منبع پایان نامه ارشد با موضوع پیامبر(ص)، جانشینی پیامبر، نظریه پردازی، موازین اسلامی

دانلود پایان نامه ارشد

نمودند این بار عمر نیز پس از اشاره به شایستگی انصار، برسخنان ابوبکر مبنی بر عدم رضایت عرب به‌غیراز قریش تأکید نمود و به وجود نبوت در قریش نیز اشاره نمود. وی تأکید کرد کسی امیر می‌شود که نبوت در قبیله او باشد.400
نزاع بین انصار و مهاجران بالا گرفت، برخی از افراد سرشناس انصار تأکید می‌کردند که انصار از سخنان ابوبکر و عمر متأثر نشوند و بر حقوق خود اصرار ورزند.401 آخرین تلاش‌های انصار این بود که «مِنَّا أَمِيرٌ وَمِنْكُمْ أَمِيرٌ»، ابوبکر در پاسخ گفت: «مِنَّا الأُمَرَاءُ وَمِنْكُمُ الْوُزَرَاءُ».402 «حباب بن منذر» بر اساس سنت جاهلی در انتخاب ریاست، از شرافت و عدد سخن گفت و بر انتخاب یک امیر از انصار و یکی از مهاجران اصرار ورزید در مقابل عمر بر انتساب به عشیره پیامبر(ص) و مفهوم «البیت» تأکید نمود. 403
نزاع لفظی به‌تدریج به درگیری فیزیکی میان برخی از اصحاب پیامبر تبدیل شد، ماهیت این نزاع چیزی کم از درگیری‌های جاهلیت نداشت، طبری، نزاع «حُباب بن منذرِ» شمشیر به دست با عمر را این‌گونه تعبیر می‌کند «… وَكَانَتْ فَلْتَةٌ كَفَلَتَاتِ الْجَاهِلِيَّةِ»404 یعنی: «کاری حساب نشده همانند کارهای دوران جاهلیت بود».
در این میان آنچه درگیری را فرونشاند و انصار را قانع کرد، استناد ابوبکر به روایت «الأئمة من قریش» بود که ادعا می‌کرد آن را از پیامبر(ص) شنیده است.405
3-1-1-3-1- سوء استفاده و جعل حدیث در جهت ارتقاء قدرت سیاسی
این نخستین بار پس از رحلت پیامبر(ص) بود که جایگاه و قدرت بی‌نظیر حدیث نبوی در فیصله اختلافات روشن می‌شد. زبیربن بکار تأثیر این حدیث را تا آنجا می‌داند که اگر بیان نمی‌شد انصار برای این کار شایسته‌تر بودند406 وی در استدلال خود می‌گوید: «سَعْدًا فِي الأَنْصَارِ أَطْوَعُ مِنَ أَبِي بَكْرٍ فِي قُرَيْشٍ».407 ضرار بن خطاب نیز گفته است اگر این روایت از پیامبر نبود می‌گفتیم، «الأئمة من انصار»، لیکن این روایت جایی برای رأی و نظر باقی نگذاشت.408 ابوبکر خودش بر منبر علناً به برتر نبودن خودش بر دیگران تأکید و اعلام نمود: «فَإِنِّي قَدْ وُلِّيتُ عَلَيْكُمْ وَلَسْتُ بِخَيْرِكُمْ فَإِنْ أَحْسَنْتُ فَأَعِينُونِي، وَإِنْ أَسَأْتُ فَقَوِّمُونِي»409 به‌علاوه زمانی که پدر ابوبکر خبر جانشینی فرزندش را شنید از این‌که بنی عبد مناف به این کار رضایت دادند، تعجب کرد.410 این مطلب به‌خوبی نشان می‌دهد که ابوبکر با استناد به روایت، توانسته بود نخستین گام برای ورود به صحنه سیاسی را بردارد، درحالی‌که بر اساس سنت‌های جاهلی و معیارهای قبیله‌ای(شرف و عدد) قادر به زورآزمایی در جریان قدرت نبوده است، عکس‌العمل ابوسفیان نیز به‌روشنی گواه بر این واقعیت است، ابوسفیان نیز به تحریک بنی‌هاشم پرداخت چنانکه وقتی خبر را شنید و وارد مدینه شد در کوی و برزن چنین می‌گفت:
بنی‌هاشم لا تطمع الناس فيكم * ولا سيّما تيم بن مرّة أو عديّ
فما الأمر إلا فيكم وإليكم * وليس لها إلا أبو حسن عليّ
وی همچنین به حضرت امیرمومنان (به‌عنوان یگانه جانشین برحق پیامبر) نیز گفت که چرا باید امر ریاست در پست‌ترین قبیله از قریش باشد اگر بخواهد پیرامون وی را پر از شمشیرزن می‌کند.411 این سخن ابوسفیان نوعی سیاست سهم خواهی از برندگان نزاع سقیفه بود.412 که البته حضرت امیرمومنان در پاسخی مناسب، فتنه‌گری نه حق‌طلبی ابوسفیان را به وی گوشزد کرد.413 «سعد بن عباده» نیز پس از ماجرای سقیفه و بیعت، در گفتگویی با ابوبکر با اشاره به شرایط خاص سقیفه، کار مهاجران را حسد نسبت به انصار و اجبار آن‌ها بر بیعت خواند.414 عمر نیز در خطابه‌ای با عبارت «إِنَّ بَيْعَةَ أَبِي بَكْرٍ كَانَتْ فَلتَةً، فَقَدْ كَانَتْ كَذَلِكَ وَلَكِنَّ اللَّهَ وَقَى شَرَّهَا»415 یعنی: «[ای مردم] بیعت ابوبکر کاری شتابزده [و بی‌تدبیر] بود که خداوند شرش را از شما دور کرد) به انتخاب شتابزده ابوبکر اشاره نمود». تمامی این شواهد به روشنی به شرایط فوق العاده سقیفه اشاره دارد که در آن ابوبکر به دور از حضور بنی‌هاشم، بدون موازین اسلامی و حتی جاهلی به ریاست رسید.
هرچند استناد به روایت «الأئمة من قریش» جانشینی را از انحصار در بنی‌هاشم خارج می‌کرد416 لیکن نبود بنی‌هاشم در سقیفه درواقع خالی بودن عرصه از رقیبی بود که بی‌شک چنان چه وجود می‌داشت نزاع به نفع آن‌ها پایان می‌پذیرفت.
3-1-1-3-2- احیای سنت جاهلی
استفاده‌ی سیاسی از حدیث سبب شد، در شرایطِ بحرانی سقیفه، ریاست مبتنی بر قبیله گرایی که در زمان پیامبر(ص) رو به فراموشی بود؛ دوباره احیا شود.
ابن خلدون تعصب قبیله‌ای در انتخاب جانشین پیامبر را مؤثرتر از شرافت انتساب به پیامبر(ص) می‌داند.417 این نظر وی را سخن ابوبکر و عمر مبنی بر عدم رضایت عرب بر غیر قریش که پیش‌ازاین در جریان مناقشه مهاجران و انصار بیان شد، تأیید می‌کند.
چون انتخاب در سقیفه در فضای مجادله و شتاب‌زده بود پس از سقیفه موضوع شایستگی میان مردم موردبحث قرار می‌گیرد. در گفتگویی که میان «عبدالرحمن بن عوف» و گروهی از انصار بعد از جریان سقیفه روی می‌دهد، وی می‌کوشد تا آن‌ها را قانع سازد که ابوبکر و عمر و عثمان و ابوعبیده جراح دارای فضایلی هستند که در انصار یافت نمی‌شود، انصار نیز در پاسخ علاوه بر اشاره به وجود «سعد بن عباده»، «ابی بن کعب»، «معاذ بن جبل»، «حنظه غسیل الملائکه» و ذو الشهادتین(خزیمه بن ثابت) در میان انصار خطاب به عبدالرحمن گفتند که: اگر علی و دیگران از بنی‌هاشم مشغول دفن پیامبر نبودند کسی در جانشینی پیامبر طمع نمی‌کرد.418 این گفتگو به‌صراحت نارضایتی عمومی انصار از نتیجه سقیفه را مشخص می‌کند و بر این واقعیت تأکید دارد که حتی انتخاب مطابق موازین و معیارهای جاهلیت صورت نگرفته است، که اگر چنین بود حداقل در عرف سیاسی عرب ایرادی بر انتخاب وارد.
وقتی عبدالرحمن بن عوف گفتگوی خودش با انصار را به وی منتقل نمود، وی گفت نیازی به این بحث نداشته است زیرا آن‌ها قبلاً ساکت شدند و بیعت نمودند419. سخن ابوبکر به‌روشنی نشان می‌دهد که خودش بهتر از هرکسی به این واقعیت واقف بوده است که انتخاب وی منطبق بر موازین و معیارهای رایج نبوده است.
نکته‌ی دیگری که بر اساس این گفتگو و مناقشه در سقیفه قابل استنباط است این است ‌که اختلاف میان اوس و خزرج که در شرایط خاص سقیفه احیاء شده بود سبب شد، در آن شرایط اوس به سبب جلوگیری از پیروزی خزرج، به نفع قریش رأی دهد؛ لیکن پس از پیروزیِ ابوبکر به‌عنوان نماینده قریش، هر دو قبیله اوس و خزرج دریافتند که به خواسته‌های خود دست نیافته‌اند.
بابیان این شواهد تاریخی روشن می‌شود که در جریان جانشینی پیامبر(ص) و تأکید بر نسب قبیله، مطابق سنت جاهلی عمل نشد که حتی در آن صورت هم قاعدتاً باید بنی‌هاشم برگزیده می‌شد. البته در پاسخ به افرادی چون ابن مفلح که شرط سن در کنار نسب را توجیه‌گر صلاحیت پیروزمندان سقیفه می‌دانند420 باید گفت داشتن نسب و کِبَر سن لزوماً امتیاز و عامل مؤثر در انتخاب بهترین نیست. چنانکه پیامبر(ص) با انتصاب اسامه به فرماندهی سپاه و قرار دادن بزرگان قریش تحت فرماندهی وی عملاً بر این نکته تأکید کردند.421
3-1-1-3-3- نتایج استفاده سیاسی از روایت
علاوه بر استفاده‌ای که از روایت مورد بحث در جریان سقیفه شد؛ دستاوردهای دیگری نیز داشت که در ذیل بدان اشاره می‌شود که نشان دهنده تاثیر این روایت در سرنوشت جامعه اسلامی است.
3-1-1-3-3-1- ورود بنی‌امیه به صحنه سیاست
تأکید بر روایت مورد استناد ابوبکر تنها احیای سنت‌های جاهلی در شرایط بحرانی سقیفه نبود، بلکه نتایج سوئی در برداشت و به‌عنوان یک بدعت مورد استناد و تقویت جریان‌های سیاسی بعد قرار گرفت. این تحلیل حتی در سقیفه نیز پس از بیعت با ابوبکر توسط «حباب بن منذر انصاری» در پاسخ به این سؤال عمر که چرا نگران است و از چه چیزی می‌ترسد، ارائه شد و وی تأکید کرد که نسبت به آینده بیش از این زمان بیم دارد.422
در واقعیت نیز نتیجه روایت مذکور که توسعه معنا به کل قریش بود، وضعیت را از جاهلیت بدتر نمود، زیرا مطابق معیارهای جاهلیت و سنت منافره، به‌عنوان یک رقابت سیاسی، بنی‌امیه در مقابل بنی‌هاشم چیزی برای ارائه نداشت؛ لیکن این روایت راه را برای آن‌ها هموار نمود.
مقریزی به تأثیر استناد ابوبکر به روایت اشاره نموده و می‌گوید: بنی‌امیه با وجود این که هیچ امتیازی نداشت به‌صرف این‌که جزو قبیله قریش بودند، ادعای خلافت کردند؛ زیرا «الأئمة من قریش» بر هر قریشی قابل‌حمل است وی می‌افزاید درصورتی‌که اگر مطابق رأی شیعه قرابت، سابقه و وصیت را بپذیریم، هیچ‌یک از اهل قبله ادعای بنی‌امیه مبنی بر خلافت را نمی‌پذیرد.423
سخن مقریزی به‌صراحت نشان می‌دهد که چگونه ابوبکر در سقیفه با احیای سنت جاهلی راه را برای ورود سرسخت‌ترین دشمن پیامبر(ص) به عرصه سیاست بازنمود به‌خصوص که ورود آن‌ها به سیاست، با ادعای جانشین رسول خدا بودن، ضربه‌هایی را به تاریخ وارد کرد که سراسر تاریخ را فراگرفته است و انبوه احادیث جعلی که به انواع آن‌ها در فصل‌های آتی خواهیم پرداخت، بخشی از آسیب‌هایی است که بنی‌امیه منافقانه به اسلام وارد نمودند.
3-1-1-3-3-2-نظریه پردازی «نسب» به‌عنوان شرط خلافت
مانند بسیاری از باورهایی که پس از بنی‌امیه ترویج شد و درنهایت به‌عنوان یک مذهب درآمد.424 «نسب» قریشی نیز از سوی مذاهب چهارگانه اهل سنت، به‌عنوان قاعده‌ای فقهی که مبتنی بر عمل اصحاب است، در قالب یکی از شروط اصلی خلافت تئوریزه شد.425 این شرط هر چند به کلی مردود نیست لیکن عملاً جایگزین شایستگی گردید.
تمامی کسانی که این شرط را تئوریزه کرده‌اند به عمل ابوبکر به‌عنوان یکی صحابی استناد جسته‌اند. هرچند قبول چنین استنباطی چنانکه بعداً روشن می‌شود با چالش جدی روبروست و بطلان آن روشن است.426
3-1-1-3-3-3- پیدایش اختلاف میان امت
هرچند برخی پذیرفته‌اند که اجتماع سقیفه نوعی استبداد حاضران در آن نشست بود؛ لیکن تأکید نموده‌اند که علت این اقدام ترس از وقوع فتنه و اختلاف بوده است.427 درحالی‌که برعکس چنین اقدامی سبب شد که بذر اختلاف کاشته شود زیرا این شرط(قریشی بودن امام) از سوی همه پذیرفته نبود.428
شهرستانی نیز به اختلافات به وجود آمده اشاره می‌نماید اما ازآن‌رو که می‌خواهد دامن صحابه از گناه اختلاف و تفرقه پاک بماند ناباورانه اختلافات آن‌ها را اختلافی دانسته است که برای حفظ دین بوده است و هیچ غرض‌ورزی[سیاسی] در آن دخالت نداشته است.429 توجیه غیرمنطقی شهرستانی نیازی به پاسخ ندارد.
ابن ابی الحدید ذیل عنوان «اختلاف الفرق الإسلامية في كون الأئمة من‏ قريش‏» به اختلاف فرقه‌های مختلف در خصوص شرط قریشی بودن امام اشاره نموده است.430
3-1-1-3-3-4-استناد به خبر واحد
روایت مورد استناد ابوبکر علاوه بر این‌که به‌عنوان یکی از شروط خلافت در مسائل فقهی مورداستفاده قرارگرفته است در اصول فقه اهل سنت نیز به‌عنوان یکی از دلایل استناد به خبر واحد، برای قائلان به حجیت خبر واحد بیان‌شده است.431
3-1-1-3-4- نقد خبر مورد استناد ابو بکر
روایت مورد استناد ابوبکر از نظر سندی و متنی نیازمند نقادی است.
3-1-1-3-4-1-بررسی سندی روایت
این روایت عموماً به دو طریق از انس432 و حضرت علی(ع)433 از پیامبر(ص) نقل شده است. در هر دو طریق نقل روایت اضافاتی دارد که دلالت دارد امامت مطلق قریش موردپسند نیست بلکه مبتنی بر شرایطی است. این نکته بیانگر است روایت به شکلی که ابوبکر نقل کرده است خبری واحد است. ابن حجر تصریح می‌کند وقتی دیده است فضلای هم‌عصر وی خبر واحدِ «الأئمة من قریش» را در ابوبکر منفرد می‌دانند، بر آن شده است تا حدیث را قوت بخشد بنابراین از طریق 40 صحابی دیگر نقل نموده است.434 تلاش ابن حجر سبب شده است که برخی از علما روایت « الأئمة من قریش» را متواتر بدانند.435 و برخی دیگر آن را به درجه حسن ارتقاء دهند.436
ادعای ابن حجر درست نیست؛

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع پیامبر(ص)، رهایی بخشی، زمان پیامبر، حسن و قبح عقلی Next Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع پیامبر(ص)، رسول خدا (ص)، اعتبارسنجی، فریقین