منبع پایان نامه ارشد با موضوع سن ازدواج، زنان شاغل، ایفای نقش، روابط زناشویی

دانلود پایان نامه ارشد

بسياري در پي خواهد داشت.
7-تاخیر در ازدواج: پدید هایی نظیر تاخیر در سن ازدواج، بالا رفتن سن ازدواج، بالا رفتن نرخ تجرد قطعی، کاهش تعداد فرزندان و … از مهم ترین آثار ناشی از خروج زنان از خانه و اشتغال به کار آن ها در اجتماع است. هم چنان که به نظر می رسد این تحولات کند و بطی اما در حال وقوع است.112بر اساس آمارهای موجود و تحت شرایط اقتصادی- اجتماعی جدید میانگین سن ازدواج یا میانگین سن اولین ازدواج در بسیاری از جوامع صنعتی رو به افزایش است. نیاز های اقتصادی تا حد زیادی به عنوان انگیزه ی ازدواج و تشکیل خانواده به حساب می آید.113برخی از خانم ها که دارای شغل هایی هستند که از نظر عاطفی و مالی ارضا کننده است، از انگیزه کمتری برای ازدواج برخوردارند چنان که نیاز مالی و نداشتن درآمد کافی، یکی از عوامل تأخیر ازدواج پسران است، در دختران و زنان نیز استقلال اقتصادی و درآمد مادی، می تواند یکی از موانع ازدواج باشد؛ چرا که تا مدتی کار و منافع ناشی از آن چنان فرد را درگیر و سرمست خودش می کند که نیازی به ازدواج و زیر بار امر و نهی همسر و مسئولیت زندگی رفتن احساس نمی کند و ما روز به روز شاهد افزایش سن ازدواج در زنان شاغل هستیم.114
ب: پیامدهای خانوادگی
1-دوری از خانواده: برای بسیاری از افراد محل کار جایگزین خانه یعنی بهشت امن، مرکز معنا و مفهوم زندگی و منبع ارزشمندی خود می گردد در حالی که پیش از این تصور می شد که کار وسیله ای برای دستیابی به پول برای حفظ امنیت خانه است، اما با گذشت زمان و بروز برخی مشکلات خانوادگی و نیز مدیریت غلط منابع مالی و در پی آن صرف زمان بیشتر برای کار، به تدریج فرد احساس آرامش و امنیت بیشتری در محیط کار می کند؛ به خصوص اگر محیط کار به گونه ای باشد که رابطه ای صمیمانه بین همکاران شکل گیرد و با هم شوخی و مزاح نموده، به پیامک بازی، بلوتوس بازی و امثال آن بپردازند. ضمن این که گاهی بنا به اقتضای برخی از کارها، فرد از سوی همکاران یا مراجعان مورد احترام و گاه ستایش قرار گرفته و به نوعی احساس غرور و ارزشمندی می کند. این در حالی است که همان شخص ممکن است درون منزل، از سوی همسر یا فرزندان مورد بی مهری و گاه بی حرمتی واقع شود. طبیعی است چنین شخصی سعی خواهد نمود وقت بیشتری را برای کار صرف کند و از این طریق نیاز به احترام و ارزشمندی خود را ارضا کند.115
2-تغییر در ارزش ها و اولویّت ها: آنجا که کاری که درآمد کافی داشته باشد زمان بیشتری را می طلبد، اغلب بر زمان زندگی خانوادگی غلبه دارد و باعث می شود به مرور زمان  ارزش ها و انتظارهای فرد، تفکر و تصمیم گیری های او را تحت تأثیر قرار دهد. در مواردی مادر ممکن است فکر کند: اگر بتوانم کسی را پیدا کنم که از فرزندم بهتر از من مراقبت کند، آن وقت می توانم توجه بیشتری به اولویت واقعی زندگی ام که کار است معطوف کنم.116
3-سست شدن کانون خانواده: پژوهشگران با ملاحظه تفاوت های روانی زن و مرد دریافته اند که رعایت احترام مرد در جایگاه سرپرست خانواده، به تقویت روحیه اعتماد به نفس و انگیزه حمایت از خانواده می انجامد.117
از نگاه پارسونز، جامعه شناس مشهور آمریکایی نیز خانواده پاره نظامی از نظام کل(جامعه) است که بر مبنای تفکیک نقش های جنسی بنا می شود. تخصص و تفکیک نقش ها به حفظ نظام خانوادگی و وحدت آن کمک می کند و مبنای اجتماعی کردن کودک است. مرد، رئیس خانواده است و نقش نان آوری را بر عهده دارد، و زن نقش کدبانوی خانه را ایفا می کند. نقش اقتصادی مرد و شغل وی تعیین کننده ترین پایگاه حقوقی خانواده و نقش اصلی مرد در جامعه، و خانه داری و بچه داری اساسی ترین فعالیت ها، و نقش زن است، و زن مدار زندگی خانوادگی است. از نظر وی، تفکیک جنسیتی نقش ها در شکل گرفتن شخصیت کودک نقش بی بدیل دارد. پسر، خود را با پدر همانند می سازد و دختر به مادر تاسی می جوید. اشتغال زن افزون بر آنکه موقعیت عاطفی وی را در خانواده متزل می سازد، به سبب رقابت شغلی زن با شوهر به ناهماهنگی و نابسامانی خانواده می انجامد.118
اگر زن ازدواج کرده، نقش نان آوری را بر عهده گیرد، خطر رقابت با شوهر به میان می آید که برای وحدت و یکپارچگی خانواده زیان آور است. افزون بر این، هنگامی که تقاضای مرتبط با کار و نقش های خانوادگی سبب کاستی های در ایفای نقش های خانگی شود، احتمال بروز تنش در روابط زن و مرد افزایش می یابد.119 و بدین صورت زمانی که در جهت استحکام و رشد خانواده باید قرار گیرد در تنش و مشاجرات هدر رفته و شیرازه واقعی خانواده از هم پاشیده و افراد به صورت نمادین در کنار یکدیگر زندگی خواهند کرد.
4- اشکال در ایفای نقش های خود در منزل: بدیهی است که زنان شاغل نتوانند آن طور که شایسته است وظایف خانه داری و مسئولیت های خود را به عنوان همسر و مادر انجام دهند. بسیاری از اختلاف های زناشویی نیز از همین امر ناشی می شود، خصوصا جایی که مردان، خود را موظف به کمک در کارهای منزل نمی دانند. طبق آمار به دست آمده مردان تنها 15-10 درصد از کارهای خانه را انجام می دهند.120 مطالعات نشان می دهند که زنان متأهلی که بیرون از خانه شاغلند، کمتر از سایر زنان کارهای خانه داری را انجام می دهند، اگرچه مسئولیت اصلی مراقبت و رسیدگی به خانه تقریبا همیشه بر عهده آنهاست.121
پارسونز122 (1955)، با توجه به الگوی نقش ها، دو نقش متفاوت را در خانواده مطرح می کند. از نظر او123 مرد نقش ابزاری و زن نقش بیانگر دارد. نقش ابزاری، بیش تر گویای حالات مردانه و نقش بیانگر شامل حالات زنانه است. به اعتقاد وی این تقسیم نقش باعث حفظ وحدت خانوادگی می شود؛ زیرا نقش مرد، دادن پایگاه اجتماعی به خانواده از طریق شغل مرد و حفظ امنیت و آسایش خانواده از طریق درآمد شغلی اوست و نقش زن ایجاد روابط عاطفی (بیانگر) در درون خانواده و حفظ روابط عاطفی ضروری برای اعضای خانواده است که از مشکلات گوناگون جامعه رنج می برند. پارسونز این تقسیم را بهترین شکل برای حفظ وحدت خانوادگی می داند و تداخل هر نوع نقش دیگر را سبب برهم خوردن تعادل زندگی به حساب می آورد؛ به خصوص در حالت اشتغال زن، او حالت بیانگر را از دست داده و تبدیل به رقیب شغلی شوهر خود می شود، رقابت زن و شوهر با یکدیگر سبب ناهماهنگی و نابسامانی خانواده می شود.124 وی الگوی متعارف تقسیم جنسیتی نقش ها و وظایف میان زن و شوهر را عادلانه می داند؛ به این دلیل که نقش های آنها معادل و مکمّل یکدیگرند.125
گرین هاوس126 سه نوع تعارض را میان کار و خانواده مطرح می کند:
1-تعارض مبتنی بر زمان: یعنی این که چگونه زمان اختصاص یافته به یک نقش باعث کاهش توجه به نقش دیگر می شود، مانند زمانی که ملاقات ها و جلسات اداری با برنامه میهمانی خانوادگی در تعارض باشد.
2-تعارض مبتنی بر فشار روانی: عبارت است از سرایت نشانه های تنیدگی مانند خستگی و تحریک پذیری از یک نقش به نقش دیگر. ما در اینجا با انواع گوناگون فشارهای روانی درگیر هستیم، مثل انتظارها و توقع های شغلی در مقابل انتظارهای شخصی و خانوادگی، رقابت بین زن و شوهر، تقسیم کار، مراقبت از فرزندان، تخصیص زمان، مسافرتها و مهاجرت های شغلی، شبکه های اجتماعی و حفظ هویت.
3-تعارض مبتنی بر رفتار: این تعارض عبارت است از ناهماهنگی رفتار در یک نقش با رفتار مورد انتظار در نقش دیگر، مانند زمانی که از کارمند در محیط کار، عینی بودن و غیر عاطفی عمل کردن و در خانواده گرمی، عاطفی بودن و نقش پرورشی مورد انتظار است.127
 گرین هاوس و همکارانش(1989) دریافتند که زنان سطوح بالایی از تعارض کار و خانواده را هنگامی که به شدت درگیر کار خود هستند، تجربه می کنند.128
5- اشتغال و در گیری ذهنی در مورد مسائل کاری: در پی آن، مصرف شدن انرژی روانی شخص بيرون از منزل و کوتاهي نسبت به وظایف خانه ، بعضی از آقایان از همسران شاغل خود شاکی هستند که گاهی همسرانشان نمی توانند خود را از مشغله ذهنی کار خود رها کنند و پیوسته در مورد مسایلی صحبت می کنند که در سر کار اتفاق افتاده و یا نگران کارهایی هستند که فردا باید انجام دهند. گویا جسمشان در منزل هست ولی روح و فکرشان درگیر مسایل کاری است.
6-ارضای نیازهای کلامی و عاطفی در محیط کار: برخی از خانم های شاغل در محیط کار به اندازه کافی با همکاران و مراجعان صحبت کرده و نیازهای کلامی و عاطفی خود را از این راه ارضا می کنند، برای همین ممکن است در منزل نیاز و انگیزه کافی برای برقراری رابطه کلامی با اعضای خانواده نداشته باشند.
همچنین به هم خوردن ساعات فعالیت های خانگی و انتقال بخشی از این فعالیت ها به ساعات پایانی شب نیز می تواند هم زمانی ورود به استراحت گاه را که با دقایقی هم صحبتی همراه است، کاهش دهد. ارتباط کلامی میان زوج از عوامل استوار سازی روابط زناشویی است.129 این کاستی، می تواند به شکل مشکلات عاطفی و رفتاری، دوستی های افراطی و ناسالم در فرزندان بروز کند. در مورد همسر نیز ممکن است موجب بدخلقی و برقراری روابط عاطفی و کلامی ناسالم با زنان دیگر گردد تا بدین وسیله نیاز خود را که از طریق همسر در خانه تامین نمی شود احیا کند.
7-انتقال خستگی ناشی از شغل به خانه و عدم آمادگی جسمانی و روانی برای برآوردن نیازهای روانی، عاطفی اعضای خانواده: مطالعه های دامس،130 1986 نشان می دهد که روزهایی که مادرها روابط اجتماعی ناخوشایندی را با دیگران دارند رفتارهای ناخوشایند بیشتری با فرزندان شان داشته اند. همچنین پژوهش رپتی و وود 131، 1996 نشان داده است که استرس های شغلی، الگوهای تعامل خانوادگی را تحت تأثیر قرار می دهد. مادرانی که در محل کار، فشار کاری و استرس بین فردی داشته اند، علائم کناره گیری رفتاری و هیجانی را بیشتر نشان می دادند.
8-عدم سرپرستی و نظارت مستقیم فرزندان در منزل، محله و مدرسه و غفلت از نیازهای آن ها: وقتی مادر دوش به دوش پدر بیرون از خانه باشد، بدیهی است که فرصت کافی و انرژی لازم برای نظارت بر امور درسی و نیز رفتارهای بیرون از منزل بچه ها را نداشته باشد. همین امر سبب غفلت از نیازهای فرزندان و یا بی توجهی به آن خواهد شد. نتایج پژوهش خوانساری و رحمتی (1382) نشان می دهد که نزدیک به 20 درصد کودکانی که مادرانشان کار می کنند در ساعات قبل و بعد از مدرسه، سرپرستی ندارند.132
9-پیامد هاي نامطلوب اشتغال مادر بر رشد جسمانی و روانی فرزندان: پس از تولد نوزاد، مادر نخستین فرد خانواده است که با کودک خود تماس مستقیم دارد. در واقع زندگی کودک با ارتباط زیستی میان او و مادرش آغاز می شود. این ارتباط نه تنها در رفع نیازهای کودک مؤثر است، بلکه بر حالات روانی و عاطفی وی نیز تأثیر می گذارد. اصولا رشد طبیعی و روانی کودک در درجه نخست، به وجود مادر وابسته است و تا مدتی طولانی، وی عمده ترین نقش را در زندگی بازی می کند.133
   البته، در مورد میزان تأثیر اشتغال مادران شاغل بر رشد فرزندان و مقایسه آن با نقش مادران غیر شاغل، نباید از جنبه های دیگر غافل ماند و باید تمام عواملی را که احتمالاً در روند رشد تأثیر دارند، مشخص نمود. به عنوان مثال، مادر شاغلی را که شخصیت و صلاحیت او برای مادری در سطح مطلوبی است باید با مادر غیرشاغلی که دارای همین خصیصه است مقایسه کرد. بدون شک در بسیاری از موارد مادر غیر شاغل بهتر می تواند به نیازهای عاطفی، اجتماعی و شخصیتی کودک خود پاسخ دهد. برعکس، مادری که به دنبال چندین ساعت کار و تلاش در خارج از منزل، با حالتی خسته به منزل برمی گردد، نمی تواند بر انجام دادن این مهم، آن طور که شایسته است اقدام کند.134
10-کم میلی به بچه دار شدن یا اکتفا به فرزند کمتر: نتایج پژوهش باقری، ملتفت و شریفیان (1388) نشان می دهد که زنان شاغل در مقایسه با زنان خانه دار در تعیین تعداد موالید نقش برجسته تر و تعیین کننده تر دارند. اخوی راد و حاتمی در پژوهشی نتیجه گیری کردند که اکثر افراد، اثر کار زن را بر میزان باروری تأیید می کنند که عامل آن کمبود وقت از جهت رسیدن به فرزند می باشد.135 چنان که به وضوح در جامعه می بینیم خانواده هایی که زن و شوهر هر دو شاغلند

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع زنان شاغل، بحران هویت، اشتغال زنان، اقتصاد خانواده Next Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع مزاحمت جنسی، زنان شاغل، ایفای نقش، سلسله مراتب