منبع پایان نامه ارشد با موضوع قرآن کریم، جامعه شناسی، معرفت شناسی، افراط گرایی

دانلود پایان نامه ارشد

العظمي خويي– رحمت اله علیه – جواب داده است:
«به نظرما اين گفتار پاية محكم و اساس ندارد، زيرا خداوند تمام آيات را براي هدايت وراهنمايي بشر فرستاده است، وهمة آيات قرآن انسان را به سوي سعادت جاوداني وكمال انساني رهبري مي‌كند.
ودر اين صورت تفاوتي درميان آيات فقهي و غيرفقهي قرآن وجود ندارد. چنان چه اين مسئله رادر بيان فضيلت قرآن گفتيم كه ظاهر قرآن گاهي به صورت قصه و داستان است وگاهي باطن آن موعظه و راهنمايي و حكمت بوده و يا حكمي از احكام خدا را بازگو مي‌كند.»(خویی، 1375، 95)
ثانيا: قول به تحريف مقتضي سقوط قرآن از حجيت و اعتبار است؟
ثالثا:« از اخبار متواتر ثقلين چنين بر مي‌آيد كه خود قرآن يك حجت و مدرك مستقل و يكي از دو مرجع اصيل اسلامي مي‌باشد، يكي قرآن و ديگري اهل بيت ـ عليهم السّلام ـ كه از اين هر دو مدرك بايد مستقلا پيروي گردد. »(طاهری خرم آبادی،1389،351-349)
باتوجه به تحقیقات نگارنده چنين به نظرمی رسدكه داستان تحريف قرآن و روايات يك داستان بي‌اساس وخيالی بيش نيست وكسي چنين داستاني را قبول نمي‌كند مگر اين كه پیرامون اين موضوع تحقيق و تدبر ننمايد.
همة مسلمانان معتقد به عدم تحريف قرآن هستند، و اين جواب به طور اطلاق بر شبهات وارده بر مسلمين داده شد. و در حقيقت اين اتهام تحريف قرآن به فريقين از ناحيه‌ي علماي يهودو نصارا مي‌باشد.
2-12- غلو و بدعت
2-12- 1- معنای لغوی غلو:
درطول تاریخ افراد یاگروه هایی بوده اند که در حق پیامبران و اولیای الهی غلو کرده اند واین انکار ناپذیر است ولی متاسفانه درمواردی درکلمات مغرضان و معاندین وجاهلان را می بینیم که این عنوان را به شیعه نسبت داده اند. به عنوان مثال: «غالیان از شیعه عقاید اصلی شیعه عقاید اصلی تشیع، از قبیل: بداء، رجعت، عصمت و علم لدنی را تاسیس نمودندکه بعدها به عنوان مبادی رسمی برای تشیع شناخته شد… .»(زبیدی، بی تا،8/194)
«واژه غلو در مقابل تقصیر است، در لغت به معنای تجاوز از حد و افراط در شیء است. یعنی تعریف و تمجید از شخصی که بیش ازآنچه در اوست وصف شود.»(انصاری بویراحمدی، 1389، 22)
«اهل لغت، معانی متعددی را برای غلو بیان کرده اند؛ افراط، زیاده روی، تجاوز از حد وحدود، مبالغه، اغراق، هیجان، ستایش بسیار، فوران وتندروی.» (همان)
اما معنایی که با مفهوم اصطلاحی آن هم خوانی دارد، عبارت است از: «تجاوز و بالا رفتن هر چیز از حد و اندازه ی خود» (راغب اصفهانی ،1404،580)
برخی تعبیرات هم ردیف غلو عبارت اند از :
«غُلواء، اَغلی، مغالاة، غَلی، غال، غُلاة، تُغالی.»= جوشش فراوان، گران تر از متداول، مبالغه، جوش، تند رو وافراطی وافراط کردن در ستایش.(انصاری بویراحمدی، 1389، 22)
ممکن است گفته شودکه غلو به معنای تجاوز و تعدی است، پس چرا شیعه حساسیت فوق العاده و ویژه ای در محکومیت عمل به آن نشان می دهد؟
حساسیت شیعه به غلو، تنها ازآن جهت نیست که شخصی مبالغه و یا به حدود تعدی وتجاوز کند، گرچه کامه تعدی به معنای افراط و تجاوز ازحد است، اما کلمه غلو جایی به کار می رود که تجاوز از حدزیاد باشد. منظور، اگر چه همین هم از نظر شیعه مردود و قبیح است اما حساسیت شیعه به جهت ورود خرافه، بدعت، عوام فریبی، تنزل دادن مقام و عظمت الوهیت و… درمعارف دینی است.
«غلو وخرافات دراعتقادات، مثل اعتقاد اهل حق به خدا بودن امام علی- علیه السلام- واین قبیل غلوکردن ها از خطرناک ترین ومخرب ترین انواع غلو به حساب می آید؛ زیرا اینان از طرفی درارتقای عظمت بنده خدا غلو می کنند وآن را در حدخدایی قرار می دهند و از سوی دیگر عظمت الهی رادرحد بنده خدا پایین می آورند.»(انصاری بویراحمدی، 1389، 22)
مبارزه بااعتقاد غلوآمیزبه دلیل سوءآن دراعتقادات و فرهنگ صحیح اسلام،اهمیت فراوان دارد.
2-13- معنای اصطلاحی غلو:
غلو از منظر لغت شناسان واز نظر لغوی گستره فراوانی دارد اما از نظر اصطلاحی درعلوم مختلف، همچون: فرقه شناسی، علم کلام، علم رجال و… معنای مخصوص به خود وگستره محدودتری دارد. « تشخیص غلو به معنای خاص و اصطلاحی آن، تبیین حدود و مرز آن در مکتب اسلام نیازمند حساسیت فوق العاده و برخورداری از علم کافی به مبانی کلامی اسلام، اشراف به علم حدیث، رجال فهم و درک عمیق و دقیق از مراتب خداشناسی است.
در مکتب اسلام، اتهام اصطلاح غلو، به صورت عمده گرداگرد موضوع اهل بیت- علیه السلام- به ویژه درجنبه های علم امام و قدرت امام ویا درنهایت الوهیت آنان دور می زند.»( انصاری بویراحمدی،1389 ،23)
به کارگیری معنای لغوی غلو،عام و فراگیر است؛ به گونه ای که در موضوعات مختلف کاربرددارد اما معنای اصطلاحی آن به طور عمده در موضوع عقاید نسبت به ادیان ومعارف دینی،همچون غلو درذات وغلو درصفات کاربرد دارد. به نظر می رسد بنا به تحقیقات به عمل آمده بهترین معنا در اصطلاح علم کلام برای غلو عبارت است از:
تجاوز و تفریط بیش ازحد معقول ازعقیده صحیح و درست درباره ائمه اطهار– علیهالسلام- وپیشوایان دینی به گونه ای که آنان را ازحد خود بالابرده مقام ومرتبه ای که دارای آن نیستند، به آنها نسبت دهند و به آن معتقد شوند.
با عنایت به این تعریف، «غلات به کسانی گفته می شودکه به افراط گرایی، عصبات مذهبی اغراق آمیز و تحسین وتمجید بیش از حد و اندازه، برای بالا بردن مقام و منزلت پیشوا و شخصیت محبوب و مورد نظر دچارمی شوند؛ مثل اینکه شخصی امام و پیشوای خود را مستقلا و بدون اذن و اراده الهی دارای بعضی مقامات و اوصاف الهی مثل ولایت تکوینی و تشریعی بداند. خطرناک ترین نوع مخرب آن، اعتقاد به الوهیت برای غیر خداوند قادر متعال است.» ( انصاری بویراحمدی،1389،29)
2-14- ریشه های تاریخی غلو دراسلام:
نتیجه پژوهش و تحقیق در منابع اصیل صدراسلام بیانگر آن است که ریشه اصلی غلو درمکتب اسلام، ازفرقه های اهل سنت است که دلایل و مستندات تاریخی بسیاری دارد.
با تحقیقات به عمل آمده به نظرمی رسد برخی اندیشمندان معتقد هستند که ریشه های اولیه غلات، در فرقه های منتسب به اهل سنت پدید آمده است. برخی نویسندگان اهل سنت، غلو در حق خلفا رابه جایی رسانده اند که مقام آنان را ازمقام پیامبر صلی الله علیه آله وسلم- برتر شمرده و رسول خاتم- صلی الله علیه آله وسلم- را ادامه دهنده راه خلفا خوانده اند.
«علامه امینی ازغلو این گونه پرده بر می دارد: «وَ اتَّبِع سَبِیلَ مَن انابَ إلَیَّ» که منظور ابوبکر است. دقت درغلو دیگری ازآنان حیرت آور و تعجب برانگیز است. آنان در این نمونه، حتی خداوند متعال وپیامبر صلی الله علیه آله وسلم- را نیز در مرتبه بعد از ابوبکر قرار داده اند.
یا هدف از حروف مقطعه اول سوره بقره که می فرماید: « الم(1)ذَالِكَ الْكِتَابُ لَا رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِّلْمُتَّقِينَ(2)»= الم (از رموز قرآن است). (1)اين كتاب كه هيچ شك در آن نيست، راهنماى پرهيزگاران است.(2) ( بقره /2-1 ) ؛ الف را ابوبکر، لام را الله و م را محمد صلی الله علیه آله وسلم – معرفی کرده اند.»(انصاری بویر احمدی،1389،29)
پیروان مکتب خلفا، حتی در کتب صحاح سته خویش، غلو نسبت به خلفا راآورده اند و به خاتم الانبیاء صلی الله علیه آله وسلم- نسبت داده اند:
«عثمان مردی است که ملائکه از او حیا می کنند، در مواردی هم حیای پیامبر اکرم از او را نقل می کنند، درحالی که پیامبر چنین حیایی را از ابوبکر و عمر نداشته است.»(مسلم، 1401، 7/116)
برخی از اهل سنت برای رسمیت و مشروعیت دادن به غلو، نام رسول خدا- صلی الله علیه آله وسلم – را نیز با خود همراه کرده و به منقبت تراشی پرداخته اند.
«ازپیامبر- صلی الله علیه آله وسلم- نقل می کنند که جبرئیل برای معاویه قلمی از طلا آورد و به او سلام رساند و از او خواست، آیت الکرسی را با آن قلم بنویسدکه تا روز قیامت هرکسی آیة الکرسی را بخواند، ثوابی هم نصیب معاویه شود.»(امینی، 1389، 11/76)
البته آنان رافراموش کرده اندکه بنویسند، معاویه با همین قلم نیز دستور قتل ولعن اهل بیت پیامبر -صلی الله علیه آله وسلم- را صادر می کرد. من شهر علم هستم وعلی درآن شهر و معاویه حلقه آن در است. قابل توجه اینکه آنان ابتدا به حلقه درب بودن هم راضی بودند، اما افزایش غلو را باخالی نمودن عرصه بنگرید. از ابوهریره نقل شده است که پیامبر صلی الله علیه آله وسلم-فرمود:«امین ها نزد خداوند سه نفر هستند: من، جبرئیل و معاویه.» (امینی، 1389، 11/95-78)
«در حدیث فوق، به ظاهر خلعت معاویه برای جاعلان، آن چنان گران قیمت بوده است که جاعلان حدیث فراموش کرده اند، جایی برای خلفا باقی بگذارند!!! از کجا بدانیم که اگر عمر معاویه، کفاف بیشتری می داد، فریاد: اَنا ربُّکُم الاعَلی سر نمی داد.» (انصاری بویراحمدی، 1389،31)
به نظر نگارنده انگیزه اصلی معاندت ودشمنی باائمه معصوم– علیهم السلام- برخورداری ازویژگی ها، خصائص برتر، امتیازات بسیار و اوصاف منحصربه فردر وجود مقدس آنان بوده است. حسادت به این امتیازات وتاب نیاوردن دربرابر بزرگی و قداست آنان، از طرفی و طمع در جایگاه، شأنیت و منزلت والای آنان، برخی را وادارکرد که اوصاف و کراماتی را به خود و بزرگانشان نسبت دهند. هدف آنها این بود که بدین وسیله رفع نقص و تحصیل مشروعیت کنند. از این رو با کمک چاپلوسان وجاعلان حدیث کوشیدند با غلو درخصایص نکوهیده، خود را هم ردیف اهل بیت- علیه السلام- قرار دهند.
«غلو در جوامع بشری سابقه ای دیرینه دارد. احساسات افراطی و اغراق گرایانه منحصر به امت اسلام نیست بلکه درتمام ادوار تاریخ، مصادیق فراوانی دارد. اگر تحقیقات وسیع معرفت شناسی، روان شناسی وجامعه شناسی به عمل آید، درمی یابیم که حتی بت پرستان، ابتدا بت رابرآورنده حاجت وشفیع می دانسته و تقدیس می کرده اند اما درگذر زمان به دلیل زیاده روی درپناه آوردن و درخواست حوایج از بت ها، آنان را درحد خدایی تقدیس کرده و در نهایت بت ها را با عنوان معبود وخالق برگزیده اند. با توجه به آیات قرآن کریم، غلو دارای سابقه تاریخی طولانی است و درادیان الهی دیگر نیز وجود داشته است.» (انصاری بویراحمدی، 1389، 24)

2-15- غلو از دیدگاه قرآن:
قرآن کریم درآیات متعددی، موارد ابتلا به غلو را ناپسند خوانده واز آن نهی فرموده است. اقوام و ادیان یهود ونصارا را ازاعتقاد به فرزند داشتن خداوند برحذر می دارد.در قرآن کریم لفظ لاتغلوا به معنای واقعی غلو آمده است:
«يَأَهْلَ الْكِتَابِ لَا تَغْلُواْ فىِ دِينِكُمْ وَ لَا تَقُولُواْ عَلىَ اللَّهِ إِلَّا الْحَقَّ إِنَّمَا الْمَسِيحُ عِيسىَ ابْنُ مَرْيَمَ رَسُولُ اللَّهِ وَ كَلِمَتُهُ أَلْقَائهَا إِلىَ‏ مَرْيَمَ وَ رُوحٌ مِّنْهُ فَامِنُواْ بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ لَا تَقُولُواْ ثَلَاثَةٌ انتَهُواْ خَيرًا لَّكُمْ إِنَّمَا اللَّهُ إِلَهٌ وَاحِدٌ سُبْحَانَهُ أَن يَكُونَ لَهُ وَلَدٌ لَّهُ مَا فىِ السَّمَاوَاتِ وَ مَا فىِ الْأَرْضِ وَ كَفَى‏ بِاللَّهِ وَكِيلا»= اى اهل كتاب، در دين خود اندازه نگه داريد، و درباره خدا جز به راستى سخن نگوييد در حق مسيح عيسى بن مريم جز اين نشايد گفت كه او رسول خداست و كلمه الهى است كه به مريم فرستاده و روحى از عالم الوهيت است پس به خدا و همه فرستادگانش ايمان آوريد و به تثليث قائل نشويد (اب و ابن و روح القدس را خدا نخوانيد)، از اين گفتار شرك باز ايستيد كه براى شما بهتر است، جز خداى يكتا خدايى نيست و منزّه و برتر از آن است كه او را فرزندى باشد، هر چه در آسمان و زمين است همه ملك او است و خدا تنها به نگهبانى (همه موجودات) كافى است.(نساء/171).خداوند متعال در سوره نساء به طور مستقیم به اهل کتاب دستور می دهد تا غلو نکنند و در آیه 77 سوره مبارکه مائده پیامبر اکرم -صلی الله علیه آله وسلم – را مأمور ابلاغ نهی از غلو می کند؛
«قُلْ يَأَهْلَ الْكِتَابِ لَا تَغْلُواْ فىِ دِينِكُمْ غَيرَ الْحَقّ‏ِ وَ لَا تَتَّبِعُواْ أَهْوَاءَ قَوْمٍ قَدْ ضَلُّواْ مِن قَبْلُ وَ أَضَلُّواْ كَثِيرًا وَ ضَلُّواْ عَن سَوَاءِ السَّبِيل»=بگو: اى اهل كتاب، در دين خود به

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع علامه طباطبایی، ترتیب نزول، امام خمینی، قرآن کریم Next Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع امیرالمومنین، جامعه اسلامی، مذاهب اسلامی، فلسفه اسلامی