منبع پایان نامه ارشد با موضوع فعل اخلاقی، مابعدالطبیعه، ارزش اخلاقی

دانلود پایان نامه ارشد

خواهند بود. بنابراین در نظریات نتیجهگرا کیفیت ارزش اخلاقی اعمال، اشخاص و منشها وابسطه به ارزش غیراخلاقی نسبی آن چیزی است که به وجود میآورند و یا به دنبال ایجادش هستند.71 آنچه در وظیفهگرایی اولویت دارد، انجام وظائف و الزامات خاص اخلاقی است. منبع این الزامات ممکن است الهی و دینی باشد و یا عقل انسانی یا چیز دیگر. براساس نظریه وظیفهگرائی ما موظف به وظائف اخلاقی هستیم که نتایج خوب یا بد عمل، یا اصلا دخالتی در تعیین آنها ندارد یا فقط یکی از عوامل تعیین کننده هستند.
وظیفه گرائی اخلاقی دارای انواع و تقریرهای مختلفی است؛ عقل گرائی کانت، شهودگرائی، قرار دادگرائی اجتماعی، نظریهی امر الهی و اخلاق اگزیستانسیالیسم جزء نظریات وظیفهگرا هستند.
این تنوع و تکثر باعث شده است تعریف وظیفهگرائی دشوار شود، به طوری که میتوان گفت تعریف جامعی که مورد قبول همهی وظیفهگرایان باشد وجود ندارد. معمولا وظیفه گرائی در مقابل غایت گرائی تعریف شده است. یعنی نظریهای است که ایجاد بهترین نتائج ملاک درستی وظیفه نیست در واقع نزد وظیفه گرایان درستی عمل مقدم بر نتیجه خوب است. در این فصل ضمن بررسی سه نظریهی عمدهی وظیفهگرا، یعنی نظریهی کانت، نظریهی شهودگرائی دیویدراس و نظریهی امر الهی یا همان اشاعره، به بررسی مسئلهی ذاتی بودن مفاهیم اخلاقی در نظریهی آنها خواهیم پرداخت.
بخش اول: نظریه اخلاقی کانت
یکی از نظریات اخلاقی مهم نظریهی اخلاقی امانوئل کانت(1724- 1804) فیلسوف برجسته آلمانی است.
کانت یک وظیفه گرای تمام عیار است. قید مطلق در فلسفهی کانت خصوصا در مباحث اخلاقی او جایگاه رفیعی دارد. وی دیدگاه اخلاقی خود را عمدتا در دو کتاب بنیاد «مابعدالطبیعهی اخلاق» که در سال 1780 به چاپ رسید و کتاب «نقد عقل عملی» که سه سال بعد، در 1788 منتشر شد، عرضه کرد.
یکی از عناصر اصلی نظریهی کانت، تکیه بر عنصر وظیفه و تکلیف است. همچنین عنصر دیگر نظریهی کانت واقعگرائی است. وی مدعی است که عقل دارای یک قوه ذاتی است که تقریبا به طور یکسان در همهی آدمیان وجود دارد. میتوان با استناد به آن مسائل اخلاقی را به طور یکسان حل کرد. کانت تصور رائج از اخلاق در عصر خودش را رد میکند.
کانت اولین کاری که در اخلاق کرد رد هرگونه غایتگرایی در ارزش گذاری افعال اخلاقی بود. تصور رایج از اخلاق در زمان او، این بود که در یک فعل اخلاقی باید ببینیم که آیا تبعیت از آن در نهایت منجر به سعادت موجود عاقل میشود یا نه؟ کانت این تصور را رد میکند. او میگوید؛ که اولا درک ما از سعادت بسیار مبهم و متغیر است، ثانیا قواعد اخلاقی باید مطلق و غیر مشروط باشند72 (مثلا نباید مشروط به تامین سعادت باشند). برای روشن شدن موقعیت وظیفهگرائی در نظریه کانت لازم است ابتدا عناصر نظریه اخلاقی وی را واکاوی کنیم.
امور پیشینی در عقل عملی
کانت همانطور که در عقل نظری اموری را پیشینی فرض کرده که بر تجربه مقدم هستند؛ در عقل عملی نیز دستهای از احکام را بدیهی و پیشینی میداند. کانت تفاوت عقل عملی و نظری را در نحوهی کاربرد آنها میداند، و الا یک عقل بیشتر وجود ندارد. به بیان دیگر در نظریهی کانت عقل یگانه است، اما به دو طریق میتواند با متعلَقات خود سروکار داشته باشد؛ یکی اینکه متعلق خود را «تعیّن» بخشد، در حالی که متعلَق مزبور در اصل، از منشأ دیگری غیر از خود عقل ناشی شده باشد. دیگری اینکه عقل متعلَق خود را «واقعیت»ببخشد. کانت اولی را معرفت عقل نظری و دومی را معرفت عقل عملی مینامد.
عقل در کارکردِ عملی است که با مبانی «تعیین و تقدیر اراده» سروکار دارد. به بیان دیگر عقل دارای دو کارکرد است یا قوهای است که اعیان مقابل و مطابق بامفاهیمرا ایجاد میکند، یا قوهای است که تصمیم به ایجاد آنها دارد. یعنی علیتِ آن را ایجاب میکند. عقل نظری با معرفت و فهم سروکار دارد ولی عقل عملی سر و کارش با اختیار و ترجیح براساس قانون اخلاقی است.73
به همین دلیل کانت تکلیف اخلاقی را از تجارب حسی و بیرونی نمیداند بلکه منشأ آن را عقل میداند کانت میگوید: هر قدر علل طبیعی فراوان و محرکهای حسی متعدد مرا به خواستن چیزی سوق دهد، ممکن نیست در من حالت مکلف بودن ایجاد کنند74. کانت برای یافتن چیزی که شخص را مکلف به فعل اخلاقی میکند به مفاهیم پیشینی، که در عقل محض وجود دارد، ارجاع میدهد.
ارادهی خیر به عنوان خیرمطلق
«در میان تمام آنچه که تصور آن ممکن است در عالم و بلکه در خارج عالم، به طور کلی؛ چیزی وجود ندارد که بتوان آنرا بدون قید و شرط خیر و خوب شمرد مگر اراده خیر75».
کانت کتاب بنیاد مابعدالطبیعه اخلاق خود را با این سخنان آغاز میکند سپس توضیح میدهد که هوشمندی، شجاعت و استقامت اموری هستند که از جهات مختلف میتوان آنها را خوب شمرد ولی همین مواهب طبیعی ممکن است تبدیل به نهایت شر و بدی بشوند. در صورتی که ارادهای که آنها را به کار میگیرد اراده خیر نباشد حتی اعتدال در عواطف و انفعالات که به نظر بسیاری ذاتا خوب است (اعتدال ارسطوئی) نمیتوان آنرا بدون شرط، خیر دانست. گاهی اوقات همین امور اگر با نیت خیر همراه نباشد بسیار شرارتآمیز و قبیح است. مانند تسلط و خونسردی که یک انسان مجرم را در هنگام جرم از بسیاری از مجرمان شرورتر و خطرناکتر میکند. در نظر کانت هر چیزی که متصف به فعل خوب بودن است، اگر در رابطه با چیزی خوب باشد نمیتوان آنرا نسبت به هر چیز در هر حال خیر دانست. مثلا یک لیوان آب سرد برای فرد تشنه در هوای گرم خوب است اما برای سرماخوردهای در هوای سرد بد است.
کانت بعد از اثبات اینکه ارادهی خیر بالاترین نیاز یک فعل اخلاقی است، منظورش را از ارادهی خیر انجام وظیفه و تکلیف میداند. وی تصریح میکند که ارادهای که برای انجام تکلیف عمل میکند ارادهی خیر است. کانت ارادهی الهی را اراده مقدس مینامد. او این اراده را همیشه و ضرورتا خیر میداند. «اگر اراده مقدس را جدا کنیم و توجه خود را معطوف اراده موجودات متناهی تابع تعهد کنیم، می توانیم بگوییم که اراده نیک آن است که برای انجام دادن تکلیف عمل می کند.»76
اراده و وظیفه
سوالی که اینجا پیش میآید این است که آیا اراده بر اساس نتایج غایت و نتیجه تعریف میشود؟ کانت تاکید میکند که ارادهی خیر را هرگز نمیتوان براساس نتایج حاصل از آن تشخیص داد یعنی خوبی نتایج تاثیری در ارادهی خوب ندارد. کانت میگوید اگر خوبی ارادهی خیر، به سبب خوبی نتایج آن میبود، در آن صورت خوبیِ آن «ذاتی» نبود بلکه «ابزاری» بود پس کارها را باید براساس حسن فاعلی ارزش گذاری کرد نه حسن فعلی. کار خوب کاری است که براساس نیت خوب باشد.
کانت در بخشی از کتاب بنیاد مابعدالطبیعه اخلاق میگوید:
«خواست خوب نه به دلیل نتیجه یا آثار خود، یا شایستگیاش برای رسیدن به غایتی مطلوب، بلکه صرفا به حکم اراده، خوب دانسته میشود. یعنی به خودی خود خوب است و چون در نفس خویش نگریسته شود، از همه کارها میتواند به سود هرگونه میلی، حتی به سود مجموعه میلها انجام دهد، ارجمندتر به شمار میآید. حتی اگر بر اثر ناهمراهی بخت یا تنگ چشمی طبیعت، این خواست از رسیدن به مقصود خود ناتوان باشد، و اگر برغم بالاترین کوششها کاری از دستش برنیاید و به همان صورت خواست خوب باقی میماند باز همچنان مانند گوهری است، مانند چیزی که فضیلتش یک سره در ذاتش نهان است، به فروغ خود خواهد درخشید. سودمندی یا باروری آن نه چیزی بر این فضیلت میافزاید و نه از آن میکاهد.»77
وظیفه از دیدگاه کانت، انگیزه ادای تکلیف عقلانی است کار خوب نمیتواند به خواست تمایلات شخصی به انگیزه خدمات اجتماعی باشد و لذا کانت عواطف انسانی از جمله عاطفهی مادری را در زمره افعال اخلاقی نمیداند؛ چرا که اینها به داعی تمایلات شخصی هستند. کسب سعادت، انجام عمل به خاطر کسب پاداش اخروی، حتی حفظ جان به خاطر تمایل به حفظ آن، نمیتواند فعل اخلاقی باشد. شاید مذموم نباشد اما نمیتوانند بار اخلاقی مثبت داشته باشند چون به نیت انجام وظیفه نبوده است هر چند مطابق با آن هستند.78
کانت در اینجا مثالی را میآورد که بسیار مشهور است، اگر فروشندهای به قیمت عادلانه به مشتریانش جنس بفروشد کارش مطابق تکلیف است اما حتما براساس نیت انجام تکلیف نیست. ممکن است برای فروش بیشتر و کسب اعتماد این کار را انجام دهد. لذا نوع اعمالی که مطابق با تکلیف انجام میشوند به مراتب از نوع اعمالی که برای ادای تکلیف انجام میشود دایرهاش وسیعتر است. در این میان کانت معتقد است تنها آن دسته از اعمالی که برای «ادای تکلیف» انجام میگیرد دارای ارزش اخلاقی هستند.
اما این انجام وظیفه و ادای تکلیف از کجا نشأت میگیرد؟ کانت ریشه آن را در عقل جستجو میکند. ارادهی خوب ارادهای است که به منظور انجام وظیفه باشد که عقل برای ما تعیین کرده باشد. قانونِ عقل را «امر مطلق»79برای ما تعیین میکند.
امر مطلق در برابر امر شرطی 80 است. امر شرطی نیز دارای دو نوع متفاوت است: امر شرطی تردیدی و امر شرطی تأکیدی. از این میان تنها امر مطلق است که امری اخلاقی بوده و می توان از آن به عنوان معیار تعیین ارزش اخلاقی استفاده کرد. به عنوان مثال، این جمله شرطی که «اگر بخواهید زبان انگلیسی را بیاموزید، باید فلان وسایل را اختیار کنید»، یک امر شرطی تردیدی 81 است.
اگر بخواهیم از مسائل اخلاقی مثال بزنیم می توانیم چنین مثال بزنیم که «اگر می خواهید دزد موفقی بشوید، لازم است که به فلان شیوه عمل کنید.» در این نوع از اوامر که اوامر شرطی تردیدی نامیده می شوند، اولاً اعمالی که انجام دادن آنها امر می شود به این عنوان خوب و شایسته تلقی می شوند که منجر به وصول به غایت معینی می گردند؛ به تعبیر دیگر، خوبی آنها ابزاری است و نه غایی و ذاتی و به همین دلیل این دسته از اوامر را امر شرطی می نامند.
ثانیاً، غایت مورد بحث نیز غایتی نیست که مطلوب همگان باشد. ممکن است کسی بخواهد زبان انگلیسی بیاموزد یا نخواهد. و یا ممکن است کسی بخواهد دزدی کند یا نخواهد این کار را انجام دهد. امر مزبور فقط مشعر به این است که اگر کسی تصمیم داشته باشد زبان انگلیسی بیاموزد، و یا اگر کسی بخواهد دزدی کند لازم است که فلان وسایل را تهیه نماید. یعنی پاره ای اعمال را انجام دهد. این دسته از اوامر را کانت، امر شرطی تردیدی یا امر مهارت82 و یا امر فنی83 می نامد.
دسته دوم از اوامر شرطی را می توان در قالب این مثال توضیح داد که به کسی گفته شود: «شما به ضرورت طبیعی در پی سعادت هستید، بنابراین باید این اعمال را انجام دهید.» این نوع امر باز هم یک امر شرطی است. به این معنی که انجام دادن پاره ای اعمال به عنوان وسیله و ابزاری برای دستیابی به غایتی امر شده است؛ اما امر شرطی تردیدی نیست. «زیرا خواستن سعادت غایتی نیست که آن را به دلخواه خود نصب العین قرار دهیم یا کنار بگذاریم همان طور که اختیار می کنیم زبان انگلیسی را بیاموزیم یا نیاموزیم، یا دزد موفق بشویم یا نشویم، یا نجاری را یاد بگیریم یا نگیریم و غیره. امر مزبور نمی گوید که «اگر سعادت را می خواهید»، بلکه مؤکداً تصریح می کند که سعادت را می خواهید، و لذا امر شرطی تأکیدی84 است». هر چند برخی از نظام های اخلاقی این نوع از اوامر شرطی را امر اخلاقی دانسته اند؛ اما کانت معتقد است که امر شرطی را، به طور کلی، اعم از امر شرطی تردیدی یا تأکیدی، نمی توان امر اخلاقی دانست.85
در نتیجه چیزی که باقی میماند این است که امر اخلاقی از نوع امر مطلق یا امر ضروری86 است. یعنی امر اخلاقی به امری گفته می شود که به انجام کارهایی امر می کند که وسیله برای هیچ غایتی نباشند، بلکه ذاتاً خوب و شایسته باشند. «امر مطلق که عملی را عیناً و بالذات ضروری اعلام می کند بدون این که به مقصودی مربوط باشد، یعنی بدون غایت دیگر، به عنوان اصل عملی ضروری معتبر است.»87
امر مطلق
کانت تقریرهای مختلفی از امر مطلق ارائه می دهد.88 گاهی آن را به این صورت تقریر می کند که: «تنها بر پایه آن آیینی رفتار کن که در عین حال بخواهی که

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع حسن و قبح، فلسفه و منطق، نسبیت اخلاقی Next Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع حسن و قبح، فعل اخلاقی، اخلاق کانت