منبع پایان نامه ارشد با موضوع سوره بقره، آیت الله جوادی آملی، جوادی آملی، پیامبر(ص)

دانلود پایان نامه ارشد

حذیفه مراجعه می‌نماید و از وی می‌پرسد: «أنشدك الله أَمِنْهُمْ أَنَا؟ قَالَ لَا وَلَا أُومِنُ مِنْهَا أحداً بعدك»183 یعنی: «(ای حذیفه) تو را به خدا قسم می‌دهم که آیا من از آن قوم( منافقین) هستم؟ حذیفه گفت: نه! و بعد از تو هیچ کسی از آن ایمن نیست(هر فردی ممکن است جزء آنها باشد)». این گفتگو نشان می‌دهد که نفاق فراگیر بوده است. به علاوه نشان می‌دهد همان‌طور که از معنای لغوی و اصطلاحی نفاق نیز برمی‌آید، یک جریان مشخص كه به سادگی قابل رصد در جامعه باشد، نبوده است به‌طوری‌که حتی برخی از صحابه از این‌که در زمره‌ی منافقان باشند، بیم داشته‌اند.
دروزه این پرسش و پاسخ عمر و حذیفه را رد می‌نماید؛ استدلال وی این است که آیه به صراحت بیان می‌دارد که کسی از آن افراد آگاه نیست.184 ما نیز با دروزه در ساختگی بودن چنین روایتی همصدا هستیم اما با وجود رصد موضوع و اضطراب خلیفه دوم از این که چه کسانی از میان آنها منافق هستند جای این پرسش و بررسی است که چرا چنین روایتی ساخته شده است آیا بدین سبب نیست که (به سبب قرائن فراوان دلهره خلیفه دوم از اسامی منافقان) توجه از احتمال قرار دادن وی در میان آنها خالی گردد. بنابراین طرح چنین روایت ساختگی در یک پرسش و پاسخ وجدانی و محکمه فرضی، هر چند به انحراف کشاندن داوری عقل است، لیکن در نهایت پرده از واقعیت بر می‌دارد، واقعیتی که نشان می‌دهد هر چند روایت ساختگی است اما می‌خواهد حقیقت را وارونه نشان دهد.
شاید گفته شود روشنگری قرآن به‌خصوص در سوره توبه می‌تواند ما را در شناخت ماهیت این مرض پنهان یاری رساند لیکن راهبرد قرآن و پیامبر(ص) شفاف‌سازی نبوده است؛ آیه 64 سوره مبارکه توبه به این راهبرد قرآن اشاره می‌نماید: «يَحْذَرُ الْمُنافِقُونَ أَنْ تُنَزَّلَ عَلَيْهِمْ سُورَةٌ تُنَبِّئُهُمْ بِما في‏ قُلُوبِهِمْ قُلِ اسْتَهْزِؤُا إِنَّ اللَّهَ مُخْرِجٌ ما تَحْذَرُونَ»185 راهبرد پیامبر(ص) نسبت به منافقان نیز در روایت جابر آمده است: از جابر روایت شده است که زمانی که این سوره نازل شد پیامبر فرمود «بعثت بمداراة الناس»186 یعنی من برای مدارای با مردم مبعوث شده‌ام؛ این روایت نشان می‌دهد باوجود تمام دغدغه‌ای که نسبت به منافقان و خطر آن‌ها بوده است، راهبرد اصلی پیامبر در مقابل آن‌ها مدارا است؛ زیرا با وجود پیچیدگی حضور آن‌ها در جامعه چنانکه راهبردی دیگر اتخاذ می‌شد آشوب جامعه را فرا می‌گرفت. بعید نیست ترس برخی از اصحاب از رسوایی نفاقشان، آگاهی از چنین راهبردی بوده است که درحالی‌که از عدم معرفی و مقابله جدی با منافقان خبر می‌دهد از تهدیدی خبر می‌دهد که چنانچه بر مخالفت‌های خود بیفزایند مدارا با آن‌ها به پایان خواهد رسید.
2-4-2-1-3- واکاوی تعبیر «الذین فی قلوبهم مرض»
بررسی اجمالی تحولات آخرین سال‌های هجرت و به‌خصوص سوره‌ی مبارکه توبه نشان می‌دهد که منافقان دارای گروه عظیم و تأثیرگذاری در مدینه بوده‌اند. سخن از عبدالله بن ابی و پیروان او نیست، بلکه سخن از بیماری فراگیری است که بسیاری از اصحاب بدان مبتلا شده‌اند. هر چند هم‌زیستی با منافقان سرشناس مدینه در ظهور و بروز این عارضه تأثیرگذار بوده است.
آگاهی اجمالی بر وجود «مرض نفاق» در میان اصحابی که رنج آزارهای مختلف و سختی هجرت را به جان خریده‌اند و اکنون در زمره سرسخت‌ترین دشمنان و به تعبیر آیات قرآن بدتر از مشرکان و یهود قرارگرفته‌اند، خواننده را متحیر می‌سازد؛ هرچند قرآن صراحتاً از معرفی منافقان خودداری نموده است و راهبرد پیامبر(ص) نیز این‌گونه بوده است لیکن سؤال مهم این است که آیا می‌توان بر اساس قرآن شواهدی مرتبط با منافقان را استخراج نمود که وجود نفاق در میان برخی از اصحاب پیامبر را هرچند کلی تأیید نماید؟
پرسش فوق نگارنده را بر آن داشت به تتبع ویژگی منافقان در قرآن بپردازد، تا شاید بتوان بر اساس استخراج ویژگی‌های آن‌ها در پاسخ به پرسش فوق این فرضیه را مطرح نمود که در آخرین سال‌های هجرت منافقان سرشناسی مانند عبدالله بن اُبی سبب گمراهی برخی از اصحاب شده‌اند.
روش موردنظر این بود که در بررسی ویژگی منافقان تمامی آیات قرآن از آغاز تا انجام مورد مداقه قرار گیرد، لیکن در بررسی نخستین ویژگی‌های منافقان در آیات ابتدایی سوره مبارکه بقره، رویارویی با فرضیه‌ای جدید سبب شد که مسیر پژوهش دگرگون شود.
توضیح این‌که پس از دستیابی به خصلت «خدعه و نیرنگ» به‌عنوان نخستین ویژگی منافقان در این سوره187 در بحث و بررسی از دومین ویژگی مهم منافقان یعنی دروغ‌گویی،188 مشخص شد ویژگی دروغ‌گویی فرع بر انتساب عبارت «في‏ قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ» است که پیش از این ضمیر «هم» در این عبارت ما را به دلالتش بر توصیفات منافقان در آیات پیشین رهنمون کرده بود. بنابراین در گام بعدی خصلت «فی قلوبهم مرض» مورد بررسی قرار گرفت، بررسی تعبیر فوق در سایر آیات قرآن کریم جهت دستیابی به معنای جامع از منافقان در کنار تعبیرات مستقیم از منافقان نگارنده را بر آن داشت تا تعبیر «فی قلوبهم مرض» که طبق نظر مفسران حمل بر منافقان شده است را استخراج نماید.
در جستجوی ابتدایی نتایج قابل تأملی به چشم می‌خورد، باوجوداینکه تعبیر مورد بحث در سوره بقره ناظر بر منافقان است؛ در برخی دیگر از سوره‌ها عطف به منافقان شده است و ماهیتی جداگانه یافته است.189
این سرنخ فرضیه خوبی است برای این‌که دریابیم اجمالاً تعبیر «فی قلوبهم مرض» با «الذین فی قلوبهم مرض» متفاوت است. در ادامه آنچه ضرورت پیگیری این فرضیه را بیشتر می‌نمود این بود که مفسران در سوره بقره اشاره‌ای به این تفاوت ننموده‌اند و حتی آنان که روش تفسیر قرآن به قرآن را دنبال نموده‌اند به این اختلاف اشاره نکرده‌اند.
هم‌نشینی منافقان در کنار «الذین فی قلوبهم مرض» هر چند اجمالاً به خصلت مشترک آن دو اشاره می‌نمود لیکن همین هم‌جواری و دو تا شدن بیانگر این نیز بود که باوجود خصلت مشترک که قاعدتاً باید نفاق باشد از جهت ماهیت و مصداق با یکدیگر تفاوت دارند؛ حال مهم‌ترین پرسش این بود که منافقان چه تفاوتی با «الذین فی قلوبهم مرض» دارند؟ همچنین آیا علم اجمالی به این تفاوت بیانگر گروه‌های مختلف منافقان و همچنین پیچیدگی آن‌ها نیست؟ با توجه به قرآن ویژگی‌های مهم «الذین فی قلوبهم مرض» چیست؟ آیا می‌تواند ترس برخی از اصحاب ناظر بر این گروه از منافقان باشد؟
2-4-2-1-3-1- دیدگاه آیت الله جوادی آملی در مورد «الذین فی قلوبهم مرض»
با توجه به روش تفسیری این مفسر گران‌قدر احتمال این می‌رفت تا در پاسخ به پرسش‌های فوق توفیق بیشتری داشته باشیم، بنابراین به تفسیر نامبرده رجوع گردید.
آیت الله جوادی آملی در سوره بقره ذیل آیه مورد بحث تقسیم سه گانه از انسان با تاکید بر سلامت و یا بیماری قلب ارائه می‌دهند ایشان با تقسیم انسانها از منظر قرآن، از سه گروه: 1 ـ مؤمنان عادل كه زنده‏اند و قلبي سليم و سالم دارند. 2 ـ مؤمنان ضعيف الايمان و تبهكار كه زنده‏اند، ولي بيماردلند. 3 ـ كافران و منافقان كه مرده‏اند يا بيماري حادّ و مزمن دارند، نام می‌برد و مراد از گروه مذکور در آیات مورد بحث سوره بقره را بيماردلي منافقان می‌دانند.190
به نظر می‌رسد هرچند در این تقسیم‌بندی ایشان می‌کوشد میان منافقان و مؤمنان ضعیف الإیمان فرق گذارد، لیکن حمل آیه بر منافقان بیماردل دارای ابهام است. ایشان در ادامه این ابهام را که چگونه هم مرده‌دل‌اند و هم بیماردل این‌گونه پاسخ می‌دهد که منافقان هم در حكم مرده‏اند و هم در حكمِ بيمار؛ چون قلبشان به‌مثابه مرده است، از آن هيچ بهره‏اي نمي‏برند و چون دل‌هایشان به‌طور حادّ بيمار است، درد و عفونت آن گریبان گیرشان است؛ زيرا مرده محض، عذاب دنيا را احساس نمي‏كند.
پاسخ به ابهام ایجادشده دارای تکلف است و دقیقاً مشخص نشده است که این بیماری چه چیزی است که حمل بر منافقان شده است، به تعبیری دیگر برای تمایز مؤمن بیماردل از منافق باید از خصلتی قابل‌سنجش نام ببریم که ابهام‌زدایی نماید.
فرضیه ما این است که باید میان دو تعبیر «فی قلوبهم مرض» و «الذین فی قلوبهم مرض» تفاوتی نهفته باشد. آیت الله جوادی آملی در دو جا یعنی در توضیح این‌که چرا خداوند بر مرض می‌افزاید و نیز در بحث از استناد افزایش مرض به خداوند به ترتیب به آیات 52 مائده و 20 محمد(ص) استشهاد نموده است، اما اشاره‌ای به تفاوت این دو تعبیر نکرده است. به نظر می‌رسد ایشان به نقاط مشترک دو تعبیر اشاره دارد؛ لیکن به ویژگی خاص هر یک و تمایز آن‌ها اشاره‌ای نکرده است.
ایشان در جای دیگر نیز191 مفهوم تعبیر «الذین فی قلوبهم مرض» را که ناظر بر بیماردلان گریزان از میدان نبرد دانسته، حمل بر منافقان بیماردل نموده است.192 در اینجا نیز می‌توان این تفسیر را مبتنی بر نقاط مشترک منافقان و «الذین فی قلوبهم مرض» دانست؛ لیکن هنوز تمایز آنها مشخص نشده است.
توضیح ایشان در مورد آیه 29 سوره مبارکه محمد مبنی بر این‌که، بیماری و بیماردلان در آیه نامشخص هستند، مصداق روشنی از تعبیر مورد بحث در آیه ارائه نمی‌دهد.193
در آیه 20 سوره مبارکه محمد194 که ایشان تحت عنوان «برداشت منافقان از شهادت و حیات برزخی» به آن استناد نموده‌اند، از سیاق آیه پی برده‌اند که آیه ناظر بر منافقان است195 اما باز به تفاوت «فی قلوبهم مرض» اشاره نشده است. درحالی‌که سیاق آیه نشان می‌دهد این افراد در میان مؤمنان هستند و از جهاد مضطرب می‌شوند آن‌ها هرچند دارای ویژگی مشترک با منافقان هستند لیکن با منافقان تفاوت دارند. جالب توجه این‌که این تقسیم‌بندی ایشان از انواع منافقان در جای دیگر، وجود دو گروه از منافقان را تأیید می‌نماید. لیکن در تمایز این دو تعبیر اشاره‌ای بدان نشده است.
تقسیم‌بندی ایشان بدین گونه است: «منافقان در صدر اسلام دودسته بودند؛ گروهي از همان آغاز كافر بودند ولي تظاهر به ايمان مي‏كردند196 و عدّه‏اي در ابتدا صادقانه ايمان آوردند امّا وقتي اسلام را با منافع و اغراض دنيوي خود ناسازگار يافتند قلباً كافر شدند، ولي ايمان ظاهري خود را حفظ كردند و در سايه آن به مبارزه با دين پرداختند197»198
این تقسیم‌بندی مفسر هرچند در تفسیر و تمایز دو تعبیر فوق دخالت داده نشده است لیکن به تقویت فرضیه ما کمک نمود.
2-4-2-1-3-2- تعبیر «فی قلوبهم مرض» در قرآن
تعبیر «الذین فی قلوبهم مرض» 11 بار در قرآن به کار رفته است، از این تعداد تنها 2 مورد199 به‌صورت «فی قلوبهم مرض» و بدون «الذین» آمده است و پیگیری ضمیر در آن با توجه به سیاق آیات حمل بر منافقان شده است. و 9 مورد باقی‌مانده دارای موصول «الذین» است و با همین موصول که ضمیر بدان برمی‌گردد تعبیر مورد بحث ماهیتی جداگانه به خود می‌گیرد.
از 9 موردی که ضمیر «الذین» در آن به کار رفته است، در سه مورد200 عطف بر منافقان شده است که با فرض تفاوت آن‌ها بر دو نکته دلالت دارد، نخست این‌که این گروه با منافقان ویژگی مشترک دارند که در کنار هم قرار گرفته‌اند و ثانیاً ماهیت این عطف می‌رساند که هرکدام دارای حد و مرز و خصلت متفاوت از دیگری است. بنابراین می‌توان درباره‌ی 6 مورد باقی مانده201 چنین حکم کرد که دارای خصلتی منافقانه هستند.
2-4-2-1-3-3- بررسی مفهوم «الذین فی قلوبهم مرض» در عطف بر منافقان
در عبارت «الذین فی قلوبهم مرض» ازآن‌رو که مرجع ضمیر «الذین» است، موجودیتی جداگانه یافته است. لیکن به سبب ابهام موصول «الذین» ماهیت آن کاملاً مشخص نیست، اجمالاً به سبب عطف بر منافقان می توان دریافت که این تعبیر ارتباط تنگاتنگی با ویژگی های منافقان دارد. در دو سوره انفال202 و احزاب203 در شرایط مشابه منافقان بر «الذین فی قلوبهم مرض» عطف می‌شوند.
فضای هر دو سوره در شرایط جنگ است، سوره انفال ناظر بر جنگ بدر است و سوره احزاب به جنگ خندق اشاره دارد، در این دو جنگ در زمان رویارویی با دشمن این دو گروه همصدا با هم وعده‌های الهی را فریب‌های مذهبی می‌دانند، نظرات مفسران در مورد ارتباط این دو تعبیر متفاوت است و در دو گروه خلاصه می‌شود.
1. این گروه از

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع پیامبر(ص)، امپراتوری روم، منافع اقتصادی، نظام اجتماعی Next Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع تعیین مصداق، علامه طباطبایی، ترتیب نزول، رسول خدا (ص)