منبع پایان نامه ارشد با موضوع پیامبر(ص)، زمان پیامبر، دوران جاهلیت، فرهنگ جاهلی

دانلود پایان نامه ارشد

عقیمی صورت گیرد و مایه طعنه مستشرقان نسبت به اسلام گردد.757
پس از آشنایی اجمالی بامعنا و مفهوم قصاص و تأثیر شگرف آن‌ها در جعل حدیث که بسیاری از آثار را بی‌اعتبار ساخته است؛ پرسش مهم این است که منشأ پیدایش این گروه چه زمانی است؟ اساساً حاکمیت چه راهبردی نسبت به آنان داشته‌اند؟ دلیل موفقیت چشمگیر این گروه چه بوده است؟ آیا اساساً اقداماتی برای مقابله با آن‌ها صورت گرفت است؟
3-3-3- پیشینه قصاص
برای آگاهی دقیق از ماهیت قصاص و نقش آنها در جعل حدیث آگاهی از پیشینه آنها ضروری است.
3-3-3-1- قصاص در زمان جاهلیت
با توجه به معنای اصطلاحی قصاص، بی‌شک حضور قصاص نیز در جاهلیت بی‌معناست؛ لیکن از جهت بررسی تأثیر و تأثر قصه‌گویی بر دوران بعد از جاهلیت، بررسی پدیده قصه‌گویی لازم است.
قصه‌گویی به‌عنوان یکی از مظاهر اندیشه جاهلی قابل‌پیگیری است و قرآن نیز بدان اشاره نموده است. قصه نزد عرب جاهلی امری شایع بوده است و مردم بدان اقبال زیادی داشته‌اند.758 طبری در شأن نزول «نحن نقص علیک» گفته است که از حضرت درخواست نمودند که برای آن‌ها از کتب گذشتگان قصه نقل نماید.759 این قراین نشان می‌دهد که قبل از اسلام افرادی بوده‌اند که برای مردم قصه می‌گفتند وقتی اسلام آمد بنا بر عادتشان از پیامبر درخواست كردند تا برایشان قصه بگوید.
قصص جاهلی مربوط به ایام عرب، قهرمانان و روسای قبائل بود که در برانگیختن تعصب عرب جاهلی نقش ویژه‌ای داشت. این قصه‌ها هرچند دارای اصل تاریخی بودند؛ اما بر اساس اصل اولیه خود به‌جای نمانده بودند بلکه عناصر خیال این قصه‌ها را به سمت اسطوره کشانده بود و همراهی شعر و خیال آن را زیباتر كرده بود. قصه‌های ترسناک حاصل حادثه‌های بود که مسافران با جن و غول روبرو شده بودند علاوه بر آن قصه‌هایی نیز وجود داشت که توصیف ماجرای عاشقانه بود.
در قصص آن‌ها معمولاً پادشاهان ندیمانی داشتند که آن‌ها را با قصه و سخنان نقض و مضحک و اغراق‌آمیز سرگرم می‌نمودند.760
قصه جاهلی عموماً در عصر عباسی با تغییراتی که در نام شخصیت‌های داستان و مکان‌ها به وجود آمده است، با آمیزه‌ای از خرافات و اسطوره‌ها نگاشته شده است تا جایی که نمی‌توان بین شخصیت تاریخی و شخصیت قصه ارتباط معناداری پیدا کرد.761
3-3-3-2- قُصاص در زمان حیات پیامبر(ص)
آیات قرآن نشان می‌دهد که تمایل به قصه وجود داشته است. مطابق آیه 13 سوره مبارکه کهف و با تأکید بر کلمه «حق» می‌توان دریافت که قصه‌هایی وجود داشته‌اند که غیر حق بوده‌اند و خداوند خواسته است قصص خود را از دایره آن قصه‌ها خارج نماید؛ زیرا وجود قصه‌هایی از ایام عرب و جنگ‌های آنان وجود داشته است که در قالب اسطوره بوده و با واقعیت سازگاری نداشته است. درحالی‌که قصص قرآن نه‌تنها ازنظر واقع‌نمایی حقیقت داشته است بلكه از جهت محتوا نیز برای عبرت مردم و ثابت‌قدم نمودن پیامبر و مؤمنان مفید بوده است.762 لیکن در آن زمان نیز تنها شخص پیامبر(ص) به موعظه اصحاب می‌پرداخت.763
باوجود اثبات قصه‌گویی در زمان پیامبر(ص)، در دوران حیات حضرت فعالیتی از قصاص به معنای اصطلاحی وجود نداشته است.764 از اسامی قصه‌پردازان مشهور دوران جاهلیت که در اسلام نیز فعالیت داشتند جز «نضر بن حارث» چیزی در دست نیست وی با ارتباطی که با ایرانیان و اهل کتاب داشت در معارضه با قصص قرآنی ادعا می‌کرد که وی نیز قصه‌هایی مشابه دارد، قریش نیز در مأموریتی وی را به همراه «ابن ابی معیط» به مدینه فرستادند تا با آگاهی از اطلاعات و قصص اهل کتاب به معارضه با پیامبر(ص) بپردازند.765
بررسي نشان مي‌دهد اتهام قرآن به اساطیر الأولین برای گسستن پیوند قرآن با خداوند تماماً از سوی نضر بن حارث مطرح‌شده است.766 که به سبب آن پیامبر(ص) دستور قتل وی را صادر نمود و به دست امیر مؤمنان نیز کشته شد.767 همین مقدار اجمالاً برخورد قاطع پیامبر(ص) با دشمنان دین را نشان می‌دهد.
تأکید بسیاری از علما مبنی بر این‌که قصه گوی به معنای اصطلاحی بدعتی پس از پیامبر(ص) بوده است نیز اثبات می‌نماید که باوجود شروع جریان جعل حدیث در زمان حضرت، قصاص حضور نداشته‌اند. خباب یکی از صحابی پیامبر(ص) پس از دیدن فرزندش عبدالله در حلقه قصاص وی را ادب نمود و گفت «هذا قَرنٌ قَد طَلَعَ»768 در روایت «إن بنی اسرائیل لما قَصُّوا هَلَکُوا»769 نیز از همین راوی، این بدعت با فرهنگ یهودی گره‌خورده است.770
فضیل در پاسخ به سؤالی در مورد نشستن در مجلس قصاص با عبارت «لیس هذا لله لیس هذا لله هذا بدعة» تأکید نمود که در زمان پیامبر(ص) چنین چیزی وجود نداشته است.771 حسن بصری نیز باوجوداینکه خودش از قصاص مورد وثوق بود؛ لیکن فعالیت قصاص را بدعت می‌دانست.772
3-3-3-3- قصاص در زمان عمر(آغاز فعالیت قصاص)
نخستین فردی که در زمان عمر از وی اجازه قصه‌گویی دریافت نمود تمیم داری بود773 به نقلی دیگر عبید بن عمیر بود774 ابن عباس نیز قصه‌گویی تمیم داری را در زمان عمر دیده است.775 بنابراین روایتی از ابن عمر که زمان عمر و عثمان را از وجود قصاص مبرا دانسته است، وجود آن‌ها را به زمان فتنه نسبت داده776 صحیح نمی‌باشد.
در مورد عکس‌العمل عمر نسبت به قصاص تنها اشاره‌شده است که عمر بر قاصی به سبب این‌که بعد از نماز صبح آیه سجده را خواند فریاد زد.777 بنابراین چنانچه رویارویی عمر با این قاص صحیح باشد روشن است که برنهی از قصه‌گویی وی دلالت ندارد.
سرنوشت حدیث به سبب احادیث قصاص دستخوش آسیب‌های جدی شد تا بدان جا که احمد بن حنبل ظهور قصاص را با مرگ علم برابر دانسته است. و چنانکه گذشت صحابی پیامبر(ص) خباب با نهی فرزندش از نشستن در مجلس قصاص آن را بدعت دانست. بسیاری از علما نیز مانند مالک، حسن بصری و سفیان ثوری به بدعت بودن کار قصاص اشاره نموده‌اند.778
علاوه بر آن ماجرایی که أبو عمر نیز نقل می‌کند به تقابل سنت و فعالیت قصاص(به‌عنوان یک بدعت) اشاره دارد وی نقل می‌کند که «رأيت سيارا أبا الحكم يستاك على باب المسجد، وقاص يقص في المسجد، فقيل له: يا أبا الحكم! إن الناس ينظرون إليك. فقال: إني في خير مما هم فيه، أنا في سنة وهم في بدعة»779 یعنی:«ابا الحکم را دیدم بر در مسجد مسواک می‌نمود و قصه‌گویی در مسجد قصه می‌گفت، به وی[اباالحکم] گفته شد: ای ابا الحکم! مردم به تو نگاه می‌کنند. گفت: من کار خوبی می کنم نسبت به آن چه آنها می‌کنند، من در حال سنتم و آنها در بدعت».
بدعتی که جایگزین سنت گردید و مردم را به‌جای مشغول نمودن به دانستن حلال و حرام و پیروی از سنت به شنیدن مطالب عجیب‌وغریب و اسطوره سرگرم نمود.780
بدعتی که عمر پایه‌گذاری کرده بود، برای عبدالملک بن مروان نیز سؤال‌برانگیز بوده است ماجرای ذیل به گفتگوی مروان با یکی از فقها اشاره دارد: «وَرَوَى أَحْمَدُ عَنْ غُضَيْفِ بْنِ الْحَارِثِ قَالَ بَعَثَ إلَيَّ عَبْدُ الْمَلِكِ بْنُ مَرْوَانَ قَالَ يَا أَبَا أَسْمَاءَ إنَّا جَمَعْنَا النَّاسَ عَلَى أَمْرَيْنِ فَقَالَ وَمَا هُمَا قَالَ رَفْعُ الْأَيْدِي عَلَى الْمَنَابِرِ يَوْمَ الْجُمُعَةِ َالْقَصَصُ بَعْدَ الصُّبْحِ وَالْعَصْرِ؟ فَقَالَ أَمَا إنَّهُمَا أَفْضَلُ بِدْعَتِكُمْ وَلَسْتُ بِمُجِيبِكُمْ إلَى شَيْءٍ مِنْهَا قَالَ لِأَنَّ النَّبِيَّ – صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ – قَالَ «مَا أَحْدَثَ قَوْمٌ بِدْعَةً إلَّا رُفِعَ مِنْ السُّنَّةِ مِثْلُهَا، فَتَمَسَّكْ بِسُنَّةٍ خَيْرٌ مِنْ إحْدَاثِ بِدْعَةٍ».781 یعنی:«احمد از غضیف بن حارث نقل می‌کند که عبد الملک بن مروان مرا فراخواند و گفت: ای ابا اسماء ما مردم را برای دو کار جمع کردیم. گفت: کدام دو کار؟ گفت: بالا بردن دستان در روی منابر در روز جمعه و قصه‌های بعد از نماز صبح و عصر. غضیف گفت: اما این دو بهترین بدعت‌های شما هستند و من پاسخی برای آنها ندارم گفت برای این که پیامبر(ص) فرمود: مردم بدعتی ایجاد نکردند جز این که سنتی مشابه آن برداشته شد، بنابراین تمسک به سنت بهتر از ایجاد بدعت است». پاسخ غضیف نشان می‌دهد که وی چگونه در محذور افتاده است، لیکن برای گریز از دادن پاسخ شفاف، دچار تکلف شده است.

باوجود صراحت تقابل قصه‌پردازی باسنت، برخی کوشیده‌اند بدعت خلیفه را در مقام تبعیت مانند سنت پیامبر(ص) دانسته782 و با توسل به برخی روایات جعلی مانند «إِنَّ اللهَ جَعَلَ الْحَقَّ عَلَى لِسَانِ عُمَرَ وَقَلْبِهِ»783 تمام آنچه توسط خلیفه دوم صورت گرفته را مبتنی بر حقانیت جلوه دهند و حتی التزام به بدعت‌های وی را با روایت جعلی «إِنَّهُ سَيَحْدُثُ بَعْدِي أَشْيَاءُ، فَأَحَبُّهَا إِلَيَّ أَنْ تَلْزَمُوا مَا أَحْدَثَ عُمَرُ رَضِيَ اللهُ عَنْهُ»784 یعنی:«بعد از من بدعت‌هایی پدید خواهد آمد، دوست دارم به آن چه عمر ایجاد نموده التزام داشته باشید»، عملی سازند.
در پاسخ پیامبر(ص) به بدعت‌ها باید گفت در برابر روایت فوق که ناباورانه بدعت به وجود آمده را تأیید و موردپسند پیامبر(ص) می‌داند، روایت متواتر حوض785 وجود دارد که سر برآوردن بدعت‌های بعد از پیامبر(ص) را بازگشت قهقرایی به جاهلیت دانسته است. روایت حوض که مطلقاً بدعت‌های صورت گرفته پس از پیامبر(ص) را بازگشت قهقرایی و بازتولید فرهنگ جاهلی می‌داند، جایی برای توجیه بدعت‌های عمر و استثناء نمودن وی از صحابی‌ای که به جاهلیت برنگشته‌اند باقی نمی‌گزارد. بلکه اتفاقاً حضور عمر بر مسند حاکمیت قرینه‌ای است بر این‌که اساساً ایجاد بدعت از جانب صحابی‌ای بیشتر متصور است که دارای قدرت است و بدعت او می‌تواند به پشتوانه قدرت زمینه اجرایی یافته و مورد تبعیت قرار گیرد.
ابن مفلح حنبلی بدون استثناء نمودن بدعت[های عمر] و بابیان اینکه «وَكُلَّ بِدْعَةٍ ضَلَالَةٌ»786 صریحاً عدم جواز حضور در محضر قصاص را به سبب بدعت بودن مورد تأکید قرار داده است.787
توجه به قصاص تنها از جانب خلیفه دوم نبود بلکه عایشه نیز به قصه‌گویی توصیه می‌نمود لیکن به قصاص توصیه می‌کرد که حال مردم را در نظر بگیرند و آن‌قدر به این کار نپردازند که مردم ملول شوند بلکه چنانچه آمادگی داشتند یک‌بار در روز جمعه و چنانچه رغبت نشان دادند این تعداد را به دو و سه بار در روز افزایش دهند.788
3-3-4- قصاص در زمان بنی‌امیه(رسميت يافتن فعاليت قصاص)
هرچند پیشینه آغاز فعالیت قصاص به زمان خلیفه دوم می‌رسد لیکن مانند بسیاری از سیاست‌های معاویه مبنی بر توسعه و سازماندهی بدعت‌های خلفا، شکل‌گیری قصاص به‌عنوان یک پست رسمی از زمان وی آغاز گردید.
بسیاری از پژوهشگران توسعه فعالیت قصاص را در زمان بنی‌امیه دانسته‌اند. محمد عبده نیز با تأکید بر حضور گسترده قصاص در این دوره، از ماهیت قصاص پرده برداشته و دوران معاویه رازمانی می‌داند که نقل‌کنندگان فراوان و راست‌گویان اندک شده‌اند.789
معنای قَصاص به کسی که برای حدیث گفتن از اخبار گذشتگان بر مردم منصوب‌شده است.790 نیز بسیار محتمل است که بیانگر رواج این اصطلاح با عنوان «قَصاص» که بر شغل دلالت دارد و یک امر انتصابی را تداعی می‌کند، مربوط به زمان معاویه باشد.
همراهی قُصاص و قراء شامی با سپاه معاویه در زمان حرکت از «جسر منبج» در شام تا رسیدن به کوفه قبل از صلح امام حسن(ع) که با فعالیت‌های مستمر خود روحیه سپاه را تقویت می‌نمودند، به‌روشنی گویای منزلتی است که قصاص نزد معاویه داشتند، به‌طوری‌که یکی از شعرا این صحنه را این‌گونه به تصویر کشیده است
من جسر منبج أضحى غب عاشرة … في نخل مسكن تتلى حوله السُوَر791
حضور قصاص در این زمان‌حساس جنگ بیانگر قابلیت‌های چشمگیر آن‌ها و همچنین نقش ویژه‌ای است که بعداً در سلطنت معاویه ایفا می‌كنند.
معاویه نه‌تنها در فرمان رسمی خود از قصاص برای جعل و انتشار حدیث بهره گرفت بلکه خودش نیز به آن‌ها تمایل جدی داشت. تا بدان جا که وی «عبید بن شریة» که در نزد مردم به قصه‌گویی و تاریخ مشهور بود و بسیاری از گزاره‌های تاریخی از طریق وی و همکاران یهودی او وارد کتب

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع پیامبر(ص)، فلسفه یونان، رسول خدا (ص)، فرهنگ جاهلی Next Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع پیامبر(ص)، زمان پیامبر، اسرائیلیات، عمر بن عبدالعزیز