منبع پایان نامه ارشد با موضوع مکتب انگلیسی، سازه انگاری، اتحادیه اروپا، روابط بین الملل

دانلود پایان نامه ارشد

بوسني و هرزه گوين” است. این کتاب توسط آقایان محمدجواد آسايش زارچي، رضا آقارضي درمني تالیف شده است و توسط شركت چاپ و نشر بين ‌الملل منتشر شده است. يكي از نويسندگان كتاب آقاي محمدجواد آسايش، سفير جمهوري اسلامي ايران در جمهوري كرواسي بوده است و قبل از اين تجاوز در زمان يكپارچگي يوگسلاوي نيز وي سفير ايران در بلگراد بود.
کتاب “بحران دهه 90 بالکان” نیز توسط حسین اکبری تالیف و توسط موسسه مطالعات اندیشه سازان نور منتشر شده است. در این کتاب فروپاشی و تجزیه یوگسلاوی سابق و در پی آن وقوع جنگ خانمان سوز بوسنی، در پرتو تحولات اواخر قرن بیستم، به ویژه فروپاشی شوروی سابق و همچنین توسعه طلبی آمریکا قابل تحلیل است.
اما تفاوت این پژوهش با تحقیق های مشابه اولا تبین مفاهیم و نظریه های هنجاری و بررسی مدل های ترویج قواعد و هنجار ها است و در ثانی بررسی انطباق مفهوم هنجاری اتحادیه اروپا بر منطقه بالکان غربی است و اینکه آیا می توان نقش اتحادیه اروپا در بالکان غربی را در قالب قدرت هنجاری تعبیر و تفسیر کرد. اگر چنین است چه اقداماتی در این خصوص انجام گرفته و چه ابزارهایی داشته است. همچنین در این مقاله به چالش های پیش رو و ملاحظات پیش نهادی خواهیم پرداخت.

1-14. سازماندهی پژوهش
این تحقیق با موضوع «بررسی هنجارهای اتحادیه اروپا بر بالکان غربی: با تاکید بر صربستان» از یک پیشگفتار و پنج فصل تشکیل شده است.
بعد از قسمت پیشگفتار که انگیزة انتخاب و تحقیق روی چنین موضوعی بیان گردیده است؛ فصل اول مطابق با اصولِ روش تحقیق در علوم سیاسی به کلیات تحقیق اختصاص یافته است که شامل بیان مسئله، هدف تحقیق، اهمیت و انگیزه تحقیق، سئوال اصلی، فرضیه، متغییرها، تعریف مفاهیم، روش گرد آوری اطلاعات، قلمرو تحقیق، محدودیت ها و مشکلات تحقیق، نوع تحقیق، روش تحقیق، پیشینه پژوهش و سازماندهی پژوهش است. در فصل دوم چهارچوب نظری پژوهش از منظر مکتب سازه انگاری و مکتب انگلیسی مورد توجه قرار می گیرد و به تبیین مفاهیم قدرت هنجاری و مدل های ترویج هنجار ها پرداخته شده است. فصل سوم به روند شکل گیری اتحادیه اروپا، جایگاه سیاسی و اقتصادی اتحادیه اروپا در نظام بین الملل، موقعیت جغرافیایی، پیشینه تاریخی و بحران شبه جزیه بالکان و سیاست های اتحادیه اروپا در باره بالکان غربی پرداخته می شود. در فصل چهارم به تبیین نظری جایگاه هنجاری اتحادیه اروپا در بالکان غربی و صربستان پرداخته می شود. فصل پنجم نتیجه‌گیری نام دارد و در واقع برآیند فصل‌های پیشین و پاسخ به سئوال اصلی پژوهش یعنی «هنجارهای اتحادیه اروپا چه تاثیری بر منطقه بالکان غربی به طور اعم وصربستان بطور اخص داشته است» ، لذا در این فصل ضمن ارائه جمع‌بندی کلی از آغاز تا انتهای پژوهش نتیجه‌گیری نهایی که همان فرضیه تحقیق است، تبیین و تحلیل می گردد.

فصل دوم
مکتب انگلیسی، سازه انگاری و قدرت هنجاری

2. فصل دوم: مکتب انگلیسی، سازه انگاری و قدرت هنجاری

2-1. مکتب انگلیسی16
مکتب انگلیسی به آثار و نویسندگانی توجه دارد که روابط بینالملل را فراتر از یک نظام بینالمللی و «جامعهای مرکب از دولتها»17 میدانند و قائل به اهمیت اهداف، قواعد، نهادها، ارزشها و هنجارهای مشترک در آن هستند. ریشه این مکتب را در سنت خردگرایی در روابط بینالملل میدانند.(Dunne, 1998, 22) مهمترین نظریهپردازان این مکتب را میتوان مارتین وایت، هربرت باترفیلد، هدلی بول، آدام واتسون و شاگردان آنها یعنی جان وینسنت، رابرت جکسون، باری بوزان، جک وانلی و … عنوان کرد.
در دهههای 1950 و 1960 مکتب انگلیسی بیش از هر چیز به عنوان رهیافت کم و بیش متمایز کلاسیک انگلیسی در چهارچوب سنت خردگرا به روابط بینالملل محسوب میشد. در اوایل دهه 80 منتقدان بر غیر علمی بودن آن تاکید و نسبت به امکان بقای آن ابراز تردید میکردند. زیرا رهیافت کلگرایانه، دولت محوری، عدم توجه به ابعاد اقتصادی روابط بینالملل و ناتوانی در تأمین شرایط لازم برای عینیت نقاط ضعف مهمی در آن محسوب میشدند. همچنین برخی مانند والتز مکتب انگلیسی را از نظر فلسفه علم قابل قبول ندانسته و گروهی نیز مکتب انگلیسی را همان واقعگرایی تلقی میکردند و عدهای مکتب انگلیسی را تقریری آرامتر از واقعگرایی عنوان میکردند. (مشیرزاده، 1383،580)
اما از نیمه دوم دهه 1980 و به ویژه اوایل دهه 1990 به تدریج این مکتب مورد توجه قرار گرفت. در واقع در دهه 1990 با طرح سازه انگاری در روابط بینالملل به عنوان راهی میانه در هر دو محور اصلی مناظره چهارم (مناظره میان نو واقعگرایان و نئولیبرالها) و همچنین شباهتهای غیر قابل انکار میان مکتب انگلیسی و بسیاری مباحث سازه انگاری، توجه جدی به راه میانه کلاسیک و ظرفیت آن برای ایفای مجدد نقش میانی در مناظرات شکل گرفت (همان،581).

2-1-1. آنارشی و نظم

به نظر میرسد که پیروان مکتب انگلیسی دو فرض نو واقعگرایی و نو لیبرالیسم مبنی بر آثار شیک بودن نظام بینالملل را میپذیرند. دولتها را کنشگران مسلط اما نه لزوماً تنها کنشگران در روابط بینالملل میدانند و اینکه هدفشان بقا است را میپذیرند. این در حالی است که معنای آنارشی برای همه آنها یکسان نیست(مشیرزاده،582). برای واقعگرایان آنارشی به معنی جنگ همه علیه همه است، یعنی نوعی فقدان نظم در حالی که برخی دیگر معتقدند آنارشی به معنی فقدان حکومت است یا فقدان اقتدار مرکزی است و نه فقدان نظم.
در واقع مهمترین تفاوت میان سیاست داخلی و بینالمللی وجود اقتدار مرکزی در سیاست داخلی، نقش دولت و تضمین معاهدات و قراردادها و وجود مجموعههای حقوقی؛ دارای ضمانت اجرایی است در حالی که در قلمرو بینالمللی، ما با یک دولت روبرو نیستیم بلکه با دهها واحد سرزمینی سر و کار داریم که هر یک مدعی حاکمیت و استقلال است و هر کدام منافع متفاوت و بعضاً متضادی دارند در نتیجه مرجع اقتدار مافوق خود را نمیپذیرند.
با این حال نئولیبرالیستها آنارشی را مانع همکاری در قلمرو بینالمللی نمیدانند و در واقع لیبرالیسم و واقعگرایی دو سر طیفیاند که برداشتهای متفاوتی از آنارشی بینالمللی دارند.
به هر حال نگاه مکتب انگلیسی به وضعیت خاص آنارشی در چهارچوب آنچه که جامعه بینالمللی میخواند قابل تبیین است و این بدان معنی است که مکتب انگلیسی میتواند آنچه را که مورد توجه لیبرالها نیز هست، مدنظر قرار دهد و حوزههایی از روابط بینالمللی را که لیبرالهای سنتی و همچنین نهادگرایان نئولیبرال بر آنها تأکید دارند، مورد توجه داشته باشد و بتواند تبیین کند. در اینجا است که مکتب انگلیسی از محدودیتهای واقعگرایی فراتر میرود و خصوصیتهای هنجاری و نهادی جامعه بینالملل را تبیین کننده نظم موجود در روابط، امکانات و همکاری میان دولتها میداند. (همان،602)

2-1-2. نهادهای بین المللی و همکاری از دید مکتب انگلیسی
یکی از بحثانگیزترین مسائل در روابط بینالملل بحث نهادهای بینالمللی و همکاری است. واقعگرایان نگاه بدبینانهای نسبت به همکاری داشته و قائل به کم اهمیتی نقش هنجارها و قواعد و به تبع آن نهادها در روابط بینالملل هستند. در مقابل پیروان مکتب انگلیسی بر نقش نهادها، هنجارها، قواعد و در کل نهادها در نظام بینالملل تأکید دارند و نهادهای بینالمللی را دارای اهمیت زیادی برای کاهش تعارضات و افزایش همکاریها میدانند. از نظر این مکتب همکاری در شرایط آنارشی نه تنها امکانپذیر است بلکه عملاً نیز وجود دارد.
از دیدگاه ایشان، نهادهای بینالمللی تجلی عنصر همکاری میان دولتها در انجام آن کارکردهای سیاسی و در عین حال، ابزاری برای تداوم بخشیدن به آن همکاری هستند. دولتها از طریق نهادهای بینالمللی در جهت ایجاد، اجرا و یا حمایت از قواعد عمل میکنند. این نهادها لزوماً به شکل یک سازمان یا ساز و کار اداری نیستند، بلکه مجموعهای از عادات و رویهها هستند که در جهت تحقق اهداف مشترک شکل میگیرند (حمیرا مشیرزاده، 1383،593).
به این ترتیب، از دیدگاه مکتب انگلیسی نهادهای بینالمللی شکل دهنده همکاریهای بینالمللی در جهت تأمین اهداف و منافع مشترک در جامعه دولتها میباشند. به عبارت دیگر میتوان گفت که مکتب انگلیسی با تکیه بر ابعاد غیر مادی و گفتمانی روابط بینالملل، تاکید بر نقش فرهنگ، هنجارها و قواعد، نگاه تاریخی و تفسیری به واقعیت بینالمللی و توجه به ابعاد هنجاری حیات سیاسی بینالمللی و همچنین توجه به امکانات موجود برای دگرگون ساختن روابط، موضعی میانه در مباحث فرانظری را شکل میدهد.

2-1-3. مفهوم قدرت از نگاه مکتب انگلیسی
همانطو که پیش از این بیان شد، اندیشمندان مکتب انگلیسی روابط بینالملل را فراتر از یک نظام بینالمللی و جامعهای مرکب از دولت ها میدانند و قائل به اهمیت اهداف، قواعد، نهادها، ارزشها و هنجارهای مشترک در آن هستند. بنابر این، مکتب انگلیسی بر جامعه بین‌الملل و نقش هنجارها و قواعد در روابط میان دولت‌ها تأکید زیادی دارند. این مکتب همچنین بر نقش نهادهای بین‌المللی در کاهش تعارضات و افزایش همکاری میان دولت‌ها تأکید می‌کند. طرفداران این مکتب معتقدند که دولت‌ها کنشگران اصلی در روابط بین‌الملل‌اند و قدرت، منافع ملّی، بقاء، تعارض و جنگ عناصر اصلی در سیاست خارجی و روابط میان دولت‌ها محسوب می‌شود. امّا دیدگاه آنان به وضعیت خاص آنارشی یعنی در چارچوب آنچه جامعه بین‌الملل تلقی می‌شود به این معناست كه خصوصیات هنجاری و نهادی جامعه بین‌الملل می‌تواند نظم موجود در روابط، امکانات، همکاری میان دولت‌ها و تحول پذیری این روابط را تبیین کند. بنابراین از دیدگاه مکتب انگلیسی قدرت توسط ساختار اجتماعی به وجود آمده است که بر عاملان خود مؤثر است و آن‌ها نیز از ساختار خود تأثیر پذیرند. در واقع اندیشمندان مكتب انگلیسی در پی یك راه میانه برای تئوری پردازی در سیاست بین‌الملل و قدرت و پاسخ به نیازهای بین‌المللی هستند آن‌ها نه عینیت واقع گرایان را می‌پذیرند و نه ذهنیت محض سازه انگاران را و بیشتر بر موضوعات هنجاری و نهادهای بین‌المللی و تأكید می‌كنند.(Dunne, 1998, 22-30)

2-2. نظریه سازه انگاری
2-2-1. روند شکل گیری
سازه انگاری به عنوان یکی از رویکرد های نظریه های عام انتقادی18، مفروضه های هستی شناختی خرد گرایی19 در مورد روابط بین الملل و سیاست خارجی را به چالش می طلبد و اصول و گزاره های متفاوت دیگری را ارائه میدهد (دهقانی فیروز آبادی، 1388،43). پیدایش این رویکرد را می توان متاثر از واکنش خرد گرایان دهه 80 به نظریات انتقادی و همچنین پایان نظام دوقطبی و جنگ سرد دانست. سازه انگاری از جنبه های متفاوتی قابل بحث است و در این که این رویکرد یک نظریه در روابط بین الملل محسوب می شود و یا صرفا یک چارچوب تحلیلی فرانظری در کل علوم اجتماعی است تفاوت دیدگاه وجود دارد. در زمان پیدایش این رویکرد منتقدان این رویکرد را به دلیل آنکه دانش گوهری و هچنین فرضیه های چندانی را در باره رفتار دولت یا نظام دولت ها بیان نمی دارد، یک نظریه در روابط بین الملل تلقی نمی کردند(چرنوف، 1388،143). در مقابل موافقان این رویکرد ضمن رد انتقادات در دهه های بعد به بسط و گسترش اصل گوهری سازه انگاری اهتمام ورزیدند. در اینکه سازه انگاری ذیل کدام طیف از نظریات قرار می گیرد اختلاف نظر وجود دارد. اما آنچه مسلم است این واقعیت می باشد که سازه انگاری، رویکردی است که پیش از طرح در روابط بین الملل، در جامعه شناسی معرفت و مباحث فرانظری در کل علوم اجتماعی مطرح بوده است. در روابط بین الملل، این نظریه ریشه در مسائل جامعه شناسی دارد که در دهه 1970 از سوی پیتر برگر20 و توماس لاکمن21 در کتاب “ساخت اجتماعی واقعیت: رساله ای در جامعه شناسی شناخت مطرح شد(مشیرزاده، 1383،177-185).
به عبارت دیگر می توان گفت، خرد گرایانی که به نقد نظریه های انتقادی پرداختند، بعد ها با واکنش جدی از سوی نظریه پردازانی روبرو گشتند که تحت عنوان سازه

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع اتحادیه اروپا، قدرت هنجاری، محدودیت ها، اتحادیه اروپایی Next Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع سازه انگاری، جامعه بین المللی، نظام بین الملل، بین الاذهانی