منبع پایان نامه ارشد با موضوع لاکلا و موف، دال و مدلول، ایدئولوژی، نظم اجتماعی

دانلود پایان نامه ارشد

میدهند و ارزش هر نشانه ناشی از رابطۀ آن با نشانههای دیگر است (سجودی، 1390: 15). به عبارتی، تشکیل معنا براساس نظام تفاوتها در درون نظام نشانهشناختی زبان و بدون ارجاع به جهان خارج صورت میگیرد.
لاکلا و موف از ایـن نگرش سوسوری بهره گرفتهاند و معتقدند که هر عمل و پدیدهای بـرای معنادارشدن باید گفتمانی باشد. به‌عبارت دیگر اعمال، گفتار و پدیدهها وقتی قابل فهم میشوند که در کنار مجموعهای از عوامل دیگر در قالب گفتمانی خاص قرار گیرند (تاجیک، 1379: 16). بنابر این اعتقاد، هیچ چیز بنیادینی وجود ندارد که به بقیۀ پدیدهها معنا و هویت ببخشد، بلکه هویت هر چیز در شبکۀ هویتهای دیگری که با هم در قالب یک گفتمان خاص مفصلبندی شدهاند، کسب میگردد (سلطانی، 1391: 73). اما تفاوت لاکلا و موف و سوسور در این است که سوسور با این که هویتِ نشانههای درون یک نظام نشانهای را وابسته به تفاوتهای میان نشانهها در درون همان نظام میداند ولی برای هویتِ خود نظام توضیحی ارائه نمیدهد، درحالیکه در نظریۀ لاکلا و موف خودِ گفتمانها نیز نیاز به هویت دارند و هویتِ آنها با ارجاع به مفهومِ «غیر» یا «دیگری» بهدستمیآید. بنابراین طبق این نظریه، همواره با دست کم دو گفتمان متخاصم روبهرو هستیم.
اصل دیگری که سوسور به آن معتقد است، اصل اختیاریبودن نشانههاست. سوسور یک نشانۀ زبانی را ترکیبی از دال و مدلول میداند (دال عبارت است از یک علامت شامل گفتار، نوشتار، تصویر، کنش،… و مدلول عبارت است از محتوا یا پیامِ این علامت) و عقیده دارد که رابطۀ دال و مدلول کاملاً اختیاری و قراردادی است.
لاکلا و موف از این اصل سوسوری هم سود جستهاند و معتقدند که معنای اشیا و پدیدهها از طریق ساختارهای زبان است که ساخته میشود (همان). اما دیدگاه آنها در اینجا از نگرش ساختگرایانۀ سوسور فاصله میگیرد و به نگرش پساساختگرایانۀ دریدا نزدیک میشود. زیرا سوسور در نظام زبانی خود جایی برای ابهام و چندگانگی معنایی نگذاشته و رابطۀ بین دال و مدلول را ثابت میانگارد. در حالی که دریدا دوگانگی دال و مدلول سوسور را در هم میشکند و زبان را مجموعهای از دالهای بدون مدلول در نظر میگیرد؛ دالهایی که معنایشان را به هنگام کاربرد به دست میآورند و در شرایط مختلف مدلولهای متفاوتی میپذیرند (سلطانی، 1383: 157). بهاینترتیب، نظریۀ لاکلا و موف با اتخاذ دیدگاه پساساختگرایانه که امکان جداشدن دال از مدلول را فراهم میآورد، جا را برای ابهام و چندگانگی معنایی باز میگذارد. در این حالت، رابطۀ دال و مدلول، دیگر رابطهای ثابت نبوده و همواره در معرض تغییر و دگرگونی قرار دارد.
حال این پرسش پیش میآید که اگر رابطۀ دال و مدلول ثابت نباشد و ساختهشدن معنا مدام به تأخیر افتد، پس شکلگیری معنا و به تبع آن شکلگیری هویت چگونه امکانپذیر میشود، زیرا خلق معنا به عنوان فرایندی اجتماعی به تثبیت معنا نیاز دارد و تنها در این صورت است که نظام معنایی و موجودیت یک گفتمان شکل میگیرد.
لاکلا و موف با ابداع فرایند مفصلبندی و به کمک مفهوم هژمونی به این پرسش پاسخ دادهاند. به این معنی که با هژمونیک شدن نظامِ معناییِ مفصلبندی شده، ثبات معنایی هرچند به طور موقت حاصل میشود و گفتمان شکل میگیرد. در ادامه شرح چند مفهوم کلیدیِ این نظریه آمده است.
– مفصلبندی
مفصلبندی کُنشی است که میان عناصر مختلف مانند مفاهیم، نشانهها، رفتارها و… چنان رابطهای برقرار کند که هویت اولیۀ آنها دگرگون شده، هویتی جدید بیابند. از اینرو هویت یک گفتمان، در اثر رابطهای که از طریق عمل مفصلبندی میان عناصر گوناگون به وجود میآید، شکل میگیرد. در واقع گفتمان، پیکرۀ نظاممندی است که مجموعهای از نشانهها در آن مفصلبندی میشوند و معنایشان تثبیت میشود.
– دال مرکزی20
همۀ نشانههای مفصلبندی شده در یک گفتمان از ارزش برابر برخوردار نیستند، مهمترینِ این نشانهها «دالِ مرکزی» است (سلطانی، 1383: 157). معنای نشانههای درون یک گفتمان حول دالِ مرکزی به طور جزئی تثبیت میشود و کلّ نظام معنایی گفتمان بر مفهوم این دال استوار است.
– دال شناور21
نشانهها و مفاهیم در این نظریه دالهای شناوری هستند که گفتمانهای مختلف تلاش میکنند به روش خاص خودشان به آنها معنا ببخشند (یورگنسن و فیلیپس، 1391: 60). دال مرکزی هم دال شناور به حساب میآید با این تفاوت که دال مرکزی به حالتی اشاره دارد که معنای نشانه به حالت انجماد و انسداد درآمده است، ولـی دالِ شناور به حالتی اشاره دارد کـه نشانه در میدان مبارزۀ گفتمانهای متفاوت برای تثبیت معنا شناور و معلق است (سلطانی، 1391: 79).
– عنصر22، دال موقت23، میدان گفتمان24
انسجام گفتمانها به ثبات رابطۀ دال و مدلول از یک سو و ثبات رابطۀ دالها با دال مرکزی از سوی دیگر وابسته است (کسرایی و پوزش شیرازی، 1387: 345). دالهایی را که حولِ دال مرکزی گرد هم میآیند و معنایشان به طور موقت تثبیت میشود، دال موقت مینامند. هر دال ممکن است چندین معنا داشته باشد. هر گفتمان به طور طبیعی، یکی از آن معانی را بر حسب همخوانی با نظام معنایی خود تثبیت و مابقی را طرد مینماید (همان: 346). لاکلا و موف معانی احتمالی دالها را که از گفتمان طرد شدهاند، «میدان گفتمان» مینامند (یورگنسن و فیلیپس، 1391: 102). این معانی همچنان موجودند و امکان ظهور در گفتمانی دیگر و شرایطی دیگر را دارند (حسینیزاده، 1383: 190). یک دال موقت پیش از ورود به یک مفصلبندی گفتمانی، در میدان گفتمان قرار دارد و عنصر نامیده میشود. عناصر، دالهای شناوری هستند که هنوز ذیل یک گفتمان قرار نگرفته و معنایشان هنوز تثبیت نشده است. بر این اساس، گفتمان را از نظر لاکلا و موف میتوان اینگونه تعریف کرد: یک گفتمان تلاشی است برای تبدیل عناصر به دالهای موقت از طریق کاستن حالتِ چند معناییشان به یک معنای کاملاً تثبیت شده (یورگنسن و فیلیپس، 1391: 59).
– نظم گفتمانی
از آنجا که طبق نظریۀ لاکلا و موف، میدان گفتمان فضای بدون ساختی است که در آن دالهای بسیاری وجود دارند که گاه نامرتبط به هم هستند، یورگنسن و فیلیپس برای نظم بخشیدن به این حوزه از اصطلاح نظم گفتمانی فرکلاف بهره میگیرند که براساس آن، کلیۀ گفتمانهای مرتبط به هم موجود در جامعه به گروههای مختلفی تقسیم شده و هرکدام از آنها یک نظم گفتمانی نامیده میشود (سلطانی، 1383: 163). به عبارتی، «نظم گفتمانی به دو یا چند گفتمان اشاره دارد که هر یک بر سر تثبیت خود در یک قلمرو واحد با دیگران رقابت میکنند» (یورگنسن و فیلیپس، 1391: 103).
2- 2- 3- 2 نظریۀ اجتماعی- سیاسی
در نظریۀ گفتمان لاکلا و موف فرایندهای گفتمانی صرفاً شامل نظامهای نشانهای (زبان گفتاری و نوشتاری، ارتباطات بصری و…) نمیشود بلکه کلّ حوزۀ اجتماع را دربرمیگیرند. به این ترتیب نظریۀ اجتماعی لاکلا و موف که براساس خوانشی انتقادی از نظریۀ مارکسیسم سنتّی بنا شده، جزوی از نظریۀ گفتمان آنها به حساب میآید.
بهطورکلی میتوان تحولاتی را که لاکلا و موف در نگرش مارکسیسم سنتی ایجاد کردهاند اینگونه برشمرد: اولاً، آنها در نظریۀ خود مرز میان زیربنا و روبنا را برداشته و کلّ حوزۀ اجتماع را به عنوان محصول فرایندهای گفتمانی واحد در نظر میگیرند؛ ثانیاً، این را قبول ندارند که میتوان جامعه را به شکل عینی و به منزلۀ کلّیتی متشکل از طبقات خاص در نظر گرفت بلکه به اعتقاد این دو، جامعه عبارت است از تلاش ما برای الصاقکردن معنایی به جامعه؛ ثالثاً، مفهوم هویت (جمعی و فردی) را صرفاً برساختۀ فرایندهای گفتمانی و در نتیجه تصادفی میدانند (یورگنسن و فیلیپس، 1391: 68).
تأکیدی که لاکلا و موف بر گفتمان دارند شاید این تصور را به وجود آورد که در نظریۀ آنها همه چیز در زبان خلاصه میشود و مادّیات هیچ اهمیتی ندارد، اما به واقع این طور نیست؛ منظور آنها از گفتمان، نه فقط زبان بلکه تمامیِ پدیدههای اجتماعی است؛ در واقع، آنها هیچ تمایزی میان امور گفتمانی و غیرگفتمانی قائل نیستند (سلطانی، 1391: 85).
مفاهیم دیگر این نظریه عبارتند از قدرت، سوژه، هویت، غیریتسازی و ساختارشکنی که در ادامه توضیح هر کدام به طور مختصر آمده است.
– قدرت
بنا بر اظهارات سلطانی، برداشت لاکلا و موف از قدرت بسیار شبیه برداشت فوکو از این مفهوم است. قدرت چیزی نیست که در اختیار عدّهای از افراد باشد و در اختیار عدّهای نباشد. قدرت چیزی است که اجتماع را تولید میکند. دانش و هویتهای فردی و اجتماعیِ ما ساختۀ قدرت است. رهایی از سیطرۀ قدرت امکان ندارد. چون سراسر زندگی فردی و اجتماعیِ ما را فراگرفته است. برای زیستن نیاز به رفاه، بهداشت، آموزش و پرورش و نظم اجتماعی داریم و قدرت همۀ آنها را برایمان فراهم میسازد. تمامیِ آنچـه انسانهـا بـهعنوان سوژه انجام میدهند در دایــرۀ مغناطیسیِ قدرت شکل میگیرد. از ایـنرو اشکال مختلف هنر، از جمله سینما نیـز مستثنا نیست. هر آنچـه در جامعه تولید میشود تحت تأثیر قدرت است چون در پی برجستهساختن معنایی خاص و به حاشیه راندن معنایی دیگر است (سلطانی، 1386: 4).
– سوژه
هیچ یک از رویکردهای تحلیل انتقادی گفتمان و همچنین نظریۀ گفتمان لاکلا و موف نگرش سنتی به فرد به عنوان یک سوژۀ خودمختار را نمیپذیرند؛ انسان آزاد و صاحب ارادهای که در عصر روشنگری در فلسفه عقلگرایِ دکارت متولد شده بود، بعدها توسط مارکس، گرامشی، لاکان، آلتوسر و دیگران محو شد (سلطانی، 1391: 87). سوژۀ کنونی نه تنها خودمختاریاش را از دست داده بلکه متفکران پساساختگرا معتقدند که جنبههای اجتماعی و حتی فردی شخصیتاش نیز برساختۀ تأثیرات ایدئولوژیک و روابط قدرت است (همان: 88). آلتوسر تحت تأثیر لاکان، نقش زبان و ایدئولوژی در انقیاد سوژه را مطرح میکند. به عقیدۀ آلتوسر، «بازنمودهای ایدئولوژیک از طریق ساختارهای تحمیلی، درون مـا را شکل میدهند و از ایـن طریق انسانهای عینی بـه سوژهها بدل میشوند، یعنی به موجوداتی که خیال میکنند که گویی مؤسّس جهان اجتماعیاند» (خالقی، 1382: 230).
نگرش لاکلا و موف به سوژه همانند نگرش آلتوسر است، با این تفاوت که در نظریۀ گفتمان آنها، سوژهها را باید به مثابه «موقعیتهای سوژه» در یک ساخت گفتمانی فهمید (سلطانی، 1391: 89). مثلاً در جلسۀ ویزیت بیمار توسط پزشک، «پزشک» و «بیمار» موقعیتهایی گفتمانیاند که هر یک شیوههای رفتارکردن و سخنگفتن خاصّ خود را میطلبند (یورگنسن و فیلیپس، 1391: 79). به علاوه، برخلاف نظر آلتوسر، سوژه در اینجا چند پاره است. به این معنی که اشخاص میتوانند در گفتمانهای مختلف دارای موقعیتهای متفاوتی باشند؛ مثلاً به هنگام انتخابات، سوژه یک «رأی دهنده» است، به هنگام مهمانی شام یک «مهمان» و در خانواده، احتمالاً یک «مادر»، «همسر» و یا «دختر» است (همان: 80). اما گاه شرایطی پیش میآید که گفتمانها سوژه را در موقعیتهای متضادّ هم قرار میدهند. در این حالت، سوژه تعیّنناپذیر میشود و میان گفتمانهای رقیب نزاع درمیگیرد. از نظر لاکلا و موف سوژه همواره تعیّنناپذیر است، زیرا گفتمانها همیشه محتمل و مشروطاند و ثبات ندارند (همان).
– هویت
از نظر لاکان، هویت برابر با همذاتپنداری با چیزی است، و این چیز همان موقعیتهایی است که گفتمانها در اختیار فرد قرار میدهند. لاکان از دالِ برتر سخن میگوید که در نظریۀ گفتمان میتوان آن را معادل دالِ مرکزیِ هویتیابی دانست. مثلاً «مرد» نمونهای از یک دالِ برتر است که گفتمانهای مختلف سعی میکنند محتوای متفاوتی به آن بدهند. برای مثال یک گفتمان «مرد» را همارز با «قدرت»، «عقل»، «فوتبال» و چیزهای دیگر میداند و آن را در مقابل «زن» («منفعل»، «احساسات» و «پخت و پز») قرار میدهد (همان: 82). بدینترتیب، گفتمان مورد نظر با ایجاد زنجیرههای همارزی که به واسطۀ آن افراد خود را شناسایی میکنند، شیوههای رفتارکردن را برای آنها فراهم میکند (سلطانی، 1391: 91). به عقیدۀ لاکلا و موف، سوژه هویت خود را از طریق بازنمایی در یک گفتمان و انتساب به یک «موقعیت گفتمانی» مییابد و هویت ها همانند گفتمانها تغییرپذیرند (همان).
در نظریۀ گفتمان لاکلا و موف هویت جمعی و هویت سوژه تحت اصول مشترکی شکل

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع تحلیل گفتمان، لاکلا و موف، ساختگرایی، سنت و مدرنیته Next Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع لاکلا و موف، تحلیل گفتمان، ساختارشکنی، کارشناسی ارشد