منبع پایان نامه ارشد با موضوع پیامبر(ص)، گونه شناسی، فضائل و مناقب، نظام حکومتی

دانلود پایان نامه ارشد

المال مسلمین برگردان». اگر سرقت به عنوان سبب عزل از ولایت بحرین قابل‌تعمیم به عزل وی از مدینه نباشد. به‌صراحت دلالت دارد که ابوهریره به سبب دزدی، عادل نیست».523
3-1-6-3- گونه شناسی احادیث جعلی در زمان معاویه
گونه شناسی احادیث جعلی در زمان معاویه به فراگیری عامل سیاسی جعل اشاره می‌نماید و بیان می‌نماید که بسیاری از احادیث جعلی با تنوع و گوناگونی در سایه برنامه‌ها و یا اهداف سیاسی روی‌داده و یا قوت گرفته است.
3-1-6-3-1- جعل حدیث در تنقیص امام علی(ع)
فضائل امام علی(ع) بر کسی پوشیده نبود؛ در این مجال از ذکر روایات برساخته مختلف در مورد حضرت علی(ع) خودداری می‌نماییم لیکن تنها به دیدگاه عمر و معاویه در مورد حضرت اشاره می‌شود تا روشن گردد کسانی که خودشان علی(ع) را از سیاست کنار زدند و با وی جنگیدند، به فضیلت او اعتراف نموده‌اند. پیش از این گفته شد عمر در نپذیرفتن حضرت علی(ع) باوجود اعتراف به بی‌همتایی وی تنها دلیل مخالفت با وی را جوان بودن و حبّ وی نسبت به بنی عبدالمطلب بیان نموده است.
معاویه نسبت به فضل علی بن ابیطالب آگاهی کامل داشت؛ ماجرایی را که ابن عساکر نقل می‌کند به‌درستی این ادعا را اثبات می‌نماید که معاویه نسبت به علی(ع) چه دیدگاهی داشته است: «سألَ رجلٌ معاوية عن مسألة فقال سل عنها علي بن أبي طالب فهو أعلم مني. قال قولك يا أمير المؤمنين أحب إلي من وقول علي قال بئس ما قلت ولؤم ما جئت به لقد كرهت رجلا كان رسول الله (صلى الله عليه وسلم) يغره بالعلم غرا ولقد قال له أنت مني بمنزلة هارون من موسى إلا أنه لا نبي بعدي وكان عمر بن الخطاب يسأله ويأخذ عنه ولقد شهدت عمر إذا أشكل عليه أمر قال ها هنا علي بن أبي طالب ثم قال للرجل قم لا أقام الله رجليك ومحا اسمه من الديوان»524 روزی مردی نزد معاویه آمد و اجازه گرفت تا در مورد مسأله ای از او سؤال بپرسد، معاویه گفت: سؤالت را از علی بن ابی طالب بپرس، او از من داناتر است. مرد گفت: پاسخ شما ای امیرمؤمنان نزد من از پاسخ علی محبوب‌تر است. گفت: چه بد گفتی؟ و تو ای بخیل نزد من آمدی و از مردی کراهت داری که رسول الله صلی الله علیه و سلم او را عالم بار آورده است و به او فرمود: تو برای من به منزله هارون برای موسی هستی جز اینكه بعد از من، پیامبری نخواهد آمد؛ عمر بن خطاب از او می‌پرسید. من خود شاهد بودم هر گاه امری بر عمر مشکل می‌آمد به علی بن ابیطالب ارجاع می‌داد. معاویه سپس به مردم گفت برخیز و برو، خداوند پاهایت را استوار نکند و سپس نامش را از دیوان حذف نمود».
باوجود چنین اعترافی پیش‌ازاین به موضوع اجیر نمودن برخی از افراد برای طعن و تهمت نسبت به امیرمؤمنان اشاره کردیم و به ابوهریره به‌عنوان یکی از پرحدیث ترین صحابی در این زمینه اشاره شد.
اعتراف به فضایل امیرمؤمنان(ع) در نهان از سوی مخالفان ایشان به‌روشنی به رواج مناقب و فضائل حضرت اشاره دارد. اقدامات علنی معاویه نه‌تنها عملاً تأثیری در محو فضائل حضرت نداشت بلکه سبب رواج فضائل حضرت شد؛ این سخن به معنای مقابله سیاسی اصحاب حضرت امیرمؤمنان و یا جعل متقابل نبود. سندی در حاشیه خود بر سنن ابن ماجه در مورد علت روایات فراوانی که در مناقب حضرت امیر مومنان در إصابه ابن حجر آمده است می‌گوید: «احمد بن حنبل گفته است روایاتی که در مورد علی(ع) نقل‌شده است در مورد هیچ‌یک از اصحاب نقل نشده است، علت وجود این روایاتِ بسیار، اهانت بنی‌امیه به ایشان است؛ زیرا پس‌ازآن[اهانت بنی‌امیه]، هر یک از اصحاب که چیزی از مناقب علی(ع) می‌دانست، بازگو کرد و هرچه بنی‌امیه بیشتر می‌خواستند نور شرافت و بزرگی ایشان را خاموش کنند اصحاب نیز فضائل و مناقب ایشان را بیشتر ترویج می‌کردند تا آنجا که نسائی روایات فراوانی درباره مناقبی که مختص ایشان است و درباره دیگر اصحاب وجود ندارد گردآوری نموده است که سند بیشتر آن‌ها خوب است».525

3-1-6-3-2- جعل حدیث در فضائل خلفا
بدگویی از حضرت علی(ع) و محو فضایل ایشان به‌تنهایی برای تثبیت پایه‌های حکومت معاویه کافی نبود و حتي نتيجه عكس داشت و همان‌طور که به نقل از سندی گفته شد نقل مناقب حضرت افزایش یافت؛ ازاین‌رو معاويه در ادامه سیاست‌های خود، جهت فضیلت سازی برای خلفا دستور جعل حدیث را صادر نمود. این سیاست وی نشان می‌دهد که بدگویی از امیرمومنان چندان کارساز نبوده لذا وی کوشیده است با سرقت احادیث فضائل امیرمومنان برای خلفا، نام و نشان حضرت را مخدوش سازد. سیاست دستگاه حکومتی معاویه برای موفقیت در جعل فضائل خلفا تلاش نموده تا همان‌طور که از جایگاه حضرت امیرمومنان کاست از جایگاه پیامبر (ص) تا حد بشری معمولی در برخی از امور بکاهد تا جعل احادیث در مورد فضائل خلفا زودتر نتیجه دهد زیرا با تخریب جایگاه پیامبر(ص) سطح مطلوب جامعه نیز پایین می‌آمد.
ابن جوزی در این زمینه می‌گوید: برخی از انسان‌های متعصب که ادعای پایبندی به سنت نیز دارند فضائلی برای ابوبکر جعل نمودند که برخی از آن‌ها مقابله با احادیثی است که شیعیان در مورد علی(ع) وضع کرده‌اند.526 در این مجال به دنبال نفی کلی جعل حدیث از سوی شیعه نیستیم لیکن حداقل در مورد احادیث فضائل امیرمومنان بر اساس آنچه گفته شد به نظر می‌رسد ترتیب منطقی این‌گونه است که ابتدا در مورد تنقیص امیرمؤمنان جعل حدیث صورت گرفته است و چون در مقابل روایات فضائل حضرت رواج یافته است تلاش شده است تا برای خلفا نیز متقابلاً جعل فضیلت صورت پذیرد.
علامه امینی در مورد روایات فضائل تئوری مطرح نموده‌اند؛ ایشان که تتبع بی‌مثالی در روایات جعلی فضائل داشته‌اند بیان می‌کنند که بررسی در این روایات نشان می‌دهد که يك قاعده اساسى در جعل فضائل وجود دارد، و آن اين است كه هميشه سعى شده فضيلتى براى شخص موردنظر بسازند كه از آن دور و بيگانه است و فاصله‌اش با آن بيش از هر فضيلت ديگر است، تا به‌این‌ترتیب نقطه‌ضعف و مايه ننگ و فرومايگي‌اش را بپوشانند و مستمسك حمله و انتقاد را از ديگران سلب نمايند. مى‌بينيم درباره فضائلى براى ممدوح خويش پر گفته‌اند كه تاريخ حيات او ثابت كرده كه از آن عارى و بی‌نصیب است. مثلاً درباره فضيلت شجاعت ابوبكر مبالغه ورزيده و پر گفته‌اند تا جايى كه او را به مقام شجاع‌ترين صحابى نشانده‌اند. درحالی‌که در تاريخ ثابت است كه در همه نبردها و جنگ‌های پيامبر اكرم حضور يافته اما در هیچ‌یک شمشير نكشيده و نزده و نه به نبرد كسى رفته يا مبارزه تن‌به‌تن كرده و نه هماورد طلبيده و قهرمانى نموده است. درست به همين جهت، از شجاعتش بسيار دم زده‌اند و روايات جعلى و پوچ در دليري‌اش بافته‌اند مگر در برابر سيرت ثابت و تجارب و مشهودات تاريخى كه از بزدلى و ناکارآمدی‌اش در جنگ و نبرد هست، برايش شهامت و شجاعتى بتراشند. يا در زهد و تقوايش مبالغه نموده‌اند و از او موجودى ساخته‌اند كه دلش در آتش خداترسی مي‌سوزد و دود از آن به آسمان برخاسته است، حال‌آنکه هیچ‌گونه امتياز خصوصيتى در عبادت و خداترسی نداشته و هيچ روايت نشده كه در نماز و روزه يا هر عبادتى كه مايه تقرب خدا است پيشرفتى يا سعى وهمتی داشته باشد. همچنين در علم و دانائى عمر خيلى حرف زده‌اند و او را دانشمندترين صحابى و سرآمد فقيهان شمرده و ادعا کرده‌اند نه‌دهم علم را سهم برده و علمش بر علم مردم روى زمين و علم همه قبائل عرب چربيده است و ازاین‌گونه خرافات و یاوه‌ها درباره‌اش آورده‌اند. درحالی‌که مي‌دانيم به معاملات بازارى اشتغال داشته و به آموختن قرآن و سنت نرسيده است، و همه مردم حتى زنان از او دین‌شناس تر بوده‌اند. يا در نهى كردن وى از منكر و باطل و مخالفتش با آوازه‌خوانی پر گفته‌اند، درحالی‌که مسلّم است از بس هوس‌باز بوده به آن پرداخته و جايزش دانسته است.527
نمونه‌هایی از احادیث جعلی در فضایل خلفا در زیر بیان می‌شود:
خطیب بغدادی روایت زیر در فضل ابوبکر را به دو طریق از انس روایت نموده است:
«لَمَّا خَرَجَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ مِنَ الْغَارِ أَخَذَ أَبُو بَكْرٍ بِغَرْزَةٍ فَنَظَرَ النَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ إِلَى وَجْهِهِ فَقَالَ: يَا أَبَا بَكْرٍ أَلا أُبَشِّرُكَ؟ قَالَ: بَلَى فِدَاكَ أَبِي وَأُمِّي. قَالَ إِنَّ اللَّهَ يَتَجَلَّى لِلْخَلائِقِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ عَامَّةً وَيَتَجَلَّي لَكَ يَا أَبَا بَكْرٍ خَاصَّة». یعنی: «زمانی که پیامبر اکرم(ص) از غار خارج شد، ابوبکر رکاب شتر را گرفت. پس پیامبر به او نگاه کرد و فرمود: ای ابوبکر، آیا به تو بشارت دهم؟ ابوبکر عرض کرد: آری، پدر و مادرم فدایت باد! پیامبر(ص) فرمود: خداوند روز قیامت برای همه مردم به صورت عام تجلی می کند و برای تو به صورت خاص. خطیب بغدادی پس از نقل دوطریق روایت می‌گوید: «هذان الحديثان لا أصل لهما عند ذوي المعرفة بالنقل فيما نعلمه، وقد وضعهما محمد بن عبد إسناداً ومتناً، وله أحاديث كثيرة تشابه ما ذكرنا، وكلها تدل على سوء حاله وسقوط رواياته»528
ابن جوزی روایت فوق را به سه طریق از انس، 4 طریق از جابر و یک طریق از عایشه نقل می‌کند و سپس ازنظر سندی و متنی در آن‌ها مناقشه نموده و آن‌ها را جعلی می‌داند.529
نمونه دیگر ازاین‌دست روایتی است از ابوهریره که می‌گوید: «خَرَجَ النَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ مُتَّكِئًا عَلَى عَلَيِّ بْنِ أبي طَالب رَضِي الله عَنهُ فَاسْتَقْبَلَهُ أَبُو بَكْرٍ وَعُمَرُ فَقَالَ لَهُ: يَا عَلِيُّ أَتُحِبُّ هَذَيْنِ الشَّيْخَيْنِ؟ قَالَ نَعَمْ يَا رَسُولَ اللَّهِ، قَالَ: أَحِبَّهُمَا تَدْخُلِ الْجَنَّةَ» یعنی: «پیامبر(ص) در حالی که بر علی(ع) تکیه کرده بود خارج شد پس ابوبکر و عمر به پیشواز شتافتند پس پیامبر(ص) فرمود: ای علی آیا این دو پیرمرد را دوست می‌داری؟ علی(ع)گفت: آری ای رسول خدا. پیامبر فرمود: آنان را دوست داشته باش تا در بهشت وارد شوی.» ابن جوزی این روایت را جعلی دانسته است».530

3-1-6-3-3- جعل حدیث در مشروعیت حاکمیت
تغییر نظام حکومتی از خلافت به پادشاهی برای جامعه به‌خصوص خارج از مرزهای شام، به‌آسانی قابل‌هضم نبود، بنابراین نیازمند پشتوانه روایی بود تا مشروعیت خود را از پیامبر بگیرد.
نداشتن تکیه‌گاه شرعی سبب شد که معاویه علاوه بر موارد فوق در مورد مؤلفه‌های مختلف حاکمیت یعنی خودش به‌عنوان حاکم، سیاست جامعه و همچنین شام که محل حاکمیت وی است دست به جعل حدیث بزند. راهبردهای معاویه بعدها از سوی سایر خلفای بنی‌امیه و بنی‌عباس مورد الگوبرداری قرار گرفت.
جعل حدیث در فضائل معاویه به عنوان حاکم جامعه از این قرار است:
ابی عَمیره مزنیّ که گفته شده یکی از اصحاب پیامبر بود نقل کرده است که پیامبر در مورد معاویه گفته: «اللَّهُمَّ اجْعَلْهُ هَادِيًا مَهْدِيًّا اهْدِهِ وَاهْدِ بِهِ»531
ترمزی این روایت را «غریب» دانسته است.532 در رد این روایات همین بس که ناقل آن یعنی ابی عَمیره مزنیّ از صحابی مقیم شام بوده و در روایتی دیگر در مورد معاویه چنین گفته است «سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ – صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ – يَقُولُ: يَكُونُ فِي بَيْتِ الْمَقْدِسِ بَيْعَةُ هُدًى».
آنچه جلب‌توجه می‌نماید این است که همین روایت در جای دیگر از قول پیامبر در فضیلت «جریر بن عبدالله» گفته‌شده است533 و در جای دیگر با اضافه «.. هَادِيًا مَهْدِيًّا يَأْخُذُ بِكُمُ الطَّرِيقَ الْمُسْتَقِيمَ»534 در مورد فضیلت حضرت علی(ع) گفته‌شده است. و چه‌بسا این روایت نیز بنا بر تئوری علامه امینی مصادره فضائل حضرت امیرمومنان(ع) برای معاویه بوده است.
روایت جعلی دیگر روایتی است که به پیامبر نسبت داده‌شده است، روایت طولانی است لیکن نخستین فراز آن چنین است: «هَبَطَ عَلَيَّ جِبْرِيلُ عَلَيْهِ السَّلامُ وَمَعَهُ قَلَمٌ مِنْ ذَهَبٍ إبريز فَقَالَ: إِن العلى العلى يُقْرِئُكَ السَّلامَ وَيَقُولُ حَبِيبِي قَدْ أهديك لَكَ هَذَا الْقَلَمَ مِنْ فَوْقِ عَرْشِي إِلَى مُعَاوِيَةَ بْنِ أَبِي سُفْيَانَ فَأَوْصِلْهُ إِلَيْهِ

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع پیامبر(ص)، افکار عمومی، چالش سیاسی Next Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع پیامبر(ص)، فرهنگ اسلامی، حکومت اسلامی، بیت المال