منبع پایان نامه ارشد با موضوع مزیت رقابتی، اجرای استراتژی، استراتژی ها، مدیریت استراتژیک

دانلود پایان نامه ارشد

کتاب جنگ ژنرال چینی سون زی77 است که 340 سال پیش از میلاد مسیح نگاشته شده است، ولی سلیقه استراتژی به شکل امروزی آن به میانه سده گذشته میلادی بازمی‌گردد. استراتژی می‌تواند به عنوان فرایند تعیین اهداف بنیادی بلندمدت، اتخاذ شیوه کار و تخصیص منابع لازم برای تحقق این اهداف تعریف شود. برای استراتژی تعریف‌های متعددی ارائه شده است. این تعریف‌ها از منظرهای متفاوتی به این رویکرد نگریسته آن را بیان کرده‌اند: از منظر کارکردی استراتژی عبارت از: تشخیص به هنگام (زودتر از رقیب) نیاز مشتری و پاسخگویی (بهتر از رقیب) به آن. از منظر فرایند، استراتژی عبارت است از: ایجاد شایستگی‌های متمایزکننده در سازمان برای خلق ارزش (بیشتر از رقیب) در بازار. (ابدل زاده و همکاران،1392، ص 3)
2-4-1) استراتژی سازمانی:
از دهه 1980 تاکنون مفهوم استراتژی در برنامه‌ریزی و مدیریت گسترش یافته است. استراتژی را مجموعه از اقدامات و سیاست‌هایی دانسته‌اند که جهت‌گیری کلی را مشخص ساخته و چگونگی نیل به اهداف کلان را تعیین می‌نماید. از دیدگاه الکساندر 78فرآیند مدیریت استراتژیک دارای دو وجه تدوین و اجرای استراتژی می‌باشد و موفقیت یا عدم موفقیت یک استراتژی،بستگی به این فرایند و تعاملات آن دارد.از نظر دیوید عواملی که در طول فرآیند اجرای استراتژی، باید به آن‌ها توجه شود شامل اهداف سالیانه، سیاست‌ها، تخصیص منابع، مدیریت تضاد، ساختار سازمانی، مدیریت مقاومت در برابر تغییر و فرهنگ‌سازمانی می‌باشد.تامپسون و همکارانش 79(2006) نیز عواملی را برای موفقیت در اجرای استراتژی معرفی نموده‌اند که عبارت از سازمان‌دهی تلاش‌های کاری،فرهنگ‌سازمانی سازنده، بودجه‌بندی،اجرای رویه‌های تسهیل گر، بهبود مستمر، نصب سیستم های اطلاعاتی و عملیاتی، انگیزش افراد، ارتباط برقرار کردن بین پاداش و در نهایت، به‌کارگیری رهبری درونی می‌باشند.فقدان هر یک از موارد ذکرشده، می‌تواند در مسیر اجرای استراتژی ها در سازمان خلل ایجاد کند.از این رو در پیاده‌سازی اثربخش استراتژی، چالش‌ها و موانعی وجود دارد که در ادامه به بررسی موانع کلیدی اجرای این فرآیند از دیدگاه صاحب‌نظران پرداخته شده است.(رحیم نیا و همکاران،1391،ص 5)
به عبارتی استراتژی حاصل تصمیم‌گیری برای هدایت کادر سازمان با توجه به محیط، ساختار و فرآیندهایی می‌باشد که بر عملکرد سازمان‌ها تأثیرگذار است. (kalkan, et al,2014,p702)
استراتژی به عنوان یک چشم‌انداز، راهی‌اتنزاعی تر برای رسیدن به یک هدف است زیرا مستقیم به یک بازار یا تجارت معطوف نیست بلکه به سبک یا شیوه‌ای که یک شرکت کارها را انجام می‌دهد برمی‌گردد. این به نگرشی دلالت دارد که ممکن است از دیدگاه کلی شرکت برای انجام تجارت تأثیر بپذیرد. به نگرش سازمان یا آنچه سازمان می‌خواهد در آینده بشود بر می‌گردد؛ بنابراین نگرش یک مرجع دائمی است که به منزله یک راهنما والهام برای توسعه‌های استراتژیک در شرکت عمل می‌کند. (گورزوند چگینی،1393، ص 15)

2-4-2) مدیریت استراتژیک:
مدیریت استراتژیک به فرآیند هدایت برنامه‌های استراتژیک و حصول اطمینان از اجرای خوب آن برای کسب اطمینان از موفقیت سازمان در بلندمدت دلالت دارد.
مدیریت استراتژیک راهبردی است که مشتمل بر هدف‌های کلان سازمان و انتخاب گزینه‌ها و روش‌های مناسب برای تحقق آن‌ها و تخصیص منابع لازم برای دستیابی به آن اهداف مذکور است. داشتن این شیوه تفکر مدیران را وادار می‌کند تا به جای تمرکز روی موضوعات کوتاه، به بررسی مباحث سازمان گسترده بپردازند و هدف نهایی داشتن این شیوه تفکر و مدیریت ایجاد یا کسب مزیتی رقابتی برای سازمان است. (عربشاهی،1392، ص 3)
2-4-3) فرآیند مدیریت استراتژیک:
برنامه‌ریزی و مدیریت استراتژیک تمرکز بر انجام فعالیت‌های ضروری برای رسیدن به آینده مطلوب دارد؛ و به مدیران کمک می‌کند بر مسائل ناشی از مقتضیات آتی پیروز شوند.
برنامه‌ریزی ریزی استراتژیک و فرآیند آن را می‌توان به چهار مرحله تقسیم کرد:
1. تحلیل وضعیت
2. تدوین استراتژی
3. اجرای استراتژی
4. ارزیابی استراتژی
1- تحلیل وضعیت:
در این مرحله ابتدا بایست اهداف آینده سازمان مشخص شود و این کار مستلزم درک و تشخیص صحیح مأموریت‌ها و مقاصد سازمان وبیان آن‌هاست. در تعیین اهداف سازمان، ارزش‌ها و انتظارات نقش مهمی دارند به طوری که اگر ارزش‌های حاکم بر جامعه در اهداف سازمانی منعکس نگردد، تحقق اهداف با مشکلات مواجه خواهد شد. سپس به تجزیه و تحلیل شرایط محیطی سازمان می‌پردازیم. در این مرحله نسبت به محیط اقتصادی، سیاسی فرهنگی، فنی و اقلیمی موثر بر سازمان و اهداف آن آگاهی پیدا می‌کنیم. البته در این مرحله باید به جستجوی عوامل حساس و مهم که اثر قابل‌ملاحظه‌ای روی سازمان دارند بپردازیم. هدف از این مرحله شناسایی مخاطره‌ها و تهدیدات محیطی است در مقایسه با فرصت‌های موجود آن. یکی از روش‌های سودمند برای انتخاب راهبردهای مناسب، استفاده از فن «تحلیل قوت-ضعف، فرصت- تهدید» است. (عربشاهی،1392، ص 4)
2- تدوین استراتژی:
در این مرحله باید مجموعه استراتژی های قابل‌استفاده را لیست کرده و سپس با استفاده از مدل های مختلفی که در بحث مدیریت استراتژیک آمده است؛ و با توجه به نتایج به دست آمده از تحلیل وضعیت که در مرحله اول آمده است استراتژی برتر را انتخاب کنیم. در این مرحله مشارکت مدیران میانی و حتی مدیران رده پایین جهت افزایش انگیزش اهمیت زیادی دارد. در این مرحله برنامه‌ریزی با به کار گرفتن یک یا چند معیار مانند میزان عملی بودن، مفید بودن، قدرت حل مشکلات، هم راستایی با خط مشی‌ها، تطبیق امکانات سازمان و… می‌تواند به ارزیابی استراتژی ها پرداخته واستراتژی جدید را بر این اساس انتخاب کند.
در حقیقت تدوین استراتژی مربوط به یک نقطه زمانی معین نیست، بلکه به تدریج شکل می‌گیرند و تغییر می‌یابند و در طی زمان به طور نسبی تعدیل‌شده و توسعه می باند و گام به گام اجرا می‌شوند. (عربشاهی،1392، ص 4)
3- اجرای استراتژی:
با انتخاب استراتژی کار برنامه‌ریزی استراتژیک به پایان نمی‌رسد. بلکه باید استراتژی اجراشده و عملاً به محک آزمون گذاشته شود. تحقیقات و بخش پژوهش سازمان در انجام این مهم نقش موثری خواهد داشت.
برای اجرای استراتژی ها می‌توان از ابزارهای زیر بهره گرفت:
– ساختار سازمانی مناسب با استراتژی.
– هماهنگ‌سازی مهارت‌ها، منابع و توانمندی‌های سازمان در سطح اجرایی.
– ایجاد فرهنگ‌سازمانی متناسب با استراتژی جدید سازمان.
باید در نظر داشت که بهترین راهبردهای تدوین‌شده در صورتی که به طور صحیح اجرا نشوند، فاقد ارزش عملی خواهند بود؛ و اجرای اثربخش هر استراتژی مستلزم تعهد کامل همه مدیران به هدایت واحدهای سازمانی تحت امر خود برای حمایت از راهبرد مذکور است.
بنابراین اجرای راهبرد با کلیه فرا گردهای مدیریتی یعنی برنامه‌ریزی، سازمان‌دهی، هدایت بسیج امکانات و کنترل عملکردها و برنامه‌ها سروکار دارد. (عربشاهی،1392، ص 4)
4- ارزیابی استراتژیک:
جهت تعیین حدود دستیابی به هدف‌ها، استراتژیهای اجراشده باید مورد کنترل قرار گیرند. ارزیابی استراتژیک شامل سه فعالیت اصلی می‌شود:
بررسی مبانی اصلی استراتژیهای شرکت.
مقایسه نتیجه‌های مورد انتظار با نتایج واقعی.
انجام اقدامات اصلاحی به منظور اطمینان یافتن از این که عملکردها با برنامه‌های پیش‌بینی‌شده مطابقت دارد.
موانع اجرای برنامه‌های استراتژیک:
هفت مانع تحت عنوان هفت خطای مرگبار استراتژیک به بیان خطاها و مشکلات رایج در زمینه اجرای استراتژی می‌پردازد.
استراتژی ارزش اجرا ندارد.
کارکنان در مورد اینکه استراتژی چگونه اجرا خواهد شد روشن نیستند.
مشتریان و کارکنان، استراتژی ها را به طور کامل در نیافته‌اند.
مسئولیت اشخاص در زمینه اجرای تغییرات نامشخص است.
مدیرعامل و مدیران ارشد به هنگام شروع اجرا از صحنه خارج می‌شوند.
عدم تشخیص موانع.
فراموش کردن کسب‌وکار. (عربشاهی،1392، ص 5)
2-4-4) عناصر استراتژی سازمانی:
2-4-4-1) مزیت رقابتی80
مزیت رقابتی، وضعیتی است که یک بنگاه را قادر می‌سازد با کارایی بالاتر و به‌کارگیری روش‌های برتر، محصول را باکیفیت بالاتر عرضه نماید و در رقابت با رقبا سود بیشتری ره برای بنگاه فراهم آورد. یک واحد اقتصادی زمانی دارای مزیت رقابتی است که بتواند به دلایل خاص که ناشی از ویژگی‌های آن واحد است (مانند وضعیت مکانی، فناوری، پرسنلی و…) به طور پیوسته تولیدات خود را نسبت به رقبایش با هزینه پایین تر و کیفیت بالاتر عرضه کند. (رودساز و همکاران،1391، ص 119)
مزیت رقابتی عبارت از میزان فزونی جذابیت پیشنهادهای شرکت در مقایسه با رقبا از نظر مشتریان است. مزیت رقابتی تمایز در ویژگی‌ها یا ابعاد هر شرکتی است که آن را قادر به ارائه خدمات بهتر از رقبا به مشتریان می‌کند. مزیت رقابتی ارزش‌های قابل ارائه شرکت برای مشتریان است به نحوی که این ارزش‌ها از هزینه‌های مشتری بالاتر است. به این ترتیب می‌توان گفت، مزیت رقابتی مجموعه‌ای از توانایی‌های منحصربه‌فرد یک واحد اقتصادی است که اجازه نفوذ وبرتری بر رقبا را برای آن واحد فراهم می‌آورد. (شفیعی، تار مست،1392، ص 113_112)
مزیت رقابتی، تمایز در ویژگی‌ها یا ابعاد هر شرکتی است که آن را قادر به ارائه خدمات بهتر از رقبا به مشتریان می‌کند. بر اساس یک تعریف دیگر، مزیت رقابتی، ارزشی است که سازمان به مشتریان خود عرضه می‌کند به نحوی که در آن مقطع زمانی این ارزش توسط رقبای بالقوه و بالفعل عرضه نمی‌شود. مزیت رقابتی ارتباط مستقیم با ارزش‌های مشتری دارد به نحوی که در یک طیف مقایسه‌ای، هر اندازه ارزش‌های عرضه‌شده یک سازمان به ارزش‌های مورد نظر مشتری نزدیک‌تر باشد، می‌توان گفت که سازمان نسبت به رقبای خود در یک یا چند معیار رقابتی دارای برتری است. (طبرسا و همکاران،1391، ص 53)
2-4-4-2) رهبری هزینه81
گسترش تجارت و فشرده شدن رقابت نویدبخش آغاز دوره‌ای جدید در حیات تجارت داخلی وجهانی است که در چنین محیطی برنده شرکتی است که پیش از رقبا محصولاتی یا کیفیت برتر و قیمت پایین تر عرضه نماید. در این محیط مدیریت هزینه نقش حیاتی ایفا می‌کند. امروزه حیات بسیاری از شرکت‌ها به توانایی آنان در افزایش دقت سیستم مدیریت هزینه وابسته است که بر کاهش هزینه‌ها در تمام طول فرایند تولید و زنجیره ارزش متمرکز است. استراتژی رهبری هزینه به خوبی می‌تواند این نقش حیاتی را ایفا نماید. هدف رهبری هزینه ارائه محصول یا قیمت کارکرد وبهای تمام‌شده پایین تر است. بنگاه‌های اقتصادی با پذیرش استراتژی رهبری هزینه از مزایای رقابتی برخوردار شده و در رقابت موفقیت لازم را به دست آورند. (اسماعیلی،1392، ص 87_86)
در استراتژی رهبری هزینه، شرکت با کاهش هزینه‌های خود، یک مزیت رقابتی در ارائه محصولات و خدمات با قیمت پایین تر نسبت به رقبا ایجاد و در نتیجه امکان رقابت در شرایط شدید رقابتی حاکم بر صنعت را پیدا خواهد نمود. (صفری و همکاران،1393، ص 215)
2-4-4-3) مزیت سازمانی
این نوع مزیت رقابتی بر اساس منابع، قابلیت‌ها و ویژگی‌هایی است که حاصل تجارب گذشته و حال سازمان بوده و کل سازمان در آن سهیم است. مزیت رقابتی سطح سازمانی، دو نوع است: مزیت رقابتی بر اساس منابعی که می‌تواند مشهود و نامشهود باشد و مزیت رقابتی بر اساس قابلیت‌ها و ویژگی‌هایی که معمولاً نامشهود است. چنین مزیتی از لحاظ اجتماعی پیچیده و از لحاظ تقلید مشکل و از حیث تحرک و قابلیت نقل و انتقال، کم تحرک است. این نوع مزیت را می‌توان در فرایندها، ساختار، سیستم ها، فرهنگ‌سازمانی، دانش فنی، دانش بازاریابی، استراتژی های سازمان، نظام‌های هماهنگی و انگیزشی سازمان جستجو کرد. (عطاران و همکاران،1391، ص 94)
2-4-5) موانع سازمانی در اجرای استراتژی:
اگرچه دلیل شکست استراتژی ها به فرآیند اجرای استراتژی در مدیریت استراتژیک بر می‌گردد، در مطالعات توجه کمتری به آن شده است. از دلایل شکست اجرای استراتژی ها، می‌توان به عدم انتقال درست استراتژی در سرتاسر سازمان ونیز محدودیت بودجه و زمان و ناکارایی

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع نوآوری سازمانی، نوآوری سازمان، مزیت رقابتی، بازارهای جدید Next Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع ارزش افزوده، ارزش افزوده اقتصادی، افزوده اقتصادی، ارزش افزوده بازار