منبع پایان نامه ارشد با موضوع صدق و کذب، سعادت و کمال، ارزش اخلاقی

دانلود پایان نامه ارشد

بین خوبی و بدی بر یک فعل باید جانب کدام طرف را گرفت. اگر راست گفتن منجر به قتل نفس شود باید راست گفت یا دروغ. یا به قول ملا هادی سبزواری اگر کسی بگوید من فردا دروغ خواهم گفت اگر فردا دروغ گفت کار خوبی کرده یا یا کار بدی مرتکب شده است؟ ملاهادی سبزواری بر همین اساس و با استناد به این اشکال میگوید: اگر خوبی و بدی افعال ذاتی آنها باشد، اجتماع نقیضین پیش میآید186.
در جواب این ایراد توجیحات و جوابهایی آمده است. از جمله جوابی که علمای اصولی شیعه در جواب به این سؤال و همچنین در مسئله اجتماع امر و نهی در فعل واحد، داده اند. در آن بحث برخی از اصولیون این چنین گفته اند که یک کار ممکن است با یک عنوان واجب و با عنوان دیگر حرام باشند؛ مثل نماز در زمین غصبی که به عنوان نماز در زمین غصبی حرام و تحت عنوان نماز واجب است.طبق نظر اصولیون سه حالت ممکن است پیش بیاید، که این سه حالت را میتوان بر موضوع مورد بحث درباره حسن و قبح اینگونه بیان کرد که؛ یا مرتبه حسن آن با مرتبه قبح مساوی باشد در اینجا فاعل نه مستوجب ذم است و نه مدح. چرا که هیچ یک از این دو مرتبه به فعلیت نمیرسد. حالت دوم اینکه قبح آن قویتر از حسن باشد در آنجا قبح را مقدم کرده و عامل به فعل مستوجب ذم میشود و حالت سوم این است که مرتبه حسن آن قوی تر باشد پس فاعل مستوجب مدح و ستایش است.187
آیت الله مصباح در این باره راه دیگری را نیز معرفی میکند، که با مبانی معرفی شده خودش در فلسفهی اخلاق بیشتر مطابق است.چون ملاک کلی اخلاقی(در نظریه آیت الله مصباح) مصلحت عمومی و واقعی فرد و جامعه است و مصلحت چیزی است که موجب کمال و صلاح واقعی انسان است. بنابراین راستگویی چون انسان را به سعادت و کمال میرساند و مصلحت واقعی فرد و جامعه است، موضوع اخلاقی واقع شده«خوب» است. به همین دلیل اگر این مصلحت از آن سلب شود، راستگویی نمیتواند موضوعی برای محمول خوب باشد. پس هرگاه راستگویی دارای غایتی باشد که منجر به کمال و تعالی فرد شود، فاعل آن فعل لایق ستایش است، اما اگر راستگویی منجر به سعادت و کمال فرد نباشد و غایت آن غایتی مطلوب نباشد؛ فاعل مستوجب نکوهش و ذم است. آیت الله مصباح در توجیح نظر خود میگوید که «افعال خارجی و جوانحی از آن جهت که دارای ماهیت خاصی هستند، موضوع حکم اخلاقی نیستند، بلکه از آن جهت که مصداق یک عنوان انتزاعی هستند، به خوب و بد اتصاف مییابند. اینکه که یک کلام راست است یا دروغ یک عنوان انتزاع است، یعنی تکلم در واقع عامل فهماندن یک معنایی است که آن معنا را باید بامطابق خارجی آن مقایسه کرد و مطابقت و عدم مطابقت آن را با واقع دریافت. با ملاحظه این جهات است که عنوان صدق و کذب بر این تکلم حمل میشود»188
در نتیجه میتوان از مجموع این بیانات نتیجه گرفت که «احکام و جملات مشتمل بر خوب و بد بیان کنندهی رابطهی حقیقی و واقعی میان افعال اختیاری انسان و کمال مطلوب او هستند، زیرا وقتی مفاهیم خوب و بد نیز از قبیل جملههای خبری و واقع نما باشند، از همان واقعیت حکایت میکنند. نتیجهی نهایی که از تقریر مکتب اخلاقی آیت الله مصباح دربارهی حسن و قبح ذاتی گرفت این است که:ملاک صدق و کذب قضایای اخلاقی، همان ملاک صدق وکذب قضایای تجربی، منطقی یا فلسفی خواهند بود. ملاک صدق و کذب قضایای اخلاقی، تاثیر و عدم تاثیر حقیقی آنها در رسیدن به اهداف مطلوب است.»189
ذاتی بودن خوبی و بدی در «نظریه مکتب آیت الله مصباح» تقریر دیگری هم دارد. ارزشمندی فعل اخلاقی یکی از ویژگیهای واقعگرایی در اخلاق است. توضیح آنکه واقعگرایان معتقدند، در خود کارها و افعال میتوان ویژگی یا ویژگیهایی یافت که موجب مطلوب یا نامطلوب بودن آنها است. موضوعی که غیرواقعگرایان منکر آن هستند. غیرواقعگرایان معتقدند که اگر هم ویژگی یافت شود آن ویژگی غیر واقعی است.
در اینجا مسئله حب ذات مطرح میشود، و از آن به عنوان ارزش ذاتی نام برده میشود. ارزش ذاتی در هر موضوعی، آن است که مطلوب اصلی باشد؛ یعنی مطلوب بودن یک موضوع به خاطر مطلوبیت یک خصوصیت خاص باشد و نه هیچ خصوصیت دیگری. آن خصوصیت خاص ارزش ذاتی است. ما در افعال و کارهایی که به اختیار انجام میدهیم هدفهای مختلفی داریم؛ غذا خوردن برای رفع گرسنگی، کار برای تامین معاش، تحصیل علم برای یافتن پاسخ پرسشهای خود. هر یک از این اهداف در افعال اختیاری ما «مطلوب» است. ممکن است اهداف دیگری نیز برای افعالمان داشته باشیم که آنها نیز به نوبهی خود مطلوب اند. اما آن هدفی که مطلوبیت آن به مطلوبیت چیز دیگری وابسته نیست، و خود به خود مطلوب است، ارزش ذاتی دارد.(بنا بر مباحث انسان شناسی فلسفی منشا مطلوبیت حب ذات، و منشا مطلوبیت در امور اختیاری انسان مطلوبیت کمال اختیاری است)190 حب ذات شامل حب و دوست داشتن همه اجزای وجود خود است. همهی انسانها جسم و جان، توانایی و دانایی خود را دوست دارند به همین دلیل انسان دوست دارد علم و قدرتش افزایش یابد. بنابراین حب ذات منشا مطلوبیت کمال ذات میشود. انسان برخلاف بقیه موجودات توانایی کمال یا همان پیشرفتش اختیاری است. انسان میتواند تواناییهایش را افزایش دهد. قدرت استکمال نفس خود را دارا است. خلاصه کلام این که انسان هم توانایی کمال دارد و هم به خاطر دوست داشتن ذات خودش، تمایل به کمال نیز دارد، از طرفی این کمال نیز اختیاری است. هر صفتی که باعث کمال شود ارزش ذاتی دارد هر عملی که انسان را به کمال رهنمون سازد ارزش ذاتی دارد، لذت و رنج، دوستی و دشمنی، راستگویی و دروغگویی، پاکدامنی و هرزهگی و … کدام یک ارزش ذاتی دارند؟ کدام یک صفت کمال و کدام یک صفت نفس است؟
برخی لذتها مطلوبند برخی دیگر از لذتها رنج به همراه دارند. برخی رنجها مطلوب نیستند، برخی دیگر از رنجها که لذت مهمی را به ارمغان میآورند، مطلوبند. دوستی گاهی مطلوب است و گاهی که با دوست نادان باشد، نامطلوب. همچنین راستگویی و … پس هیچ یک از اینها ارزش ذاتی ندارند. چرا که از جهتی ممکن است که کمالبخش باشند و از جهاتی نقصان ببخشند. آنچه حقیقتا کمال انسان است و ارزش ذاتی دارد چیزی است که همیشه و در همه حال بهرهی وجودی انسان را افزایش دهد، ارزش ذاتی دارد و مایه کمال حقیقی انسان است.
ملاک و معیار کمال حقیقی انسان، تشبه، نزدیک شدن و تقرب به کمال مطلق است. کمال مطلق هم از آن خداوند منان است و ملاک تشخیص کمال حقیقی قرب انسان به خداوند متعال است. با توجه به مطلبی که پیش از این درباره قرب گفته شد مبنی بر اینکه قرب و نزدیکی، معنای مادی ندارد بلکه مفهوم آن وجودی است؛ میتوان گفت چون کمال عبارت است از قرب و قرب نحوهای از بهره وجودی است پس کمال (که آن هم نحوهی وجود است) ذومراتب و تشکیکی است. هرچه قرب انسان به خدا بیشتر باشد از کمال حقیقی بیشتری برخوردار است.
غایت اخلاق از دیدگاه آیت الله مصباح
در مکتب اخلاقی آیت الله مصباح، منشا همهی افعال و امیال و همچنین محرک و عامل اصلی آنها رسیدن به لذت و گریز از درد و رنج است. در لذتهای حسی این مسئله کاملا واضح و روشن است. حتی در کارهایی که محرک اصلی حکم شرع یا حکم عقل باشد، باز هم رسیدن به لذت انسان را وادار به انجام کارها میکند. توضیح آن که شهود روزمرهی ما نشان میدهد که انسانها مداوما تحت تاثیر لذت طلبی خودشان هستند، و افعالشان معلول راحتی و آرامش روح و جسمشان است. چه آنهایی که شبانه روز در دخمههای نمور مشغول استعمال مواد مضر هستند، چه کسانی که با زحمات بسیار به کوهها رفته و قلل مرتفع را فتح میکننند و چه آنهایی که به سختی و مرارت بسیار در حال تحصیل علم هستند حتی آنهایی که زندگی برایشان سرشار از رنج و زحمت و سختی مینماید و خودکشی میکنند همه و همه درپی یافتن لذت و رهایی از رنج و ناخوشی بیشتر هستند. همهی انسانها حاضراند به خاطر رسیدن به لذتی بیشتر از لذتی کمتر چشم پوشی کنند و یا حتی رنج بسیاری را متحمل شوند، یا برای رفع درد طولانی و رنج بسیار درد کوچکتری تحمل کنند یا از لذت مهمی انصراف بدهند. همهی کارهای عقلانی، براساس این محاسبات انجام میپذیرند. و اختلافاتی که میان انسانها در ترجیح پارهای از لذایذ و آلام مشاهده میشود معلول اختلاف در تشخیص و اشتباه در محاسبه و عوامل دیگر است. در نهایت باید گفت که: لذت هم عامل و انگیزه انسانهاست و هم نتیجه و غایت افعال آنها. آیت الله مصباح از این بیان نتیجه میگیرد که چون علت غایی رفتار انسان ها همان انگیزه و عامل رفتاری است، پس علت غایی افعال از حیث تصور مقدم بر معلول است. هر چند از حیث تحقق خارجی ماخر بر آن است.191
پس وی رسیدن به لذت را در راستای کمال طلبی فطری انسان و تمایل او به تکامل میداند. وصول به آخرین مرتبهی وجود و عالیترین کمال که انسان توانایی رسیدن به آن را دارد، غایت همه انسانها و نهایت لذت برای همه افراد است.لذت اصیل، لذتی است که انسان از رسیدن به کمال حقیقی میگیرد سایر لذتها جنبه مقدمهای دارند192.
مفاهیم لذت، سعادت و کمال سه مفهوم کلیدی در نظام اخلاقی مکتب آیت الله مصباح هستند. اگر انسان دارای چیزی شد که با او «ملایمت» داشت از آن لذت میبرد و اگر ملایمت نداشت از آن رنج میبرد رنج بردن از پدیدهای به معنای ممانعت آن پدیده از رسیدن انسان به کمال است. لذت همیشه در اثر پیدا شدن امری است که با وجود فرد ملایمت و سازش دارد. پس امر لذت بخش امری کمال بخش است. دوام لذت و غلبهی آن بر رنج و ناراحتی همان سعادت است. سعادتمند دایمالذت است. کمال و سعادت مطلوب فطری انسان است.
آیت الله مصباح، کمال نهایی انسان را قرب الهی میداند وی قرب الهی را چنین تشریح میکند: وقتی قرب الهی را تحلیل میکنیم میبینیم قرب مکانی یا زمانی منظور نیست چنین قربی مخصوص دو موجود جسمانی است. اما اگر یک طرف جسمانی و محصور در ظرف زمان و مکان باشند و دیگری اینچنین نباشد، رابطه زمانی و مکانیبین آن دو طرف به وجود نمیآید. این قرب نمیتواند یک امر اعتباری محض باشد بلکه دارای یک منشا تکوینی است از این طریق میتوان گفت اخلاق تابع اعتبارات و قراردادهای محض نمیتواند باشد اما این که این رابطه چگونه رابطهای خواهد بود همانطور که قبلا گفته شد طبق این دیدگاه این رابطه رابطهای «عِلّی» است که موجب قرب تکوینی موجودات با خداوند میشود البته خداوند به همه موجودات احاطه وجودی دارد: «و نحنُ اَقرَبُ الیهِ من حَبل الوَرید»193 اما قرب مورد اشاره آیه شریفه ارزش اخلاقی ندارد چرا که امری اختیاری نیست و موضوع فعل انسان نیست.به نظر آیت الله مصباح روح انسان در اثر اعمال خاص رابطه وجودی قویتری با خدای متعال پیدا میکند و این امری است حقیقی و تکوینی ولی اکتسابی. در اثر این رابطهی جوهرنفس انسان کاملتر میشود و هر قدر کمال نفس بیشتر شود لذایذش هم بیشتر خواهد شد. این کمال باعث التذاذ نفس میشود چرا که نفس که موجودی مجرد است با تکامل خودش به ملایمترین چیزهایی میرسد این لذت هنگامی که به شکل مداوم باشد و در نفس پایدار شود تبدیل به سعادت میشود.
در نهایت آیت الله مصباح نوع این رابطهی وجودی را از نوع علم حضوری میداند، اما این که این رابطه چگونه تحقق مییابد و تقویت میشود میگوید: تقویت این رابطه فقط به وسیله عمل به احکام شرعی محقق میشود و اساسا دستورات شرعی همگی به خاطر همین هدف نهایی نازل شدهاند خلاصه کلام این است که کمال نهایی انسان در تقویت رابطه وجودی او با خدای متعال است یعنی علم حضوری انسان به خداوند هر چه بیشتر شود لذت کمال و سعادت نفس تامین خواهد شد.194
به این ترتیب میتوان اینگونه نتیجه گرفت که در نظریهی اخلاقی آیت الله مصباح «غایت» مهمترین عامل تعیین کننده در فعل اخلاقی است. ایشان مکررا در تالیفات خود تاکید بر این داشتهاند که اعمال به خودی خود هیچگونه حسن و یا قبحی در درون خود ندارند آنچه یک فعل را دارای ارزش اخلاقی مثبت یا منفی میکند مصلحت واقعی فرد است مصلحتی که به سعادت لذت و کمال فرد تعبیر شده است و گرنه عملی همانند راستگویی یا حتی عدالت صرفا از آن جهت که یک فعل جوانحی است مصلحتی در آن نهفته نیست، بلکه

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع حسن و قبح، باید و نباید، فعل اخلاقی Next Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع حسن و قبح، فعل اخلاقی، علمای شیعه