منبع پایان نامه ارشد با موضوع نگرش به ازدواج، فرزندان طلاق، ایجاد باور، الگوهای ارتباطی

دانلود پایان نامه ارشد

نگرش‌هاي زناشويي را آزمون كردند و دريافتند كه بين نگرش‌هاي زناشويي و خطر طلبي افراد (كارول و همكاران، 2007؛ ويلوقبي و دوركين، 2009)، شكل‌گيري وحدت در آينده (ويلوقبي و همكاران، 2012)، رفتار جنسي پيش از ازدواج (ويلوقبي و همكاران، 2013) و نگرش نسبت به والد شدن و تحمل فرزند (كارول و همكاران، 2007) وابستگي وجود دارد (به نقل از کاردانی، 1392).

عوامل مؤثر بر نگرش به ازدواج
عامل خانواده و والدین
نتایج چندین مطالعه نشان داده است که نگرش‌های کلی والدین در مورد روابط و زندگی خانوادگی بر نگرش‌های فرزندان آن‌ها تأثیر می‌گذارد (آکسین و تورنتون، 1996؛ لف کویت و فینگرمن139، 2007؛ گلاس، بنگستون و دونهام140، 1986؛ کپینوس، 2005؛ کپینوس و پلرین، 2008 ؛ به نقل از ويلوقبي و همکاران، 2012).
كيفيت ازدواج والدين با انواع زيادي از ديدگاه‌هاي ارتباطي جوانان، شامل نگرش نسبت به ازدواج، هم‌خانه بودن، و نقش‌هاي جنسيتي همبستگي بالايي دارد. احتمالاً كيفيت ازدواج والدين بر شكل‌گيري نگرش‌هاي ازدواج در فرزندان اثر مي‌گذارد، اما اين نكته كه كيفيت ازدواج با شكل‌گيري نگرش‌ها داراي همبستگي مستقيم است يا غير مستقيم چندان واضح نيست (ويلوقبي و همكاران، 2012).
احتمالاً دو مقياس از كيفيت زناشويي والدين به صورت دو جانبه بر گسترش نگرش‌هاي جوانان درباره ازدواج اثر مي‌گذارد. اين دو مقياس عبارتند از: كيفيت واقعي زناشويي والدين، كه عموما از طريق گزارش‌هاي والديني اندازه‌گيري مي‌شود و كيفيت ادراك شده از ازدواج، كه به وسيله گزارش‌هايي از فرزندان نوجوان اندازه‌گيري مي‌شود. تحقيقات دريافته‌اند كه هر دو نوع اين گزارشات از كيفيت زناشويي بر نگرش‌هاي نوجوانان اثر مي‌گذارد. گزارش‌هاي والديني از كيفيت زناشويي به نگرش‌ها درباره طلاق و رابطه جنسي قبل از ازدواج مرتبط است (ويلوقبي و همكاران، 2012). در حاليكه ادراك نوجوانان از روابط والدين خود به نگرش نسبت به طلاق مربوط است (كاپينوس، 2005؛ به نقل از ويلوقبي و همكاران، 2013)
مهارت‌های رابطه‌اي از قبیل شیوه‌های نزاع و الگوهای ارتباطی از نسلی به نسل بعد منتقل مي‌شود (ریجیو و ویسر141، 2008؛ به نقل از ويلوقبي و همكاران، 2012).
احتمالاً این انتقال دیدگاه‌ها به این شکل صورت مي‌گيرد که همانطور که والدین الگوهای رفتاری مثبت و منفی فرزندانشان هستند، بچه‌ها هم از این رفتارها استفاده می‌كنند و انتظارات خود را از ازدواج و روابط خانوادگی گسترش می‌دهند. دیدگاه‌های ارتباطی جوانان تا حدودی توسط پیامدهای اجتماعی و پاداشی که آن‌ها از مشاهده روابطی که در اطرافشان می‌بینند و دریافت می‌كنند، شکل مي‌گيرد و رابطه والدین با هم یکی از اولین روابطی است که بچه ها تقریباً هر روز با آن مواجه می‌شوند (فزیو142، 2007).
جوانانی که در خانواده‌هايی رشد کرده‌اند که والدین آن‌ها استرس زیادی با هم دارند یا دائماً با هم درگیری و نزاع دارند اغلب روابط را ناپایدار و تصنعی می‌دانند، اما جوانانی که در خانواده‌هايی بزرگ شده‌‌اند كه والدین آن‌ها خیلی به اخلاقیات پایبند هستند یاد می‌گیرند که روابط نیازمند تعهد و کار زیادی مي‌باشد (ویلوقبی و همكاران، 2012). همچنین تحقیقات مشخص کرده‌اند که جوانانی که احساس می‌كنند والدینشان انتخاب آن‌ها را تأیید و تحسین می‌كنند، به احتمال زیاد بیشتر برای ازدواج احساس آمادگی می‌كنند. جوانان بیشتر ایده‌ها و مدل‌های ازدواج خود را از والدین و پدر بزرگ و مادربزرگ‌هایشان می‌گیرند (وایت هد143 و پوپنو، 2006).
یافته‌ها بیان کردند که افرادی که ریشه‌های خانوادگی نسبتاً ناسالمی دارند، به احتمال زیاد درک منفی‌تری نسبت به ازدواج دارند (لارسون و تایني، 1998).

عامل جنسیت
در نظر گرفتن تأثیرات بالقوه جنسیت در رشد و حفظ باورها و دیدگاه‌های رابطه‌اي از اهمیت بالایی برخوردار است. جامعه، ظاهراً انتظارات مختلف و متفاوتی از زمان احساس آمادگی زنان و مردان برای ازدواج دارد. مثلاً مردان جوان در مقایسه با زنان جوان کمتر به ازدواج فکر می‌كنند (لارسون، 1988؛ به نقل از شريفي زاده، 1392). جوانان امروز در مقایسه با جوانان گذشته، از ازدواج احساس رضایت و لذت کمتری می‌كنند (وایت هد و پوپنو، 2006). با این وجود با حفظ نقش اقتصادی و سنتی مردان در خانواده، مردان از موفقیت در تحصیلات و کار بیشتر احساس رضایت و لذت می‌كنند (وایت هد و پوپنو، 2006). مسیر تحصیلی و یا شغلی که انتخاب می‌كنند، اغلب بر رضایت و آمادگی آن‌ها برای ازدواج مؤثر است، زیرا ازدواج زود هنگام مي‌تواند اتمام آموزش‌های مهم را به خطر انداخته و مانع از تجارب شغلی ضروری شود (اوپن همیر144، 1988؛ به نقل از ويلوقبي و همكاران، 2013).
تحقیقات نشان داده است که مردان نسبت به زنان از رابطه و ازدواج انتظارات غیر واقع بینانه‌تری دارند و وقتی متوجه می‌شوند که باید دیدگاه‌های خود را واقع‌بینانه‌تر کنند، نسبت به تعدیل باورهایشان تمایل چندانی ندارند. توضیحات زیادی در مورد چرایی این امر وجود دارد. لین و راگوبیر با مرور تحقیق قبلی در زمینه باورهای رابطه‌اي می‌گویند که یکی از توضیحاتی که در مورد خوش‌بینی غیرواقع‌بینانه مردان وجود دارد، احساس کنترل آن‌هاست. کنترل و خوش‌بینی با هم مرتبط هستند. کسانی که در یک موقعیت، خود را کنترل می‌كنند نسبت به نتیجه کار خوش‌بین‌تر هستند. نشان داده شده است که مردان احساس کنترل و اعتماد زیادی دارند که منجر به ایجاد باورها و انتظارات غیر واقع‌بینانه مي‌شود (ورونیکا، 2009؛ به نقل از کاردانی، 1392).

عامل رسانه
دانشمندان معتقدند که تلویزیون و فیلم‌ها به ایجاد باورهای غیر واقعی و ایده‌آلیستی در مورد ازدواج کمک می‌کند. سگرین و نابی145 (2003)، مطالعه‌ای را انجام دادند تا باورهای دانشجویان را در مورد ازدواج بر اساس مقدار و ژانر برنامه‌های تلویزیونی که تماشا می‌کردند، بررسی کنند. آن‌ها دریافتند که ژانر برنامه‌هایی که آن‌ها می‌دیدند (عاشقانه، کمدی، سریال‌های تلویزیونی) به طرز چشمگیری با باورهای غیر واقع‌بینانه و ايده‌آليستي آن‌ها در مورد ازدواج همراه بود. این موضوع در حالی است که نویسندگان هشدار می‌دهند جوانانی که هم اینک باورهای غیر واقع‌بینانه در مورد ازدواج دارند، به دنبال چنین رسانه‌ها و برنامه‌هایی هستند که این امر شاید بیشتر به این دلیل است که داده‌های تلویزیونی هم باورهایی غیر واقع‌بینانه و ايده‌آليستي در مورد ازدواج ایجاد می‌كنند و مانع از گسترش دیدگاه‌های صحیح و واقع‌بینانه مي‌شود ( ورونیکا، 2009؛ به نقل از کاردانی، 1392).

عوامل تأثيرگذار بر نگرش‌ها نسبت به طلاق
گلن و كرامر146 (1987؛ به نقل از ممبینی، 1391) داده‌هايي را از تحقيقات ملي ايالات متحده بيرون كشيدند كه از سال 1973 تا 1985 براي توضيح و نشان دادن دلايل ممكن براي درجات بالاتر نگرش به ازدواج و طلاق بر فرزندان خانوادههای طلاق، انجام شده بودند.
موارد زير بعضي از عواملي هستند كه براي توضيح يافته‌ها مورد استفاده قرار گرفتند:
اول: مدل دهي نامناسب نقش‌هاي همسري است. اين، بدين معني است كه فرزندان، موقعيت‌هاي كمتري براي يادگيري مهارت‌هاي اجتماعي مثبتي كه روابط نزديك را در ثبات زناشويي تسهيل و تقويت مي‌كند دارا مي‌باشند.
دوم: كنترل اجتماعي ناكافي است. گلن و كرامر (1987) متوجه شدند كه در طي دوره‌هاي تعارض زناشويي، والدين تمايل دارند كه از فرزندان خود كمتر مراقبت كنند و اغلب بر خودشان تمركز كنند، كه اين به علت آشفتگي آنان است. اين مراقبت ضعیف اغلب باعث به وجود آمدن دلبستگي ضعيف و ناايمن در فرزندان مي‌گردد و همچنين خطر تكانشي بودن يا غفلت كردن مراقب را افزايش مي‌دهد.
سوم: تمايل به دسته‌بندي كردن به طلاق است. اين مورد در فرزندانی ديده مي‌شود كه طلاق را به صورت يك لكه‌ي ننگ نمي‌بينند و تمايل بيشتري به توضيح يك گزينه در مورد طلاق براي پايان دادن به تعارض دادند. اين رفتار از والدين ديده مي‌شود كه پيمان زناشويي آنها مي‌تواند شكسته شود و طلاق مي‌تواند موقعيت‌هايي براي جستجوي شادي بيشتر با والدين جديد را فراهم آورد. فرزندان طلاق دوست دارند زودتر ازدواج كنند و ازدواجشان با طلاق خاتمه يابد به دليل فشارهاي مالي بالا، چون آنها تازه زندگي شغلي خود را شروع كرده‌اند و درآمدهاي آنها غالباً پائين است.

پیشینه تجربی نگرش به ازدواج و طلاق
ممبینی (1391) در پژوهش خود به مقایسه نگرش به ازدواج و طلاق و دلبستگی به همسالان در پسران دبیرستانی خانوادههای عادی و طلاق شهر اهواز در سال تحصیلی 91-90 پرداخت. جامعهی آماری این مطالعه را تمام دانشآموزان پسر دبیرستانی خانوادههای عادی و طلاق شهر اهواز در سال تحصیلی 91-90 بودند. نتایج پژوهش نشان داد که نگرش پسران خانوادههای عادی نسبت به ازدواج مثبتتر و نسبت به طلاق منفیتر بود.
کاردانی (1392) در پژوهش خود، نگرش نسبت به ازدواج و آمادگی برای ازدواج در دانشجویان دختر و پسر دانشگاه آزاد اسلامی واحد اهواز را مقایسه کرد. در این پژوهش 250 دانشجو (125 دختر و 125 پسر) به صورت نمونهگیری تصادفی ساده انتخاب شدند. نتایج تحلیل واریانس چند متغيري و يك راهه نشان داد که دانشجویان پسر و دختر از نظر نگرش نسبت به ازدواج، شایستگیهای خانوادگی، فرمانبرداری بهنجار، انتقال نقش و تجارب جنسی تفاوت معناداری دارند.
سرواتی و وبر (2011)، تحقیقی را با عنوان رابطه بین جنسیت و نگرش نسبت به ازدواج در دانشگاه میدوسترن در ایالات متحده آمریکا انجام دادند. شرکت کنندگان 135 دانشجوی دوره لیسانس بودند که در کلاس‌های آموزش عمومی شرکت می‌کردند. از این تعداد 66 نفر پسر و 69 نفر دختر بودند. نتایج نشان داده است که در موضوع نگرش نسبت به ازدواج در دانشجویان کالج تفاوت‌های جنسیتی معني‌داري وجود دارد.
تسكر و ريچاردز (1994) در پژوهشی تحت عنوان تأثیر طلاق در نگرش نسبت به ازدواج و روابط صمیمی در فرزندان خانوادههای طلاق اشاره میکنند که زماني كه فرزندان طلاق والدين راتجربه ميكنند ممكن است بنياد ازدواج را به طور منفي نگريسته، احساساتشان را در مورد روابط صميمي مورد ترديد قرار داده و به دنبال جايگزينهايي براي ازدواج مانند همخانگي باشند.
اسپیرگ و کینی (1997) مطالعهای را که نگرش زناشویی دانشجویان دانشگاه را راجع به عملکرد ساختار خانواده (مانند وضعیت زناشویی والدین، جنسیت) و محیط خانوادگی (مانند تعارض و به هم پیوستگی) را بررسی میکرد انجام دادند. نتایج آنها اشاره میکند که تعارض والدین و طلاق آنها ممکن است در نگرش نسبت به ازدواج و نگرش نسبت به طلاق فرزندانشان تأثیر داشته باشد. زیرا والدین رفتارها و تصورات منفی درباره ازدواج و پذیرفته بودن (نگرش مثبت) طلاق را به فرزندانشان انتقال میدهند. این رفتارها و تصورات اغلب به وسیله فرزندانشان درونی میشود.
گاباردي و روزن (1991) در پژوهش خود دريافتند كه نوجوان مذكر و مؤنث ممكن است نگرشهاي منفيتري را نسبت به ازدواج داشته و شريكان جنسي بيشتري را نسبت به افرادي داشته باشند كه والدينشان طلاق نگرفته اند.
آماتو (1995؛ به نقل از ممبینی، 1391) دریافت که تجربه طلاق والدین شاخص قوی از دارا بودن نگرش منفی نسبت به ازدواج و نگرش مثبت به طلاق میباشد. خواه یا ناخواه جوانانی که تجربه طلاق والدین، عداوت و تعارض بین آنها را داشته باشند، نگرش نسبت به ازدواج آنها تحتتأثیر قرار میگیرد.
بوير147 – پنينگتون148 و اسپينك149 (2001؛ به نقل از ممبینی، 1391) يك تحقيق مقايسه‌اي را بر روي دانشجويان خانواده‌هاي بدون طلاق، يك طلاقه و چند طلاقه انجام دادند. علاقه‌ي آنها به بررسي اثر ساختار خانواده بر بدبيني و ادراك كنترل در روابط زناشويي بود. نتايج نشان دادند كه دانشجويان خانواده‌هاي طلاق گرفته، انتظارات مطلوب كمتري درباره‌ي ازدواج آينده، نسبت به همتايان خود در خانواده‌هاي بدون طلاق داشتند.
تحقيق ديگري در مورد ادراك دانشجويان از

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع نگرش به ازدواج، زیبایی شناختی، یادگیری اجتماعی، نارضایتی زناشویی Next Entries دانلود پایان نامه درباره سلامت روان، زنان شاغل، کیفیت زندگی، رگرسیون