منبع پایان نامه ارشد با موضوع هنر ایران، فرهنگ ایرانی، هویت ایرانی

دانلود پایان نامه ارشد

تناسب قبلی، در کوچک و بزرگ شدن، نشانه را با افت و خیز مواجه خواهد کرد. وقتی نشانه در اندازه کوچک میشود، آن دو جزیی که در فاصله کمی از هم قرار گرفتهاند، بهم متصل و چسبیده دیده میشوند و بر عکس در اندازه بزرگ، اجزایی که فاصله زیادی با هم دارند، جدا از یکدیگر به نظر میآیند. در چنین وضعیتی، نشانه لت و پار و به هم ریخته احساس میشوند.

2-7-5 ضرب آهنگ
ضرب آهنگ، رابطهای است میان عوامل ترکیببندی که براساس تکرار واحد های همسان یا بسیار شبیه هم به همراه فواصل غیر تاکید شده به وجود میآیند (جنسن، 1384، 11). تکرار، در اینجا به معنای مجموعهای بیانقطاع از واحدهای متصل بصری است که به کل ترکیببندی استحکام و قوام میبخشد (داندیس، 1368، 174). تکراری منظم که باعث ایجاد رابطهای هارمونیک میان اجزا و عناصر شده و حس حرکت را در آثار هنری به ویژه در زمینهی گرافیک القا میکند. در آثار دورهی اسلامی نیز گونههای بسیار متنوع و زیبایی از ریتم در آثار هنرمندان ایرانی وجود دارد که در این آثار «ریتمها بیان ذکر گونه ای دارند که در کاربردهای گوناگون علاوه بر آن با قدرت بیمانندی طراحی شدهاند و با موضوع کاربرد نیز هماهنگی پیدا کردهاند و به طور بسیار مطبوعی ذکرها زیر نگاه وچشم شما مترنم میشوند و شما را به فضایی دلکش برده جاذبه غریبی را (در انسان) ایجاد میکند» (ممیز،1384، 14).
فنون هنرهای بصری هر یک به نحوی معنا را در طراحی نشانهها و ترکیببندی آن ها تقویت میکند که هنرمند و بیننده هر دو از آن ها بهره میجویند و باشد تا استفادهی درست از آنها راه گشای به وجود آمدن یک زبان بصری جهانی شود.

فصل سوم
بررسی نقشمایههای ایرانی

گرافیک معاصر ایران سابقهی طولانی ندارد. در واقع این هنر به معنی امروزیاش از زمان تأسیس دانشکدههای هنری در ایران مطرح شده است. تا قبل از آن به دلیل نبود هیچگونه سابقهی آموزشی و پژوهشی در زمینه گرافیک، آثار به صورت عینی از نمونههای غربی الهام گرفته و هنرمندان راهی جز تقلید نداشتهاند (حلیمی، 1375، 353).
بنابراین هیچگونه هویت و اصالت فرهنگی و ملی در آثار به وجود آمده مشاهده نمیشد. این در حالی است که گذشتهی ما به لحاظ فرهنگی و هنری بسیار طولانی و غنی است و میتوان با تکیه بر ارزشها و فرهنگ ملی و سنتی خود دست به خلق آثاری زد که چهره و هویت ایرانی داشته باشد.
رعایت اصالتهای هنری ایران (در زمینهی گرافیک) به خصوص در دوران قبل از انقلاب به دلیل جریانهای به اصطلاح روشنفکرانه اما از نوع سطحی و غرب زده آن مورد کم لطفی بسیار قرار گرفته که در صورت ادامهی این بیتوجهی، هنر اصیل ایران رو به فراموشی و نابودی خواهد گذاشت. پس لازم است بینشی بنیادی در اساس و پایهی هنر بسیار زیبایی ایران (به خصوص در دوران با شکوه اسلامی) صورت گرفته و تجزیه و تحلیل دقیقی انجام شود تا بتوان با تکیه بر هنر خودمان و رعایت اصول و ضوابط هنری، گرافیک ایران را از نو پایهریزی و در عرصههای بینالمللی مطرح کرد، گرافیک به زبان امروز ولی با نمودی ایرانی اسلامی. به گفته مرتضی ممیز: «گذشته ما گرانقدر است و شناخت آن بسیار واجب. ضروری است که صاحب داناییها شویم و با نگاهی امروز، به گذشته نیز درست بنگریم و برداشتهای دقیقی انجام داده و بدانیم که هویت هنری امروز ما چگونه باید باشد» (ممیز، 1384، 12-11).

3-1 تعریف نقشمایه
واژه نقشمایه از دو قسم «نقش» و «مایه» تشکیل یافته که برای رسیدن به درک صحیحتر از این کلمه، شرح هر دو قسم ضروری است:
معانی ذکر شده برای کلمه «نقش» در فرهنگ لغات بسیار است که در اینجا به صورت خلاصه برخی که مرتبط به موضوع تحقیق است را ذکر میکنیم:
نگار، طراح، اثر به جا مانده از چیزی یا کسی یا عملی، عکس، نشان، علامت، حاصل کار نقاشان، تصویر، رسم، ترسیم، شبیه صورت و شکل، نشان، اثر و رد (دهخدا،1346، 697).
صورت شخص یا چیزی را کشیدن، نگارگری، طرح، جنس، ذات، سرشت، خمیده (معین، 1380، 1692).
نه این نقش دل میرباید ز دست دل آن میرباید که این نقش بست
(ناصح، 1385، 668).
و در وصف واژهی مایه این چنین آوردهاند:
بنیاد هر چیز را گویند. اصل و ماده هر چیز را گویند. اصل و ریشه و بنیاد و مصدر و اساس و جوهر و نیز به معنی شی مادی (دهخدا، 1346، 175).
سبب، قدر، خواسته، باعث و مقدار (معین، 1380، 1364).
در نهایت میتوان واژهی نقشمایه را این گونه معنا کرد: بنیاد نقش و یا ریشه و اصل تصویر در دایرهالمعارفها و فرهنگ اصطلاحات هنری، اصطلاح نقشمایه را معادل واژه لاتین موتیف23 قرار دادهاند. موتیف به معنای انگیزه، درونمایه (باطنی، 1388، 960) و همچنین به معنای عامل، علت، موضوع اثر هنری، مایه اثر هنری (کاظمی اسفه، 1379، 991).
طرح اولیه محرک، مضمون هنری (آریان پور، 1380، 817) نقش، پایه، نقشینه (کرامتی، 1387، 269) بنمایه، نقش مکرر در طراح، مایه اصلی، لکه و نگاره (مهاجری، 1384، 212) میباشد.
واژهی موتیف در موسیقی کاربردی فراوان دارد و به مفهوم کوچکترین واحد قابل تمیز یک ملودی، یک تم یا نظایر آن ها از طریق توالی صداهای معین و ریتم مشخص به کار میرود (انواری، 1381، 7462). به این تعبیر که آن را عنصر یا عناصری میدانند که در یک ترکیببندی تکرار شده و مایه اصلی و بارز یک اثر هنری است؛ عنصر منفرد و قابل تجزیه در یک طرح، همانطور که غلامحسین صدری افشار در کتاب فرهنگ فارسی در «نقشمایه» را این گونه معنا کرده است: عنصر معمولا نمایان و تکرار شوندهای در زمینه یا مایهی اثر هنری یا ادبی، موتیف (صدری افشار، 1388، 2063).
در جایی دیگر رویین پاکباز، نقشمایه را این گونه تعبیر میکند:
مایه اصلی و بارز در یک اثر هنری، عنصر یا ترکیبی از عناصر بصری که در یک ترکیببندی تکرار میشود و در بیان هنرمند برجستگی و ویژگی دارد (پاکباز، 1388، 598).
در این نقل قول نویسنده نقشمایه را موضوع بننما و یا نقش و نگار میداند. به عبارتی «کار مایه ویژه در ترکیببندی» را تعبیر نقشمایه دانسته است. نقشمایه یا «بننگار» را مجموعهی ریز نقشهایی معرفی میکنند که مایه و تشکیل دهندهی نقشاند (دانشگر، 1372، 541). علی حصوری نیز نقشمایه را این گونه تعبیر میکند: نقش تکرارشونده برابر موتیف. در برخی از آثار «فارسی مایه» و در برخی «بن مایه» و« بننگار» نامیده شده است (حصوری، 1371، 11).
در حیطه هنرهای تجسمی، هنگامی که میکوشیم نقشمایه را تعریف کنیم، مطلوب چنان است که «پرمعنی» از پرگویی پالایش یابد تا مرز نقش مجرد کامل و روشن برسد و طبیعی است که برای صیقل دادن سنگ چهره سنگ تا به حال آینه درآید به عوامل بسیاری از جمله استعداد، آگاهی و تحصیل، صبر و تحمل و رنج فراوان نیاز دارد و سرلوحه همه این عوامل عشق و علاقه و ایمان به زیبایی نهفته در دل سنگ است. بیگمان نقشمایهها اصیل چنین پدید آمدهاند. نقشمایه به معنی کل به جز رسیدن است. جزیی که تمام صفات و خصوصیات کل را داراست. نقشمایه، چکیده و بیپیرایه نقش زدن، موجز و مجرد جوهر وجود را شکل دادن برای رسیدن به بیان ساده است (تذهیبی و شهبازی، 1382، 2-1).
نقشمایه فرآیند پالایش و پیدایش است تا شکل به مرز نقش مجرد برسد. وجودی که ساده و در عین حال پرمعنی میباشد و نیز قابلیت تکرار در سطح را برای ایجاد نقشی داراست. به عبارتی بیان ساده شده و موجز فرم کلی اشکال است که ممکن است در اثر هنری، تکرار و یا بصورت مفرد بکار گرفته شود. حال، ایرانی بودن نقشمایه به سه عامل بستگی دارد:
الف) تکرار شدن نقشمایه به عنوان یک عنصر ایرانی در تاریخ هنر (شکل 3-1).
ب) تکرار نقشمایه جهت ایجاد نقش در اثر (شکل 3-2).

ج) پذیرفته شدن نقشمایه به عنوان نقشی اصیل و ایرانی از سوی جامعه ایرانی به گونهای که این نقش مایه در هر کجا به سبب جای گرفتن در ذهن و متعاقباً انس گرفتن با روحیات یک فرد ایرانی، قابل تشخیص از دیگر نقوش باشد (شکل 3-3).

باید یادآور شد که نقش و نقشمایه دارای تفاوت اساسی است. نقش در استعمال عادی خود- مثلاً نقش یک تکه پارچه- یعنی توزیع خط و رنگ در یک سلسله تکرارهای معین. نقش حاکی از درجهای از نظم در یک میدان محدود است؛ در یک تابلو نقاشی این میدان به قاب تابلو محدود میشود. از این تصور ساده نقش که فراتر برویم با مراحل بالاتری از بغرنجی رو به رو میشویم. نخستین مرحلهی این بغرنجیها تقارن است. در تقارن به جای تکرار یک طرح در سلسلههای موازی یکدیگر، طرح را وارونه می کنند و در مقابل طرح قبلی قرار میدهند. این روش شاید از بعضی امکاناتی که در فن بافندگی وجود دارد پدید آمده باشد. با این روش به جای تکرار، توازن کامل به دست میآید، چنانچه موارد فراوانی در هنر شرقی میبینیم که مثلاً دو جانور روبروی یکدیگر قرار میگیرند.
بغرنجی بعدی عبارت است از رها کردن توازن متقارن و ایجاد توازن توزیع شده. در این مورد اثر هنری دارای یک نقطه عطف است که خطها و سطحها و حجمها در اطراف آن طوری توزیع میشوند که در تعادل کامل قرار میگیرند. غرض ساختمانی همه این نقوش مختلف عبارت از هماهنگی است، و هماهنگی که در این نقوش وجود دارد، حس زیبایی ما را ارضا میکند (رید، 1386، 17).
اما نقشمایه، برای ایجاد یک نقش میتواند به عنوان مادهی اولیه به کار رود. در واقع عنصر تکرار شوندهای که به وجود آورندهای یک نقش میباشد، همان نقشمایه است. منظور این نیست که حتماً مانند نقوش هندسی در نظمی معین و ریاضی نمایان شود، بلکه میتواند به صورت نامنظم در موقعیت مکانی مختلف در یک اثر تکرار شود.

3-2 طبقهبندی نقشمایهها
ابهت و جنبه روحانی هنرباستانی ایران به سبب آن است که کمال آن در تزیین مطلق است، تزیین که منبع اصلی و هدف هنر ایرانی است، تنها مایهی لذت چشم و یا تفریح ذهن نیست، بلکه مفهومی بسیار عمیقتر دارد. نخستین ادراک مبهم ولی اساسی که بشر از جهان داشت با نقوش اشکال تزیینی صورت خارجی یافت و به وسیلهی همین نقوش، انسان با سرنوشت دشوار و پر خطر خویش ارتباط بیشتری پیدا کرد. هر نقشی و شکلی وسیلهای برای پرستش، مایهای برای راز و نیاز، آرامش و نیروی باطنی گردید.
در حقیقت، ایران زمانی با همهی تمدنهای بزرگ جهان در تماس بوده است و اندیشهی ایرانی را به همه آنها میرسانده؛ ولی، در عین حال، از همه آن تمدنها هم تاثیر میپذیرفته و الهامات بسیار متفاوت را آزادانه، اما با دید انتقادی، جذب میکرده است (پوپ و آکرمن، 1366، 8). این تبادل و اشتراک هنری در دورههای مختلف، زمینه را برای پذیرش هنر ایران در میان دیگر اقوام آورده است. اما این که روند این امتیاز و خوشایندی در زمینههای مختلف هنر معاصر ایران تا چه اندازه پیشرفت و یا رکود داشته، نکته قابل تامل میباشد.
داد و ستد میان ایران و خاور دور نیز مداوم و پیچیده و دراز مدت بود. در هنرهای تزیینی، سبک و روند کار، ونیز انواع صناعتهای عملی، در این میان رد و بدل میشد. به علاوه، فرهنگ ایرانی، شکل نخستین آیین بودایی را دگرگون کرد، زیرا که این آیین در مسیر رسیدن به چین از قلمروهای ایرانی می گذشت و اندیشههای دینی گوناگونی را بهویژه از سرچشمهی آیین مهر(میترا)، جذب میکرد که سرانجام به صورت کیشهای معروف به « آمیدا» در میآیند (همان، 9).
«سرچشمهی بسیاری از نقشمایههای مورد استفاده توسط هنرمند عصر ساسانی (صور گیاهی، قوچهای رو در روی یک درخت، گاوان بالدار سر، نبرد شیر و گاو، شاهینهای حمله ور بر جانوران، وجز اینها) در هنر باستانی آسیای غربی بود، ولی طرحهایی چون پیچک تاک، صحنههای انگور چینی و پیکرهای بالدار پیروزی، به تازگی از منابع رومی اقتباس شده بودند. در اواخر عصرساسانی، تاثیرات هند و آسیای میانه افزایش یافت (پاکباز، 1383، 28).
در زمانی دیگر، مغولان باعث استحکام بیشتر پیوند های فرهنگی ایران با شرق و غرب شدند. درآن زمان هنرمندان خارجی –

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع هنرمندان ایرانی، بازار رقابتی، ساختار بصری Next Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع هنر ایران، هنر اسلامی، باستان شناسی