منبع پایان نامه ارشد با موضوع قرآن کریم، زیباشناسی، دوره اسلامی، تمدن اسلامی

دانلود پایان نامه ارشد

گويي حروف آن مي‌خواهند قطعيت امر الهي را كه منشاء وحي است بيان كنند، يا گويي مي‌خواهند اعلان كنند که پيامي را بيان مي‌كنند، پيامي كه هنوز تا حدي به مبدأ مستور و مطهر خود اتصال دارد كه در آسمان در لوح محفوظ ثبت شده است و این پیام لايتغير و ابدي است. در عينحال در اين سبك چيزي واقعاً مرموز و مكتوم هست كه آن را بيش از آن‌كه عيان كند محفوظ مي‌دارد، گويي از افشاي اسرار خوف دارد (لينگز، 1377: 16).

به نظر میرسد خط کوفی یکی از بهترین موقعیتها برای هنرمندان و خطاطان بوده باشد. چرا که هم خود قابلیت تنوع و تزئین بسیار داشته و هم مختص نگارش قرآن بوده و مشروعیت خاصی داشته که سرانجام به گونهگونی و تزئینی شدن مفرط آن انجامید (شایسته فر، 1388: 57).
در ابتدا خط کوفی مکمل زیبایی تذهیب بود. از این خط تا سده هفتم برای نگارش سرفصلها، سورهها و عنوانها استفاده میشد. اتفاقا این خط همخوانی دلنشینی با تذهیب داشت و برای تجسم مقاصد هنری بسیار مناسب بود. در آغاز این عبارات را با رنگ مشکی مینوشتند، سپس رنگهای دیگر همچون سفیدآب، زعفرانی، لاجورد و نهایتا آب طلا را در نگارش آن به کار بردند. اطراف چنین عنوانی را که مستطیل دراز افقی شکلی بود تذهیب میکردند. به همین لحاظ، تذهیب علاوهبر حاشیه، داخل متن کتاب هم جای گرفت. بعدها خط نسخ و تعلیق و نستعلیق جایگزین خط کوفی در نگارش عنوانها شد. (زارعی مهرورز، 1373: 128).
هنر خوشنويسي با خط كوفي تأسيس شده، اما نشو و نمو بعديش در جهت خطوط پيوسته و خواناتري (مانند نسخ، ثلث، محقق و …) بود. این خطوط در قرن سوم و چهارم هجری به صورت ابتکاری توسط کُتاب و خوشنویسان از خط کوفی استخراج و ارائه گردید كه به اقلام سته معروف‌اند. اين شش نوع خط عبارتند از: نسخ، ثلث، محقق، ريحان، توقيع و رقاع.
در مورد مخترع و ایجادکننده آن خطوط بحثهای فراوانی صورت گرفته و نظرات مختلفی ارائه شده است. اما یقینا شخصي ايرانيالاصل به نام محمد بن علی بیضاوی شیرازی معروف به «ابن مقله» و ملقب به «قدوهالکتاب» برای این نوع کتابت اقلام، اصولی را ارائه نمود و هر شش قلم را به نیکوترین وجه نوشت (سید جوادی، 1378: 29).
در ميان اين خطوط، دو خط نسخ و ثلث، اهميت بيشتري پيدا كردند؛ به طوريكه امروزه نيز مورد استفاده قرار مي‌گيرند، در صورتيكه ساير خطوطي كه ابن مقله به وجود آورده بود، به دليل مشكلاتي كه در خواندن و نوشتن ‌آنها وجود داشت، كمتر مورد توجه و استفاده قرار گرفته‌اند و بيشتر قرآن‌ها با خط نسخ كتابت گرديد.
در دوره عباسی از خط محقق نیز برای قرآننویسی استفاده میشد. خطوط محقق، ریحان و ثلث که ظهور همزمان با نسخ داشتهاند، عظمت خط کوفی را کامل میکنند. خط ثلث بیشتر برای سرسورهها بوده است (افشار مهاجر، 1380: 17).
در قرن پنجم با حضور ابوالحسن علاءالدین بن هلال معروف به ابن بواب (متوفی 423 ه.ق). وضعیت کتابت کلام الله مجید، به شکل گسترده دستخوش تغییر شد. ابن بواب خط نسخ را توسعه و گسترش فراوانی داد (سید جوادی، 1378: 29).
این را باید دانست که پس از اصلاح خط، باز تا مدتی خوشنویسان سدههای هفتم و هشتم ه.ق قرآنها را به خط کوفی و شیـوه سده اول، دوم و سوم ه.ق، برای احتـرام و بـنا به خواهش ملوک زمان مینگاشتهاند (شایستهفر، قرآنها و رقعههای قرآنی موزه رضا عباسی: 135).
پیشرفت خوشنویسی قرآن مجید در سدههای بعد نیز ادامه داشت. تیموریان و شاهزادگان تیموری به کتابت قرآن مجید توجه داشتند.
در قرن نهم خواجه تاج سلمانی اصفهانی خط تعلیق را از ترکیب دو خط توقیع و رقاع به وجود آورد. این خط ابتدا برای نوشتن نامهها به کار رفت، ولی در عناوین و اسم سور قرآن مجید نیز مورد استفاده قرار گرفت و سپس به صورت شکسته درآمد. (سید جوادی، 1378: 29).

2-5-1-2- خط نسخ
پرکاربردترین خط در زمینه کتابت قرآن خط نسخ بود که از اواخر سده دوم هجری به بعد رایج شد، از اواخر سده سوم هجری رواج کامل یافت و به تمام سرزمینهای شرقی که تحت تسلط اسلام بودند گسترش یافت. این خط رفته رفته برای کتابت قرآن جای خطوط دیگر نظیر کوفی یا محقق را گرفت و از سده پنجم هجری اغلب قرآنها با این خط نگارش یافتند (قندهاریون، 1389: 29).
این خط که برای نوشتن قرآنهای متعلق به دوران بعد از قرن چهارم هجری به کار میرفته از خط نبطی گرفته شده است. دوران ترقی و زیبایی خط نسخ را بایستی از قرن سوم هجری به بعد دانست چون تا قبل از آن، این خط نتوانسته بود قالب حقیقی خود را بهدست آورد. خط نسخ خط متداول تا اوایل قرن هفتم هجری بوده است، ولی بهتدریج در شیوه و طرز نوشتن و نوع قلمی که بهکار برده شد تغییراتی حاصل آمد که همین تغییرات مبانی شیوه خط جدیدی به نام خط ثلث گردیده است (برزین، 1345: 27).
لذا میتوان گفت خط نسخ برای کتابت کلامالله ناسخ همه خطوط بوده است. در آن، اندازه هر حرف متناسب با طول حرف الف تنظیم میشد و عناصر شکل مانند در آن کاهش یافته بود. به حق مي‌توان نتيجه گرفت كه از نظرگاه كاربردي يا عملي، خط نسخ اين استحقاق را دارد كه مهمترين خط قرآني شمرده شود (لينگز، 1377: 54).
اگرچه خط نسخ از نظر تنوع شکل نتوانسته با خط کوفی رقابت نماید، اما مانند خط کوفی برجسته و باابهت میباشد و خطاط توانسته قدرت و استعداد خود را با قلمی که در تسلط خویش داشته است به خوبی ابراز نماید (برزین، 1345: 26).

2-6- تذهیب در قرآن
تذهیب که یکی از پر آوازهترین هنرهای اسلامی و در وجه کلی خویش مکملی بر خطاطی بود؛ درلغت به معنای طلاکاری یا زراندود کردن یا زرنگار کردن است و در اصطلاح هنرهای سنتی ایران به تزئین کتب خطی اطلاق میگردد.
ابن ندیم در کتاب الفهرست خود اولین شواهد تاریخی تذهیب را ارائه میدهد. طبق گفته او در زمان خلافت ولید بن عبدالملک، خوشنویسی به نام سعد در مسجد پیغمبر یکی از سورههای قرآن را به زر نوشت که مورد پسند خلیفه واقع گردیده و دستور داد سورههای دیگر را نیز به زر بنویسند. کتاب مانی نیز طبق گفته محققان اوایل دوره اسلامی به خط زر نوشته میشد (پناهیان پور، 1383: 192).
در منابع دیگر این چنین گفتهاند: “تذهیب از لغت عربی «ذَهَبَ» یعنی طلا مشتق شده که عبارت است از طراحی و ترسیم ظریف و چشمنواز نقوش، نگارههای گیاهی و هندسی درهم تنیده و پیچان که با چرخشهای تند و کند، گردشهای موزون و مرتب، خطوط سیال و روان، نقش شده باشند. چون در آغاز شکلگیری این هنر از همان قرون اولیه اسلامی، رنگ غالب و عمده در رنگآمیزی این گونه نقشها، طلا بوده است، واژه تذهیب بدان اطلاق شده، هرچند دیگر رنگها چون لاجورد و در دوران بعد شنگرف، سبز و فیروزهای نیز کنار طلا جا گرفتهاند” (ایرایی، 1380: 22).
کتابآرایان در طول تاریخ تمدن اسلامی برای افزایش تأثیر نگارشها و جذب بیشتر خوانندگان، با تذهیبهای طلایی و رنگین و شکلهای چشمنواز، به آرایش و زیباسازی هنری نسخههای خطی اقدام کردهاند، همچنین هدف مشترک استادان نقاش و مذهّب، دستیابی به آن زیبایی متعالی بود که نه فقط چشمها را بنوازد بلکه دلها را نیز روشن کند (کاظمی، 1385: 51). هنرمند اسلامی ضمن حفظ هنر واقعگرایی، موفق به آفرینش هنر انتزاعی گردیده و عناصر تذهیب که متشکل از اشکال تغییر شکل یافته در طبیعت از قبیل ساقه، برگ، گل و غنچه و در قالب طرحهایی چون انواع اسلیمیها، ترنج و گلهای ختایی و ترکیبات هندسی میباشند که در دنیای کوچک اثر به سمت هنری نیمه واقعی و نیمه انتزاعی حرکت نموده و از تقلید بیچون و چرای ظواهر طبیعت دوری مینمایند (کاشفی، 1364: 29).
تذهیب در برگیرنده مفهومی ماورائی در عین زیبایی و کمال است. این شاخه هنری کمتر به صورت منفرد مورد توجه قرار گرفته و بیشتر در خدمت سایر هنرهای اسلامی است. ریتم، توازن، قرینگی، تکرار درهمتنیده و هماهنگ فرمها، یکنواختی و ایستایی از ویژگیهای بارز هنر تذهیب است (شادقزوینی، 1382: 62-61). استفاده از نقوش تذهیب فقط جنبه تزئینی و زیبایی بخشیدن به فضا و یا صفحههای کتب را نداشت، این نقوش در تکرار هماهنگ و بیانتها، با قرینگی عرضی و طولی و پرحرکت و مواج بودنشان، به نظر میرسد که از دنیای بیانتها و بیپایانی خبر میدهند که از جنس این دنیا نیست و زیباشناسی حاکم بر آنها چیزی کاملا متفاوت از زیباشناسیهای مرسوم هنرهای واقعگراست. این نقوش ترجمان عقاید و باورهای اسلامی است که به صورتی رمزگونه و نمادی به ظهور نشستهاند و بیانگر زیباییهای دنیای غیرمحسوس و غیب هستند. به مفهومی دیگر سمبل و نشانهای از بهشت سرمدی میباشند. تصور و ادراکی از جهان نادیدنی که به کمک ذهن خلاق هنرمند به نقش درآمده است. هنرمند تمام سعی خود را به کار میگیرد تا شکلی از بهشتی که در آیات زیبای قرآن توصیف شده است با جریان آبهای روان، درختان پرشکوفه و پر میوه، گلهای زیبا و شکوفا و پرندگانی نغمهخوان، به خلق مجموعهای تحسین برانگیز و روحنواز بپردازد. برگها و گلهایی در اینجا به شکل در میآیند که شاید اصلا واقعیت خارجی ندارند ولی قوه خیال هنرمند، غیرممکن را ممکن میسازد. درختان و بوتههای ظریف و پرگل نه از فصل و نه از زمانی خاص یاد میکند بلکه بی زمانی و بی مکانی بر آنها حاکم است (شادقزوینی، 1382: 68).
این هنر از راه یافتن به روحیه عرفانی تذهیبکاران و دل بریدن از دنیا سرچشمه میگیرد. هنرمند به دلیل ایمان به خدا، باید که از تظاهر و تفاخر پرهیز کند. بدینسبب در کار تذهیب، ما چندان مهمها و نامها را نمیشناسیم. آنان انگاری پیمان بستهاند که جز به رضای خدا و اجر گرفتن از پروردگار هیچ مزد و تحسینی را از خلق خدا نپذیرند. تمامی تلاش هنرمند تذهیبکار، گشودن دریچههایی از دنیای دیگر است، دنیایی که هرکس به میزان معرفت و آگاه دلیاش از آن برداشتی است. هنرمند تذهیبکار آنچنان شیفتهدل و مخلص نقش میآفریند که جدا شدن او را از عالم مادی به معنوی کاملا میتوان احساس کرد (تذهیب، تجلیگاه هنر و عبودیت، 1360: 164). به عبارتي هرگاه آدمي بخواهد از زشتي دنيا و اهل آن بگريزد و خود را در ورطه بيخودي حقيقي بيفكند به عالم هنر و درون خود باز مي‌گردد. بر اثر همين نياز به فراموشي و نسيان است كه به هنر روي مي‌آورد و در واقع به سوي درمان دلي براي درد خود رهسپار مي‌شود (مددپور، 1384: 398).
در تذهیب سه عنصر معرفت، محبت و مخافت به صورت متعادلی متجلی گردیده است و این سه مورد خود را به صورت رمزی نشان میدهد. «معرفت» خود را در کتابت و در کلمات الهی نشان میدهد. «محبت» خود را در اسلیمیها، چرخشها و در رنگآمیزیهای طبیعی آشکار میکند و «مخافت» خود را در طرحهای هندسی با خطوط مستقیم و محکم به نمایش میگذارد. در دو قرن هفتم و هشتم این سه عنصر در کتابت و تذهیب قرآن به تعادل میرسند و از این جهت در اوج هستند، در دوران آغازین اسلام جنبه جلال بیشتر نمود دارد و خطوط کوفی آن را به خوبی به اجرا میگذارد، در قرون بعد رفته رفته جنبه جمال آشکار میشود و غلبه بیشتری پیدا میکند و این امر در خطوط دورههای بعد مانند: نسخ، محقق و نهایتا نستعلیق مشاهده میشود، پس از قرون هفتم و هشتم طرحهای هندسی قوی، جای خود را به نقشهایی میدهند که ریزهکاری و ظرافت بیشتری دارند و در آنها عنصر جمال به صراحت جلوه کرده است (مجذوب، 1374: 26).
پس از ظهور اسلام و صدور آن به کشورهایی چون ایران عمدهترین و مهمترین کتابی که مورد توجه واقع گردید کتاب خدا، قرآن کریم بود. این کتاب علاوهبر آنکه حامل دستورات الهی در رابطه با زندگی مادی و معنوی مسلمانان است، از سویی عامل وحدتبخش میان مسلمانان و در نتیجه ممالک آنان بود و توجه به آن وظیفه هر هنرمندی گردید (شایسته فر، 1385: 144).
در طول تاریخ اسلام، مسلمانان هنرمند به دلیل عشق و اعتقادشان به مصحف شریف، تمامی نبوغ و هنرمندی خود را با دل و جان مصروف کتابت و تذهیب قرآن کریم کردهاند. از این رو، اکثر فنون و هنرهای کتابآرایی حول قرآن کریم شکل گرفته و تکامل یافته است (کشاورز،1390: 30). و بیشک محور همه هنرها بر توجه و تأثیرپذیری از قرآن بوده است،

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع قرآن کریم، دوران اسلامی، دوره اسلامی، هنر اسلامی Next Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع هنر ایران، دوره سلجوقی، دوره ساسانی، هنر اسلامی