منبع پایان نامه ارشد با موضوع پیامبر(ص)، پیامبر (ص)، جامعه اسلامی، گونه شناسی

دانلود پایان نامه ارشد

فرجوا من اللّه تعالى أن يفوزوا بالسلامة و السعادة في الدنيا و الآخرة»341 یعنی: «از یکی از راویان حدیث شنیدم كه پيامبر صلي الله عليه و آله و سلّم فرمود: «مثل اهل بيت من مانند كشتي نوح است هر كه سوار آن شد نجات يافت» و نيز فرمود: «اصحاب من مانند ستارگانند كه به هر كدام از آنها اقتدا كنيد هدايت مي‌شويد» و ما اكنون در درياي تكليف قرار داريم و امواج شبهات و شهوات بر ما كوبيده مي‌شود و كسي كه در دريا گرفتار شده به دو چيز نيازمند است يكي كشتي بدون عيب و نقص و ديگري ستاره‌هاي درخشان پس هرگاه سوار كشتي شد و چشمش به ستارگان صحابه بود از خدا اميد دارد كه با سلامت و سعادت در دنيا و آخرت پيروز شود. و ياران ما يعني اهل سنّت اين چنين بر كشتي حُب آل محمد سوارند و چشمهاشان را به ستارگان صحابه دوخته‌اند؛ بنابراين از خداوند اميد دارند كه در دنيا و آخرت به سلامت و سعادت نايل شوند».
تمامی مفسرانی که قربی را بر اهل بیت حمل نمودند نزول آیه را در مدینه و ناظر بر روایتی می‌دانند که طبری این‌گونه نقل می‌نماید: «عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ، قَالَ: قَالَتِ الْأَنْصَارُ: فَعَلْنَا وَفَعَلْنَا وَكَأَنَّهُمْ فَخَرُوا، فَقَالَ ابْنُ عَبَّاسٍ، أَوِ الْعَبَّاسُ، شَكَّ عَبْدُ السَّلَامِ: لَنَا الْفَضْلُ عَلَيْكُمْ، فَبَلَغَ ذَلِكَ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فَأَتَاهُمْ مَجَالِسَهُمْ، فَقَالَ: “يَا مَعْشَرَ الْأَنْصَارِ ، أَلَمْ تَكُونُوا أَذِلَّةً فَأَعَزَّكُمُ اللَّهُ بِي؟ ” ، قَالُوا: بَلَى يَا رَسُولَ اللَّهِ، قَالَ: ” أَلَمْ تَكُونُوا ضُلَّالًا فَهَدَاكُمُ اللَّهُ بِي؟ ” ، قَالُوا : بَلَى يَا رَسُولَ اللَّهِ ، قَالَ: ” أَفَلَا تُجِيبُونِي؟ ” ، قَالُوا: مَا نَقُولُ يَا رَسُولَ اللَّهِ؟ قَالَ: ” أَلَا تَقُولُونَ: أَلَمْ يُخْرِجْكَ قَوْمُكَ فَآوَيْنَاكَ؟ أَوَلَمْ يُكَذِّبُوكَ فَصَدَّقْنَاكَ؟ أَوَلَمْ يَخْذُلُوكَ فَنَصَرْنَاكَ؟ ” . فَمَا زَالَ يَقُولُ حَتَّى جَثَوْا عَلَى الرُّكَبِ، وَقَالُوا : أَمْوَالُنَا وَمَا فِي أَيْدِينَا لِلَّهِ وَلِرَسُولِهِ، قَالَ: فَنَزَلَتْ: قُلْ لا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى‏»342 یعنی: «انصار گفتند که ما فلان کار و فلان کار را انجام دادیم، گویا افتخار و فخر می نمودند، عباس یا ابن عباس گفت هرآنچه شما فخر کنید باز فضل برای ماست؛ خبر (این فخر فروشی) به پیامبر(ص) رسید. حضرت انصار را جمع کرد و فرمود: آیا شما در ذلت زندگی نمی‌کردید خدای عالم به برکت من به شما عزت داد گفتند بله یارسول الله حضرت فرمودند آیا شما در گمراهی به سر نمی‌بردید که خدای عالم به واسطه من شما را هدایت کرد گفتند بله یارسول الله حضرت فرمودند: چرا جواب مرا نمی‌دهید گفتند چه بگوییم حضرت فرمودند: شما ای انصار این گونه بگویید که ای رسول خدا آیا قومت تو را اخراج نکردند و ما سر پناهت دادیم و آنها تو را تکذیب کردند و ما تصدیقت کردیم و آنها زمینه خواری تو را فراهم کردند و ما یاریت کردیم و حضرت درحال سخن گفتن بود و انصار بر روی زانو نشسته‌ بودند؛ همگی گفتند تمام امول ما و هر آنچه که در دستمان هست همگی برای خدا و رسولش باشد؛ پس آیه نازل شد بگو: «به ازاى آن [رسالت‏] پاداشى از شما خواستار نيستم، مگر دوستى درباره خويشاوندان».
در برخی دیگر از منابع روایت فوق هنوز ادامه می‌یابد و آیه بعد که ناظر بر افتراء است را در برمی‌گیرد، به عبارتی مطابق آن روایت افتراء مطرح‌شده از سوی کفار و مشرکان نیست، بلکه از سوی برخی از حاضران در همان مجلس است که توصیه‌ مودت اهل‌بیت را ساخته‌وپرداخته پیامبر می‌دانستند که به خدا نسبت داده است.343 توجه به این ویژگی افراد که به برخی از کتاب ایمان می آورند و به برخی از آن کفر می ورزند نیز بسیار مهم است.
طبرانی و سیوطی اشاره‌ای به برخی از افراد در روایت نمی‌کنند اما در ذیل همین آیه سیوطی روایت «من أبغضنا اهل البيت فهو منافق» را می‌آورد344 و علاوه بر آن در روایاتی نیز به عبارت «.. فوقع في قلوب المنافقين من أهل المدينة …» به‌صراحت اشاره‌شده که آن گروه منافقان اهل مدینه بوده‌اند.345
در سومین گروه تفاسیر شیعی غالباً به ترتیب مودت قربی بر مودت و تبعیت اهل‌بیت، «اقتراف حسنه» دوستی اهل‌بیت و افتراء نسبت دادن دروغ به پیامبر از سوی منافقان مبنی بر جانب‌داری از اهل‌بیتش است346
همان‌گونه که در آن روز برخی از مردم مدینه(منافقان) توصیه پیامبر به دوستی اهل‌بیت را نظر شخصی پیامبر دانستند، در برخی از تفاسیر نیز روایات دلالت‌کننده بر نظر پیامبر(ص) به سبب وجود فردی شیعی در سند مورد مناقشه قرار گرفته است.347
در ماجرای دستور پیامبر مبنی بربستن تمامی درها به‌جز درب خانه حضرت علی(ع) نیز برخی از اصحاب در مورد پیامبر(ص) سخنانی گفتند؛ تا این‌که حضرت برخاست و پس از حمد و ثنای الهی فرمود من دستور دادم که همه درب‌ها جز در خانه علی بسته شود ولی برخی از شما دراین‌باره سخنانی گفته‌اید، به خدا سوگند [به اختیار خود] دری را باز یا بسته نکرده‌ام بلکه فرمانی به من داده شده است و از آن پیروی کرده‌ام.348
ابن جوزی به نقل از عبدالرحمان بن رافع و او به نقل از پدرش چنین می‌گوید: «كُنْتُ عِنْدَ النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فَجَاءَهُ رَجُلٌ فَقَالَ: إِنَّ النَّاسَ يَتَحَدَّثُونَ عَنْكَ بِكَذَا، قَالَ: مَا أَقُولُ إِلا مَا يَنْزِلُ مِنَ السَّمَاءِ، وَيْحَكُمُ. لَا تَكْذِبُوا عَلَيَّ فَإِنَّهُ لَيْسَ كَذِبٌ عَلَيَّ كَكَذِبٍ عَلَى أَحَدٍ».349
مضمون این روایت بیانگر این است سخنانی که در مورد حضرت گفته‌شده است دروغ بستن برایشان بوده است. کسانی که در ماجرای بستن درب‌ها به‌جز درب خانه علی (ع) اعتراض داشتند و چه‌بسا به پندارشان کار حضرت را نوعی تبعیض می‌دانستند، بی‌شک هدفی جز حسادت و رقابت نداشتند و برای این هدف راضی شدند به پیامبر دروغ ببندند، این سخنان آن‌ها چنان بر پیامبر گران می‌آمد که آرزوی می‌نمود بمیرد و از آنان راحت شود؛ از ابن عباس نقل‌شده است که به پیامبر گفته شد که خوب است برای شما جایگاهی درست کنیم تا از بالای آن برای مردم سخن بگویید و آنان بشنوند پیامبر(ص) فرمود همواره چنین خواهد بود غبار آن‌ها بر من می‌نشیند و خاندان مرا آزار می‌دهند تا این‌که خداوند مرا از شر آنان آسوده می‌گرداند. آنگاه حضرت در ادامه این سخن فرمود: «فَمَنْ كَذَبَ عَلَيَّ فَمَوْعِدُهُ النَّارَ».350
این‌همه یادآوری حرمت دروغ بستن در موضوع مرتبط با خاندان ایشان شرایط فوق‌العاده‌ای را که پیامبر(ص) با آن روبرو بوده است به تصویر می‌کشد و اندوه عظیم ایشان را ملموس می‌سازد. کسانی که در حیات پیامبر(ص) توصیه‌های وحیانی در مورد اهل‌بیت ایشان را برنمی‌تاباند و حمل بر جانب‌داری نموده و سخنان حضرت را نظرات شخصی و احساس عاطفی می‌دانستند، پیداست پس از رحلت ایشان جایگاهی برای سخنان حضرت قائل نخواهند بود.
منافقانی که در مدینه به شکل‌های مختلف با پیامبر مخالفت می‌ورزیدند، در موضوع مودت اهل‌بیت که طبق روایت کافی پس از جریان غدیر خم روی‌داده است351، وحی الهی را سخنان ساختگی پیامبر می‌دانستند. برای افرادی که وحی را افتراء می‌دانند، برساختن مطالبی نسبت به پیامبر (ص) کاری بس ساده‌تر است به‌خصوص بعد از رحلت پیامبر(ص) که دیگر قرآن آن‌ها را رسوا نمی‌سازد.352 چنین افرادی با رحلت پیامبر(ص) و پایان یافتن نزول قرآن می‌توانستند راهبردهای عملی خود نسبت به ادامه راه اسلام را رقم زنند.
تحلیل فرایندی روایت «من کذب»، راهبرد منافقان را در موضوع جایگاه اهل‌بیت پس از پیامبر (ص) قابل پیش‌بینی می‌سازد و بی‌شک اصلی‌ترین فعالیت منافقان پس از رحلت پیامبر (ص) توسعه دایره قربی به مجموعه قریش برای دورنگه داشتن آن‌ها از عرصه سیاست خواهد بود؛ و وجود نص مبنی بر دخالت اهل‌بیت در سیاست به‌دوراز شأن نبوت نامیده خواهد شد. چنانکه آلوسی حمل قربی بر اهل‌بیت و توصیه پیامبر نسبت به آن‌ها را مناسب شأن نبوت نمی‌داند.353
بی‌شک حضور منافقان در مدینه و فعالیت علیه پیامبر(ص) روحیه و توان یهود را که از مساعدت با مشرکان ناکام گشته بودند، احیاء و بازیابی نموده و این بار یهود نیز در لباس نفاق بیش از گذشته موفق خواهد شد. نقش یهود در مخالفت با اسلام بر هیچ‌کسی پوشیده نیست، لیکن در معادله جدید قدرت اسلام در مدینه، تنها منافقان هستند که جان تازه‌ای در کالبد یهود دمیدند و به مخالفت آن‌ها حیات جاویدان دادند.
نتیجه گیری
رویارویی علمی با حدیث موضوع و توافق بر سر چارچوب متقن سبب می‌شود از ورود داوری‌های سطحی و احساسی جلوگیری شود. بررسی و تحلیل مفهومی و مبتنی بر رویکرد جامعه‌شناختی قرآنی روایات «من کذب» تصویری روشن از ماهیت حدیث موضوع ارائه می‌دهد و حتی عملکرد دروغ‌پردازان بعد از پیامبر را قابل پیش‌بینی می‌سازد و نشان می‌دهد که مهم‌ترین موضوع مورد مناقشه پس از پیامبر(ص) موضوع سیاست خواهد بود. اهمیت این موضوع تا بدانجاست که حتی توصیه‌های پیامبر(ص) که مبتنی بر ارتباط وحیانی است، سفارشاتی شخصی و احساسی به حساب خواهد آمد و با اتمام وحی و رهایی منافقان از رسوایی‌های پیاپی در قرآن، در جنگ با دین به‌وسیله دین، گروه‌های مختلف در لباس نفاق فعالیت خواهند نمود و هر جا که لازم آید برای اهداف سیاسی قرآن تأویل و تحریف معنوی خواهد شد و همین رفتار با حدیث نبوی به‌گونه‌ای فراگیرتر خواهد بود، از یک‌سو احادیث پیامبر حتی‌المقدور تحریف خواهد شد و از سوی دیگر به سبب ماهیت احادیث که دارای چارچوبی متفق نیست، با انگیزه‌های مختلف که مهم‌ترین آن‌ها دور کردن اهل‌بیت از دخالت در سیاست است، سخنانی به پیامبر نسبت داده خواهد شد.

فصل 3 : رفتارها و راهبردهای حاکمیت در جعل حدیث

مقدمه:
برای دستیابی به تحلیل درست از وقایع تنها شواهد مقارن با زمان وقوع و یا نتایجی که پس‌ازآن روی می‌دهد کافی نیست؛ بلکه توجه به شواهد پیشینی به‌خصوص در رابطه با عوامل سیاسی که نیازمند تأمل بیشتری هستند، ضروری است. سیاست منع تدوین حدیث پس از پیامبر(ص) دارای شواهد فراوانی است، لیکن پرداختن به شواهد پیشینی به درک درست سیاست منع تدوین حدیث و دلیل اصلی اعمال چنین سیاستی کمک می‌رساند.
3-1- سیاست منع نقل، کتابت و تدوین حدیث
منع تدوین حدیث از سوی خلفا بعد از پیامبر(ص) مطرح گردید و در ادامه‌ی این فصل شواهد مختلف آن ارائه خواهد شد؛ توجه به قراین و شواهدی که انگیزه‌های این سیاست را روشن می‌سازد و عموماً قابلیت کشف آن از تحلیل دقیق رفتارهای مشابه طراحان و مجریان این سیاست میسر می‌گردد، تحلیل واقع‌بینانه‌ای از عوامل، حوزه‌ها و پیامدهای جعل حدیث فراهم می‌سازد.
بر اساس تحلیل‌های قرآن که واقع‌نمایی تاریخی از گروه‌های سیاسی آخرین سال‌های حیات پیامبر(ص) و آخرین سوره‌های نازل‌شده بود، روشن شد که اردوگاه منافقان بیشترین سهم از تحرکات را به خود اختصاص داده است، گونه شناسی نفاق نشان داد که نفاق جریان پیچیده و خطرناک در جامعه اسلامی بوده است، بیماری‌ فراگیری که جامعه اسلامی را از درون تخریب می‌سازد. جریانی که با آیات الهی سر جنگ داشت بی‌شک جایگاهی برای پیامبر در جامعه اسلامی قائل نبود. گروه «الذین فی قلوبهم مرض» که در آخرین سال‌های حیات پیامبر چونان منافقان ماهیت «کفر» به خود گرفته بود از دو راه برای آسیب زدن به اسلام در تلاش بود:
– نخست باروحیه شکاک خود از طریق معارضه زبانی، آیات قرآن و وعده‌های الهی را دروغ و فریب‌های مذهبی نامیدند. و همچنین در دروغ بستن بر پیامبر به گواهی حضرت امیرمومنان(ع) در تقسیم‌بندی انواع حدیث‌های موجود در دست مردم، سهم دروغ بستن عامدانه در کسوت صحابی منافق را به خود اختصاص دادند.
– دوم این‌که با برخی از اقدامات منافقان مانند از میان برداشتن پیامبر(ص) در جریان جنگ تبوک و برنامه اعمال فشار اقتصادی354 موافقت داشتند.
در کنار این جریان پیامبر(ص) از یک‌سو با

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع ترتیب نزول، پیامبر(ص)، جامعه اسلامی، عوامل انسانی Next Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع پیامبر(ص)، رهایی بخشی، زمان پیامبر، حسن و قبح عقلی