منبع پایان نامه ارشد با موضوع عالم مثال، حقیقت محمدیه، عالم خیال، علم حضوری

دانلود پایان نامه ارشد

پیروان مسیح (ع) در معابد خویش مجسمه‌هایی را بناکرده‌اند و با توجه به آن‌ها به عبادت می‌پردازند ابن‌عربی ریشه آن را در قصه تکوین این نبی‌اللهی با تمثل روح‌اللهی در صورت بشری می‌داند به همین علت در پیروانش تصویر ومجسمه‌سازی نسبت به سایر انبیاء بیشتر موردتوجه بوده است ازنظر ابن‌عربی قوه‌ی خیال در فرآیند تقلید و عبادت نقش بسزایی دارد.
4-5-3-3-3) حقیقت محمدیه(ص)که مبنای نظریه‌ تقلیداست خودهویتی خیالی وبرزخی دارد.
خیال به لحاظ قدرت تصویرگری خود در این مسیر تأثیر چشم‌گیر دارد حقیقت معنوی پیامبر اکرم (ص) که در لسان فلاسفه عقل اول و در بیان عرفا ازجمله ابن‌عربی حقیقت محمدیه نام می‌گیرد در این نظریه‌ی معرفت‌شناسی غایت همت سالک واقع می‌شود. ابن‌عربی این حقیقت محمدیه را دارای هویت خیالی می‌داند به این معنا که حقیقت محمدیه که مرتبه‌ای از اعیان ثابته است ماهیتی برزخی دارد. واسط میان وجود و عدم و حق و خلق خواهد بود.220
4ـ5ـ4ـ محاکات و صورتگری، حفظ صور و بازشناسی آن‌ها
ابن‌عربی محاکات و صورتگری، حفظ صور و بازشناسی آن‌ها را ازجمله مهم‌ترین کارکردهای خیال می‌داند. خیال در این مقام به‌عنوان واسط میان حس و عقل دو موطن عظیم محسوسات و معقولات را به یکدیگر مرتبط می‌سازد. همان‌طور که اشاره شد، از دیگر کارکردهای معرفت‌شناختی ادراک خیال نزد ابن‌عربی صورتگری خیال و تأثیر که آن در عبادت دارد است. ایشان نقش خیال را در صورتگری آن در عبادت می‌داند که همان خلاقیت خیال نام دارد و شاید یکی از اصلی‌ترین ویژگی خیال می‌باشد. صورتگری نزد ابن‌عربی اهمیت بالایی دارد به‌گونه‌ای که وی خلقت را اعطای صورت و خالق را صورتگر می‌داند.221
کارکردهای نقش قوه‌ی خیال نزد ابن‌عربی فراتر از یک قوه ادراکی است و خیال اساس و بنیان معرفت‌شناختی او را شکل می‌دهد. او پس‌ازآن که به‌نقد عقل به‌عنوان ابزار ادراک می‌پردازد. آدمی را از شناخت ذات اشیاء ناتوان می‌یابد و تقلید و تبعیت از حضرت محمد را تنها راه فرار می‌گشاید؛ و خیال را در این عرصه دارای نقش ممتاز می‌داند پس نظریه‌ی تقلید و نقش خیال در آن واضح و مبرهن است. ابن‌عربی وظایف قوه خیال را محاکات و صورتگری می‌داند.
محاکات ازنظر ایشان یعنی اینکه نفس معانی را که توسط قوه عاقله تعقل شده است را در صورت مناسب با آن معنا تصور می‌کند یا آنچه توسط حواس دریافت شده در خود بایگانی و در موقع نیاز آشکار می‌کند این صور در مرتبه خیالی نفس انسان بدون ماده تحقق دارد قیام آن‌ها به نفس قیام فعل به فاعل است. حصول فعل برای فاعل قوی‌تر از حصول آن برای قابل است. ازاین‌رو این صور در هیچ حالتی در خواب یا بیداری از نفس دور نمی‌شوند. در عالم محسوسات نفس به سبب تعلق به طبیعت و امور مادی معمولاً از صور مثالی غافل می‌شود. درحالی‌که بعضی از انسان‌های کامل که قوه خیال در آن‌ها قوی شده و از اشتغالات مادی به دور. در همین عالم امور غیبی را مشاهده می‌کنند. چنانکه دیگر محسوسات را مشاهده می‌کنند. این‌ها همه از کارکردهای ویژه تجرد قوه خیال است.
محاکات و صورت گری، حفظ و نگهداری، بازیابی و بازشناسی، ترکیب و تفصیل صور ادراکی و خلق صور جدید، تشدید استعداد آمادگی نفس برای ادراک صور عقلی و ادراک موجودات خیالی از لوازم تجرد خیال ازنظر ابن‌عربی می‌باشند.
خیال متصل ازیک‌طرف صور محسوس و حسی را از عالم ماده بیرون برده، صورت مجرد می‌دهد و از آن‌ها خلع مادیت می‌کند؛ و از طرف دیگر صور عقلی را وجهه خیالی و مثالی بخشیده و به آن‌ها شکل و بعد و جهت می‌دهد222
4ـ5ـ5ـ ادراک تجلیات اللهی است
ابن‌عربی تجلیات اللهی را تنها به‌وسیله قوه‌ی خیال قابل‌ادراک می‌داند و نقش خیال را در امر ادراک برجسته می‌داند و معتقد است که ادراک ذاتی شیء در توان هیچ‌یک از ماسوی الله نیست او ادراک ذاتی اشیاء تنها در قدرت خداوند می‌داند. همچنین ایشان معتقد هست که همه‌ی ادراک‌های انسان به خدا و غیر خدا از طریق تجلی حاصل می‌شود همه ما جز از راه تجلی راه دیگری نداریم و ازدیاد معرفت از راه تجلی صورت می‌پذیرد.
ابن‌عربی خیال را اعظم قوا می‌داند که قادر است محال را ممکن و ممکن را محال کند. اتصاف حق را ابن‌عربی به صفات عبد و عبد را به صفات حق، مربوط به ویژگی‌های حضرت خیال می‌داند223.
ایشان ضمن اشاره به سخنان ابوسعید خراز که شناخت خدا را درگرو جمع ضدین می‌داند، خیال را بهترین رکن برای شناخت خداوند معرفی می‌نماید.224
چراکه معتقد است جمع ضدین تنها در این ساحت جایز است.
و نیز هر انسانی در حوزه‌ی خیال متصل خود قادر به ابداع و خالقیت است. ابداع یا ادراک خیال همواره هم‌نشین با کثرت است. عقل امور کلی و خیال امور جزئی را ادراک می‌کند به‌عنوان‌مثال عقل انسان کلی را درک می‌کند؛ اما خیال انسان جزئی را با کیف و این خاص ادراک می‌کند.
نظر ابن‌عربی در مورد خلاقیت خیال آن است که فعالیت خیال همواره در همبستگی با صورت‌های محسوس روی می‌دهد.
پس خیال نیازمند به حواس پنج‌گانه است و چیزی جز آنچه این نیروها به او می‌دهند تخیل نمی‌کند؛ و اگر قوه حافظه آنچه را که حواس برای خیال دست می‌دهد. نگاه ندارد. چیزی از آن در خیال باقی نمی‌ماند؛ و اگر قوه‌ی حافظه آنچه را که حواس برای خیال دست می‌دهد نگاه ندارد چیزی از آن در خیال باقی نمی‌ماند. پس خیال نیازمند به نیروی یادآوری یا قوه‌ی مذاکره‌ای است که آنچه را فراموش کرده به یاد آورد. این نیروی یادآوری یا مذاکره‌ای است که آنچه را فراموش کرده به یاد آورد این نیروی یاری کننده نیروی حافظه است.
ابن‌عربی می‌گوید که خیال قادر است که نفس را به هر صورت که خواهد شکل دهد اما نمی‌تواند صور را از درجه محسوسات خارج کند و به آن معنای صرف دهد؛ زیرا حقیقت خیال جز از حس پدید نیامده است. پس خیال همه صور را اعم از موجود یا معدوم به‌صورت امری محسوس تصور می‌کند که هرچند به‌صورت جمعی دارای وجود عینی نیست، اما اجزاء وجودی محسوس هستند. پس خیال میان اطلاق و تقیید جمع می‌کند225.
قیصری در فصوص الحکم ابن‌عربی در فص اسحاقی خود درباره‌ی کارکرد و ویژگی خیال مطلق می‌گوید که خیال مطلق همان قوه‌ی خیال در انسان است که آن چیزی‌هایی را که جزء در خیال وجود ندارد را خلق می‌کند و متأثر از عقول سماوی و نفوس ناطقه مدرک معانی و جزئی متأثر می‌باشد و در این خیال مقید صورت مناسبی برای آن معانی ظاهر می‌شود و از طرف دیگر از قوای وهمی مدرک معانی جزئی متأثر می‌شود و صورت‌های مناسب آن معانی برایش ظاهر می‌شود.226
شهید مطهری قوه خیال را تبدیل‌کننده علم حضوری به علم حصولی می‌داند227.
زیرا همان‌گونه که قیصری در این زمینه می‌گوید: خیال اشیایی را که به علم حضوری حاصل‌شده را تصویرگری می‌کند و در حافظه بایگانی می‌کند؛ و در حالت قطع علم حضوری، خیال صورت آن شی‌ء را ظاهر می‌کند و این‌یکی از مهم‌ترین و بهترین کارکردهای قوه خیال است. به همین علت است که قیصری می‌نویسد ((فإذا حصلت فی الخیال و اکتسبت الصور الخیالیه صارت مشاهده کما نشاهد المحسوس))228
4ـ5ـ6ـ فعّال دانستن نفس در مورد ادراک و ابصار نفس
ابن‌عربی معتقد است صور خیالی موجوداتی هستند که در مثال اصغر در نفس متحقق بوده و توسط خود نفس انشاء و ایجاد می‌شوند و خیال منفصل بر اساس افاضاتی که بر نفس دارد سبب آمادگی آن‌ها برای خلق صور خیالی می‌شود و نفس ناطقه انسان با اتحاد خود با عقل فعال این صور را ادراک می‌کند. ابن‌عربی از ارتقاء و انتقال نفس در ضمن ادراک صحبت می‌کند
4ـ5ـ7ـ خلاقیت نفس:
ابن‌عربی نیز همچون شیخ اشراق و ملاصدرا قائل به خلاقیت خیال می‌باشد. ایشان در خودش هر معلومی را ایجاد می‌کند. چنانکه نسبت موجودات به‌حق مثل نسبت صور انسان کامل است؛ و تنها چیزی که از محدثات صور حق را می‌پذیرد خیال است. پس خیال در غایت اتصال با حضرات حق می‌باشد.229
ازجمله کارکردهای خیال در فلسفه خالقیت و خلاقیت خیال می‌باشد؛ و نیز هر انسانی در حوزه خیال متصل خویش قادر به ابداع و خالقیت می‌باشد. ابداع و خالقیت خیال همواره هم‌نشینی با کثرت می‌باشد. عقل امور کلی و خیال امور جزئی را ادراک می‌کند230.
با اعتقاد به خالقیت ابداع و خلاقیت خیال توجیه صدور افعال خارق‌العاده و کرامات برخی از انسان‌ها و اولیاء دور از ذهن نیست. نفس انسان با خلاقیتش صور مثالی را همانند صور حسی ابداع و انشاء می‌کند؛ و مشاهده‌ی عالم مثال و مثل معلقه، تنها نفس آدمی را مهیای خلق صور خیالی می‌گرداند. همان‌طور که گفته شد خلاقیت نفس ازجمله مباحثی است که در مباحث اعتقادی نظیر معجزه و کرامت انبیاء و اولیاء دارای کاربرد زیادی است. ابن‌عربی می‌گوید که همه‌ی انسان‌ها با وهم خود انسان‌هایی را خلق می‌کنند که فقط در خیالشان وجود دارند؛ و اولیاء و ائمه باهمت خود چیزهایی را خلق می‌کنند که در خارج (از نفس و) محل همتش می‌باشد231.
4ـ6ـ لوازم و کارکردهای وجود شناختی تجرد خیال از دیدگاه عارفان
ازنظر ابن‌عربی اثبات عالم خیال منفصل، فعال دانستن نفس در مورد ادراک و ابصار، خلاقیت نفس و … ازجمله لوازم و کارکردهای وجود شناختی تجرد خیال می‌باشد که توضیح و شرح آن در ذیل خواهد آمد.
4ـ6ـ1ـ اثبات عالم خیال منفصل
در آثار ابن‌عربی دلیلی که مبنی بر اثبات عالم خیال منفصل می‌باشد او می‌گوید خداوند فقط ازآن‌جهت خواب را در بشر قرار داده است که هر کس بتواند حضرت خیال را تصدیق کند؛ و بداند که جهان دیگری هم مشابه جهان محسوس وجود دارد.232 همان‌طور که اشاره شد اثبات عالم مثال مقداری (منفصل) از لوازم وجود شناختی تجرد خیال می‌باشد. عالم طبیعت و ماده پایین‌ترین مرتبه و درجه‌ی عالم هستی و آفرینش می‌باشد، عالم دانی نمی‌تواند موجد مرتبه‌ی عالی و عالم مجرد گردد. لذا عالم طبیعت نمی‌تواند موجد عالم مثال و عقل گردد؛ و از طرف دیگر این سه عالم و نشئه بالضرور در انسان وجود دارند، پس عالم مثال و عقل وابسته به عالم هم‌سنخ خودند. مبنای اثبات بدن مثالی در انسان تجرد قوای نفس حیوانی به‌ویژه قوه خیال است. این خود دلیل قابل‌توجهی در اثبات تعداد عوالم هستی و جهان‌شناسی است؛ و اهمیت تجرد قوه‌ی خیال را در اثبات آن نشان می‌دهد.
4ـ6ـ2ـ رفع اشکال وجود برزخی:
ابن‌عربی معتقد است که ارواح پس از مفارقت از نشئه‌ی دنیا در برزخی واقع می‌شوند که با برزخ ماقبل نشئه‌ی دنیا که بین ارواح مجرد و اجسام وجود داشت. متفاوت است؛ زیرا نزول و صعود وجود دوری است؛ و مرتبه‌ی قبل از نشئه‌ی دنیوی، از مراتب نزول اولیه‌ی وجود است ولی برازخ بعد از موت از مراتب صعود اخروی وجود است.233
4ـ6ـ3ـ رفع اشکال معاد جسمانی:
در نظام ابن‌عربی ایجاب می‌کند در نظامی که بین ارواح سه‌گانه یعنی ارواح عقلی نطقی، ارواح حیوانی خیالی و ارواح حیوانی حسی تفاوت است. بین ارواح کلی و ارواح جزئی فرق باشد و دو روح عقلی و خیالی پس از مفارقت از اجساد تمایز داشته باشد زیرا آن دو در وجود مستقل هستند؛ زیرا تمییز و تعدادشان تابع تعدد اجساد و تمیزشان نیست.234 ابن‌عربی معتقد است که حیات اجسام، زمانی، عرضی و منسوب به ارواح آنان است. امّا حیات ارواح، غیر زمانی است و با انتشار شعاع نوری ارواح در اجسام ظاهر می‌شود.
4ـ6ـ4ـ تبیین چگونگی وحی و الهام و کرامات اولیا:
ابن‌عربی وحی و الهام را حاصل امر درونی می‌داند و تمثل جبرئیل حتی در صورت انسان زیباروی را به‌واسطه نیروی خیال پیامبر (ص) که کامل‌ترین انسان است صورت می‌گیرد؛ زیرا در این عالم برای ارتباط با حقایق و معارف متعالی طریق دیگری جز طریق خیال وجود ندارد؛ و انسان‌های کامل یافته که حضرت ختمی‌مرتبت برترین آن‌هاست. از طریق قوه‌ی خیالشان به عالم مثال کلی و حضرت عماء می‌شوند و حقیقت کلی خویش را به‌صورت ملک مشاهده می‌کنند و ندای هدایت او را می‌شنوند و ابن‌عربی بر اساس این نظریه و البته متناظر با نظریه‌ی ملاصدرا در این راستا، حضرت جبرئیل حقیقت کلی و بالفعل و به‌عبارتی‌دیگر عین ثابته حضرت رسول (ص) است؛ که تمامی حقایق جبروتی، ملکوتی، ملکی را به اذن الله به آن حضرت وحی می‌نماید و لذا نمی‌تواند موجودی خارج از حقیقت برزخی

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع عالم مثال، عالم خیال، خیال متصل، حضرت خیال Next Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع عالم خیال، عالم مثال، خیال متصل، صدرالمتألهین