منبع پایان نامه ارشد با موضوع عناصر داستان، عناصر داستانی، اتوبیوگرافی، ادبیات فارسی

دانلود پایان نامه ارشد

چشم مي‌خورد و در واقع نوستالژي‌ها در آثارش به وضوح ديده مي‌شوند. ترقی به گذشته احساسی دارد که عموماً به دوران کودکی او باز میگردد. ترقی بیشترداستانهایش را به شیوهی خاطرهنویسی، با روش برگشت به گذشته و مرور خاطرهها، در طرحی منسجم و از پیش تعیین شده مینویسد.
دربارهی تعریف داستان اینگونه گفتهاند: «داستان روایتی است منثور از بازآفرینی وقایعی درباره اشخاص به گونهای که موجد انتظار و صمیمیت باشد» (مستور،1379 :7). «داستان تصویری است عینی از چشمانداز و برداشت نویسنده از زندگی» (میرصادقی،1376: 17).
«بنیادیترین عنصر داستان روایت است. روایت به مفهوم بازگویی پیدرپی واقعه، کاشف توالی، تسلسل و زنجیرهوار بودن گفتاری است که راوی آن را بازگو میکند»(مستور،1379 :7). روایت در اندیشه آدمی کاوش میکند و چگونگی تعاملات و کنش واکنشهای او را شرح میدهد. تفّکرات و بینش هر نویسنده یا شاعر، از خلال روایت یا شعر او، مشخص میشود. به تعبیر ریمونکنان «روایت داستانی زنجیرهای از رخدادهای داستانی است و عمل روایت/روایتگری به دو مقوله اشاره دارد: 1- فرایند ارتباط که در آن فرستنده، روایت را در قالب پیام برای گیرنده میفرستد؛ 2- ماهیت کلامی رسانه که پیام را انتقال میدهد و همین ماهیت کلامی است که روایت داستانی را از روایت در دیگر رسانهها مثل فیلم، رقص یا پانتومیم متمایز میسازد» (ریمونکنان، 1387: 11).
«خاطره، یعنی اتفاقی که در گذشته روی داده و در یاد شخص باقی مانده است»(فرهنگ سخن،ذیل واژه). خاطرات از آن رو که احساسات و عواطف نویسنده را بیان میکند و ممکن است باعث تحریک عواطف خواننده شود در ذیل آثار غنایی جای میگیرند. زبان ادبی و دیگر ویژگیهای ادبی موجود در متن خاطرهنگاشته ها آنها را به سمت یک اثر ادبی سوق میدهد و در شمار آثار ادبی قرار میدهد.
درباره خاطره تعریفهای زیادی ارائه شده است: «شرححال یا شرح قسمتی از زندگی فرد» (فراگنر،1377: 27). «تصویری ماندنی در ذهن که آیینهی واقعیت است، ولی تمامنما نیست و رنگ و خیال عاطفه پذیرفته است»(حسینینژاد، 1388: 18).
اتوبیوگرافی، تذکرهها، یادنامهها، حبسیهها، شکواییهها، منشآت و … که حاوی زندگی و خاطرات نویسندگان آنها میباشند، از دیگر اقسام ادبیات خاطرهنویسی به شمار میآیند. غلامحسین یوسفی اتوبیوگرافی را نوعی از خاطرات میداند و مینویسد: «خاطره عبارت از هر چیزی که از روی قصد و آگاهی نوشته شده و مقصود از آن، معرفی عمل و اندیشهی صاحب اثر بوده است» (یوسفی،1380: 361). «هیچیک از گونههای سرگذشتنویسی، همچون حدیثنفس (زندگینامهی خودنوشت) به درونیترین لایههای وجود انسان نمیپردازد؛ زیرا هیچکس مانند خودزندگینامه نویس به همهی واقعیتهای زندگی او، احساسات درونی، تردیدها، نهان کردههای او آگاهی ندارد؛ از همین روست که تاریخ حدیثنفس را تاریخ خودآگاهی انسان دانستهاند»(رضوانیان،1388: 88).
در ایران، شرح زندگینویسی به ویژه از نوع اتوبیوگرافی به دلایل مختلف چندان مرسوم نبوده است. اما در سالهای اخیر، اقبالی به این گونهی نوشتاری صورت گرفته است که گاه داستانی و گاه گزارشی است. در این عرصه زنان نیز فعالیت چشمگیری را آغاز کردهاند. یکی از این نویسندگان گلی ترقی است.
در این پژوهش، سعی بر آن است که شیوهی روایت گلیترقی در داستانهایش از منظر خاطرهگویی و داستاننویسی مورد بررسی قرار گیرد. بر مبنای این مباحث مطرح شده، داستانهای گلی ترقی مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گرفته و موارد و شواهد استخراج شده و معرفی میشوند.

1-3. سوابق مربوط
در حوزهی نظری، درباره خاطرهنویسی کتاب مستقلی که به صورت جامع و کامل به بیان خاطره و ویژگیهای آن بپردازد متأسفانه در دسترس نیست و کمبود منابع در این حوزه بسیار قابل توجه است.
با توجه به جستجوهای انجام شده اثری مستقل که مستقیماً به بررسی روایت خاطره-داستان در آثار گلی ترقی بپردازد یافت نشد؛ اما مقاله و پایاننامههایی به بررسی آثار گلی ترقی پرداخته است که عبارتند از:
– مریم گلپور علمداری(1388) به راهنمایی دکتر مهدی خادمی کولایی، در پایاننامه «بررسی عناصر داستان در آثار گلی ترقی (محتوا، زاویه دید، زبان)» با بهرهگیری از عناصر داستان تنها به محتوا و زاویه دید و زبان در آثار گلی ترقی پرداخته است. و پس از دستهبندی نشان میدهد که گلی ترقی از چه مضامینی در داستانهایش بهره برده است و همچنین کاربرد امکانات زبانی از جمله: انواع فعل، ترکیبات اسمی و ساختار جمله در آثارش را مشخص میکند.
– محدثه حمیدزاده(1390) به راهنمایی دکتر حسینعلی قبادی، در پایاننامه «بررسی تطبیقی سبکشناسی آثار داستانی زویا پیرزاد، شهرنوش پارسی پور و گلی ترقی» به بررسی (پیرنگ، شخصیتپردازی، زاویهدید، زمینه و فضا و ویژگیهای زبانی«سطح لغوی –سطح نحوی» ویژگی ادبیت و ویژگیهای اندیشگانی پرداخته است.
– سلیمه رودکی(1389) به راهنمایی دکتر پروین سلاجقه، در پایاننامه «بررسی ساختار آثار گلی ترقی» به نقد و بررسی داستانهای گلی ترقی در سه حوزهی عناصر داستان، نقد فرمالیستی و نقد ساختارگرا پرداخته است.
– فاطمه تقی نژاد رودبنه(1389) به راهنمایی دکتر فیروز فاضلی، در پایاننامه «روایات شهری و چینش عناصر داستانی در آثار گلی ترقی و فرخنده آقایی» بیان میکند که روایت شهری به سه شاخهی جوامع شهری، خانواده و شهر و بازگشت به کودکی تقسیم میشود که طبق این تقسیمبندی، رویکرد آثار گلی ترقی، در شاخهی بازگشت به کودکی و آثار فرخنده آقایی در حیطهی خانواده و شهر جای میگیرند. در این پایاننامه بر طبق عناصر روایی ژنت به تحلیل عناصر داستانی و روایی و بررسی تطبیقی آثار این دو نویسنده پرداخته است.(www.sid.ir)
-الهام حدادی (1388) در مقاله «رویکردی روایت شناختی به داستان دو دنیا اثر گلی ترقی» بیان میکند که رویکرد، روایتشناختی در بررسی ساختار روایتهای داستانی، بستر و الگوی منظمی برای تحلیل مؤلفههای اصلی متن روایی، یعنی داستان و متن فراهم میکند. در این مقاله به بحث در ژرف ساخت، زمان، مکان و کانونی شدگی در باب تضاد و تناقض میان مرگ و زندگی که بن مایهی داستان دو دنیا است، میپردازد.(www.noormags.com)

1-4. پرسش اصلی تحقیق (پرسش آغازین)
آیا میتوان خاطرات گلی ترقی را در گونهی ادبی خاطره-داستان بررسی کرد؟

1-5. سوالهای تحقیق
گونهی ادبی خاطره-داستان چه نوعی است؟
گونه ی ادبی خاطره-داستان چه ویژگیهایی دارد؟
خاطره-داستان چه نوع رویکردی است؟
روایت خاطرهای با روایت داستانی چه شباهتها و تفاوتهایی دارد؟
گلی ترقی در داستانهایش خاطره میگوید یا داستان؟

1-6. اهداف تحقیق
از اهداف مهم این پژوهش پرداختن به گونههای مختلف داستان از جمله زندگینامه و خاطره و شیوهها و تکنیکهای آن است و همچنین در آثار گلی ترقی به چگونگی ژانر میانه خاطره-داستان، پرداخته خواهد شد و ویژگیها و تکنیکها و ساخت داستانهای او مورد بررسی و تحلیل (ژرفکاوانه) قرار خواهد گرفت.

1-7. استفاده کنندگان از نتایج تحقیق
1-7-1-منتقدان ادبی
1-7-2-پژوهندگان ادبیات فارسی
1-7-3-دانشجویان زبان و ادبیات فارسی
1-7-4-نویسندگان داستانهای کوتاه و بلند فارسی

1-8. نوع تحقیق
توصیفی-تحلیلی، کتابخانهای

1-9. روش تحقیق
این پایاننامه بر اساس مطالعات کتابخانهای و سپس بررسی و تحلیل متن به شیوهی توصیفی- تحلیلی میپردازد. ابتدا به مطالعهی آثاری که در روایت و داستان است و سپس به مطالعهی خاطره و انواع آن میپردازیم و تفاوت و شباهتهای خاطره –داستان را مورد تحلیل قرار میدهیم. و در فصلی دیگر به بررسی و تحلیل ژانر میانی خاطره- داستان در داستانهای کوتاه گلی ترقی میپردازیم.

فصل دوم
مبانی نظری و تعاریف
• بخش اول: تعاریف و ویژگیهای داستان و عناصر داستانی
• بخش دوم: تعاریف و ویژگیهای خاطره

بخش اول: روایت داستانی
2-1. روایت، داستان
ابتدا باید برای شناخت و بهتر فهمیدن روایت، تعاریفی از آن به دست دهیم.
در این بخش به داستان و روایت و شیوهی روایتگری میپردازیم. و تعریف کوتاهی از عناصر داستان بیان میشود.

روایت معادل واژه انگلیسی(Narrative)، «در لغت به معنی حدیث، خبر و نقل کردن سخن است. روایت در اصطلاح ادبی، متنی است که داستان را بیان میکند و داستانگویی (راوی) دارد»(انوشه،1376: 695). البته این تعریف سادهترین و کلیترین آن است.

2-1-1.تعریف روایت
«بنیادیترین عنصر داستان روایت است. روایت به مفهوم بازگویی پیدرپی واقعه، کاشف توالی، تسلسل و زنجیرهوار بودن گفتاری است که راوی آن را بازگو میکند. واضح است که واقعه لزوماً به حوادث عینی و ماجراهای خارجی اطلاق نمیشود. بازگویی ذهنیات هم اگر با توالی و پیوستگی همراه باشد نوعی روایت است. قید منثور بودن، داستان را از روایتهای شنیداری نظیر نقالی و روایتهای تصویری، مثل تئاتر و سینما، جدا میکند. تفاوت تاریخ و داستان اما در شیوه روایت آنها است» (مستور، 1379: 7).
«روایت به هر گونه داستانی منظوم یا منثور گفته میشود که در برگیرندهی مجموعهای از وقایع، شخصیتهای داستانی، گفتار و رفتار آنها باشد» (ایبرمز، 1387: 26).
«روایت در هر گونه و شکل آن چه اساطیر و افسانهها چه به صورت خوابی که برای کسی تعریف میکنیم و چه گونههای ادبیتر آن چون حکایت، رمان، داستان کوتاه و شعر روایی، همه شکلی از بیان تجربه است و به زندگی انسجام میبخشد. شکل روایت به ما کمک میکند دادههای تجربه و لحظههای پراکندهی آن را در زمان سامان دهیم و در آن الگوهای معناداری بیابیم و به این ترتیب باز شناخت، تفسیر و بیان آن را برای ما و دیگران ممکن میسازد» (اخلاقی، 1382: 125).
به تعبیر ریمونکنان، «روایت داستانی» زنجیرهای از رخدادهای داستانی است و عمل روایت/ روایتگری به دو مقوله اشاره دارد:
1-فرایند ارتباط که در آن فرستنده، روایت را در قالب پیام برای گیرنده میفرستد.
2- ماهیت کلامی رسانه که پیام را انتقال میدهد و همین ماهیت کلامی است که روایت داستانی را از روایت در دیگر رسانهها مثل فیلم، رقص یا پانتومیم متمایز میسازد(ریمون کنان، 1387: 10-11).
ریمونکنان معتقد است هر روایت داستانی دو جزء دارد: داستان و متن. داستان عبارت است از «رخدادهای روایت شده که از طرز قرارگیری در متن منتزع و بر اساس نظم گاهشمارانه و شرکتکنندگاه در رخدادها برساخته میشوند» و متن، کلامی شفاهی یا مکتوب است که نقل رخدادها را بر عهده دارد»(همان: 12). از میان این سه جنبه روایت داستانی: داستان، متن و روایتگری فقط متن است که سرراست در اختیار خواننده قرار میگیرد و در واقع، متن یگانه جنبهی محسوس و ملموس روایت کلامی است (همان).
«روایت دارای دو خصلت اصلی است: گفتن و بازنمایی(محاکات). همانطور که ارسطو در «هنر شاعری، بوطیقا» گفته، خصلت اول، نقل متن است و خصلت دوم بازنمایی یا نمایش آن، به عبارت دیگر نقل واقعیت است و نشان دادن آن. منتقدان و پژوهشگران از سدههای هیجده و نوزده به بعد بر خصلت تصویری یا نمایشی روایت تأکید کردهاند و آن را از خصلت اول، برتر شمردهاند و بر این عقیده بودهاند که صرف نقل و گزارش واقعیت بهرهای از هنر ندارد و خصلت نمایشی و عینی اثر بُعد هنری به آن میدهد. اما بعدها به این نتیجه رسیدند که در بازگویی هر متن، این دو خصلت را نمیتوان کاملاً از هم جدا فرض کرد و هر کدام بر دیگری تأثیر میگذارد» (میرصادقی، 1387: 131-132).

2-1-1-1. روایت شناسی
«حضور عنصر روایت در ادبیات، دین، فلسفه، خاطرات و … لزوم شکلگیری رشتهی جدید تحت عنوان (روایتشناسی)1را سبب شد. گرچه روایت، عمری به درازای عمر بشر دارد اما روایتشناسی رشته نوپایی است که اولین بار تودورف آن را در کتاب « دستور زبان دکامرون» به کار برده است. تودورف هنگامی که واژه روایت را برای «علم مطالعه قصه» به کار برده یادآور شد که مقصودش از این واژه معنای وسیع آن است و تنها به بررسی قصه، داستان، رمان محدود نیست و تمامی اشکال روایت را از قبیل اسطوره، فیلم، رویا و نمایش در بر میگیرد» (اخوت، 1371: 7).
«روایتشناسی د

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع جریان سیال ذهن، نمادپردازی، دانشگاه تهران، هنرهای زیبا Next Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع داستان کوتاه، نمایشنامه، داستان کوتاه مدرن، شخصیت پردازی