منبع پایان نامه ارشد با موضوع شهر دهلران، محل سکونت

دانلود پایان نامه ارشد

آن چون موسيان و زرين آباد ، داراي سابقه تاريخي بسيار کهن و موقعيت جغرايايي ويژه اي هستند که از ديدگاه راهبردي ، اهميت فوق العاده اي دارند و به علت اين که با سرزمين بين النهرين همسايه بوده از ديدگاه تاريخي داراي پيشينه بسيار ارزشمندي مي باشد .کاوشهايي که در سرزمين دهلران انجام گرفته ، نشانگرآن است که انسان در اين منطقه در حدود 7هزار سال پيش از ميلاد از دو گونه نبات يعني گندم و جو و دو گونه جاندار يعني بز و ميش استفاده کرده اند . افزون بر اين شواهد به دست آمده به وسيله باستان شناساني چون مارسل ديو لافوآ و همسرش جين در سالهاي 1884تا1886در تپه موسيان و جي لامپري در 1913ميلادي و همچنين آزمايشهايي که به وسيله فرانک هول وکنت وي فلانري در سال 1961 بر روي تپه هاي علي کش و چغا سفيد و ديگر مکانهاي باستاني اين منطقه انجام گرفته ، نشانگر اين نکته مي باشد که انسان در فاصله ميان 7500تا5500پ.م ، در اين منطقه ، به اهلي کردن گاو وکشت دانه هاي گياهان تازه اي مانند عدس ، ماش و کتان توفيق يافته است . (عليرضايي، 1380: 56)
اين سرزمين داراي تاريخي بسيار کهن است که ريشه در چندين هزار سال تاريخ تمدن و فرهنگ باستاني ايران دارد و يکي از کهن ترين کانونهاي تاريخي و باستاني ايران به شمار مي رود . بررسي ها و کاوش هايي که در شهرستان دهلران انجام گرفته ، نشان دهنده اين واقعيت تاريخي است و بر چهره درخشان تاريخي آن مهر تاييد مي زند . اين واقعيت تاريخي از دو ديدگاه در خور اهميت و توجه است :
نخست اين که ، استان ايلام با بين النهرين که مرکز تمدنهاي کهني چون بابل ، اکد، سومر و آشور است ، نزديک و همسايه بوده و آثاري که طي کاوشهاي انجام شده به دست آمده ، اين است که بابليها ، سرزميني را که در مشرق بابل که همان استان ايلام و سرزمينهاي مجاور آن مي باشد را عِلامتو يا عِلام ؛ يعني کوهستان يا کشور طلوع خورشيد يعني مشرق مي ناميده اند و اين واژه در زبان سامي به معني کوهستان و سرزمين بلند است که موقعيت آن با استان ايلام تطبيق مي کند .
ديگر آنکه ، استان ايلام ، جزيي از تمدن عيلام قديم مي باشد که اين کشور شامل خوزستان ، لرستان ، پشتکوه و کوههاي بختياري بوده است . اين کشور از مغرب به رود دجله ، از مشرق به بخشي از پارس ، از شمال به راه بابل به همدان و از جنوب به خليج فارس محدود بوده است و در دوره پيشرفت و ترقي آن از سوي غرب به بابل و از شرق به اصفهان مي رسيده است (عليرضايي، 1380: 20-21) . منطقه ي پشتکوه ميراث اقوام و نژادهاي گوناگوني است که قرن ها در اين ناحيه زندگي و نام هاي گوناگوني نيز در طي دوره هاي مختلف براي آن ذکر کرده اند .
قديمي ترين نام را بابلي ها بر پشتکوه نهاده اند ، زيرا بابلي ها قسمت مرتفع سرزميني را که در مشرق بابل قرار داشت ” الامتو” يا ” اِلام” يعني کوهستان و شايد کشور طلوع خورشيد يعني مشرق مي ناميدند . (افشار سيستان ، 1372: 68) پشتکوه تا قبل از تشکيل دولت ماد جزيي از امپراتوري ايلام بود . با ورود آريايي ها و تشکيل حکومت هاي آريايي نژاد ، امپراتوري ايلام به تصرف آنان درآمد و منطقه ي پشتکوه به تدريج به محل سکونت اقوام مهاجر آريايي نژاد تبديل شد . در دوره ي ساسانيان از منطقه ي پشتکوه به نام ماسبذان ياد شده است . ماسبذان در دوره خلافت عمر به تصرف اعراب درآمد و حاکمان اين منطقه تا اواسط قرن چهارم که حکومت محلي حسنويه در آن منطقه تاسيس گرديد ، توسط خلفاي بني اميه و بني عباس تعيين مي شد . ماسبذان تا زمان تشکيل حکومت اتابکان لر کوچک در اواخر قرن ششم جزء ايالت جبال به شمار مي رفت . نام ايالت جبال در قرن ششم به عراق عجم تغيير يافت . به نظر مي رسد که اين نام گذاري به خاطر تمايز اين منطقه از عراق عرب بوده است . با تشکيل سلسله اتابکان لُرکوچک در اواخر قرن ششم در دو منطقه ي مهرجانقذق و ماسبذان ، اين دو نام باستاني که تا آن زمان بر لرستان و ايلام اطلاق مي شد ، منسوخ ، و به آن دو منطقه ، لُر کوچک اطلاق گرديد . منطقه ي لُر کوچک در دوره ي صفويه ، لرستان ناميده مي شد . با انقراض سلسله ي اتابکان لُر کوچک و روي کار آمدن واليان فيلي ، ايالت لُر کوچک به نام لرستان فيلي نام گذاري شدکه شامل دو منطقه ي پشتکوه و پيشکوه مي گرديد . در دوره ي قاجار از پيشکوه به نام لرستان و از پشتکوه به نام پشتکوه لرستان و پشتکوه فيلي ياد شده است . در اوايل دوره ي قاجار ، سلطه ي واليان فيلي از منطقه پيشکوه لرستان برچيده شدو قلمرو آنان منحصر به پشتکوه گرديد و حسن خان والي ، مقر حکومت خود را از قلعه ي فلک الفلاک خرم آباد به ده بالا در پشتکوه انتقال داد . پشتکوه که تا قبل از آن چندان اهميتي نداشت ، با محدود شدن حکم راني واليان لرستان در آن جا به صورت يک ايالت منسجم با مرزهاي مشخص درآمد . ايلام در دوره واليان به دو منطقه (صفحه کُرد) و (صفحه محکي) تقسيم مي شد . صفحه کُرد شامل مناطق دهلران ، موسيان ، دشت عباس ، مورموري ، آبدانان ، زرين آباد ، ميمه و مناطق جنوبي مهران مي شد . و صفحه محکي مناطق ارکوازي ، صالح آباد ، بدره ، ايلام ، چوار ، و مناطق شمال مهران را در بر مي گرفت . در دوره پهلوي تقسيمات اداري – سياسي جديدي در استان ايلام جايگزين تقسيم بندي سياسي – اداري دوره واليان گرديد به گونه اي که آن نوع تقسيم بندي که در دوره واليان ، منطقه ايلام را به دو قسمت سياسي – اداري صفحه کُرد و صفحه محکي تقسين مي نمود ، منسوخ شد . و در اويل دوره پهلوي ، سرزمين صفحه کُرد به سه بخش پهله زرين آباد ، دهلران و آبدانان تقسيم گرديد . در سال 1312ه- ش به دنبال تقسيم زمين هاي خالصه ي پشتکوه بين ايلات و عشاير آن جا ، اراضي دشت دهلران بين خانوارهاي ايل کايد خورده و خانوارهايي از ايل کُرد تقسيم گرديد . در سال1313و1314ه- ش به دنبال اجراي طرح اسکان عشاير در پشتکوه ، ايل کايد خورده و خانوارهايي از ايل کُرد در شهر دهلران اسکان مي يابند . (مرادي مقدم ص24، 1390)
در سال 1316ه- ش . به موجب قانوني که از مجلس شوراي ملي گذشت مملکت را به 10 استان و49شهرستان تقسيم نمود ، در اين تقسين بندي ايلام يکي از شهرستانهاي تابع استان پنجم (کرمانشاهان) ، و دهلران نيز يکي از بخشهاي تابع شهرستان ايلام محسوب گرديد . در سال 1343شهرستان ايلام به فرمانداري کل تبديل شد و بخش دهلران در اين تقسيمات به شهرستان تبديل وکماکان تابع فرمانداري کل و بعد استان ايلام باقي ماند . (همان)
در مورد وجه تسميه دهلران مي توان گفت که دهلران از دو واژه ” دِه” و” لُر” ، ترکيب يافته است . ” دِه” يا ” ديه ” در پارسي باستان ، به معني سرزمين ، ناحيه يا کشور آمده است . ” دهيو” يا ” دهيوپد” به معني مالک سرزمين و فرمانرواي ناحيه يا کشور است . پس دهلران يعني سرزمين يا مملکت لُران ؛ و اين به خاطر سابقه سکونت لُران در اين منطقه است (عليرضايي، 1380: 139) . البته بايد توجه داشت که منظور از لُر، احتمالا اتابکان لُر بوده است که از قرن ششم تا قرن يازدهم ه.ق بر اين ناحيه حاکم بوده اند و دهلران پايتخت زمستاني آنها بوده است ؛ و شجاع الدين خورشيد موسس اين سلسله ، پاييز و زمستان را در دهلران مي گذراند . بعد از منقرض شدن سلسله اتابکان لُر کوچک ، قسمتي از طايفه مير در دهلران و بيات به زندگي خود ادامه دادند . در دوره واليان پشتکوه ، از ميرهاي ساکن بيات و دهلران ، به نام طايفه بيات ياد مي شود و از طوايف مستقل ايل کُرد محسوب مي شدند . ( مرادي مقدم، ص235 ،1385)
پشتکوه در طول تاريخ بسيار کهن خود ، اقوام گوناگوني به خود ديده است . اين منطقه يکي از قديمي ترين سکونت گاههاي بشر محسوب مي شود . کاسي ها ، لولوبي ها و عيلاميان از اقوام کهن اين منطقه مي باشند که هر کدام مدتي در اين سرزمين مي زيسته اند . با ورود آريايي ها به ايران و تشکيل حکومت هاي آريايي نژاد ، پشتکوه به تصرف آنان درآمد و به تدريج اقوام مهاجر آريايي در اين منطقه مسکن گزيدند مردمان اين منطقه از اصيل ترين شاخه هاي نژاد آريايي و مشهورترين تيره هاي ايراني بشمار مي روند و از ادوار نخستين تاريخ اقوام آريايي ايراني ، نامشان هميشه همراه آنان بوده است . از قبايل مشهور آريايي که محققان در آريايي بودن آنها ترديد ندارند ، کُردها هستند که در گذشته به نام (کاردوا – کاردوک) معروف بوده و يکي از شعب نژاد آريايي هستند . از ميان اقوام ايراني ، کُردها بيشتر از همه سالم و دست نخورده باقي مانده اند ، زيرا مکان زندگي آنها کوهستاني و صعب العبور است وکمتر در معرض نژاد مهاجم قرار گرفته اند . در واقع اسکان کُردها در کوههاي مرتفع زاگرس و انس و الفت آنها با اين نواحي بلند سبب شده تا بتوانند به آساني از خود دفاع کنند و به علت عدم دسترسي سايرين و نبود راههاي ارتباطي تا گذشته اي نه چندان دور کمتر با اقوام ديگر آميزش پيدا کرده اند . (بدليسي، 1343: 25) . بزرگترين و خالص ترين نژاد پشتکوه ، ايلات وعشاير”کُرد”(Kord) مي باشند .کُردها از زمانهاي بسيار قديم به اين منطقه مهاجرت کرده اند ؛ چنان که جمال الدين احمد بن عنبه از طوايف کُرد ساکن در اين منطقه و چگونگي اطلاق لفظ کُرد به آنها سخن مي گويد و در مورد آن ها مي نويسد : ” علماء فرس مي گويند درقديم الدهر دو طايفه بودند ، طايفه اي که در شهرها توطن مي کردند و طوايفي که در صحرا به سر مي بردند و چون ايشان چهارپا داشتند ايشان را کُرد خواندند وکُرد در لغت ايشان چوپان است و اظهر اقوال اين است و اکراد قبايل بسيارند و در کوههاي ماسبذان[پشتکوه] و حوالي آن جا مي باشند . بيشتر ايشان در اسلام اين نام بر خود نهادند ، چوپان خليفه منصور عباسي و خلفاي ديگر بعد از وي بودند و کُردان خالص آنند که در فارس و اصفهان و بعضي از جبال ماسبذان هستند . ” (همان : 35)
از آن جا که پشتکوه از اواخر قرن ششم تا سال 1307ه.ش به مدت بيش از هفت قرن در تحت حاکميت حاکمان لرستان قرار داشت ، آنرا جزيي از سرزمين لُر کوچک به شمار مي آوردند ، لذا اين امر سبب گرديد که بسياري از مورخين و نويسندگان در اين دوره از ساکنان پشتکوه به عنوان لُر يا لُر فيلي ياد کنند ، ليکن در همان حال نويسندگان و سياحاني که خود به منطقه پشتکوه مسافرت کرده اند يا اطلاع کافي داشته اند به معرفي کُردهاي پشتکوه پرداخته اند . راولينسون، لايارد ، رحيم خرم آبادي و رزم آرا از جمله کساني هستند که به معرفي طوايف کُرد ساکن در پشتکوه مي پردازند . کُردها اکثريت جمعيت پشتکوه را تشکيل مي دهند ؛ علاوه بر اين جمعيت قابل توجهي از آنان در طول حکومت واليان به عراق مهاجرت کردند که امروزه به نام کُردهاي فيلي از آنان ياد مي شود . (مرادي مقدم ، 1385 : 205) رزم آرا در مورد طوايف کُرد پشتکوه مي نويسد : ” بزرگترين طوايف پشتکوه ، طوايف کُرد مي باشند که اين طوايف اصالتا با ساير طوايف پشتکوهي از لحاظ اخلاق و عادات فرق زياد دارا بوده و تصور مي رود اين عده از نقاط ديگر کشور در ازمنه ي قديم به اين منطقه کوچ داده شده اند . از اين طايفه عده زيادي در بين النهرين مسکون مي باشند . به طوري که اکثر بستگان و کسان اين طايفه در مندليج و علي غربي و نواحي ديگر فعلا زندگاني مي کنند . ” (رزم آرا ،1320 : 19)
يکي از طوايف ايل کُرد که ساکن روستاي حاضرميل هستند ، طايفه مموس مي باشد . در مورد اينکه اين طايفه از چه سرزميني به اين منطقه آمده و سکونت گزيده اند ، نمي توان استدلال دقيق و قابل پذيرشي را بيان نمود ، برخي اعتقاد دارندکه طايفه مموس از ديدگاه نژاد شناسي در زمره نژاد عرب به شمار مي روند و آنها را به طايفه “جماسه” که از شعبه هاي عمده طايفه بني کعب هستند ، منتسب مي دارند و يا در جرگه طايفه ” محمد اوي” که در عماره عراق ساکن هستند منسوب مي کنند . گروهي از طايفه مموس که آل موسي ناميده مي شوند در زمره عرب عزه هستند و در کشور عراق ساکن هستند . البته اين استدلال قابل پذيرش نيست که طايفه مموس را از نژاد عرب محسوب کنيم ، زيرا به صرف اين که با عربها ارتباط دارند و يا اينکه برخي از آنان در ديار عرب سکونت داشته اند ؛ نمي توان نژاد عرب بودن

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درمورد قانون حاکم، حل و فصل اختلافات، حق الزحمه Next Entries پایان نامه رایگان درمورد قانون حاکم، حل و فصل اختلافات، کردستان عراق