منبع پایان نامه ارشد با موضوع وابستگی متقابل، ناسازگاری، پرخاشگری، مفهوم سازی

دانلود پایان نامه ارشد

ط صميمانه تر باشد، احتمال تعارض بين فردي بيشتر مي شود. روزي فردي به شوخي گفت : “علت اصلي طلاق ازدواج است “. زندگي با يكديگر به عنوان يك زوج مي تواند يكي از چالش بر انگيزترين مسايلي باشد كه افراد در زندگي خود با آن مواجه مي شوند. هرچه فردي درباره ديگري بيشتر بداند، با احتمال بيشتري بين آنها اختلا ف نظر و تعارض پيش مي آيد. شايد اين بيت شعر گوياي بهتر مطلب فوق باشد:
“من از بيگانگان هرگز ننالم كه با من هرچه كرد، آن آشنا كرد”
جامعه شناساني كه خشونت را در آمريكا بررسي كرده اند، مي گويند : “وقتي با غريبه ها هستيد، نسبت به زماني كه در كنار همسر يا معشوق تان هستيد، از امنيت بيشتري برخورداريد”. مأموران پليس ايالات متحده گزارش مي كنند كه تلفن هاي دال بر خشونت هاي خانگي از خطرناك ترين خشونت هايي هستند كه آنها به آن پاسخ مي دهند. نكته مهم اين است كه اگر بخواهيم رابطه مان پويا و باقي باشد ، بايد اين اختلاف نظرها را به شيوه اي درست حل كنيم . گرچه ممكن است تعارض از نظر آماري طبيعي باشد، اما از يك سو نبايد منجر به خشونت كلامي و جسماني شود و از سوي ديگر نبايد آن را سركوب كرد و ناديده گرفت (شیری، 1387).
تعارض طبیعی و در ازدواج غیر قابل اجتناب است. تجربه شخصی هر کسی از تعارضات میان فردی، نسبت به دیگر روابط دراز مدت، اغلب بالاترین میزان آن به همسر اختصاص دارد(آرجلی57 و فرونهام58، 1983). روابط زوجی مخصوصاً مستعد تعارض هستند زیرا همسران صمیمت و وابستگی متقابلی زیادی به یکدیگر دارند. این کیفیت ها زوج را نسبت به دیگری آسیب پذیر می سازد. در همان زمان، قدرت پیوستگی روابط به طوری که زوجین بهتر بتوانند در برابر انتقاد از یکدیگر مقاومت کنند و ارتباط می تواند با وجود اختلاف نظر همسران باقی بماند (کاناری59، کوپاچ60، 2006).
2-2 مبانی نظری تعارض
اصطلاح تعارض اغلب ادراک مجادلات خصمانه و روابط بدکار است. اگر چه ، تحقیقات نشان داده است که حضور صرف تعارضات لزوماً بد نیست. در حقیقت، برخی رویه های تعارض نتایج مثبتی به بار خواهد آورد. تعارض امکان بیان احساسات مهم و تدبیر راه حل های خلاق برای مشکلات را به زوجین می دهد. علاوه بر این، تعارضی که با موفقیت مدیریت شده باشد می تواند پیوستگی های ارتباطی را قدرتمند کند و انسجام و همبستگی ارتباطی را افزایش دهد. تعارض زوجی همچنین به رشد اجتماعی کودکان کمک می کند. رایج ترین موضوعات تعارض در رابطه زناشویی عبارت است از ارتباط، دارایی، کودکان، روابط جنسی، تکالیف و وظایف خانگی، حسادت، و خویشاوندان سببی (گاتمن61، 1979؛ مید62 و همکاران، 1990). برخی اوقات آنچه بصورت ظاهری موضوعی بسیار ساده است انعکاسی از کشمکش ارتباطی عمیق تری درباره قدرت و صمیمیت است (مانند اختلاف بر سر زمان با هم بودن زوجین در مقایسه با گذراندن وقت با دیگران). تعارض پایدار درباره چنین موضوعات رابطه ای بیشترین تأثیر را بر رضایت رابطه ای دارد (کوردک63، 1994). شدت و اهمیت تعارضات بطور گسترده ای در درون و بین زوجین متفاوت است. برخی تضادها صرفاً اختلافات یا شکایت های ملایم هستند. برخی از آنها کمترین توجه را دریافت می کنند و اثرات کوتاه مدتی بوجود می آورند. دیگر تعارضات نشان دهند کشمکش های مداومی درباره موضوعات مهم شخصیتی است که موجب اضطراب شخصیتی و تنش رابطه ای می گردد. تعارضاتی که عودکننده هستند و در طول زمان پایدارند پیچیده ترین مشکلات را برای پایداری رابطه ایجاد می کنند(للوید64، 1990)، با این حال، صدمات رابطه ای زمانیکه زوجین تبادل پیامهای تأییدی را در خلال تعارضات ادامه دهند می تواند تخفیف یابد (جانسون65 و رولوف66، 2000). تعیین اینکه چه مقدار تعارض بین زوج ها نرمال و معمول است دشوار است، اگر چه این مقدار توسط محققان برآورد شده است (مک گانگل67، کسلر68، و اسکیلینگ69، 1992). در حقیقت، متوسط تعداد اختلالفات در سرتاسر ازدواج احتمالاً معنی دار نیست زیرا انواع متفاوتی از ازدواج مقادیر متفاوتی از تعارض را نشان می دهد (فیتس پاتریک70، 1988؛ گاتمن، 1994؛ راش71 و همکاران، 1979). برخی زوجین یک فرهنگ ارتباطی بنا می کنند که گفتگو در آن به کرات تکرار می شود؛ دیگران به ندرت اختلاف را تجربه می کنند و نُرمی را برای عدم توافق فقط در موضوعات مهم بوجود می آورند. با این وجود، الگوهای رشدی، ممکن است پایدار باشد. برای مثال، زوج های مسن تر که سالهای طولانی تری از ازدواج شان گذشته است در مقایسه با زوج هایی که تازه ازدواج کرده اند با اختلافات کمتری درگیر هستند (زیتلو72 و سیلارز73، 1988). با اینحال، صرف فراوانی اختلافات اطلاعات کمی را درباره سلامت کلی یا پایداری روابط زوجی آشکار می سازد. مهم تر از آن شدت مذاکرات، و روش است که آنها را مدیریت می کنند (برای مثال گاتمن74، 1994).

2-2-1 تعریف تعارض در بافت ارتباط
زمانیکه مردم بطور نوعی به تعارض75 می اندیشند، معمولاً یک موقعیت همراه با پرخاشگری را تجسم می کنند که شامل مؤلفه های کلامی و غیر کلامی مانند چهره های عصبانی، صدای بلند، یا خیره شدن خواهد بود. با وجود این تعارض همیشه با پرخاشگری بیان نمی گردد. برخی اوقات مردم برای توافق و یا رسیدن به سازگاری به آرامی درباره موضوعات مورد اختلاف خود بحث می کنند، که در نهایت به افزایش کارکرد ارتباطی آنها می انجامد. بر خلاف باور عموم مردم، تحقیقات همچنین نشان داده است که تعارض بیش از آنکه تأثیر منفی بر روابط داشته باشد، تأثیر مثبتی بر روابط دارد. برای مثال گاتمن (1979) متوجه شد هر کدام از زوجین که درباره موضوعات مشاجره صحبت نمایند نسبت به فردی که موضوع را کم اهمیت نموده و درباره موضوع صحبت نکرده است و یا از صحبت درباره آن اجتناب نموده است احساس رضایت بیشتری نموده است. سایر محققان نیز دریافتند زوج هایی که بطور سازنده ای با تعارض روبرو می شون می توانند بطور نسبی این مشکلات را حل نمایند، احساس صمیمیت خود را افزایش دهند و نهاریتاً روابط خود را پایدارتر نمایند (برایکر76 و کلی77، 1979؛ للوید78 و کیت79، 1985). شیوه برخورد زوج با تعارض از خود تعارض اهمیت بیشتری دارد. برای مثال، سیگرت80 و استامپ81 (1994) دریافتند که عامل اصلی رسیدن به این آگاهی بین زوجین است که با اولین دعوای بزرگ همچنان با هم بمانند و ارتباط سازنده ای در خلال دوره تعارض داشته باشند. آنهایی که با یکدیگر ماندند گزارش نمودند که تعارض آنها را به افزایش درک و اعتماد هدایت نمود و اینکه می توانند مسایل را با هم حل کنند و اینکه می خواهند برای یکدیگر فداکاری کنند. آنهایی که با هم نبودند گزارش دادند که تعارض باعث سردرگمی و بی اعتمادی آنها درباره وضعیت رابطه شده است، آنها همچنین درباره اینکه تعاملات آینده تنش آلود و ناخوشایند باشد نگرانند.
هم راستا با این ، تحقیقاتی نشان دادند که تعارض می تواند یا رضایت رابطه ای را افزایش دهد و یا آنرا فرسوده نماید، محققان حوزه ارتباطات میان فردی تعارض را بعنوان عدم توافق بیان نموده اند تا پرخاشگری (کان82، 1992؛ کاناری، و دیگران، 1995). با وجود این توافق کمی درباره ویژگی های دقیق که تعارض را تعریف می نماید و آنرا از سایر انواع تعامل متمایز می سازد وجود دارد.
یکی از رایج ترین تعاریف تعارض از طرف هاکر83 و ویلموت84 (1998) ارائه شده است، این محققان تعارض را با 5 ویژگی تعریف نموده اند: وابستگی متقابل، ناسازگاری، مداخله، کمیابی منابع، و یک کشمکش ابراز شده. بر اساس این تعریف، تعارض بین دو یا چند فرد که به هم وابستگی متقابل دارند اتفاق می افتد. بدلیل اینکه روابط نزدیک مستلزم سطوح بالای وابستگی متقابل می گردد، معمولاً شامل سطوح نسبتاً بالایی از تعارض به مانند رضایت خواهد شد (ارگیل85 و فورناهم86، 1983). تعارض همچنین شامل ادراک اهداف ناسازگار می گردد. در سناریو ابتدای فصل، تینا ظنین بود به اینکه دیوید مایل است متفاوت از زنان دیگر به دیدار دره بزرگ برود: او خواستار آرامش یابی و داستانهای عاشقانه بود، در حالیکه او میترسید دیوید قصد دیدن دوست دختر دیگری را داشته باشد. اهداف تینا و دیوید برای حل اختلاف برای اهداف متفاوتی بود؛ تینا می خواست درباره موضوع صحبت نماید در حالیکه دیوید می خواست از تعارض اجتناب نماید.
همانطور که وضعیت تینا و دیوید نشان می دهد، ناسازگاری به احتمال زیاد زمانی منجر به تعارض می گردد که دیگران حس کنند که اهداف شریک زندگی شان با اهداف خود تداخل داشته باشد (برای مثال مرخصی زمانی که یکی از شرکا به فکر فرد دیگری باشد رمانتیک نخواهد بود)، و منابع کمیاب (ارزشهای تینا، زمان مرخصی و فکر کردن به اینکه یافتن رابطه خوب دشوار است). برای برخی زوجین که، ناسازگاری مزمن و دیرپا می گردد، ویژگیهای رابطه خود را با آن تعریف می کنند (کان؛ 1992). در نهایت، مطابق دیدگاه هاکر و ویلموت، این ناسازگار بدون اینکه ابراز گردد در حد یک ادراک باقی می ماند، در اینجا در حقیقت تعارض رخ نداده است. محققان همچنین تعارض را به چندین شیوه مفهوم سازی و عملیاتی نموده اند. کان (1990) سه شیوه را برای مطالعه تعارض مطرح نموده است:
بعنوان عدم توافق یا بحث درباره یک موضوع خاص؛
مباحثه حل مسأله که چانه زدن یا مصالحه را در خود دارد؛
الگویی از تعامل که زوجهای پریشان را از زوجهای خوشبخت متمایز می سازد.
از این زاویه دید، یک راهبرد تعارضی (مانند سازش و یا سازگاری) را می توان به موارد عدم توافق و یا حل مسئله محدود نمود، یا می توان آن را یک راه اصلی برقراری ارتباط در سراسر دوره های ارتباطی در نظر گرفت. کاناری و دیگران (1995) با بسط استدلال کان (1990) بین 4 نوع از تعاریف تعارض تمایز قائل شدند:
غیر دوره ای / غیر اختصاصی87
دوره ای / غیر اختصاصی88
غیر دوره ای / اختصاصی89
دوره ای / اختصاصی90
وقتی تعارض بصورت غیر دوره ای و غیر اختصاصی تعریف می گردد، “تعارض بعنوان یک پدیده سیال در نظر گرفته می شود ، که به سایر انواع تعاملات در اشکال رفتاری دیگر نیز سرایت می کند” (کاناری و همکاران، 1995). بنابراین، در این وضعیت ، محققان بیش از اینکه به بررسی یک دوره خاص یا نوع خاصی از تعامل بپردازند ، به تحلیل الگوهای عمومی تعامل در روابط و انواع رفتارهایی که در خلال تعاملات زناشویی بین زوج های خوشبخت و زوج های پریشان اتفاق می افتد می پردازند.
در مقابل، زمانیکه محققان تعارض را بعنوان نوع خاصی از تعامل بدون یک رفتار اختصاصی که با چنین تعاملی همراه است، آنها تعریف دوره ای / غیر اختصاصی را می پذیرند. در این وضعیت محققان ممکن است تعارض را بعنوان بازتاب عاطفه منفی و ناسازگاری تعریف نمایند، اما رفتارهای اختصاصی شناسایی نمی گردد.
همانگونه که کاناری و همکاران (1995) مطرح کردند”برای شناسایی دقیق تر تعاملات تعارضی، تعاریف تعارض بعنوان یک دوره ممکن است علائمی از قبیل هیجانات منفی نشان دهد. اما این تعاریف لزوماً بر اساس شواهد دعوای داخلی مشخص نمی کنند مردم چگونه بطور رفتاری تعارض را مدیریت کنند”. وقتی تعارض بصورت اختصاصی اما غیر دوره ای تعریف می گردد، محققان موضع مقابل اتخاذ می کنند؛ برای تعیین اینکه یک تعارض روی داده است بیش از اینکه به ویژگی دوره ای آن توجه کنند، به انواع رفتارهای خاص توجه می کنند. برای مثال، باولز91، راجرز92 و میلار93 (1985) معتقدند تعارض زمانی اتفاق می افتد که حداقل 3 پیام تسلط بطور متوالی وجود داشته باشد. محققان دیگر تعارض را در قالب اصطلاحات رفتار غیر کلامی مانند نشان دادن اضطراب، ابراز عصبانیت، و ژست های دفاعی تعریف نموده اند (کاناری و همکاران، 1995).
اگر چه یک رویکرد رفتاری مانند این ممکن است برای محققان رفتار غیر کلامی جذاب باشد، تشخیص این امر مهم است که بسیاری از این نشانه های غیرکلامی در بافت هایی که تعارض آمیز هم نیست وجود دارد. بعلاوه کاناری و همکارانش خاطر نشان کرده اند که ” اجماع درباره رفتارهای اختصاصی که تعامل تعارض آمیز را نشان دهد وجود ندارد”.
مفهوم سازی بعدی تعارض – هم دوره ای و

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع رضامندی زناشویی، سبک های حل تعارض، روابط زناشویی، تعریف مفهومی Next Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع سلسله مراتب، مفهوم سازی، ناخودآگاه