منبع پایان نامه ارشد با موضوع عزت نفس، ارزش ها و نگرش ها، ارتباط مؤثر

دانلود پایان نامه ارشد

خود را به عنوان يك مرد جدا و مستقل از ديگران در نظر داشته باشد. فلمينگ254(1998) تفرد را يك فرآيند دروني و ذهني مي داند كه طي آن يك فرد جوان خود را از نظر روان شناختي از خانواده جدا ساخته و خود را به عنوان يك فرد جدا مطرح مي سازد(هاوس255 و همكاران، 1998).
هافمن (1984) چهارنوع تفرد و جدايي را بر مي شمارد كه عبارتند از :1) بعد كنشي، 2) هيجاني،3) متعارض، 4) نگرشي
استقلال كنشي توان انجام امور خود بدون كمك والدين است. استقلال عاطفي شامل رهايي از نياز افراطي تأييد، نزديكي، مراقبت و حمايت عاطفي والدين است. استقلال متعارض مربوط به رهايي افراطي از احساس گناه، بي اعتمادي، مسئوليت پذيري، دلخوري و خشم در روابط با والدين مي باشد و استقلال نگرشي شامل تصوير فرد از خود به عنوان شخصي كه داراي مجموعه اي از باورها، ارزش ها و نگرش ها است تعريف شده است. هافمن نشان داد كه استقلال متعارض نحوه سازگاري و كيفيت روابط عاشقانه را به خوبي پيش بيني مي كند. او نشان دادكه شباهت نگرش بين دختران و والدين آنها پيش بيني كننده موفقيت آنها درروابط عاشقانه است.در يك پژوهش اين فرض را كه ميزان تفرد و جدايي مي توانند ميزان سازگاري زناشويي را پيش بيني كند مورد بررسي قرار دادند. آنها 95 زوج را انتخاب كردند و مقياس اندازه گيري دوتايي و آزمون فاصله روان شناختي هافمن را به آنها دادند. نتايج نشان داد زنان از نظر عاطفي به مادران خود به طور معني داري از مردان وابسته ترند و در عوض مردان از نظر نگرش به پدران خود وابسته ترند. وميزان رضايت از زندگي زناشويي در زنان همبستگي بسياربالايي با ميزان استقلال متعارض مردان از مادرانشان و استقلال عملكردي از پدران دارد. نكته جالب توجه اينكه هيچيك از جنبه هاي جدايي تفرد زنان با رضايت از زندگي خودشان و همسرشان همبستگي زياد نداشت. در واقع اين وابستگي شوهر به پدر و مادرش است كه براي ازدواج مي تواند درد سرسازتر باشد(هاوس و همكاران، 1998).
– فرآيندهاي صميميت شامل تشابه، درك و جنسيت: در يك مطالعه كه توسط هلروود(1998) انجام شد، فرآيندهاي صميميت شامل تشابه، درك و جنسيت بعنوان پيش بيني كننده هاي صميميت بر روي 50 زوج مورد بررسي قرار گرفت. سه متغير صميميت شامل سطح ذهني صميميت، تشابه، تجربه صميمانه ودقت پيش بيني اندازه گيري بمنظور بررسي اهميت تشابه و درك درفرآيند صميميت، رابطه بين سطح صميميت زوجين، تشابه تجربه صميمانه و دقت پيش بيني(درك) بوسيله ضريب همبستگي و تحليل واريانس بررسي شد. همچنين تفاوت بين زنان و مردان در اين متغيرها(جنسيت) نيز بررسي شد. سطح ذهني صميميت، تشابه تجربه صميمانه و دقت پيش بيني همبستگي مثبت معنادار با تشابه تجربه صميمانه داشت(50/0 = r) و مشخص شد زوجيني كه در پيش بيني يكديگر(درك) دقيق تر هستند در احساسات صميميت بيشتر مشابه هستند.
سطح صميميت زوجين رابطه منفي با تشابه تجربه صميميت داشت(67/0- = r) بدين معنا كه زوجيني كه در احساسات صميميت بيشتر متفاوتند، صميميت كمتري گزارش مي هند. سطح صميميت همچنين با دقت پيش بيني زوجين ارتباط داشت. يعني زوجيني كه صميميت زناشويي بالاتري را گزارش مي كنند در پيش بيني يكديگربهتر هستند. بطور خلاصه دقت پيش بيني احساسات صميميت همسر و تشابه گزارش صميميت با سطح صميميت بالاتر همراه بود. فرآيند تعاملي صميميت نشان مي دهد كه درك احساسات و تشابه تجربه صميميت براي احساس صميميت در رابطه ضروري است. اين تحقيق نشان دادكه درك متقابل يك عنصر ضروري صميميت است. و درمانگر بايد روي مداخلاتي تاكيد كند كه منجر به افزايش درك متقابل مي شود. مشاوران
مي توانند به زوجين براي كشف معناي فرآيند صميميت و بيان انتظارات همسران براي ايجاد يك درك زيربنايي متقابل كمك كنند. اين رويكرد ممكن است حتي از تكنيك هاي حل تعارض و مهارت هاي ارتباطي مهمتر باشد.
علاوه براين اندازه گيري صميميت عيني با صميميت ذهني نيز مهم است. وقتي زوجين تفاوت هاي بين شباهت هاي واقعي و فرضي را ياد مي گيرند، ممكن است ياد بگيرند. چگونه درك متقابل و سطح صميميت را از طريق خود افشايي مؤثرتر يادبگيرند.
علاوه بر اين بررسي تفاوت هاي جنسيتي در سطح صميميت و دقت پيش بيني صميميت همسرنشان دادكه زنان سطح بالاتري از صميميت را نشان دادند و بهتر ازمردان احساسات همسرشان را پيش بيني كردند. اين نتايج نشان مي دهد كه مرد و زن ممكن است صميميت را به شيوه هاي مختلف تجربه كنند. مشاوران مي توانند به زوجين كمك كنند از نقش هاي فرهنگي و انتظارات درباره جنيست و اينكه اين مسائل چگونه روي رابطه شان اثر مي گذارد، آگاه شوند(هلر و وود256، 1998).
– كاربرد عملي مهارت هاي ارتباط صميمانه257( Pairs): برنامه Pairs بعنوان يك روش رواني- آموزشي جامع براي افزايش خودآگاهي و توسعه توانايي براي حفظ روابط صميمانه لذت بخش طراحي شده است اين برنامه رويكردهاي شناختي- رفتاري و هيجاني را در فهرست گروه هاي تجربي تركيب مي كند. مهارت هاي آموزشي در Pairs شامل تعهد، ارتباط مؤثر و ا ستفاده خلاق از تعارض مي شود. چندين مطالعه اين برنامه را ارزيابي كرده اند. يافته ها نشان مي دهد كه اين برنامه اضطراب كمتر، افزايش سازگاري زناشويي و رضايت، افزايش صميميت، سطح پايين تر تعارض افزايش همبستگي و وابستگي، مهارت هاي حل مشكل، افزايش صلاحيت و دستهاي تعامل بهتر منجر مي شود(دورانا258، 1996؛ گوردون259، 1999، به نقل از جاکوبوسکي260، 2004).
اولين مطالعه پژوهشي در مورد برنامه Pairs توسط گوردون (1984) انجام گرفت كه به صورت يك ارزشيابي قبل و بعد بر روي 11 زوج بود كه حالات و ويژگي هاي اضطراب و ابعاد شخصيت و ارتباط را مورد سنجش قرارداد. نتايج نشان دادكه بيشتر شركت كنندگان در برنامه Pairs حالات اضطراب را نشان داد. يافته هاي مربوط به شركت كنندگان در مرحله بعدي، تغييرات معني داري در حالات و ويژگي هاي اضطراب را نشان دادند و تغييرات بيشتر در خصوصيات اضطرابي احتمال تغيير در پويايي هاي شخصيت را بيان كرد، بعلاوه بهبودهايي در رابطه با عزت نفس و قدرداني از همسر نشان داده شد.
در يك مطالعه اكتشافي كه توسط ترنر261 (1993) انجام شد اثر بخشي طرح يك گروهي با پيش آزمون و پس آزمون در برنامه Pairs را مورد آزمايش و بررسي قرار داد. اين پژوهش، به هم پيوستگي، وفاق، رضايت و مهرباني را در ارتباط بين همسران مورد بررسي قرار داد. 78 نفر شركت كننده در 6 كلاس Pairs از چهار شهر بزرگ ايالات متحده آمريكا به صورت داوطلبانه انتخاب گرديدند. تعدادي از شركت كنندگان كه بين 10 تا 19 نفر در هر كلاس بود پرسشنامه سازگاري را تكميل كردند. افراد نمونه تحصيلات عاليه و متوسط داشتند و اكثر شركت كنندگان زن ومردي بودند كه ازدواج كرده بودند. در تجزيه و تحليل آماري از آزمون t براي گروه هاي جفت شده استفاده گرديد.به منظور سنجش و ارزشيابي استفاده از پيوستگي و بيانات هيجاني در كلاس هاي Pairs دورانا در سال( 1994 )يك مطالعه پژوهشي اوليه انجام داد. از يك گروه شامل 31 نفر شركت كننده، 9 نفر داوطلب در قبل از سنجش و بعد از سنجش شركت نمودند كه در آن مصاحبه دقيق صورت گرفت. نتايج اين تحقيق افزايش هم سازي در بين همسران را نشان داد و همچنين كاهش معني داري در حالت عصبانيت شركت كنندگان به وجود آمد. بيشتر شركت كنندگان به اين نتيجه رسيدند كه كارگاه آموزشي توانسته است همدلي را افزايش داده و باز بودن از نظر هيجاني و گوش دادن را در بين شرك كنندگان مورد تشويق قرار دهد و همچنين منجر به حل تعارض در بين آنها شد.
دورانا (1996 )استفاده از هيجان ها و پيوند را در بخش آموزشي برنامه Pairs كشف نمود. از طريق مطالعه موردي و مرور تاريخچه مربوط به روان درماني كه هيجان ها و تخليه هيجاني را مورد توجه قرار مي دهد، دورانا پيشنهاد كرد كه پيوند و تخليه هيجاني در داخل متن يكپارچه رفتاري و شناختي مي تواند تغييرات را تسهيل نمايد كه اين موضوع از طريق برآوردن نيازهاي ناقص و ناتمام، از طريق نمايش والدين بودن نمادين و از طريق تسهيل رفتارهاي دلبستگي انجام مي گيرد بنابراين از اين طريق راههايي جهت ابراز عشق و علاقه، تعهد در روابط زناشويي به وجود مي آيد.
مطالعه پژوهشي ديگريكه توسط دورانا (1996) انجام شده است روش هاي پژوهشي كمي و كيفي را مورد استفاده قرار داده است تا اثر پيوند و تخليه هيجاني رادر برنامه Pairs مورد سنجش و ارزيابي قرار دهد. 54 نفر شركت كننده در چهار زمان مختلف از طريق برنامه Pairs مورد سنجش و ارزيابي قرار گرفتند كه از اين طريق سازگاري زناشويي، عزت نفس، افسردگي، اضطراب، كنترل و حمايت آنها مورد سنجش و اندازه گيري قرار گرفت.نتايج تحقيق نشان دادكه اين برنامه مي تواند به صورت معني داري در سازگاري زناشويي، به هم پيوستگي در بين زوجين، عزت نفس و سلامت هيجاني در بين زن و شوهر بهبودي ايجاد كند. يافته هاي حاصل از اجراي پرسشنامه ساختار يافته كه توسط دورانا توسعه يافته است نشان مي دهد كه اين برنامه در بيان احساسات ارزشمند است، صميميت را افزايش مي دهد، تعامل هاي منفي ريشه دار شده درگذشته خانواده اصلي را شناسايي مي كند و كمك مي كند به زن و شوهر تا بين نياز به پيوند ونياز به مسائل جنسي تفاوت قائل شوند. نتايج همچنين نشان داد كه تفاوت هاي معني داري در بين شركت كنندگان در برنامه Pairs از لحاظ سازگاري زناشويي، توافق، مهرباني، رضايت و عزت نفس وجود داشت(گوردون و دورانا، 1999). تحقيقي كه توسط گوس262(1996) انجام گرفت تغييرات ايجاد شده ناشي از برنامه آموزشي Pairs برروي حل مسئله، ارتباط،تفرد، و پريشاني را مورد آزمون قرار داد. از طرح يك گروهي با پيش آزمون و پس آزمون استفاده گرديد و تحليل آماري، تغييرات مورد انتظار را در همه متغيرها نشان داد.
به منظور ارزيابي اثر بخش بودن برنامه Pairs در درازمدت، دورانا (1996 )شركت كنندگان متأهل از 5 كلاس مختلف برنامه Pairs را در كشور ايالات متحده آمريكا مورد مطالعه قرار داد. داوطلبان 137 نفر بودند كه قبل از آموزش برنامه Pairs و بعد از آموزش برنامه Pairs مورد سنجش و اندازه گيري قرار گرفتند و 6 تا 8 ماه بعد از پايان برنامه آموزشي Pairs اين ارزشيابي و سنجش انجام گرفت. سنجش و اندازه گيري در زمينه هاي سازگاري زناشويي، رضايت زناشويي، تعارض و ناشادي و رضايت مراجع بود.
بيشتر آزمودني ها بهبودهايي كه در رابطه با سازگاي زناشويي، رضايت زناشويي و تعارض و ناشادي بود را تجربه كردند. شركت كنندگان همچنين گزارش دادند كه در آنها تغييرات مثبتي در روابط شان با كودكان، دوستان و خانواده اصلي ايجاد شده است.
مطالعات ديگر دورانا (1998 )تقويت و حفظ ارتباط صميمي در بين زن وشوهر كه يك عنصر اساسي در رشد روابط سالم است را به اثبات رسانده است. قبل از آموزش برنامه Pairs و بعد از برنامه آموزش Pairs و 6 تا 8 ماه پس از آموزش برنامه Pairs تعداد 137 نفر از داوطلبان متأهل شركت كننده در 5 كلاس مختلف برنامه آموزش Pairs درايالات متحده آمريكا مورد ارزيابي و سنجش قرار گرفتند. اين شركت كنندگان در مقايسه با افراد عادي پريشان خاطر بوده و ارتباط صميمي كمي بين آنها وجود داشته است. بيشتر شركت كنندكان(76% آنها) فوايدمهمي را در ارتباط صميمي تجربه كردند كه در مرحله پيگيري، توافق و همدلي را از خود نشان دادند(گوردون و دورانا، 1999).
دي ماريا263 ( 1998 )يك مطالعه پيمايشي ملي را انجام داد و ويژگي هايي از 125 نفر از زوج متأهل كه در برنامه آموزشي Pairs ثبت نام كرده بودند را به دست آورد. مطالعه و تحقيق شامل اجراي پرسشنامه پيمايشي تقريباً ساختار يافته و مصاحبه هاي فشرده بود. مطالعه و تحقيق رضايت زناشويي و اينكه چگونه زوج ها وسطح رضايت زوج ها با ارضاء جنسي رابطه دارد و نيز طلاق بالقوه، تاكتيك هاي تعارض، عشق و علاقه رمانتيك و سبك دلبستگي را كشف كرد. اين تحقيق همچنين انگيزش هايي كه جهت ثبت نام در برنامه آموزشي Pairs براي استفاده از تحليل هاي كيفي وجود داشت را در بين افراد كشف كرد.

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع عزت نفس، ازدواج موفق، جنس مخالف Next Entries مقاله رایگان درباره سرچشمه ها، عوامل اقتصادی، توسعه سیاسی