منبع پایان نامه ارشد با موضوع علامه طباطبایی، ترتیب نزول، امام خمینی، قرآن کریم

دانلود پایان نامه ارشد

درمعانی و موضعی:
«یعنی در الفاظ هیچ تغییر و تبدیلی واقع نشده ولی معنا و محتوا تغییر یافته است یعنی الفاظ به معنای غیر حقیقی و مجازی خود حمل می شود و منظور از تحریف موضعی آن است که ترتیب فعلی آیات و سور مطابق با ترتیب نزول تفاوت دارد»(طاهری خرم آبادی،1389،317-303)
2-8-7- تحريف درآيات:
اگر سوره و آيه‌اي از قرآن كريم كم وزياد شود، ولي اين زيادت و نقصان تغييري درحقيقت قرآن وكتاب خدا بودن آن به وجود نياورد و رسول خداـ صلّي الله عليه وآله ـ نيزآن سوره و يا آن آيه را به طورمسلم در قرآن خوانده باشد، ‌اين عمل با اين شرايط و خصوصيات يكي از معناهاي تحريف مي‌باشد.«یا اینکه برخی اعتقاد دارندکه در قرآن کریم آیاتی بوده است که در عصر خلفا آنها را حذف کرده اند. مثل حذف آیه رجم، حذف آیه رغبت ،حذف آیه ای از سوره بینه»(طاهری خرم آبادی،1389،317-305)
2-8-8- عقيده شيعه درموردتحريف قرآن:
مشهورعلماي شيعه برعدم تحريف قرآن تصريح دارند،كه مي‌توان به علمايي مانند«شيخ صدوق،شيخ طوسي، سيدمرتضي،علامه حلی،محقق کرکی، حرعاملی،علامه طباطبایی امام خمینی وشيخ بهايي وشهیدقاضي نورالله شوشتري وشيخ محمد جواد بلاغي وآیت اله خویی اشاره كرد.»(طاهری خرم آبادی،1389،290-279)
«از یک سو برخی از اکابر اهل سنت مانند مالک بن انس، احمدبن حنبل، مسلم، بخاری، ونسائی، روایات تحریف رادر کتابهایشان نقل کرده اند ودر ضمن تصریح کرده اند که ما هرچه روایت و حدیث نقل کرده ایم صحیح و قطعی الصدور هستند و از سوی دیگر همین علمای بزرگ اهل سنت برای اینکه نمی خواهند قایل به تحریف قران بشوند، برای نجات از این محذور، چاره ای در این دیده اند که روایات تحریف را تاویل و یا توجیه نمایند و بگویندکه تلاوت و قرائت این آیات نسخ شده است.» (طاهری خرم آبادی،1389،290-279)
براي نمونه مي‌توان به رواياتي كه از- ابن عباس در صحيح بخاري، ج 1، ص 26‌ و صحيح مسلم، ج 5، ص 116وليث بن سعد و عروه بن زبير وحميده بنت ابويونس اتقان، ج 2، ص 101، 40 و 41- نقل شده است، اشاره كرد.
2-9- عوامل تحریف:
براي تحريف، عوامل مختلفي وجود دارد كه ما به صورت كلي به تعدادي از آنها اشاره مي كنيم.
2-9-1- حفظ موقعيت اجتماعي واقتصادي:
يكي از عوامل عمده كه باعث تحريف درتاريخ ، تفسیرو… و باعث تحريف دين شده است، حفظ موقعيت اجتماعي و اقتصادي گروه تحريف گر، است كه در اين قسمت يهود و هم دستان آنها يد طولائي دارند در قرآن بيشترين آياتي كه مربوط به تحريف مي باشد، به اين قوم نسبت داده شده است كه به بعضي از آنها اشاره مي شود.
1. قرآن به اين ها نصيحت مي فرمايد: « إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ سَوَاءٌ عَلَيْهِمْ ءَ أَنذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنذِرْهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ»= (اى رسول ما) كافران را يكسان است كه ايشان را بترسانى يا نترسانى، ايمان نخواهند آورد. (6/ بقره)
2. درجاي ديگر مي فرمايد:«خَتَمَ اللَّهُ عَلىَ‏ قُلُوبِهِمْ وَ عَلىَ‏ سَمْعِهِمْ وَ عَلىَ أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَةٌ وَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ»= خدا مهر نهاد بر دلها و گوشهاى ايشان، و بر چشمهاى ايشان پرده افتاده، و ايشان را عذابى سخت خواهد بود.( 7 /بقره )
3. بعضي از يهود، سخنان را از محل خود تحريف مي كنند « وَ مِنَ النَّاسِ مَن يَقُولُ ءَامَنَّا بِاللَّهِ وَ بِالْيَوْمِ الاَخِرِ وَ مَا هُم بِمُؤْمِنِينَ »= و گروهى از مردم (يعنى منافقان) گويند: ما ايمان آورده‏ايم به خدا و به روز قيامت، و حال آنكه ايمان نياورده‏اند.( 8/نساء)
4. «هماهنگي باپيشرفت زمان، و تغيير دادن كتب طبق ميل مردم بوده است كه در نوع اديان تحريف شده، اين مسأله مشاهده مي شود.»(توفيقي،1381، 206)
2-9-2- زمينه سازي حكومت و رياست:
به نظر نگارنده دعوت مأمون لعین از امام رضا- علیه السلام- جهت پذیرش ولیعهدی و ترسیم چهره ی مثبت از خود در بین علویون و تثبیت جایگاه حکومت و ریاست خویش.
2-9-3- جبران شكست ها:
« چنانكه معاويه و عمروعاص جمله پيامبر- صلي الله عليه وآله وسلم- را كه فرمود: اي عمارتو را دسته سركشان مي كشند لقتلك الفئة الباغية تحريف معنوي كرد كه مراد علي است كه او را براي جنگ به ميدان آورده تا جلو شكست خود را بگيرند.»(مطهری،تحریف های عاشورا، 1360،72 )
2-9-4- قهرمان سازي و اسطوره سازي:
«مثل آنچه يهوديان درباره عُزير، و مسيحيت درباره مسيح مي گويند كه فرزند خدا مي باشد…»(توبه/30)
2-9-5- اغراض دشمنان دين:
به نظر نگارنده غرض ورزی دشمنان اسلام و تهمت هایی که به پیامبر-صلی الله علیه و آله- و امام علی- علیه السلام- توسط دشمنان روا داشتند.
2-9-6- هوس و ميل هاي دروني:
مثل«تحريم ازدواج موقت در اسلام توسط عمر.»( مطهری، نظام حقوق زن در اسلام،1369، 12)
مهمترین تحريف هاي معنوي كه انجام دادند: «ولي را به معناي دوست گرفته اند، نه سرپرست و مولي و همچنین انگيزه مالي و اقتصادي که چنانكه سمره بن جُندب با گرفتن چهارصد هزار درهم ازمعاويه، آيه «وَ مِنَ النَّاسِ مَن يَشْرِى نَفْسَهُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ وَ اللَّهُ رَءُوفُ بِالْعِبَاد»=و بعضى از مردم از جان خود در راه رضاى خدا درگذرند و خدا با چنين بندگان رئوف و مهربان است.(207/بقره)كه همه قبول دارند، درباره امام علي-عليه السلام- درشب لیلةالمبيت نازل شده، باحديث جعلي آن را درمورد عبدالرحمن بن ملجم دانست كه اين تحريف معنوي است.»(مکارم شیرازی،1370، 2/48)
2-10- تحريف دركتاب كهن شيعي:
كلمه ي تحريف در عنوان برخي ازكتاب هاي كهن شيعي، موجب شده تا عده اي آن كتاب ها را در موضوع تحريف قرآن، به معناي افزايش ياكاهش در متن الفاظ قرآن، به حساب آورند و سپس آنها رادر زمره ي كتاب هايي كه براي اثبات تحريف نوشته شده، قلمداد كرده و صاحبان آنها را در فهرست تحريف گرايان قراردهند. محدث نوري دراين زمينه چنين نگاشته است:
«ظاهر شرح حال راويان حديث نشان مي دهد كه در ميان آنان گرايش به تحريف قرآن رواج داشته است, مانند راوياني هم چون: احمد بن محمد بن خالد برقي كه شيخ طوسي و نجاشي در زمره ي كتاب هاي او كتاب التحريف را نام برده اند و نيزپدرش، يعني محمد بن خالد برقي كه بنا به قول نجاشي كتاب تنزيل و تغيير را نگاشته و علي بن حسن بن فضّال باكتاب تنزيل من القرآن و تحريف، محمد بن حسن صيرفي با كتاب التحريف و التبديل، احمد بن محمد بن سيارباكتاب القرائات، شيخ حسن بن سليمان حلي باكتاب التنزيل والتحريف، و بالاخره محمد بن العباس بن علي بن مروان ماهيارباكتاب قرائة امير المؤمنين- عليه السلام- وكتاب قراءة اهل البيت- عليهم السلام- .محدث نوري درادامه از شهرت قول به تحريف در بين قدما و انحصار افراد معين به تحريف ناپذيري قرآن درميان آنان خبر مي دهد.»(نوری ، 1384، 3/1)

«در واقع، محدث نوري با طرح اين مسأله، راه را براي ديگران هموار كرده است, كساني كه دنبال بهانه اند و بدون تأمل و تعمق در اطراف مسأله، بي مهابا به شيعه افترا مي بندند و تمام قدماي شيعه را به گرايش به تحريف متهم مي كنند.»(الهی، بی تا، 4/1)
برخی دیگر مثل مال الله درکتاب خود اظهار داشته که«كساني راكه با صراحت برتحريف ناپذيري قرآن حكم كرده اند، مانند: شيخ صدوق، سيد مرتضي، شيخ طوسي و شيخ طبرسي-رحمهم الله – بر تقيه حمل كرده و حتي شيعه را به تحدي فرامي خوانند بر اين كه در بين قدما كسي جزاين چهار نفر را نشان دهد كه برسلامت قرآن از تحريف گواهي داده باشد.»(الهی ظهیر، بی تا ، 4/1) حال آن كه ازقدماي شيعه كه باصراحت بر سلامت قرآن از تحريف حكم كرده اند. اما آنچه كه در اين جا بايد بدان بپردازيم پاسخ به اين پرسش اساسي است كه آيا مراد از عنوان تحريف براين كتاب ها، تحريف در الفاظ قرآن است؟
در پاسخ به اين پرسش بايد گفت: « از آن جا كه اساساً مكتوبات قدما روايي و موضوع اصلي كتاب هايشان، نگارش و يا تنظيم و تنسيق احاديث به صورت باب بندي بوده است، مراد آنان از عنوان تحريف برنگاشته هاي شان، همان معناي اصطلاحي تحريف در متن احاديث است كه ظهور در تحريف در معنا و حمل آيات برخلاف مراد خداوند است, بنابراين به طورقطع مي توان ادعاكردكه ظاهر اكثر احاديث در اين كتاب ها، تحريف درالفاظ قرآن نيست، بلكه قدرمتيقن اصناف گوناگون آنها تحريف به معناي اعم است كه شامل اختلاف قرائت ها، حذف و تحريف در وحي تفسيري[كه به نظر مي رسد اين مورد بيش تر مد نظر آنان بوده]، اختلاف در تأليف آيات، حمل آياتي كه بنابر شأن نزول ها و تبيين پيامبر اكرم- صلي الله عليه وآله- درباره ي ولايت اهل بيت- عليهم السلام- بوده، ولي ديگران برخلاف آن حمل كرده اند و… مي باشد. شاهد بر اين مطلب كتاب هايي دراين زمينه است كه هم اكنون در دسترس ماست, مانند كتاب القراءات[يا التنزيل والتحريف]از احمد بن محمد سياري[كه شايد گسترده ترين كتاب دراين باره باشد]. هر كس با ديده ي انصاف به مضامين احاديث اين كتاب بنگرد، خواهد ديد كه اكثر احاديث اين كتاب از موضع نزاع- تحريف درالفاظ قرآن- بيرون است. در واقع مي توان ادعا نمود كه هر چند اكثر اين كتاب ها مفقودند، ليكن چون مضامين احاديث آنها در لابه لاي كتاب ها و نقل قول هاي ديگران آمده، مي توان حدس زد كه محتواي آنها زياد نيست.»(مجلسی ، 1403ق ، 6/6)
2-11- ادله عدم تحريف قرآن:
2-11-1- آيات قرآن:
براساس تحقیقات انجام شده پیرامون این موضوع آیات و تفاسیر متعددی یافت می شود که فقط به این دو آیه که بر عدم تحريف قرآن دلالت مي‌كند اشاره می کنیم:
الف. « إِنَّا نحَْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لحََافِظُون»= البته ما قرآن را بر تو نازل كرديم و ما هم آن را محققا محفوظ خواهيم داشت. (9 / حجر). اين آيه به صراحت دلالت بر عدم تحريف قرآن دارد منظور از ذكر در اين آيه قرآن است كه از تحريف مصون بماند.
ب. «خداوند به سوي شما ذكري فرستاد، فرستاده‌اي كه آيات خدا را بر شما تلاوت مي‌نمايد»(65/هود) به نظرمی رسد منظور از اين آيه ذكر رسول خدا است كه از شرّ اشرار محفوظ بماند.در نتيجه منظور از ذكر در هر دو آيه، قرآن است نه پيامبر. بنابراين هيچ گونه بطلان كه تحريف نيز يكي از مصاديق آن است نمي‌تواند به ساحت قدس قرآن راه يابد.
2-11-2- روايات:
الف . يكي از رواياتي كه بر عدم تحريف قرآن دلالت مي‌كند:
«حديث ثقلين است كه از رسول خدا ـ صلّي الله عليه وآله ـ به تواتر از علماي عامه و خاصه نقل گرديده است. در اين احاديث رسول خدا قرآن و عترت – اهل بيت- را جانشين خود معرفي نموده كه هم دوش وغيرقابل انفكاك از همديگر مي‌باشند ودر ميان مردم تاروز قيامت باقي مي‌مانند تا در پيشگاه پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ درحوض كوثر وارد بر او گردند.
كساني كه قائل به تحريف هستند اكثر آنان تحريف را تنها در آيات مربوط به بحث ولايت و مشابه آن مي‌دانند، در صورتي كه آيات ولايت نيز شديد لازم التمسك و لازم التبعيه است، وآيات لازم التمسك هم طبق اخبار ثقلين قابل تحريف نيستند و همان طوري كه توضيح داده شده از تحريف و تغيير مصون و محفوظ مي‌باشد، و از اخبار متواتر ثقلين استفاده مي‌شود كه قرآن وعترت دو مدرك ومرجع اصلي و مستقل هستند، ‌كه از اين دو منبع مستقلا بايد پيروي كرد و تمسك جستن به اخبار ثقلين برامت اسلامي واجب ولازم است و به همين دليل علماي شيعه به اخبار ثقلين تصريح كرده‌اند. بنابراين قول به تحريف به طور مسلم باطل است.
استدلال به حديث ثقلين بر عدم تحريف قرآن از دو جهت است:
اولا: قول به تحريف مسلتزم عدم وجوب تمسك به كتاب منزل مي‌باشد. و لكن وجوب تمسك به قرآن و عترت پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ در ميان مردم الي يوم القيامة ماندني است و هرگز جداشدني نيست، واين روايت دلالت بر عدم اقتران كتاب و عترت دارد. بر اين استدلال اشكال كرده و مي‌گويند: اخبار ثقلين تنها بر نفي تحريف در آيات فقهي احكام قرآن دلالت مي‌كند نه همة آيات قرآن در صورتي كه اخبار ثقلين از مواردي است كه مردم به آن تمسك جسته‌اند.»((طاهری خرم آبادی،1389،349) پس وقوع تحريف درآيات ديگري از آن نفي نمي‌شود؟
آيت الله

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع قرآن کریم، ارتباطات سیار، صدا و سیما، صراط مستقیم Next Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع قرآن کریم، جامعه شناسی، معرفت شناسی، افراط گرایی