منبع پایان نامه ارشد با موضوع معماری ایران، معماری ایرانی، ارتباط با طبیعت

دانلود پایان نامه ارشد

تابوت سنگي اسكندر كه در موزه‌ي استامبول نگهداري مي‌شود، ايرانيان شلوارهايي با پارچه‌هاي زيبا پوشيده‌اند كه طرح دار و گاهي نقش‌هايي از گل‌ها دارند. گل‌دوزي در دوره‌ي صفويه به شكوفايي رسيد به نحوي كه هنرمندان روم شرقي(امپراتوري بيزانس) طرح‌هاي ايراني را بر لباس‌ها فاخر نقش مي‌زدند. حتي ريشه‌ي عنصرهاي اصلي گولدوزي امروزي نيز به ايران بازمي‌گردد كه از راه كشورهاي ساحل درياي مديترانه به ايتاليا و اسپانيا رفته و بعدها در سرزمين‌هاي ديگر مورد توجه قرار گرفته است.

3-6-4- ابریشم ایرانی
بافتن پارچه از ايران آغاز شده و تا دروه‌ي صفوي از مهم‌ترين فرآورده‌هاي صادراتي ايرانيان بوده است. با آن كه بافت ابريشم به چيني‌ها بازمي‌گردد، ابريشم ايراني در دوره‌ي ساسانيان به چنان كيفيت و ظرافتي رسيده بود كه چيني‌ها نيز از ايران پارچه‌ي ابريشمي وارد مي‌كردند. برخي از پارچه‌هاي ايراني كه ويژه‌ي اسقف‌ها تهيه شده، هنوز در گنجينه‌هاي كليساهاي اروپا نگهداري مي‌شود.
ردپاي شكوه صنعت پارچه‌بافي را در واژه‌هاي ايراني كه به زبان‌هاي مختلف راه‌يافته است، مي‌توان پيدا كرد.
در زبان عربي: ديباج(از واژه‌ي ديباگ به مفهوم زري ابريشمي) و استبرق(از واژه‌ي ستبرگ به مفهوم نوعي پارچه‌ي ابريشمي)
در زبان انگليسي: Tafta ( از واژه‌ي تافته به مفهوم نوعي پارچه‌ي ابريشمي) Chintz (از واژه‌ي چيت به مفهوم نوعي پارچه)
در زبان روسي: Izarbaf ( از واژه‌ي هزارباف به مفهوم پارچه‌ي زري گلابتون) و Partcha ( از واژه‌ي پارچه)

3-6-5- لباس ورزشی
ايرانيان نخستين مردماني هستند كه از لباس ورزشي استفاده مي‌كردند. چوگان ورزش باستاني و مورد علاقه‌ي ايرانيان بود. چوگان بازان نوعي پيراهن نيم‌آستين و شلوار تنگي مي‌پوشيدند تا هنگاه بازي راحت‌تر باشند. جنس پيراهن چوگان بازي را نيز نوعي انتخاب كرده بودند تا كم‌تر عرق كنند. انگليسي‌ها در سال‌هاي استعمار هندوستان در آن سرزمين با چوگان و لباس نيم آستين آشنا شدند و آن را به خود به اروپا بردند كه بعدها به آمريكا نيز راه يافت و به تي‌شرت‌هاي امروزي منجر شد.

3-6-6- لباس شوالیه
در دوره‌ي اشكانيان و ساسانيان مردان جنگي خود و اسبانشان را ذره پوش مي‌كردند. در تاق بستان، در كرمانشاه، سربازي زره‌پوش سوار بر اسب زره‌پوش بر پهنه‌ي سنگ كنده‌كاري شده است كه با ديدن آن به ياد شواليه‌هاي اروپايي مي‌افتيم. در واقع، شواليه‌هاي اشكاني سرمشق شواليه‌هاي اروپايي قرار گرفتند.

3-6-7-دستکش
گزنفون، تاريخ‌نگار يوناني با ايرانياني روبه‌رو شده بود كه دستهايشان را در پوست‌هاي ضخيم و قاب‌هايي نگه مي‌داشتند. نمونه‌هايي از دستكش‌هاي زينتي در موزه‌ي ايران باستان نگهداري مي‌شود.

3-6-8- انواع کلاه
ايرانيان از ديرباز كلاه‌هاي گوناگوني مي‌پوشيدند كه نشان‌دهنده‌ي موقعيت اجتماعي آنان بود. كلاه پاپ‌ها و حتي تاج برخي از پادشاهان قديم اروپا، برگرفته از كلاه و تاج‌ پادشاهان ايران است.

3-6-9- چکمه و شال
پوشيدن چكمه‌هاي چرمي از زمان هخامنشيان مرسوم بود و حتي ژوستي‌نين، امپراتور روم شرقي، چكمه‌هاي ايراني مي‌پوشيد.
شال: هنوز هم در زبان انگليسي به همين نام خوانده مي‌شود.
Shawl : نوع مردانه و زنانه‌ي آن هر دو نوآوري ايراني هستند. (jaziredanesh . com)

فصل چهارم
نظریه ها و نظریه پردازهای اصول و ارزشهای معماری ایرانی

4-1-اصول و ارزشهای معماری ایرانی:
4-1-1- اصول و مفاهیم معماری بومی
معماری ایران یکی از کهن ترین و پربارترین معماری هایی است که جهان به خود دیده است و گواه آن عظمت بناهای ایرانی است که تا کنون حفظ شده اند.
چهارعامل وحدت، تقدس ، تکامل ومنطق سالاری ازعناصراصلی وتشکیل دهنده معماری ایرانی به شمار میرود که هرکدام به صورت جداگانه مورد بحث قرار میگیرند.

4-1-1-1- وحدت
يكي از خصوصيات معماري، اصل جهان بيني و وحدت در معماري و تركيب آن پيرامون نور و رنگ است .
– وحدت در معماري
– نور،رنگ،آب، …
موارد فوق در غالب كليتي به نام وحدت مي توانند تجلي پيدا كنند. وحدت در معماري با طبيعت ارتباط قوي اي دارد و كليت اينها در غالب يك جهان بيني هستند. مهم اين است كه چگونه از كثرت به وحدت مي رسيم و در عين وحدت كثرت را در نظر بگيريم .
الف) درونگرایی
بحث نپرداختن به ظاهر و در عوض کار بر روی درون و حالات درونی ، از طرف بعضی کارآشنایان به مباحث معماری ، به داخل این عرصه کشیده شده است؛ تا جایی که معماری ایران را از این نظر که در نمای بیرون آن و در گذرهای پر پیچ و خم چیزی جز خشت و گل دیده نمی شود ولی در داخل دنیایی از پرکاری و زیبایی دارد، درونگرا نامیده اند .
ازویژگیهای این نوع معماری به موارد زیر می توان اشاره کرد:
– نداشتن ارتباط بصری مستقیم فضاهای داخل با فضای شهری بیرون خود
– فضاهای مختلف آن را عنصری مانند حیاط و یا صفه های سرپوشیده سازماندهی کرده است به نحوی که روزن ها و بازشوها به طرف این عناصر باز شوند.

ب) هندسه
درمعماری ایرانی شکل گیری فضا براساس تنوع های هندسی غنی ومحکم صورت گرفته است که موجب بوجود آمدن سلسله مراتب زمانی ومکانی می شود. در این معماری هنرمند با اعتصام به اشکال کامل هندسی و منظم می کوشد تا تصویری زیبا و خاص از انتظام بلورین حاکم بر عالم و آدم ارایه دهد. از این روست که شکل ها در خلوص و کمال غایی خود هستند.دو عامل تناسب و تکرار از عوامل تشکیل دهنده هندسه بشمار می روند.
– تناسب: تناسبات در معماری ایران از اهمیت ویژه ای بر خوردار است و از ابتدا تا کنون در معماری ایرانی مورداستفاده قرار گرفته است . رعایت تناسب در معماری ایرانی، تنها مشاهده اندازه ها و به کار بستن آن نیست، بلکه وجود نسبتی مشخص میان اجزا است بدان سان که پسندیده، تعالی بخش و نمادین تلقی می گردد.
– تکرار: یکی دیگر از عوامل شکل گیری در معماری ایرانی می باشد که از تکرار خطوط منظم و نا منظم تا رسیدن به شکل کامل در معماری ایرانی مورد استفاده قرار گرفته است. برای بهره گیری از هندسه در معماری ایران در نظر گرفتن ریتم وتکرار الزامی است؛ چرا که ترکیب این دو عامل باعث به وجود آمدن هندسه و نهایتا وحدت در معماری می شود.
در تزئینات معماری پایه و اساس نقوش هندسی و گیاهی بر دوایر است. دایره که کاملترین شکل هندسی است تصویری است از کمال. بنابراین نقوش هندسی و گیاهی « تحرکی مداوم در زمان و مکان » دارند و همواره وجدت در کثرت و کثرت در وحدت » را تداعی می کنند. (مکی نژاد، 1388، ص 103)
پ) مركزيت
ويژگي موازي با مسأله درون‏گرايي، مركزيت در فضاي معماري است. سير تحول عناصر پراكنده(كثرت‏ها)به وحدت مركزي، در اغلب فضاهاي معماري ایرانی به چشم مي‏خورد. حياط خانه‏ها، مساجد، مدرسه‏ها و كاروانسراها هسته‏هاي تشكيل دهنده اين تفكر و رساندن عناصر عملكردي يا جزئيات ميانه و دور به مركز، جمع‏كننده تنوع‏ها و گونا گوني‏ها مي‏باشند. اين فضاي دروني مركزي كه گاه مي‎تواند چيزي غير از حياط مركزي باشد تنظيم‏كننده تمام فعاليت‏ها بوده و اصل و مركز فضا را در قسمتي قائل است كه نقطه عطف و عروجي استثنايي در آن رخ مي‏دهد.
ت) مردم واری
به معنای رعايت تناسب ميان اندامهای ساختمانی با اندامهای انسان و توجه به نيازهای او در كار ساختمان سازی است.در ایران هم مثل مکان های دیگر، معماری هنری وابسته به زندگی است. معمار ایرانی بلندای درگاه را به اندازه بالای مردم می گرفته و روزن و روشندان را چنان می آراسته که فروغ خورشید و پرتو ماه را به اندازه دلخواه به درون سرای می آورد. پهنای اتاق خواب به اندازه یک بستر است و افراز تاقچه به اندازه ای است که نشسته و ایستاده به آسانی در دسترس باشد و از طرفی تالار که مخصوص مهمان است به اندازه ای پهناور و باشکوه بوده که شایسته پذیرایی باشد.
4-1-1-2- تقدس
تقدس از دو عنصرحضور و تسلط تشکیل شده است.که حضور به معنای حس مالکیت و حس حضور در محل می باشد ؛ و تسلط تاکید بر ماندگاری دارد.
الف) بینش نمادین
این معماری در پی بیان وبرانگیختن حس عمیق معانی ازلی تعالی معنوی و وحدت کل موجودات عالم دربیننده است.
نهر آب و باغ به عنوان عامل طبیعی و حس ملکوتی و تعالی را بر قرار می سازد و تزیینات گلدسته و مسجد به عنوان عامل مصنوعی در معماری ایران خود نمایی می نماید.
ب) ارتباط با طبیعت
ارتباط با طبیعت از جنبه عملکردی
– استفاده از طبیعت (مواد و مصالح، آب ،جنگل و …)
– مقابله با طبیعت(بلایا)،سیل، سرما، گرما، آتش سوزی، باران، زلزله و…
– کنار آمدن با طبیعت و الهام گرفتن از آن.
ارتباط با طبیعت از جنبه ظاهری
– استفاده از شکل و فرم های طبیعت به صورت دو بعدی (نقاشی،طراحی، حکاکی و…
– استفاده از شکل و فرم های طبیعت به صورت سه بعدی(معماری،مجسمه سازی و…)
– استفاده از طبیعت به صورت انتزاعی.
پ) راز وابهام
احساس عظمت معنوی در کمال سادگی و خلوص در تشکيل و ترکيب ابنيه ايران مد نظر قرار داشته و سادگی ترکيبات اين هندسه پايه ولي غنی، موجب پيداپيش ساختمان هايي شده است که پيام آن با درک ويژه حسی قابل دريافت است و توام با کليتی است که کمال خود را درمنظرتصويری کامل القا مي نمايد.

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع اسکندر مقدونی، محدودیت ها، پوشش زنان Next Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع معماری ایران، معماری ایرانی، سلسله مراتب