منبع پایان نامه ارشد با موضوع هنر اسلامی، زبان آرامی، امیرالمومنین، ادبیات عربی

دانلود پایان نامه ارشد

4-9-2- انتقال مرکز علمی اسکندریه به شام
مدرسه اسکندریه ، تنها مرکز یونانی خالص در سزمینهایی بود که در قرن نخست اسلامی به تصرف مسلمانان درآمد. فرهنگ اسکندریه اگر چه ریشه در فرهنگ یونانی داشت، اما برای خود راه دیگری در پیش گرفت. چنان که فلسفه در آن جنبهی تخصصی پیدا کرد و در آخر کار در مباحث طب، نجوم و ریاضیات متمرکز شد؛ این مدرسه در عهد اموی به انطاکیه در شام منتقل شد(سپهری، 1381: 100).
بنا به روایت «ابن ابی صیبعه» ابن بجر طبیبی دانشمند، که درکار طبابت ماهر و ساکن اسکندریه بود به دست عمربن عبدالعزیز مسلمان شد؛ عمر درآن تاریخ امیر و هنوز به خلافت نرسیده بود. پس از رسیدن به خلافت در سال نود و نه هجری، حوزه تدریس را به انطاکیه و حران انتقال داد. عمربن عبدالعزیز برای ابن بجر عنوان استادی قائل بود و نزد او معالجه میکرد و در حرفهی طب به او اعتماد داشت(ابن ابی اصیبعه، 1349: 297).
دلایل این انتقال متفاوت بیان شده است به نظر برخی محققان مانند «اولیری»: که پس از فتوحات اعراب، اختلاط و رفت و آمد میان مصر، ایران و سوریه آسان تر از پیش شد و راه پیشرفت فرهنگ فکری که راهنمای آن اسکندریه بود هموارتر شد. اما چون اسکندریه در کار تجارت فرو رفته بود لازم مینمود که برای رهبری فرهنگ شهرهای دیگر جانشین اسکندریه شود(اولیری، 1374: 144).
«ذبیح الله صفا» معتقد است با انتخاب شام به عنوان مرکز خلافت اموی و بر اثر نزدیک بودن سریانیان به آن جا، که طبعاً زبان سریانی اهمیت بیشتری داشت ناگزیر مراکز علمی به جانب خاور نزدیک انتقال یافت. علت انتقال مراکز تعلیم به انطاکیه و ترجیح آن بر سایر نقاط شرق نزدیک نیز آن بود که این شهر نزدیک مرز دو دولت مهم اسلامی و بیزانس قرارداشت و برای نقل نسخ یونانی از بیزانس به سرزمینهای اسلامی محل مناسبی به نظر میرسید(صفا، 1331 :9).

4-10- شام مرکز علمی مسلمانان و مسیحیان

اختلاط و ارتباط مسلمین با ملل دیگر سبب راه یافتن فرهنگهای متفاوت در میان آنان شد. در عهد اموی صاحبان فرهنگ یونانی و آرامی در بلاد شام بسیار بودند. دمشق پایتخت رسمی بنیامیه شهری بود تا حدی یونانی که البته به اندازه انطاکیه رنگ یونانی نداشت. این شهر مقر اسقفهای مسیحی بودکه در سلسله مراتب کلیسا پس از بطریق انطاکیه واقع میشدند. مدرسه آن اگر چه به پای مدرسه اسکندریه نمی رسید، مقارن فتح اسلامی مقام برجستهای پیدا کرد(اولیری، 1374: 217).
یکی از دلایل این امر زبان مردم سوریه و از جمله زبان مردم دمشق بود این زبان خیلی به زبان عربی نزدیک بود. مردم سوریه در دوران قبل از اسلام به زبان آرامی صحبت میکردند. زبان آرامی از لحاظ ریشه زبان، با عربی خویشاوندی داشت و بر اثر معاشرت مردم سوریه بیشتر به عربی نزدیک و با آن مخلوط شد. یوحنای دمشقی که از جمله عوامل مهم آوردن دانش مسیحی و افکار یونانی به عالم اسلام بود در خانه خود به آرامی سخن میگفت و یونانی و عربی هم میدانست(حتی، بی تا: 316).
اولین مرتبه در اسلام «خالدبن یزید بن معاویه» دستور ترجمهی کتابهای طب، کیمیا و نجوم را از سریانی و قبطی به عربی داد وی به علوم کیمیا و نجوم آگاه بود و رسالههایی که از او باقی مانده گواه بر این مدعاست(ابن ندیم، 1366 :635-144)؛ خالد این صناعت را از مردی راهبه به نام «مریانس» گرفته است. در یکی از رسالهها آموزشی و رموزی که راهب به خالد آموخته بود ذکر شده است. خالد به علم نجوم نیز علاقه داشت؛ از این رو برای فرا گرفتن این علم و تهیه آلات آن، مال فراوان خرج کرد. البته ترجمه کتاب در عهد اموی محدود بود و تنها افرادی که سخت مشتاق علوم بودند بدان روی آوردند؛ زیرا بسیاری از دانشمندان و صاحبنظران علمی و فرهنگی هنوز مسیحی، یهودی و یا زرتشتی بودند. حتی افرادی از آنان که به دین اسلام گرویده بودند خود را در زمینه زبان و اندیشه قبلی حفظ کرده بودند.
در کنار تکاپوی علمی مسیحیان، مسلمانان نیز از همان آغاز فتوحات، مدارسی در شام تشکیل دادند. خلیفه دوم سه تن از صحابه به نامهای معاذ بن جبل(18 ق)، عباده بن صامت (34 ق) و ابودرداء(33 ق) را برای آموزش قرآن به آن جا فرستاده، این سه تن ابتدا در حمص فرود آمدند آنگاه عباده در آنجا ماند و ابودرداء به دمشق و معاذ به فلسطین رفت(سپهری، 1381: 116).

4-11- نقش شاعران مسیحی در دربار اموی

دولت اموی علاقه زیادی به نشر علم نداشت و تنها ادب و قصه گویی را رواج میداد. جنگها وفتنهها در ادبیات عربی و جهت دادن به آن تاثیری بزرگ داشت. خلفای بنیامیه نزاعهای قبیلهای را رونق بخشیدند. در نتیجه بار دیگر شیوههای کهن دشمنی و فخر فروشی زنده شد. قدرتهای حاکم اموال بسیار به مداحان بخشیدند و مفتون شعرا و ادب جاهلی شدند(فاخوری، بی تا: 166).
در این راستا شاعری که بیش از همه به امویان و سیاستهای فرهنگی آنان خدمت کرد، غیاث بن غوث مشهور به «اخطل» بود. او در سال 20 ق در حیره متولد شد و درحدود سال 92 ق از دنیا رفت. اخطل مذهب مسیحی داشت و در اشعار خود به مقدسات مسیحی سوگند خورده است. وی راه و روش اعراب مسلمان را مسخره میکرد و معتقد بود گرسنگی بیش از ایمان، ایشان را به دین اسلام درآورده است(ثواقب، 1379: 1/68).
تردید و آشفتگی در کلام اخطل به شدت دیده میشود. او از راه صواب کناره گرفت و کلامش زشت بود البته عقیدهی مسیحی او مانند عقاید مردم بدوی سست بود. میزان نفوذ مسیحیت در روح اخطل را «فیلیپ حتی» در حکایتی ذکر کرده است(حتی، بی تا: 326). اخطل در زندگی خود دارای حالات مختلف بود. شراب مینوشید. صلیب به گردن میآویخت. ولی زن خود را طلاق داد و زن دیگری به رسم مسلمین گرفت و از کنیز نیز بیبهره نبود. به نظر احمد امین یکی از راههای ورود ادب مسیحی به ادبیات اسلامی اشعار اخطل بود(امین، 1315: 370).
اخطل به عنوان مداح بنی امیه نخست به یزید پیش از آن که به خلافت رسد، پیوست؛ اما به سبب سرودن شعری در هجو انصار، به جانبداری یزید نزدیک بود زبانش را از دست بدهد و بیشتر به قبیله میتازد تا به فرد:
ذهبت قریش بالمکارم والعلی واللوم تحت عمائم الانصار
«قریش مکارم و بزرگیها را از آن خود ساخت و فرومایگی در زیر عمامههای انصار جای گرفت» انصار به خشم آمده عقوبت او را خواستار شدند. ولی یزید او را از معرکه به در برد. پس از این بازار هجوگویی میان اخطل و شاعران انصار به خصوص نعمان بن بشیر گرم شد و معاویه به دفاع از او پرداخت و اخطل صدای رسای بنی امیه شد؛ مخصوصأ از آن جهت که قومش با امویان هم پیمان شده بودند، او با جانبداری از آنان در راه منافع خود گام بر میداشت(فاخوری،بی تا: 208).
دوران خلافت یزید، دورانی خالی از دین بود و اخطل با اشعار و مدایح از او دفاع میکرد(عبدالجلیل، 1363: 77). خلیفهی دیگر اموی عبدالملک نیز اخطل را رسماً به شاعری خود پذیرفت و او را یکی از نزدیکان دربار خویش نمود. از اشعار وی معلوم میشود که برخی عادات بت پرستی قدیمی در دورهی اموی باقی مانده است. انتقادات اخطل از اسلام گزنده است(اولیری، 1374: 216).
در اشعارش بی محابا با متشرعین و مقدسین مدینه که با عبدالملک میانه خوبی نداشتند به مخالفت و مبارزه جدی پرداخته است(بروکلمان، 1346: 115). اخطل در حالیکه لباس خز بر تن داشت، صلیبی از طلا برگردن آویخته بود و مست بود بدون اجازه نزد عبدالملک میرفت. زمانی خلیفه اموی به او پیشنهاد کرد مسلمان شود؛ گفت: با شراب چه کنم؟ عبدالملک خندید و اصراری نکرد.
در دوره عبدالملک و درگیریهای سیاسی و قبیلهای، زبان اخطل چون حربهای برنده در پیکار با مختار، مصعب بن زبیر، عبدالله بن زبیر و… بود. این نشانهی روحیه ضد اسلام دربار اموی است که ملک الشعرای منتخب ایشان یک مسیحی بود که در حقیقت از نسل شعرای جاهلی است. در آن زمان رهبری عقاید عمومی را شاعران برعهده داشتند و اشعار آنها به جای بیانیههای سیاسی و یا خطابههای حزبی به نفع یا ضرر حکومت بود. چنانچه عبدالملک با شنیدن قصیده مدحیهی اخطل، به یکی از موالی خود دستور داد شاعر رادر خیابانهای دمشق بگرداند و فریاد بزند این شاعر امیرالمومنین است(نیکلسون، 1380: 4-253).
هدف اخطل از مدح برشمردن فضایل امویان نبود؛ او میکوشید قانونی بودن خلافت بنی امیه را با دلایلی محکم به اثبات برساند. نخستین مسئله انتقال خلافت به صورت قانونی به امویان بود. او دراین راه از همان دلایل بنی امیه استفاده میکرد که خلافتشان موهبتی از سوی خداوند است. امیرالمومنین جانشین خداوند است و خلافت امری مقدس است؛ زیرا خداوند در روز صفین به بنی امیه پیروزی داد و به آنان الهام نمود تا قرآنها را بر سر نیزه کنند. مسئله دومی که اخطل در اثبات آن میکوشید این است که بنی امیه از همهی مردم به خلافت سزاوارترند. سپس آنها را گاه یک یک و گاه دسته جمعی مدح میکند(فاخوری، بی تا: 211).

4-12- تأثیرپذیری هنر مسلمانان از مسیحیان

اسلام نسبت به هر دین دیگر توانست اقوام مختلف نژادی و ملی را به طرف خود جذب نماید و فرهنگ نسبتاً متحدی از آداب و سنن گوناگون ایجاد نماید. این عامل وحدت زا مهمترین ابزار در ترکیب سبکهای بومی گردید و در یک همگنی غیر عادی تحول هنری به وجود آورد. هنر اسلامی در طی زمان تحول یافت. این هنر از لحاظ منشا و اشکال عمده التقاطی بود و به حد وسیعی به وسیله نبوغ هنرمندانهای اقوامی که تحت تبعیت و نظارت مسلمین درآمده بودند، اجراء شد و با حوائج مسلمانان منطبق شد(حتی، 1350: 331).
مسلمانان در شام بیشترین تاثیر را از مسیحیان پذیرفتند. زیرا در شام مسلمین مالک ابنیهی بر پا ایستاده یا ویران شدهای شدند که مظهر کمال هنر بیزانس بود. از این مورد مهمتر مهارت و معرفت فنی معماران، صنعتگران و پیشه وران مسیحی بود که در دسترسشان قرار داشت(همان، 329).
بعد از انتقال مرکز حکومت به دمشق ضرورت رقابت با معابد مشرکان و کلیساهای مسیحی از مهمترین موضوعات گردید. امویان میخواستند از نظر شکوه و شوکت دست کمی از حکام دیگر مخصوصاً بیزانس نداشته باشند. از این رو تولید هنرهای ساختمانی و معماری و تزئینی بر پایه تاثیرپذیری از هنر بیزانس، ساسانی و قبطی ولی « با اهداف اصیل و مستقل» با اشتیاق تمام پیگیری شد. این فعالیت با نمونه پردازیهای سنجیده طرح مساجد شروع گشت و بلافاصله در همهی سرزمینهای تحت نفوذ اسلام اقدام به ساخت مساجد شد(کونل، 1376 :7و6). پس از مسجد، جلوهی مهم دیگر هنر اسلامی قصر میباشد.

4-12-1- نقش مسیحیان در معماری مساجد
شاهکار هنر اسلامی قبه الصخره(گنبد سنگی) است که در سال69-68 ه.ق به وسیله عبدالملک ساخته شد این بنا در میدانی که سابقاً قرارگاه معبد یهودی بوده بر پا شد(مسجدالاقصی شامل منطقه ای است مستطیل شکل در جنوب شرقی شهر قدس که دور تا دور آن را دیوار در برگرفته و این دیوارها در داخل دیوارهای بخش قدیمی شهر قدس قرار گرفته اند). در حول و حوش آن کوهی است عریان، که قلعه آن «موریا» یکی از قدیمیترین اماکن مقدس عالم است. مسجد عبدالملک در آن جا از شیوه و سنت ساختمانی مسجد پیامبر در مدینه دور گشت و شیوه جدیدی به وجود آمد که در واقع نوعی سایبان یا آسمانهی تزئینی است که بر روی ستایشگاه برخی از کلیساها و معابد مسیحی قرار دارد(هوگ، 1375: 26).
به نظر برخی نویسندگان، عبدالملک میخواسته تا مسجد الصخره را به صورت رقیبی برای کعبه درآورد تا مراسم حج به جای مکه در بیت المقدس انجام پذیرد(شهیدی، 1365: 183؛ هوگ، 1375: 27). از سوی دیگر اگر عبدالملک این موضوع را مطرح میکرد با یکی از ارکان اسلام و آیات صریح قرآن در میافتاد و موقعیت خود را به خطر انداخته و عنوان کافر میگرفت. به اعتقاد مسلمانان محل این بنا جایگاه معراج حضرت محمد(ص) است. ساختمان قبه الصخره هشت ضلعی است با یک ستونبند داخلی دوتایی که گنبدی را بر روی یک ساقهی بلند برپا شده نگه داشته است. نه کعبه و نه قبه الصخره طرح مسجد را ندارند. طرح مسجد براساس به اصطلاح «مصلی» بود که به یک صحن سادهی دیواردار برای

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع امام صادق، سیاست فرهنگی، امام سجاد، تعلیم و تربیت Next Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع خوشگذرانی، جهان اسلام