منبع پایان نامه ارشد با موضوع پیامبر(ص)، رسول خدا (ص)، اعتبارسنجی، فریقین

دانلود پایان نامه ارشد

يَقُولُ: «كُلُّهُمْ مِنْ قُرَيْشٍ»465 یعنی: «از جابر ابن سمرة سوائی نقل شده که گفت رسول خدا صلى الله عليه وآله در حجة الوداع فرمود: اين دين همواره بر دشمنش پيروز و هيچ مخالفت با آن و مفارقت با آن، زيانى به دين نمى‌رساند، تا آنگاه دوازده نفر از امت من كه همگى از قريشند، زمامدار شوند. سپس كلامى فرمود كه بر من پوشيده ماند، پدرم نسبت به من نزديک شتر رسول خدا بود گفتم:‌ آنچه را رسول خدا فرمود و من نشنيدم چه بود؟ پدرم گفت:‌ رسول خدا فرمود‌: تمامى اين دوازده نفر از قريشند».
این روایت در برخی از منابع به نقل از جابر بن سمرة به‌صورت خلاصه و بدون اشاره به مخفی ماندن بخشی از خطابه پیامبر بر راوی حدیث یعنی جابر بن سمرة، این‌گونه آمده است: «لَا يَزَالُ هَذَا الْأَمْرُ عَزِيزًا إِلَى اثْنَيْ عَشَرَ خَلِيفَةً كُلُّهُمْ مِنْ قُرَيْشٍ»466 یعنی: «پیوسته اين امر عزيز است تا دوازده خليفه بر مردم حكومت كند که همگی از قریش‌اند». در برخی دیگر از نقل‌ها، روایت از همان راوی به صورت «يَكُونُ بَعْدِي اثْنَا عَشَرَ خَلِيفَةً كُلُّهُمْ مِنْ قُرَيْشٍ»467 و در برخی دیگر مدت‌زمان پیشوایی دوازده خلیفه را تا زمان قیامت دانسته است و گفته: «لَا يَزَالُ الدِّينُ قَائِمًا حَتَّى تَقُومَ السَّاعَةُ، أَوْ يَكُونَ عَلَيْكُمْ اثْنَا عَشَرَ خَلِيفَةً كُلُّهُمْ مِنْ قُرَيْشٍ»468یعنی: «همواره دين پا برجاست تا آن كه قيامت برپا شود یا دوازده خليفه براى شما باشد كه همه آنان از قريش هستند». در برخی از نقل‌ها نیز «امیر» به‌جای خلیفه نشسته است و به‌صورت «يَكُونُ اثْنَا عَشَرَ أَمِيرًا»469
همان‌گونه که روایات نشان می‌دهد این سخن پیامبر در حجه‌الوداع بوده است و مقدار مسلمی که جابر بن سمرة شنیده است خلافت 12 خلیفه پس از حضرت است که اقامه دین تنها با آن‌هاست لیکن این‌که از قریش هستند را پدر سمرة که فاصله‌ کمتری از پیامبر(ص) داشته شنیده است.
از این‌که در برخی از نقل‌ها دلیل نشنیدن صدای پیامبر(ص)، بالا رفتن صدای جمعیت پس از اشاره به 12 خلیفه است برمی‌آید که دانستن اسامی دوازده نفر موضوع مهم بوده است و چه‌بسا در فضایی که هنوز قبیله‌گرایی مطرح بوده حاضران به دنبال این بوده‌اند که بدانند این 12 نفر از چه قبیله‌هایی هستند. و عبارت «کلهم من قریش» فرع بر اصل روایت یعنی اشاره به 12 نفر بوده است. اما به‌مرورزمان فرع، جایگاه خود را به اصل داده است، و دغدغه حاضران که بر ماهیت قبیله‌ای استوار بوده است بعدها نیز در خاطر مانده و استناد تنها به «الأئمة من قریش» در فضای سیاسی شهرت بیشتری یافته است، چنانکه بعید نیست در دوران بنی‌امیه با جایگزینی لفظ خلیفه با امیر در روایت، به مشروعیت سلطنت معاویه کمک شده باشد.470
در برخی روایات نیز صراحتاً پیامبر(ص) 12 نفر خلیفه را از فرزندان خودشان بیان‌شده‌اند: «مِنْ وُلْدِيَ اثْنَا عَشَرَ نَقِيباً، نُجَبَاءُ مُحَدَّثُونَ مُفَهَّمُونَ آخِرُهُمُ الْقَائِمُ بِالْحَقِّ يَمْلَأُهَا عَدْلًا كَمَا مُلِئَتْ جَوْراً»471
امام سجاد نیز بر این موضوع تأکید نمودند و فرمودند: «إِنَّ اللَّهَ‏ خَلَقَ مُحَمَّداً وَ عَلِيّاً وَ أَحَدَ عَشَرَ مِنْ وُلْدِهِ مِنْ نُورِ عَظَمَتِهِ فَأَقَامَهُمْ أَشْبَاحاً فِي ضِيَاءِ نُورِهِ يَعْبُدُونَهُ قَبْلَ خَلْقِ الْخَلْقِ يُسَبِّحُونَ اللَّهَ وَ يُقَدِّسُونَهُ وَ هُمُ الْأَئِمَّةُ مِنْ وُلْدِ رَسُولِ اللَّهِ(ص)‏»472 یعنی:« خداى عزّوجّل محمّد و على و يازده امام را از نور عظمتش آفريد و آنان را در درخشش نورش به صورت خیالی قرار داد. آنان قبل از آفرينش ديگر مخلوقات، خدا را مى‌پرستيدند و تسبيح و تقديس مى‌كردند و آنان همان امامان از خاندان رسول خدايند».
امام باقر نیز به زراره فرمودند: «نحْنُ اثْنَا عَشَرَ إِمَاماً مِنْهُمْ حَسَنٌ وَ حُسَيْنٌ ثُمَّ الْأَئِمَّةُ مِنْ وُلْدِ الْحُسَيْنِ»473
در کتاب «كفاية الأثر في النصّ على الأئمة الإثني عشر» روایات فراوانی از فریقین در مورد خلافت اهل‌بیت پس از پیامبر آمده است به‌عنوان‌مثال از ابوسعید خدری روایت‌شده است که «إِنَّ مَثَلَ أَهْلِ بَيْتِي فِيكُمْ مَثَلُ سَفِينَةِ نُوحٍ وَ بَابُ حِطَّةٍ فِي بَنِي إِسْرَائِيلَ فَتَمَسَّكُوا بِأَهْلِ بَيْتِي بَعْدِي وَ الْأَئِمَّةِ الرَّاشِدِينَ مِنْ ذُرِّيَّتِي فَإِنَّكُمْ لَنْ تَضِلُّوا أَبَداً فَقِيلَ يَا رَسُولَ اللَّهِ كَمِ الْأَئِمَّةُ بَعْدَكَ فَقَالَ اثْنَا عَشَرَ مِنْ أَهْلِ بَيْتِي أَوْ قَالَ مِنْ عِتْرَتِي‏»474یعنی:« اهل بيت من در ميان شما همچون كشتى نوح و باب حطّة در ميان بنى اسرائيل هستند، پس از من به اهل بيت من وامامان رهيافته از ذرّيه من چنگ زنيد كه هرگز گمراه نشويد. عرض شد: يا رسول اللّه! شمار امامان پس از تو چند است؟ فرمود: دوازده تن از اهل بيت من ـ يا فرمود ـ از عترت من».
بنابراین به نظر می‌رسد روایت «الأئمة من قریش» برگرفته از یک مطلب طولانی است که افاده معنای متفاوتی داشته و بر 12 معصوم منطبق است.
3-1-2- سیاست منع تدوین حدیث از سوی ابوبکر و قرآن بسندگی
الف. از مهم‌ترین شواهدی که نظر صریح خلیفه را روشن می‌سازد ماجرایی است که در آن ابوبکر پس از گردآوری 500 روایت شبانه براثر اضطراب مبنی بر احتمال اشتباه در آن‌ها و یا اعتماد بی‌جا به آن‌ها، همگی آن‌ها را آتش زد و از میان برد.475
ب. در ماجرایی دیگر از ذهبی آمده است که «و من مراسيل بن أبي مليكة أن الصديق جمع الناس بعد وفاة نبيهم فقال: إنكم تحدثون عن رسول الله صلى الله عليه وسلم أحاديث تختلفون فيها والناس بعدكم أشد اختلافا فلا تحدثوا عن رسول الله شيئا، فمن سألكم فقولوا بيننا وبينكم كتاب الله فاستحلوا حلاله وحرِّموا حرامه»476 یعنی: «از احادیث مرسل ابن ابی ملیکه این است که ابوبکر پس از وفات پیامبر(ص) مردم را جمع کرد و گفت: شما از پیامبر(ص) احادیثی روایت می‌کنید که در آنها اختلاف دارید و مردم پس از شما اختلاف شدیدتری خواهند داشت. پس از رسول خدا (ص) چیزی نقل نکنید و هر کس از شما پرسید بگویید کتاب خدا بین ما و شماست پس حلال آن را حلال و حرام ان را حرام شمارید».
توجیه ذهبی از سیاست ابوبکر، حزم و احتیاط وی است؛ بنابراین می گوید: «فهذا المرسل يدلك أن مراد الصديق التثبت في الأخبار والتحري لا سد باب الرواية، ألا تراه لما نزل به أمر الجدة ولم يجده في الكتاب كيف سأل عنه في السنة، فلما أخبره الثقة ما اكتفى حتى استظهر بثقة آخر ولم يقل حسبنا كتاب الله كما تقوله الخوارج»477 یعنی: «این حدیث مرسل دال بر این است که مقصود ابوبکر دقت در اخبار و انتخاب بهترین بوده است، نه بستن باب روایت. مگر نمی‌بینی که هنگامی که موضوع یافتن (شیء گمشده؟) مطرح شد و حکم آن را در کتاب خدا نیافت از وجود آن در سنت پرسید و هنگامی که فردی ثقه از حکم خبر داد به گفته او اکتفا نکرد و از ثقه‌ای دیگر نیز پرسید و همچون خوارج سخن نگفته و نگفت که کتاب خدا ما را بس است».
نظر ذهبی از چند نظر قابل نقد است:
– از آن رو که نتیجه تابع اخس مقدمتین است، صراحت این ماجرا نشان می‌دهد که سخن از احتیاط نیست بلکه بحث ممانعت مطلق مطرح است، و حدیث مربوط به میراث جده از موارد استثنائی است که خطری برای حاکمیت ندارد. نکته عجیب‌تر در سخن ذهبی این است که باوجود صراحت بخش دوم جمله وی یعنی «فقولوا بيننا وبينكم كتاب الله» به شعار «حسبنا کتاب الله» ؛ لیکن وی با حمل آن بر سخن خوارج تلاش کرده بحث را به انحراف بکشاند. درحالی‌که پیش‌ازاین صدور این سخن از عمر مطابق نصوص معتبر اثبات شد.
– در مورد این استدلال که عمل ابوبکر نوعی احتیاط شدید نسبت به روایات بوده است، برخی محققان گفته‌اند که احتیاط شدید با اقدام به نابودی تمامی روایات سازگار نیست،478 علاوه بر آن روایت «من کذب» که به سبب شهرت بر خلیفه نیز پوشیده نبوده است، بر بدبینی نسبت به‌تمامی روایات دلالت ندارد، بلکه هشدار می‌دهد که عامدانه دروغی به پیامبر(ص) نسبت داده نشود. بنابراین جایگاه ویژه روایات در کنار قرآن اقتضاء می‌نمود تا خلیفه به‌جای سوزاندن آن‌ها نسبت به بررسی و اعتبارسنجی آن‌ها سیاستی را اعمال نماید. از همین‌جا بر طبق شواهد مبتنی بر رفتارهای مشابه خلیفه، می‌توان دریافت روایات نامبرده قدرت معارضه جدی با حاکمیت را داشته است و اضطراب خلیفه نیز ناشی از همین آگاهی است. بنابراین در شرایطی که حاکمیت درگذر از شرایط فوق‌العاده رحلت پیامبر و سقیفه استقرار یافته بود. حذف رقیب برای حاکمیت مهم‌ترین راهبرد بود.
– «حدیث اریکه» در پاسخ به عملکرد خلیفه، صریح است؛ در این روایت پیش‌بینی قریب الوقع پیامبر نسبت به سرنوشت تعامل با روایات چنین آمده است : «أَلَا إِنِّي أُوتِيتُ الْكِتَابَ، وَمِثْلَهُ مَعَهُ أَلَا يُوشِكُ رَجُلٌ شَبْعَانُ عَلَى أَرِيكَتِهِ يَقُولُ عَلَيْكُمْ بِهَذَا الْقُرْآنِ فَمَا وَجَدْتُمْ فِيهِ مِنْ حَلَالٍ فَأَحِلُّوهُ، وَمَا وَجَدْتُمْ فِيهِ مِنْ حَرَامٍ فَحَرِّمُوهُ».479 یعنی: «بدانید که هم کتاب به من داده شده و هم (مجموعه معارفی) مثل کتاب. بدانید که نزدیک است که مردی سیر (و شکم انباشته) بر تخت حکومت خود بگوید: این قران را به محکمی بگیرید و هر چه در آن حلال یافتید حلال شمرده و هرچه در آن حرام یافتید حرام شمارید».
عبارت «أُوتِيتُ الْكِتَابَ، وَمِثْلَهُ مَعَهُ» به جایگاه سنت در کنار قرآن اشاره نموده است و لزوم عمل به سنت و قبول آن در این روایت مانند قرآن است. زیرا سنت همتای قرآن است و کسی که قرآن را آورده است همان کسی است که باسنت سخن می‌گوید، بنابراین با یکی از دیگری بی‌نیاز نمی‌شویم.480
لیکن مهم‌ترین بهره‌ای که از این روایت برای تحلیل سرنوشت حدیث پس از پیامبر می‌توان برد این است که احادیث پیامبر(ص) در کنار قرآن جایگاه اصلی خود را از دست خواهد داد و عامل اصلی نیز صاحبِ قدرتی خواهد بود که واژه «یوشک» حضور نزدیک او بعد از پیامبر را بیان می‌دارد. این روایت به‌صراحت دلالت به کنار زدن سنت و قرآن بسندگی از سوی ابوبکر دارد.
– جریان خوارج نتیجه سیاستی بود که با کنار زدن سنت سال‌ها بعد به ثمر نشست، عمرالحاجی میان حدیث اریکه و گمراهی خوارج که ظاهر قرآن را گرفتند و سنت(بیان کتاب) را رها کردند، رابطه مستقیم برقرار نموده است.481 نزدیکی مسلک خوارج باسیاست عمر و کنار زدن سنت تا بدانجاست که صاحب تدوين السنة ومنزلتها در دفاع از عمر صدور «حسبنا کتاب الله» را از وی نفی کرده و این عبارت را سخن خوارج دانسته است.482 چه‌بسا این دفاع وی مبتنی بر نظر ذهبی باشد که پیش‌ازاین چنین ادعایی نموده بود.
3-1-3- سیاست منع تدوین و نقل حدیث از سوی عمر
پیش‌ازاین اثبات شد که عمر در آخرین لحظه وفات پیامبر(ص) با شعار «حسبنا کتاب الله» بی‌نیازی از نوشتن وصیت پیامبر برای خلاصی از گمراهی را مطرح کرد و از این قرینه می‌توان دریافت چنانچه قدرت را در جامعه به دست گیرد این سیاست خود را اعمال خواهد کرد.
آنچه به سیاست عمر اشاره دارد، این‌گونه آمده است: «أَنَّ عُمَرَ بْنَ الْخَطَّابِ أَرَادَ أَنْ يَكْتُبَ السُّنَنَ، فَاسْتَشَارَ أَصْحَابَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فِي ذَلِكَ، فَأَشَارُوا عَلَيْهِ أَنْ يَكْتُبَهَا، فَطَفِقَ يَسْتَخِيرُ اللَّهَ فِيهَا شَهْرًا، ثُمَّ أَصْبَحَ يَوْمًا وَقَدْ عَزَمَ اللَّهُ لَهُ، فَقَالَ: «إِنِّي كُنْتُ أُرِيدُ أَنْ أَكْتُبَ السُّنَنَ، وَإِنِّي ذَكَرْتُ قَوْمًا كَانُوا قَبْلَكُمْ كَتَبُوا كُتُبًا، فأَكَبُّوا عَلَيْهَا وَتَرَكُوا كِتَابَ اللَّهِ، وَإِنِّي وَاللَّهِ لَا أُلْبِسُ كِتَابَ اللَّهِ بِشَيْءٍ أَبَدًا»483 یعنی: «عمر بن خطاب خواست که سنن را بنویسد پس با اصحاب رسول خدا مشورت کرد و آنان موافقت کردند. یک ماه در این کار از خدا استخاره کرد تا اینکه روزی خدا او را بر یک سو استوار کرد پس گفت: من می‌خواستم سنن را بنویسم اما قومی را به یاد آوردم که پیش از شما بودند و کتاب‌هایی را نوشتند و به شدت به آنها پرداختند و کتاب خدا را رها کردند اما من به خدا

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع پیامبر(ص)، جانشینی پیامبر، امیرالمومنین، فضای عمومی Next Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع پیامبر(ص)، افکار عمومی، رفتارشناسی، فریقین