منبع پایان نامه ارشد با موضوع منفعت عمومی، غایت زندگی، فعل اخلاقی

دانلود پایان نامه ارشد

طلب نمیکنند و منشاء احساسات فردی را نیز در نیازهای واقعی نمیجویند. به عبارت دیگر خودگرائی حصول لذت یا عدم رنج برای فرد را مطلوب و غایت فعل اخلاقی میداند؛ در حالی که احساسگرائی، خوشآیندی را تنها مبداء افعال اخلاقی و نه غایت مطلوب از آنها میداند و به منشاء واقعی برای مطلوبیت آن قائل نیست.
ادعای خودگرایی روانشناختی مبنی بر اینکه همهی انسانها به دنبال نفع شخصی خود هستند مورد انتقاد برخی فیلسوفان واقع شده است یکی از این انتقادات این است که اگر آن‌گونه که خودگرایان روان‌شناختی ادعا کرده‌اند، این ویژگیِ خودخواهی؛ اجتناب‌ناپذیر باشد، در آن صورت، باید به انسان‌ها گفته شود که در همه شرایط، خودخواه باشند. و درنتیجه، خودگرایان روان‌شناختی، ناچار به دیدگاهی غیر قابل دفاع کشیده شده‌اند و آن این که باید دو مسئله را اثبات کنند؛ نخست اینکه، آنها در اینجا توصیفی از شیء خاصی (انسان) ارائه داده‌اند که هر اوضاع و احوال ممکنی که در آن، این توصیف صادق یا کاذب است، کاملاً پیش‌بینی شده‌است. و دوم این که باید اثبات کنند که شناخت واقعی‌شان از انسان به حدی کامل است که احتمال هر امر پیش‌بینی نشده‌ای که بتواند تعریف آنان را نقض یا اصلاح کند، درآن مردود است.153
این انتقادات باعث شده بسیاری از خودگرایان در گفتمان خود تغییراتی به وجود آورند. در واقع خودگرایان بسیاری، انتقاد مطرح شده بر خودگرائی روانشناسانه را روا میدارند. اما بر این عقیدهاند که خودگرائی ارتباطی با انگیزههای بالفعل انسانها ندارد، بلکه سروکارش با انگیزههایی است که باید داشته باشد. آنها به این طریق خودگرائی اخلاقی را مطرح کردند.خودگرائی اخلاقی مدعی است که هر شخص باید به گونه ای عمل کند که نفع شخصی خود را تأمین کند.
تکیهی خودگرائی اخلاقی به جای استدلال خودگرایی روانشناسانه، بر این مطلب است که؛ اگر سعادت و پاداش بیشتری نصیب کسانی شود که در طلب نفع خودشان هستند، آنگاه هر قدر انسانهای بیشتری این کار را انجام دهند جهانی سعادتمندتر خواهیم داشت154.

بخش دوم: سودگرائی
ناتوانی خودگروی در پاسخ به سؤالات و انتقادات باعث عدم استقبال متفکران حوزهی اخلاق از این نظریه شد یکی از ایرادات اساسی به نظریه خودگروی توجه زیادی است که به خود شده است و عملا از خودخواهی در اخلاق دفاع شده است. این دیدگاه باعث شده تا به تأثیرات اعمال متکی بر نظریه خودگروی بر دیگران توجه نشود. سودگروی بر اساس رفع مشکلات خودگرایی و بوجود آوردن یک نظریه غایت گرای مستحکمتر و جامعتر بنیان شد. این نظریه که باز هم متکی بر اصل نتیجه و هدف بوده نتیجهای را ارجح میداند که کل نتایج آن عمل به صورت مجموع مورد بررسی واقع شوند نه فقط برای فاعل فعل، که حتی برای هر کسی که نسبتی با عمل دارد. «بیشترین خیر برای بیشترین افراد» جملهی کلیدی سودگروی است که مورد استفادهی همهی سودگرایان واقع شده است.
دو فیلسوف مهم در حوزهی سودگروی اخلاقی جرمی بنتام(1748-1832) و جان استوارت میل(1806-1873) هستند. ما در ادامه به بررسی نظریات این دو فیلسوف در باب سودگرائی خواهیم پرداخت. آنچه که تقریبا این دو اندیشمند، و همه مدافعان سودگرائی، بر سر آن توافق دارند این است که معیار ارزیابی اخلاقی هر فعلی از افعال ارادی انسان، میزان منفعت عمومی حاصل از آن است. اما سؤالی که اینجا پیش میآید این است که میزان سود و نفع اعمال چیست؟ چه موازینی را باید در تعییین میزان سود حاصل از یک کار در نظر گرفت؟ معیار ترجیح یک کار بر کار دیگر، میزان سود حاصل از آن کار است، اما راه اندازهگیری این سود چگونه است؟ آیا سود جمعی و منفعت عمومی دارای ارزش ذاتی است یا ارزش آن غیری است؟ از آن مهمتر اینکه آیا سود جمعی هدف فعل اخلاقی است یا وسیلهای است برای نیل به سود شخصی؟ بنتام و میل درجواب به هر یک از سؤالهای ذکر شده جوابهای متفاوتی دادهاند که این جوابها، تفاوت دو دیدگاه را از هم روشن میسازد. به صورت خلاصه باید گفت که بنتام کمیت را در محاسبه سود از کیفیت ارجحتر دانسته اما میل ارجحیت را به کیفیت داده است.همچنین بنتام سودجمعی را دارای ارزش ذاتی ندانسته است و ارزش آن را غیری دانسته است. ارزش ذاتی در نزد بنتام متعلق به سود شخصی است. اما میل سود جمعی را دارای ارزش ذاتی دانسته است. ما در ادامه نظریات این دو اندیشمند را بیشتر مورد بررسی قرار خواهیم داد.
جرمی بنتام
«اصل سود» کلیدیترین کلمات تاریخ زندگی جرمی بنتام بوده است. گفته شده زمانی که بنتام پنج سال داشت، در هنگام مطالعه کتاب «رسالهای در باب حکومت»155 نوشته پریستلی156 زمانی که به این عبارت برخورد که «بیشترین خیر برای بیشترین افراد»، خود میگوید مانند ارشمیدس فریاد زدم “یافتم” از آن روز بنتام تصمیم گرفت این اصل را در همهی فعالیتهای اجتماعی انسان سرایت دهد157. او پریستلی را به عنوان نخستین کسی معرفی میکند که اصل سود را به او آموخت. همچنین وی از فیلسوفان دیگری چون هیوم، لاک، منتسکیو، بارینگتون، بکاریاو هلوسیوس متأثر شده است و نظریهی خود را با الهام از ایشان تبیین کرده است او رفته رفته این حقیقت مقدس را اعلام میکند که: حداکثر خوشبختی برای حداکثر افراد شالوده اخلاقیات و قانونگذاری است158.
بنتام از لذت و الم همان معنایش را منظور میدارد که عامهی مردم درزبان متعارف منظور میگیرند. او میگوید «در این باب به نازک اندیشی فلسفی و متافیزیکی نیازی نداریم. لازم نیست به آثار افلاطون و ارسطو مراجعه و استناد کنیم. لذت و الم همان چیزهائی هستند که هر کس احساسشان میکند»159.
به همین بیان بنتام اصول اساسی نظریهی خود را به این شرح نام میبرد:
اصل اول فقط لذت خوب است و فقط درد بد است.
اصل دوم لذتها و دردها قابل سنجش و اندازهگیریاند.
اصل سوم هدف هر فردی رسیدن به لذت و اجتناب از درد است. به عقیده وی این هدف نه فقط یک باید اخلاقی برای فرد است بلکه انسان به شکل گریزناپذیری چنین است. این یک حالت روانشناختی است که انسان را ذاتا لذت جوی میسازد این تفکر بنتام را به نوعی یک لذتگرای روانشناختی کرده است به نظر بنتام رفتار آدمیان متأثر ازحالات لذت و درد است و هرشخص نیز برای تأمین خیر و نفع خود تلاش میکند.
اصل چهارم لازم است که افراد افزایش عمومی لذت را هدف خویش قرار دهند انسانها به دنبال لذت شخصی و دور از الم شخصیاند.
بنتام هرگز برای سود اجتماعی و برای جامعه اصالتی قائل نمیشود وی جامعه را یک پیکر چند تکه میداند که تکههای آن افرادند. سود و منفعت جامعه همان سود و منفعت افراد است در نظر او نفع حاصل جمع منافع افراد تشکیل دهنده آن است. بدون درک نفع فرد، سخن گفتن از نفع جامعه بیهوده است. هنگامی گفته میشود که چیزی در جهت افزایش یا پیشبرد نفع یک فرد است که آن چیز در جهت افزایش حاصل جمع لذتهای آن فرد و یا در جهت کاهش حاصل جمع دردهای آن فرد مؤثر باشد160.
در اصل دوم گفته شد که بنتام لذتها و دردها را قابل اندازهگیری میداند حال سؤالی که بنتام با آن روبرو است این است که راه و معیار این اندازهگیری چگونه است. بنتام میگوید هر لذتی را از جهت هدف میتوان مورد ارزیابی قرارداد. سپس میگوید برای یک انسان، بر طبق شرائط چهارگانه زیر مقدار لذت یا الم، فینفسه بیشتر یا کمتر خواهد شد:
1. شدت1612. پایداری(مدت)162 3. قطعیت یا عدم قطعیت163 4. نزدیکی یا دوری164
این چهار شرط در ارزیابی فینفسه عمل اعمال میشود. اما زمانی که ارزش یک لذت یا الم را به منظور ارزیابی استعداد عملی که توسط آن به وجود آمده است بررسی کنیم دو شرط استنباط میشود. 5. باروری165: برخی از لذات، لذات دیگر را در بر دارند که این لذات بارور گفته میشود همواره باید بین دو لذت بارور و غیر بارور، لذت بارور را انتخاب کرد.6. خلوص166: برخی از لذات هیچ المی را درپی ندارند و مستلزم به وجود امدن هیچ المی نیستند این لذات خلوص دارند زمانی که امکان بهرهمندی از لذات خالص باشد نباید درپی لذات ناخالص بود.7. شمولیت، گستردگی167: هر لذتی که گستره شمول آن بیشتر از لذت دیگر باشد، نسبت به لذت دیگر اولویت دارد. لذتی که دیگران در آن سهیم باشند بزرگتر از لذتی است که فقط فرد را خوشایند باشد بنتام برای هر یک از این هفت معیار و شرط ضریبی قائل است، با جمع بندی این ضریبها میزان لذت یک عمل را و مقایسه آن با یک عمل لذت بخشتر مشخص میشود.168
سودگرایی جی.ای. میل
جان استوارت میل از ابتدا تحت تأثیر سودگرایی بنتام بود و با توجه به رابطه خانوادگی که با وی داشت ادامه دهنده راه او شد. پدر میل یکی از دوستان بنتام بود که از این طریق پای بنتام به خانواده میل وارد شد، میل جوان در مباحث پدرش با بنتام شرکت میکرد و از همان ابتدا به شدت تحت تاثیر بنتام قرار گرفت. از همینجا میل یکی از مشهورترین شاگردان و مروجان سودگرائی بنتام شد. وی به مرور به نواقص نظریه بنتام پی برد، و دست به اصلاح آن زد.169 دو اصلاح اساسی که میل در نظریه انجام داد، یکی اصالت دادن به عنصر جامعه و لذت اجتماعی بوده و دیگری اضافه کردن کیفیت در اندازگیری و سنجش سود و لذت است.170
همانطور که گفته شد؛ بنتام تلاش کرد با اضافه کردن لذت اجتماعی، نظریه خود را خودگرائی جدا کند، اما جامعه و اجتماع در نظریه بنتام پیکری مجعول و تخیلی است که از افراد جداگانه به عنوان اجزاء تشکیل دهنده، ساخته شده است، بر این اساس در نگاه بنتام سود و نفع جمعی معنایی جزء سود و نفع افراد و آحاد ندارد. بنابراین برای سود جامعه باید نخست سود افراد را دریافت اما در نظریه میل سود جمعی دارای اصالت و ارزش ذاتی است. خود وی در این باره می گوید:
من در حقیقت هرگز درباره این اعتقاد که خوشبختی معیار همه قوانین و اصول رفتار و غایت زندگی است تردیدی نداشتم. لیکن اکنون بر این نظرم که این غایت تنها در صورتی حاصل خواهد شد که خود غایت مستقیم نباشد. (من فکر می کنم) تنها کسانی خوشبخت هستند که اندیشه خود را بر هدفی غیر از خوشبختی خود متمرکز می سازند، بر خوشبختی دیگران، بر پیشرفت بشریت، حتی بر هنر یا سرگرمی دیگری که نه به عنوان وسیله، بلکه خود همچون هدفی آرمانی دنبال گردد.171
میل خوشبختی را معیار و ملاک همه قوانین و اصول رفتار و غایت زندگی میداند، اما در نظر او این غایت، غایت مستقیمی نیست. تنها کسانی خوشبخت هستند که اندیشهی خود را بر هدفی غیر از خوشبختی خود متمرکز کنند و آن خوشبختی دیگران، پیشرفت بشریت، رفاه عمومی و حتی سرگرمی دیگران است که این اهداف نه صرفا ابزاری برای خوشی«من» که یک هدف مستقل است172. وی در کتاب سودگرائی پا را از این هم فراتر گذاشته فداکاری و ایثار را نیز بر اساس سودگرائی تفسیر میکند و آن را موجه میداند؛ فقط در یک وضعیت ناجور از عالم است که درآن کسی با فداکاری ومطلق خوشبختی خود میتواند به خوشبختی دیگران مدد رساند. با وجود این، تا زمانی که جهان در این وضع نابسامان و نقصآلود قرار دارد، من قویا اذعان میکنم که آمادگی برای چنین فداکاری، عالیترین فضیلت است که میتوان در آدمی سراغ گرفت173.
اصلاح دیگری که میل بر نظریه بنتام وارد ساخت افزودن کیفیت در ارزیابی لذتها و مقایسه کارهای لذت بخش است به نظر میل لذتهای مربوط به روح برتر و گرامیتر از لذتهای دیگر است بنتام معتقد بود که تیلهبازی کودکان به اندازهی شعر و شاعری بزرگان لذت بخش است. انتقادی که بر او وارد میشد این بود که فرضا اگر چند زندانبان برایخوشی خودشان و لذتی که میبرند زندانیان را شکنجه میکردند. بنابر نظریه بنتام کاملا توصیهپذیر بود اما میل این لذت را آنقدر اندک میداند که بر الم شدیدی که زندانیان میکشند نمیچربد174. وی معتقد است که لذت ممکن است عالی و ممکن است دانی باشد قبول لذت عانی و ترجیح آن بر لذت دانی یک الزام اخلاقی است و اگر کسی با توجه به هر دو و تجربه هر دو نوع لذت، باز لذت دانی را ترجیح دهد چنین شخصی توانائی رسیدن به لذت برتر را ندارد. همیشه باید تمایز کیفی لذات عالی و دانی را درنظر گرفت.
میل

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع حسن و قبح، فعل اخلاقی، یونان باستان Next Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع حسن و قبح، غایت گرایی، طبیعت انسان