منبع پایان نامه ارشد با موضوع مزاحمت جنسی، زنان شاغل، ایفای نقش، سلسله مراتب

دانلود پایان نامه ارشد

اغلب تک فرزند یا دو فرزندی هستند و گاهی فاصله سنی زیادی هم بین بچه ها ایجاد می کنند که آسیب های خودش را دارد.
11- سستی روابط زناشویی از طریق استقلال مالی زنان: بسیاری از جامعه شناسان تفکیک کار و تقسیم نقش ها را اصلی مسلم برای حفظ کارآمدی اجتماع دانسته اند. ویلهلم هنریش ریل از بنیانگذاران جامعه شناسی خانواده در قرن نوزدهم معتقد است که زیر بنای جامعه در خانواده شکل می گیرد؛ حفظ اجتماع بسته به حفظ خانواده است؛ برای بقای خانواده تقسیم کار و تفکیک نقش ها ضرورتی بی بدیل است؛ و تقسیم نقش ها نظام سلسله مراتبی را می آفریند. از نگاه وی، باید اعضای خانواده نظام سلسله مراتبی را بپذیرند، و به پیروی از رهبری در خانواده را باید حمایت کرد. در نظریه وی که به (اصالت حق طبیعی) شهرت یافته است. طبیعت مرد به مدیریت و طبیعت زن به مدیریت پذیری متمایل است.136 پژوهش های جامعه شناسانه در کشورهای مختلف جهان، نشان داده اند که اشتغال زنان، تاثیر مهمی بر الگوی تفکیک نقش ها، وحدت و ساختار خانواده دارد. به اعتقاد کاستلز، مشارکت کامل زنان در مشاغل درآمد زا سهم اقتصادی زنان را در بودجه خانواده با اهمیت می سازد، و به همین دلیل قدرت چانه زنی زنان در خانواده را به طور چشمگیری افزایش می دهد. در این فرض، زنان می توانند بدون واهمه از واکنش های تند درباره نکات مورد اختلاف بحث و امتیاز گیری کنند. ساختار عمومی خانواده را به چالش بکشند. زنان رفته رفته به این باور می رسند که همچون همسرانشان ساعت ها بیرون از خانه اند و هر دو در تامین بودجه خانواده سهیم اند چرا شوهران در فعالیت های خانگی مشارکت یکسان نداشته باشند، و این پرسش با افزایش مشارکت هم زمان مسولیت شغلی و خانه داری و پرورش کودکان و اداره امور شوهرانشان روز به روز جدی تر می شود. آنان نتیجه می گیرند که شوهران و پدرانشان از آنان بهره برداری کرده اند.137
   پژوهش باقری، ملتفت و شریفیان138 بر روی200 زن متأهل خانه دار و 100 زن متأهل شاغل، نشان داد که زنان شاغل در مقایسه با زنان غیرشاغل در مسایلی مانند تصمیم گیری اقتصادی، تصمیم گیری در مورد تربیت فرزندان، تعداد فرزندان و آزادی انتخاب در مسایل مربوط به مشارکت و رفتارهای سیاسی از قدرت بیشتری برخوردار بودند.139 
12- مشکلات تغذیه در خانواده: حضور کم رنگ و نداشتن فرصت کافی برای پخت و پز و استفاده بیش از حدّ از غذاهای آماده و گاه ناسالم، مشکلاتی را در تغذیه و رشد جسمانی اعضای خانواده  به وجود می آورد بر اساس گفته برخی از کارشناسان، بخش قابل توجهی از بیماری های جسمی و حتی روحی و روانی در اثر عادت های بد غذایی خانواده، نحوه پخت غذاها، استفاده از خوراکی های بسته بندی شده و فریزری، اضطراب و شتاب در حین غذا خوردن و… می باشد و این مسایل در خانواده هایی که زن و مرد هر دو شاغلند بیشتر به چشم  می خورد. با آمدن وسایل پیشرفته خوراک پزی، کار تهیه غذا برای بسیاری از بانوان آسان شده و آن ها می توانند در زمان کوتاهی غذاهای مورد نظر خود را تهیه نمایند. به گفته برخی کارشناسان، تعدادی از این وسایل با ایجاد فعل و انفعال های شیمیایی بر روی غذا، می تواند تأثیر زیانباری بر جسم فرد بگذارد. به عنوان نمونه به پیامدهای زیانبار استفاده از مایکرو ویو که استفاده از آن متداول شده، اشاره می شود:
  «پرتوهای مایکرو ویو با مولکول های موجود در غذا تعامل و واکنش بر قرار می کند؛ مثلا گرم کردن شیر با آن باعث تغییرهایی در ویتامین های شیر می شود. از طرفی اسیدهای آمینه ترانسِ شیر، به ایزومرهای سیس تبدیل می شود که از نظر زیستی فعال نمی باشند و از سوی دیگر برای سیستم عصبی سمی می باشد و نیز می توانند برای کلیه های کودک آسیب برساند؛ به عنوان نمونه، یک مرتبه در اوکلاهمای آمریکا کیسه خون را با مایکرو ویو گرم کرده به بیماری تزریق کردند که باعث مرگ بیمار شد. در اجاق مایکرو ویو از جریان متناوب برق استفاده می شود که باعث ایجاد اسید آمینه های غیر طبیعی شده و استفاده مکرر از آن موجب کاهش هموگلوبین خون و افزایش گلبول های سفید و کلسترول خون و در نهایت سرطان خون می شود. ویتامین هایE،C،B املاح ضروری و فاکتورهای لیپوتروپیک تمام مواد غذایی کاهش
قابل توجهی داشته و در کل ارزش غذایی آن ها کم می شود».140
13- احساس گناه و ناکارآمدی: مهم ترین احساس منفی مادران شاغل است که به علت نگرانی از عدم حضور در کنار فرزندش ایجاد می شود. زنان شاغل به اقتضای شغلی که دارند زمانی را صرف انجام شغل مورد نظر می کنند و این زمان گاهی برابر است با صرف نظر کردن از بودن در کنار اعضای خانواده همچون شوهر و فرزند. زمانی که مادر شاغل به اقتضای نبودن در خانه فرزند خود را به آشنایان یا مهد کودک می سپارد دوری از فرزند و اینکه چه اتفاقاتی در غیاب وی برای فرزندش ممکن است پیش بیاید علاوه بر ایجاد استرس، حس گناه بر مادر را القا میکند چرا که همه زنان در فطرت وجودی خود مادری را جز لاینفک خود می دانند. همچنین در مورد همسر خود نیز این به گونه ی دیگر وجود دارد. زنانی که همچون مردان و گاهی بیشتر از آنان زمان خود را برای کار اختصاص می دهند در هنگام بازگشت به خانه دیگر آن شادابی و انرژی لازم را در برخورد با همسر که همین شرایط را دارد، ندارند؛ و در نتیجه این حس نیز به آنان القا می شود که از عهده وظیفه همسری خود به طور شایسته بر نمی آیند.
14-محدودیت ارتباط با اقوام و خویشاوندان: از جمله مشکلات زنان شاغل، رفت وآمد و ارتباط با بستگان و دوستان می باشد زن و شوهر شاغل در مقایسه با خانواده های سنتی، وقت کمتری برای گذراندن با دیگران دارند و همین امر باعث انزوای اعضای خانواده می شود. آنان زمان کمتری برای خودشان، فرزندان و والدین شان صرف می کنند.141
نکته دیگری که کانون توجه شماری از پژوهشگران قرار گرفته، تاثیر تفاوت ساعات کار زن و مرد، مثلا در فرض نوبت کاری یکی از آن دو، بر فعالیت های مشترک خانوادگی و روابط اعضای خانه است، که سبب می شود روند عادی زندگی روزانه همراه با صرف غذای دسته جمعی فرزندان با والدین، دور هم بودن و هم صحبتی کاهش یابد.142 افزون بر این با کم شدن فرصت پذیرایی و شرکت در فعالیت های اجتماعی، معاشرت های اعضای خانواده گسترده کمتر می شود، و انزوا، احساس محرومیت و افسردگی در زوج و فرزندان افزایش می یابد.143
15-دوگانگی در تربیت فرزندان: در طول زمان حضور در محل کار، مادر مجبور است فرزند یا فرزندان خود را به مهد کودک بسپارد و یا نزد افراد دیگری از فامیل مثل خواهر یا مادر بزرگ بگذارد. بیتردید ایده ها و الگوهای تربیتی مادر با ایده ها و روش های تربیتی مربیان مهدها و دیگران متفاوت خواهد بود و فرزندان با حالتی دو گانه در رفتار و افکار و ارزش ها رشد خواهند نمود.
16-اشکال در ایفای نقش های جنسیتی فرزندان:  اشتغال مادر ممکن است نقش و جایگاه پدر را در بین فرزندان پسر مخدوش کند چنان که در بحث استقلال مالی اشاره شد، درآمد خانم، اگر با عدم تفاهم زناشویی همراه باشد باعث کم اهمیتی و کم رنگی تلاش های پدر در زندگی می شود. فرزندان چون حالا می توانند بخشی از نیازهای مالی خود را از طریق مادر برطرف نمایند، بنابراین ممکن است نقش پدر را در منزل نادیده گرفته و از کمک ها و راهنمایی های وی خود را بی نیاز بدانند و به مرور زمان، پدر در انزوا قرار گیرد.144
تأکید مادر شاغل بر استقلال، ممکن است به ضرر فرزندان پسر تمام شود؛ برای مثال، مادران کارگر ممکن است نقش و جایگاه پدر را در نزد فرزندان پسر کم رنگ کنند. بررسی ها نشان داده است که پدران بیش از مادران در یادگیری نقش جنسی کودکان مؤثرند. مادران به ویژه در دوران قبلا از بلوغ تفاوت کمتری را بین رفتار دو جنس قائل می شوند، در حالی که پدران برای کودکان خردسال خود حتی از دو سالگی نقش های جنسی متفاوتی در نظر می گیرند. پدران هم در رشد جنسی پسران و هم در رشد نقش جنسی دختران می توانند تأثیر بسزایی بگذارند. در خانواده هایی که نقش پدر انفعالی است و مادر شخصیت غالب و مسلطی دارد، در همانندسازی پسران از نظر نقش جنسی، آثار سوئی برجای می ماند.145
همچنین  گاهی اشتغال طولانی مدت مادر سبب می شود که فرزندان دختر از یک الگوی جنسیتی مناسب محروم شوند و در ایفای نقش جنسیتی خود با مشکلاتی روبه رو شوند با توجه به تمایز دختر از پسر از لحاظ جسمانی، روانی و کارکردی (تفاوت در انجام وظایف) که در جای خود بحث و به اثبات رسیده است، کارشناسان معتقدند که تربیت باید دو جنسی باشد. در همین راستا، تربیت دختر متفاوت از تربیت پسر خواهد بود. ضمن این که در کلیات تربیت و آنچه که مربوط به انسانیت انسان می شود این دو شریک اند.146
آگاهی کودک از نقش جنس خود که به صورت ایفای نقش پدر(در مورد پسرها) و نقش مادر(در مورد دخترها) که در بازی های کودکان این گروه سنی ظاهر می شود، بستگی زیادی به ارتباط کودک با بزرگسالان دارد. هرچه محبت و صمیمیت پدر یا مادر نسبت به کودک بیشتر باشد، زمینه همانند سازی مناسب با والدین نیز بیشتر خواهد بود147
ج: پیامد های اجتماعی
1-آسیب پذیری زنان شاغل در محیط های کاری مختلط: آزار جنسی در محیط کار یکی از مهم ترین مشکلاتی است که زنان شاغل در بسیاری از جوامع، از آن رنج می برند.
راکشل، روان شناس امریکایی در سال 1995 نشانه های هشدار دهنده ی مزاحمت جنسی را این گونه تعریف می کند: “هر نوع رفتار ناخواسته که ماهیت جنسی داشته باشد.”
مزاحمت های جنسی حیطه ی وسیعی از رفتارهای ناخوشایند را در بر می گیرد که اگر بخواهیم جزئی تر به آن بپردازیم می توانیم آن را به سطوح مختلف کلامی، غیر کلامی و جسمی تقسیم کنیم148.
سطح کلامی: گفتن ماجراها و شوخی ها و طنز های جنسی، پرسیدن سوالاتی در مورد زندگی شخص یا جنسی فرد، کنایه های جنسی در گفتار، اظهار نظر در مورد ظاهر و پوشش فرد، دادن پیشنهاد یا دعوت جنسی ناخواسته، درخواست مکرر برای قرار ملاقات یا رابطه خارج از محیط کار
سطح غیر کلامی: نشان دادن تصاویر جنسی نامناسب جنسی، چشم چرانی، چشمک زدن، فرستادن نامه، یادداشت و پیام الکترونیکی یا تصاویر جنسی
سطح جسمی: لمس کردن ناجور و نامناسب، نوازش کردن، سر راه شخص ایستادن و مانع عبور او شدن، برخورد جنسی به زور149
با توجه به آمار و ارقام موجود و میزان بالای شکایت ها در این زمینه، می توان گفت که در محیط کار نسبت به محیط های دیگر، مزاحمت جنسی بیشتر از همه جا اتفاق می افتد. اصولا در هر کجا که امکان رابطه دو انسان مخصوصا از دو جنس مخالف به صورت منظم و پیوسته تداوم داشته باشد، امکان وقوع بعضی رویدادها از جمله مزاحمت جنسی وجود دارد.
کمیسیون فرصت های برابر شغلی در آمریکا تعریفی از مزاحمت جنسی در محیط کار ارائه داده که به شرح زیر است: “پیشروی جنسی ناخوشایند، درخواست برای توجه جنسی و دیگر برخوردهای کلامی یا جسمی از نوع جنسی که شاید برای فرد فرصتی مانند ارتقای شغلی را فراهم کند یا در برگیرنده تهدیدی برای از دست دادن شغل باشد.”
همان طور که از این تعریف نیز استنباط می شود، در محیط کار مزاحمت جنسی در ازای چیزی (نوع اول) بیشتر دیده میشود.
بنابراین در اغلب مشاغلی که نظام سلطه مراتبی وجود دارد و شرایط فرادستی و فرودستی حاکم است، امکان ایجاد مزاحمت جنسی نیز به مراتب افزایش می یابد.
البته نوع دوم مزاحمت جنسی (مزاحمت جنسی در محیط نامناسب) در بعضی مواقع که افراد با یکدیگر هم رتبه هستند هم رخ می دهد؛ اما مزاحمت جنسی از نوع اول در محیط کار بیشتر به چشم می خورد.
در این نوع مزاحمت، پذیرفتن پیشنهاد ازسوی قربانی، منافع و ترفیع موقعیت شغلی را در پی دارد و عدم پذیرش این درخواست منجر به حذف امتیازات، جریمه یا حتی اخراج از کار می شود و همانطور که قبلا نیز توضیح داده شد، این ممانعت تأثیر مستقیمی بر وضعیت کاری و حرفهای قربانی دارد .در واقع، در این نوع از مزاحمت، فرد دارای قدرت و برتری، از نفوذ و اقتدار خود در جهت نیل به اهداف غیرمعقولش سوء استفاده می کند و قربانی در اکثر مواقع، به خاطر از

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع سن ازدواج، زنان شاغل، ایفای نقش، روابط زناشویی Next Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع زنان خانه دار، اقتصاد خانواده، نقش آفرینی، رشد اجتماعی