منبع پایان نامه ارشد با موضوع صمیمیت زناشویی، حمایت اجتماعی، روابط زناشویی

دانلود پایان نامه ارشد

این پژوهش میزان نمره ای بود که فرد در سوالات پرسشنامه مقیاس تجربه روابط نزدیک به دست آورد.

صمیمیت زناشویی:
الف) تعریف نظری:
صمیمیت میزان احساس نزدیکی و حمایتی است که زن و شوهر درباره یکدیگر دارند یا به عبارت دیگر راه و روشهایی که زوجین به وسیله آنها نزدیکی خود را به همسرانشان نشان می دهند. صمیمیت به عنوان یک نزدیکی، تشابه، عاطفی بودن و رابطه شخصی با فرد دیگر است که مستلزم شناخت، درک عمیق و پذیرش فرد دیگر و بیان افکار و احساسات است. صمیمیت یک نیاز واقعی و اساسی انسان است که در یک چارچوی نیاز بقاء برای دلبستگی رشد می کند (باگاروزی22، 2001).
ب) تعریف عملیاتی
صمیمیت زناشویی در این پژوهش به وسیله نمره فرد در آزمون واکر و تامپسون (1983)، اندازه گیری شد.

بخش اول: گستره نظري مربوط به ازدواج ـ خانواده
ازدواج
ازدواج در مقایسه با سایر روابط انسانی، بهترین فرصت برای تجربه خوشبختی، حمایت اجتماعی و صمیمیت است و افراد را به گونهای به هم پیوند میدهد که در روابط دیگر میسر نیست (فاورز23، 2003: به نقل از شریفی، 1390). پیمان ازدواج قادر است بسیاری از نیازهای فردی و اجتماعی زن و مرد را در قالب ارتباطات جسمانی و جنسی، روانی- اجتماعی و دیگر قراردادهای عرفی و اجتماعی برآورده سازد. ازدواج در مقایسه با دیگر ارتباطات انسانی دامنهای وسیع گسترده دارد و دارای ابعاد زیستی، اقتصادی، عاطفی و نیز روانی- اجتماعی است (نوابی نژاد، 1380) ازدواج را می توان به عنوان يکی از مراحل رشد انسان‌ها در نظر گرفت. اگر ازدواج موفقيت آميز باشد، کمک زيادی به رشد روانی -اجتماعی زوج می کند. موفقيت ازدواج وابسته به ميزان آمادگی افراد برای ازدواج و درک واقع بينانۀ آنها از روابط زوجی است. ارتباط زوجی ويژگی های منحصر به فردی دارد که آگاهی و پذيرش اين ويژگی ها از سوی زوج می تواند به موفقيت آميز بودن ازدواج کمک کند (نظری، 1386).

زوج به عنوان يک سيستم منحصر به فرد
ازدواج رابطه ای منحصر به فرد است. در رابطه‌ي زوجی، هر يک از دو عضو زوج می توانند عميق ترين احساس صميميت را تجربه کنند. اين رابطه در عين حال که می تواند صميمانه ترين و راحت ترين رابطه ممکن باشد، می تواند شديدترين صدمات ممکن را به اعضا وارد کند. در صورتی که ازدواج ناموفق باشد می تواند به توقف رشد شخصی و سرگردانی منجر گردد .شکست در اين رابطه می تواند به صدمه ها و جراحت هاي روحی منجر گردد که التيام آنها به وقت زيادی نياز دارد (نظری،1386).
روابط زوجی از روابط دوستی و روابط فاميلی متمایز است، چرا که اين رابطه ويژگی هايی دارد که روابط فاميلی و دوستی فاقد آنها هستند. بابنزر و وست24 (1992؛ به نقل از شریفی، 1390) شش ويژگی را به عنوان مشخصه های رابطه زوجی عنوان کرده اند:
رابطه‌ زوجی داوطلبانه است؛ يعنی هر دو عنصر زوج می دانند که مجبور نيستند با هم ازدواج کنند، اين حقيقت که ازدواج يک انتخاب است می تواند به زوج کمک کند که رابطه خود را سرزنده و شاداب نگه دارند. به همين ترتيب ماهيت اختياری بودن ازدواج، خروج از آن را آسان می کند.
رابطه‌ زوجی مستلزم ايجاد تعادل بين پويايی و ثبات است؛ برای اين که رابطه زوجی سالم بماند، بايد تاحدی از ثبات و قابليت پيش بينی و همچنين تا حدی تازگی و انعطاف پذيری را در خود داشته باشد. به عبارتی زوج در بعضی زمينه ها نياز به ثبات دارد و در بعضی زمينه های ديگر نياز دارد که تغيير ايجاد کند. تأکيد افراطی بر عدم تغيير و يا تأکيد شديد بر تغيير کامل، می تواند مشکل ساز باشد.
رابطه زوج گذشته، حال و آينده ای دارد. زوج ها مسائل گذشته و برنامه های آينده خود را به هم مرتبط می کنند. آن ها نمی توانند تنها با خاطره های مربوط به گذشته خود زندگی کنند. زوج ها بايد بتوانند رابطه خود را در زمان حال تازه و شاداب نگه داشته و با در نظر داشتن زمان حال، اهداف آينده خود را شکل دهند. زوج هايی که توجه و تمرکز افراطی بر گذشته دارند، به گونه ای خاص در گذشته گير می افتند. اين زوج ها نمی توانند از زمان حال لذت ببرند و آينده روشنی را برنامه ريزی کنند. رابطه زوج سالم، تعادلی است بين گذشته، حال و آينده به گونه اي که زمان حال و آينده فدای گذشته نشود.
ازدواج کردن مستلزم ترکيب دو آينده و دو گذشته است که شامل ارزشها و جهان بينی های متفاوتی است. در ترکيب اين عوامل وضعيت جديدی ايجاد می گردد که انطباق با آن برای هر دو عضو زوج اهميتی اساسی دارد. در اين ترکيب شکل جديدی از روابط به وجود می آيد که آگاهی کامل از آن روابط می تواند در سازگاری زوج مؤثر واقع شود.
قرار گرفتن در رابطه زوجی مستلزم حمايت کردن و حمايت شدن است. اين بدين معنی است که هر يک از دو عضو زوج بايد بتواند نيازهای همسر را مانند نيازهای خود ادراک کنند. به بيانی ديگر رابطه زوجی ايجاب می کند که زن و مرد از خودمحوری خود بکاهند و بتوانند درک کنند که نيازهای شخص ديگری نيز مانند نيازهای خود آن ها اهميت دارد. به عبارتی زوج ها بايد بتونند از همسر خود حمايت عاطفی به عمل آورند. اين حمايت عاطفی بايد متقابل باشد.
رابطه زوج مستلزم اين است که هر عضو زوج فرديت و هويت منحصر به فرد خود را حفظ کرده و در عين حال توانايی اين را داشته باشد که در لحظاتی اين فرديت را فدای رابطه کند. به عبارتی در رابطه ی زوجی بايد بين فرديت و باهم بودن و بين استقلال و وابستگی تعادل وجود داشته باشد. حذف هر کدام از آن ها می تواند به رابطه لطمه وارد کند. يکی از عواملی که به پايداری رابطه زوج کمک می کند احترامی است که هر يک از دو عضو زوج برای هويت مستقل ديگری قائل است. ازدواج کردن يکی از مشکل ترين و پيچيده ترين وظايف دوره بزرگسالی است. اين رويداد مهم در عين حال به عنوان ساده ترين و عاشقانه ترين مرحله ی چرخه زندگی توصيف شده است. به جای اين که به ازدواج به عنوان راه حل مشکلات خانوادگی نگريسته شود، بايد آن را وسيله انتقال به مرحله ای جديد از زندگی در نظر بگيريم که مستلزم شکل دادن اهداف، قواعد و ساختارهای خانوادگی متفاوتی است (کارتر و مک گولدريک25،1980؛ به نقل از نظری، 1386).

دلايل ازدواج:
متخصصان خانواده سه دليل عمده براي ازدواج برمي‌شمارند كه عبارتند از:
الف) عشق و علاقه: منظور از عشق و علاقه احساسات عميق مثبتي است كه زن و مرد پس از ازدواج نسبت به يكديگر تجربه مي‌كنند. از جمله اين احساسات، توجه و مراقبت، صميميت، نزديكي، انگيختگي ارتباط مطلوب و تمايلات جنسي را مي‌توان ذكر كرد.
ب) مصاحبت: افراد همچنين به دليل داشتن نياز به مصاحبت ازدواج مي‌كنند. مصاحبت محبتي است كه ما نسبت به كسي كه زندگي مان با او عميقاً در هم تنيده است احساس مي‌كنيم. در حقيقت شامل تبادل تجربه با فردي است كه نسبت به او عشق مي‌ورزيم و مورد عشق و علاقه او هستيم و يكديگر را بخاطر آنچه كه هستيم مي‌پذيريم.
ج) تأمين انتظارات: و بالاخره زن و مرد به دليل تأمين انتظارات ازدواج مي‌كنند. انتظارات از زندگي زناشويي و خانوادگي بين دو حد غيرواقع‌بينانه و رؤيايي تا واقع‌بينانه و عقلايي متغير است. به بيان ديگر زن و مرد در ازدواج بايد بدانند چه انتظاراتي از خود، از همسر خويش و در مجموع از ازدواج دارند. هر اندازه اين انتظارات واقع‌بينانه‌تر باشد پايه‌هاي زندگي زناشويي مستحكم‌تر خواهد بود (نوابي‌نژاد،1380).

خانواده
خانواده قدیمی‌ترين و کهن‌ترین نهاد اجتماعی است، و از بدو پیدایش بشر وجود داشته و با روابط زناشویی یا پیوند زن و شوهر آغاز میشود و بسته به کیفیت این رابطه، پایداری یا ناپایداری آن تعیین می‌شود (موسوی، 1383؛ به نقل از شریفی، 1390). خانواده شامل دو یا بیش از دو تن میباشد که به یکدیگر متعهد هستند و ارزش ها، مسئولیتها و تصمیم گیریها، منافع و صمیمیت مشترک را میپذیرند (اولسون26، 2001، به نقل از عباس پور، 1386؛ به نقل از شریفی، 1390). خانواده به عنوان يک سيستم اجتماعی -فرهنگی27 تلقی می شود که در کنار همه خصوصيات ديگرش، دارای مجموعه ای از قواعد است و هر يک از اعضايش نيز نقش خاصی دارند. اعضای اين سيستم باهم رابطه ای عميق و چند لايه دارند. همچنين اعضای خانواده تا حدودی زيادی پيشينه مشترک، ادراکات درونی شده مشترک، مفروضات و ديدگاه‌هايی درباره دنيا و برداشت مشترکی از اهداف زندگی دارند. در داخل اين سيستم، حلقه های عاطفی قدرتمند، پايدار و متقابلی افراد را به هم گره زده است. اغلب اوقات اعضا از طريق تولد يا ازدواج در اين سيستم وارد می شوند. نفوذ خانواده باعث می شود، حتی زمانی که اعضا بوسيله فاصله های فيزيکی و يا گاهی مرگ از هم جدا می شوند، حلقه های عاطفی و ارتباطی اعضاء باقی بماند. به عبارتی عضو يک خانواده هرگز نمی تواند به طور کامل و واقعی، عضويت در آن خانواده را از دست بدهد (نظری،1386).
خانواده در پاسخ به نيازهاي فرهنگي جامعه، نقش حمايت و اجتماعي كردن اعضاي خود را تقبل كرده است. خانواده به يك معنا دو نقش متفاوت ايفاء مي‌كند: يكي داخلي، كه حمايت رواني اجتماعي از اعضاي خود مي‌باشد و ديگري خارجي، يعني برون‌سازي با فرهنگ و انتقال آن (مينوچين، 1974؛ به نقل از ثنايي، 1375؛ به نقل از شریفی، 1390).

شكل هاي گوناگون خانواده
خانواده را از لحاظ وسعت و گستردگي و روابط دروني آن به عنوان يك گروه اجتماعي مي‌توان به انواع مختلف تقسيم‌بندي نمود. يكي از تقسيمات خانواده توسط شل‌سينگر28، مطرح شده است. او خانواده‌ها را در دسته‌هاي زير مشخص نموده است:
الف) خانواده هسته‌اي: متشكل از شوهر، همسر و فرزندان
ب) زوج هاي بدون فرزند: متشكل از شوهر و همسر
ج) خانواده‌هاي تك والدي: متشكل از زنان بيوه، مردان بيوه، اشخاص طلاق گرفته، همسران جدا شده و ترك شده و مادران ازدواج نكرده
د) خانواده‌هاي رضاعي: متشكل از شوهر، همسر و فرزندخوانده‌ها
ه) خانواده‌هاي بازسازي شده: متشكل از ازدواج هاي دوم و خانواده‌هاي مركب
و) خانواده‌هاي اشتراكي: كه ممكن است از گروهي خانواده بچه‌دار و تعدادي بزرگسال مجرد تشكيل شود. در بعضي از جوامع مي‌توان زوج ها و خانواده‌هاي همجنس‌گرا را نيز به طبقات فوق‌الذكر اضافه نمود. (ساروخاني، 1370؛ سليمانيان، 1373؛ به نقل از شریفی، 1390).

بخش دوم : گستره نظري مربوط به صمیمیت زناشویی:
پدیده های مهم که در تعریف صمیمیت در ادبیات نظری تعریف می شوند، عمدتاً شامل تشابه، پذیرش، خودافشایی، رابطه جنسی، استقلال، تطابق، نزدیکی هیجانی، بدنی و عقلی هستند. بینر و مورنن29 (1988؛ به نقل از اعتمادی، 1387) معتقدند که تشابه یک مسئله مهم در حفظ روابط صمیمانه است. اسچنایدر30 (1989؛ به نقل از اعتمادی، 1387) معتقد است که تشابه زوجین به آن ها کمک می کند احساس کنند به وسیله همسرشان درک و فهمیده می شوند. تشابه بین همسران همچنین مربوط به بافت روابط صمیمانه است. وقتی همسران در نیازهایشان به میزان صمیمیت و نوع خاصی از صمیمیت مشابه باشند، احساسات صمیمانه ایجاد می شود. تالمارج و دابز31 (1990؛ به نقل از اعتمادی، 1387) خاطر نشان می کند که میزانی که همسران ادرکشان درباره خود و فرایند رابطه را با یکدیگر در میان می گذارند، میزانی که می توانند صمیمانه عمل کنند را منعکس می کند. وین32(1986؛ به نقل از اعتمادی، 1387) صمیمیت را به عنوان یک تجربه و ارتباط ذهنی تعریف می کند که پدیده اصلی آن خودافشایی، پاسخ امن و همدلی است. وین گارتن (1992؛ به نقل از اعتمادی، 1387) همچنین اشاره می کند که تعامل صمیمانه شامل مشارکت و تجربه درک احساسات است. این تجربه ارتباطی به درک متقابل و اطمینان بستگی دارد. خود افشایی نیز برای صمیمیت زناشویی ضروری است، زیرا افراد را به طور ذاتی در درک متقابل و همدلی درگیر می کند. کیرکاپاتریک (1975؛ به نقل از اعتمادی، 1387) خاطر نشان

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع باورهای ارتباطی، صمیمیت زناشویی، سبک های دلبستگی Next Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع هیجانات منفی، روابط جنسی، دوران کودکی