منبع پایان نامه ارشد با موضوع ناخودآگاه، شهرستان بافت، جامعه مدرن، افغانستان

دانلود پایان نامه ارشد

انسان قطعاٌ در يک ظرف مکاني و زماني و تحت شرايط تاريخي و گذشته افراد شکل مي گيرد. هويت قالب هاي مختلفي مانند، هويت فردي و هويت جمعي و مذهبي و قومي دارد.
هويت را مي توان قالبي از مفاهيم و ارزش ها که فکر و عمل ما را مشروط مي کند نيز تعريف کرد. که ظهور و بروز آن نيازمند سازمان قدرت، نهادها و سازمان هاي وابسته به آن هاست . هويت در جامعه مدرن بيشتر متکي بر اقتدار و قدرت قانوني، نقد، استدلال و دانايي شکل مي گيرد. در جامعه بسته بيشتر متکي به زور و قدرت سنتي با کاريزماتيک و اسطوره ساخته مي شود . پس هويت پديده اي متغيير در گذرگاه تاريخ و با جهت گيري قدرت هاي پشت آن است.
ويژگي فرآيند هويت سازي در دنياي ارتباطات جهان اين است که تنها زور براي دروني کردن رفتار و پذيرش کلي کافي نيست. منابع هويت سازي بايد به قدرت استدلال و انعطاف پذيري و اقناع به قول جان تامپسون (قدرت نمادين) مجهز مي شوند . همچنين براي شکل گيري هويت، سازمان هاي متعدد، ديني، علمي، تاريخي و فرهنگي بايد دخيل باشند.و در شکل گيري هويت، نهادهاي ديني، مراکز فرهنگي، منابع فکري و شخصيت هاي برجسته مکان ها و گذشته تاريخي، نظام هاي سياسي و اقتصادي تأثير مي گذارند (قديمي ، اسماعيل؛شفقنا:1392)
همانطور که قبلاٌ هم به اين نکته اشاره شد هويت و پاسخگويي به سؤال من کيستم منابع مختلفي دارد، از جمله جنسيت، قوميت، مليت، و تجربه تاريخي افراد از موقعيت هاي برجسته گذشته، که همه ي اين ها به تناسب انطباق با زندگي افراد نقش تعين کننده اي در شکل دادن به هويت دارند.
براي مطالعه فرآيند شكل‌‌گيري هويت جمعي و ملّي، شناخت ريشه‌‌هاي تاريخي آن ضروري است؛ بدين معني كه بايد رابطه ميان احساس تعلّق مشترك و تداوم تاريخي هويت مشخّص شود؛ زيرا هويت بر علّت‌ها و ريشه‌ هاي تاريخي مبتني است؛ ريشه‌‌هايي كه شكل امروزي و معاصر به خود گرفته‌‌اند. به بيان ديگر، ويژگي‌هايي كه ريشه تاريخي دارند و جوهر فرهنگي را شكل مي‌‌دهند، سبب‌‌ساز پايداري جامعه انساني هستند. به اين ترتيب، هويت، پرسشي را نيز درباره فرهنگ مطرح مي‌‌سازد، زيرا فرهنگ كه پويايي ذاتي دارد، جوهر و اساس تجربه‌‌هاي تازه‌‌اي است كه به تدريج در “حافظه جمعي” نقش مي‌‌بندد و اين تغيير، به گونه‌اي است كه با پديد آمدن ذهنيت جديد، ذهنيت‌‌هاي پيشين يكباره از ياد نمي‌رود. ازاين‌ رو، فرهنگ مجموعه‌‌اي است در گذار پيوسته از گذشته به سوي آينده و اين نقش هماهنگ كننده به فرد امكان مي‌‌دهد كه خود را با شرايط متفاوت پيرامونش سازگار كند. البتّه اين سازش و پيوند تنها به محيط دربرگيرنده فرد محدود نمي‌شود، بلكه قلمرويي گسترده‌‌تر را دربرمي‌‌گيرد. در اينجا مي‌‌توان به تعبير ميشل سر اشاره كرد كه مي‌‌گويد:«نقش فرهنگ، جدا ساختن فضاها از هم پيوستن دوباره آنها به يكديگر است.» (لوي اشتروس، 1983:40) با “حافظه جمعي” است كه عوامل سازنده هويت، شناسايي مي‌‌شود. اين حافظه كه گنجينه ارزش‌ها و آرمان‌هاي جامعه است، به مجموعه‌‌اي مي‌‌ماند كه در ضمير ناخودآگاه و خودآگاه افراد جاي دارد.
هويت ملي به معناي احساس تعلق و وفاداري به عناصر و نمادهاي مشترک در اجتماع ملي است مهمترين نمادهاي ملي، عبارتند از : سرزمين، دين و آيين، آداب و مناسک، تاريخ، زبان و ادبيات و مردم و دولت در درون يک اجتماع ملي ، ميزان تعلق و وفاداري اعضاء به هر يک از عناصر و نمادهاي مذکور، احساس هويت انها را مشخص مي کند ( يوسفي 74: 1380) بعد اجتماعي نشان دهنده ي تعلق شخص به يک محيط اجتماعي خاص است.
بعد تاريخي عبارت است از آگاهي مشترک افراد يک جامعه از گذشته تاريخي احساس دلبستگي به آن هويت ملي در بعد سياسي در صورتي شکل مي گيرد که افرادي که از لحاظ فيزيکي و قانوني، عضو يک نظام سياسي هستند و داخل مرزهاي ملي يک کشور زندگي مي کنند، و موضوع و مخاطب قوانين آن کشور هستند، از لحاظ رواني هم خود را اعضاي آن نظام سياسي بدانند (معمار،1378) بعد فرهنگي هويت ملي سبب توافق فرهنگي مي شود : زيرا فرهنگ و ميراث فرهنگي يک ملت، کليت زنده و پوياي خلاقيت انساني آن ملت است . که به نحوي خودآگاه يا ناخودآگاه آن ملت را تحت تأثير قرار مي دهد . شاخص هاي آن شامل آيين هاي و سنت هاي عام، جشن ها و اعياد ، ارزش هاي سنتي، لباس و طرز پوشش، معماري بناها و مکان ها، رسوم ، عرف و هنر هاي ملي و بومي هستند ( ورجاونر 1378: 66ـ67)
هويت قومي
هويت قومي يکي از انواع هويت جمعي است که به ويژگي هاي فرهنگي اطلاق مي شود که يک قوم را از قوم ديگر متمايز مي کند و بين اعضاي يک قوم يک احساس تعلق به همديگر ايجاد کرده و آن را منسجم مي کند.( احمدلو، 1387: 123) در اينجا بايد به اين نکته توجه کرد که هويت هاي قومي مي توانند در دو سطح کلان و خرد تأثير گذار باشند، در سطح کلان هويت هاي قومي با تأثير بر روي هويت ملي، مي توانند اساس يک کشور را به خطر بياندازد، در سطح خرد نيز تشديد هويت قومي با تأثير بر مناسبات زندگي افرادي که در يک گروه قومي زندگي مي کنند، مي تواند مشکلاتي را به وجود بياورد.

قوم بلوچ
جغرافياي بلوچ مشتمل بر نقاط جنوب شرق ايران، جنوب غرب افغانستان و شرق پاکستان مي باشد. الگوي آب و هوايي بسيار خشک باعث تداوم شيوه ي زندگي باديه نشيني از گذشته تا کنون شده است.زندگي قوم بلوچ آميزه اي از مراسم، آيينها،عقايد و باورهايي است که ريشه در سنتي ديرين دارند، مراسم بلوچ در مجموع يا آيينهاي کيشي و مذهبي هستند و يا جشنها و اعياد را تشکيل مي دهند.در جنوب کرمان هم که در گذشته از آن به رودبار بزرگ ياد مي شده است، قوم بلوچ در منطقه اي که از شهرستان بافت تا ايرانشهر و از بم و نرمانشير تا ميناب و سواحل درياي عمان را شامل مي شده زندگي مي کردند، زندگي آنان همانطور که اشاره شد به صورت عشيره اي است که داراي طوايف و تيرهاي مختلفي هستند که در فصل بعد به طور مفصل توضيخ داده خواهد شد، مذهب اکثر مردم بلوچ جنوب کرمان شيعه است البته ار بخش هاي مترکمي عده اي از اهل سنت هم زندگي مي کنند.آآببال
در مورد ريشه ي تاريخي بلوچ آنچه مورد توافق اکثر نويسندگان و جامعه شناسان است، نژاد آريايي مردم بلوچ است . درباره ي تاريخ بلوچ بايد گفت بدون شک قوم بلوچ از اقوام آريايي جدا شده و پس از گذشتن از مناطق شمالي به جنوب آمده اند و قرابت زبان بلوچي با زبان باستاني مويد اين تصور است. کوروش کبير بنيان گذار امپراطوري هخامنشي در ايران آنها را تشويق کرد تا در ايالات شمالي ايران در نواحي همجوار درياي سياه يعني در کردستان، ارمنستان و گيلان ساکن شدند . بلوچ ها مدت يک هزار سال در اين مناطق کوهستاني اقامت داشتند، دست به سلاح بردند و به عنوان نخبگان سپاه امپراطوري هاي هخامنشي و ساساني خدمت کرده اند، به نوشته ي محمد سردار خان در عهد هخامنشيان، کيانيان و ساسانيان بلوچ ها ستون فقرات نيرو هاي نظامي پادشاهان باستاني ايران بودند. در اواخر عهد عهد ساساني و مقارن ظهور اسلام، بلوچ ها از شمال و شمال غرب به جنوب ايران در کرمان مهاجرت کردند و تا حمله مغول در آنجا اقامت داشتند و پس از آن به جانب شرق هجرت کردند و در مناطق کنوني ساکن شدند ، قديمي ترين منبعي که در آن واژه بلوچ اشاره شده، شاهنامه فردوسي اثر حماسي ـ ملي ايران است. (همت، محمود:1370)

فصل سوم
روش تحقيق

روش تحقيق
در اين قسمت از این رساله ابتدا راجع به روش اجراي تحقيق توضيح داده خواهد شد و از آنجا که روش ما کيفي است، توضيحاتي کلي راجع به روش کيفي و تفاوت آن با روش هاي کمي آورده خواهد شد، همچنين در اين بخش راجع به پارادايم تفسير گرايي که در آن به معاني ذهني پاسخگويان توجه مي شود،توضيح داده خواهد شد . در اين پروژه نخبگان قوم بلوچ جنوب کرمان که از ميان طوايف مختلف انتخاب شده اند به عنوان «نمونه» ي تحقيق مورد بررسي قرار مي گيرند، در اين نمونه از روش گلوله برفي و استفاده از نمونه هاي هدفمند در ميان نخبگان قوم بلوچ جنوب کرمان استفاده شده است. جهت گردآوري داده ها در اين پژوهش از تکنيک مردم نگارانه استفاده شده است که در اين قسمت از روش هاي مصاحبه عميق، مشاهده مشارکتي و گاهي هم بررسي بعضي اسناد در تکنيک مردم نگارانه استفاده شده است، در مرحله ي بعدي هم از روش تحليل تماتيک، جهت تحليل داده ها و يافته هاي استخراج شده استفاده مي شود و در پايان هم راجع به روايي و اعتبار اين پژوهش توضيح داده خواهد شد.
در اين پژوهش از پارادايم تفسير گرايي استفاده مي شود که در آن به معاني ذهني پاسخگويان توجه مي شود، يعني به درک و تفسير که محقق از خلال صحبت هاي پاسخگو بدست مي آورد. در ميان همه ي روش هاي پژوهش کيفي، بر يک ديدگاه فلسفي (تفسير گرايانه) مبتني است و توجه آن بر چگونگي تفسير، درک، تجربه و بوجود آمدن جهان اجتماعي متمرکز است. پژوهش کيفي براي گرداوري و توليد داده هاي پژوهشي از روش هاي انعطاف پذير و حساس نسبت به بافت اجتماعي که داده ها از آن به دست مي آيد استفاده مي کند . مبناي روش کيفي مورد استفاده در اين پژوهش که در پارادايم تفسير گرايي قرار مي گيرد، به پديداري الگوها، تم ها و مقولات از داده ها تأکيد دارد بر خلاف اينکه اين ير چسب ها به داده ها تحميل شود (306:1990، pattan) در تحقيقات کمي محققان به دنبال يافتن علل و تأثيرات روابط مورد ادعاي تئوري هستند، اما در پي تغييرات سريع جامعه گاه نتايج گوناگون زندگي اجتماعي محققان را به سوي رويکردي با زمينه اي جديد هدايت مي کند که روش قياسي گذشته را به چالش مي کشد و روند پژوهش به جاي آغاز با يک تئوري رو به سوي استقرايي شدن مي نهد (2003:34،Dennis ) .در رويکرد تفسيري، عينيت يافتن تحليل هاي جامعه شناختي بايد بر اين اساس باشد که چگونه اعضاي جامعه کنش خود را درک مي کنند. در اين رويکرد بر خلاف اثبات گرايي سودي در کار کردن با اطلاعات فراوان ديده نمي شود و مي توان به تحليل مصاحبه هاي عميق در آن پرداخت (:102002،tervar) در اين روش به فهم و شرح تجربه نخبگان قوم بلوچ از تحولات اجتماعي گذشته خود از درون ذهن آنها کمک شايان مي کند.
تحقيق کيفي عبارت است از مجموعه فعاليت هايي چون مشاهده، مصاحبه، و شرکت گسترده در فعاليت هاي پژوهشي است . که هر کدام به نحوي محقق را در کسب اطلاعات دست اول، درباره ي موضوع مورد تحقيق ياري مي دهند، بدين ترتيب از اطلاعات جمع آوري شده، توصيف هاي تحليلي، ادراکي و طبقه بندي شده حاصل مي شود . در روش مورد بحث دسترسي به اطلاعات، يعني زندگي کردن با مردم مورد پژوهش، يادگيري فرهنگ آن ها از جمله مباني ارزشي، عقيدتي و رفتاري زبان و تلاش براي درک احساس، انگيزش و و هيجان هاي آنهاست ( مهدي رحمان زاده، 1389) محقق کيفي، رفتار اجتماعي را به اين دليل درک مي کند که خود را به جاي ديگران قرار مي دهد ( علي دلاور1385: 259) آنسلم استراوس مي گويد : « منظور ما از تحقيق کيفي عبارت است از هر نوع تحقيقي است که يافته هايي را به دست ميدهند

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع دوران مدرن، عادت واره Next Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع رفتار انسان، درون داده، برون داده