و افزایش بهره وري، به روز کردن و ارتقاي معلومات و تجارب شاغلان، رشد استعدادهاي بارز و به فعلیت درآوردن استعدادهاي نهفته براي تصدي مشاغل و حرف گوناگون انجام می شوند تا توانایی افراد براي انجام کاري که به آنها محول می شود، به میزان مطلوب برسد]50[.

جدول2-2: مهارت های فنی]13[.
مهارت
طبقه
مفهوم
مهارتهای فنی
مهارت عملی
مهارت لازم برای تولید کالا یا خدمات

مهارت استخراجی
مهارت لازم برای بدست آوردن مواد خام یا ملزومات

شکاف تولید یا اداره
مهارت لازم برای تطبیق نیازها و قابلیت ها

فناوری/تاسیسات/ابزار
مهارت های لازم برای شناسایی و یدست آوردن ابزار و تجهیزات

در طبقه دوم، شش مهارت وجود دارد که می توان آنها را مهارت هاي مدیریتی44 در نظر گرفت (جدول2-3) ]13[. چهار مهارت اول، به طور عمومی در مهارت هاي مدیریتی به مثابه مهم ترین ابزارهاي راه اندازي هر کسب و کاري پذیرفته شده اند. پنجمین مهارت بیشتر در مشاوره هاي کسب و کار مورد استفاده قرار می گیرد. در حال حاضر، علاقه فراوانی به مشاوران راه اندازي کسب و کار ایجاد شده است، لیکن باید گفت این هیئت هاي مشاوره، چندان مورد توجه متخصصان کارآفرینی نیستند. اما آموزش (یادگیری) در سطوح عالی تر و نیز مهارت حل مسأله، پیوسته با موفقیت هاي کسب و کار مرتبط هستند. با این حال، مورد استفاده قرار نمی گیرند]117[.

جدول 2-3: مهارت های مدیریتی ]13[.
مهارت
طبقه
مفهوم
مهارتهای

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع کارآفرینی، کارآفرینی سازمانی، تحمل ابهام Next Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع کارآفرینی، نیروی انسانی، کیفیت جامع