منبع پایان نامه ارشد با موضوع سنت و مدرنیته، حقوق کودک، تقسیم کار، تبعیض جنسیتی

دانلود پایان نامه ارشد

آسان به مدرنیته مشغول شدهاند. در این دیدگاه نوگرایی در قالب “تسلیم بی قید و شرط در برابر غربی ها”، “اخذ تمدن فرنگی بدون تصرف ایرانی” و ” از فرق سر تا نوک پا فرنگی شدن” طرح و تبلیغ گردید (کچویان، 1384: 80). این جریانها درنهایت به جریان سومی ختم شد که نه به نفی مدرنیته دست میزند و نه داعیۀ نفی سنت را دارد، چنان که ضرورت این هر دو را درک کرده و به دنبال برقراری پیوندی معقول بین سنت و مدرنیته است. «مرکزیترین موضوع و دغدغۀ روشنفکران این حوزه توجه به شرایط فرهنگی، دینی و ملی ایرانی است. آنها بازشناسایی هویت ایرانی را در رابطه با هویت جهانی هدف تلاش خود ساختهاند» (آزاد ارمکی، 1380: 69 و70). البته لازم به ذکر است که در کنار این گروهِ به ظاهر میانهرو، سنتگرایان و تجددخواهان نیز بر سر اعتقادات خود مانده و همچنان به حیات خود ادامه میدهند.

2- 1- 8 تأثیر مدرنیته بر خانوادۀ معاصر ایرانی
تغییر و تحولاتی که در غرب تحت عنوان مدرنیته و جهانیشدن رخ داده، پیامدهایی را از طریق دنیای اطلاعات و ارتباطات بر سایر نقاط دیگر جهان به جای گذاشته است و چون همۀ این تحول درونزا نبوده و در جوامعی که وارد میشود، فرهنگسازی نشده، لذا بحرانهایی را در ایـن جوامع بهوجود آورده و در این میان جامعۀ ایران و به طبعِ آن خانوادۀ ایرانی از این تحولات دور نبوده است (علی احمدی، 1389: 61). این بحران بیش از همه در روابط خانوادگی – رابطۀ زن و شوهر و والدین و فرزندان – نمود یافته است. به نظر میرسد در ایران، زندگی فرهنگی بیش از سایر حوزهای زندگی اجتماعی، تغییراتی را داشته و بعضی تحولات اجتماعی راه را برای ظهور گروههای اجتماعی با جهانبینیهای متفاوت و خواستهای متنوع باز کرده است (همان).
اگر در گذشته مراجع هنجارگذاری برای خانوادۀ ایرانی، دین و سنتهای ایرانی بود، اکنون در کنار این دو عامل، برخی از دستاوردهای مدرنیته همچون اینترنت و شبکههای ماهوارهای با قدرت و ضریب نفوذ گسترده، تأثیرات خود را بر جامعه، به ویژه نسل جوان، القاء میکنند. این امکانات جدید که در سالهای بعد از نیمۀ دهۀ هفتاد و به ویژه دهۀ هشتاد با شتاب فراگیر شد، زمینه را برای معارضۀ ارزشهای سنتی و مدرن در بستر نهاد اجتماعی کوچک و البته مهمی مانند خانواده فراهم آورد.
خانوادۀ ایرانی از نظر عناصر ساختی و کارکردها، در حال گذار از وضعیت سنتی به وضعیت مدرن محسوب میشود. هرچند که به اعتقاد گیدنز، ایران در خلال انقلاب اسلامی برخلاف مسیر تحول در سراسر جهان حرکت کرده و بیشتر در پی بازگشت به ارزشهای سنتی بوده است، اما تحولات سالیان اخیر نشان دادهاند راستاهای تغییر در ایران نیز مشابه غرب و سایر جوامع بشری عمل کردهاند. از میان تغییرات انجامگرفته در محدودۀ روابط خانوادگی میتوان به موارد زیر اشاره کرد: به رسمیت شناخته شدن بیش از پیش حقوق زنان در انتخاب همسر و تصمیمگیری در خانواده، تغییر هرم قدرت در خانواده و تزلزل قدرت پدر، کاهش نفوذ گروههای خویشاوندی، کاهش ازدواجهای خویشاوندی، افزایش آزادیهای جنسی و مناسبات عاطفی پیش از ازدواج، به رسمیت شناختهشدن بیش از گذشتۀ حقوق کودکان، افزایش اقدام به طلاق، کاهش اولویت فرزندآوری، بالارفتن سن ازدواج و تمایل کمتر برای ازدواج به عنوان یک اولویت در زندگی، افزایش خانوادههای تک والدینی و در اولویت قرار گرفتن اشتغال برای دختران (همان: 31).

2- 1- 9 نگاهی به مفاهیم بنیادی حوزۀ خانواده در دو گفتمان سنت و مدرنیته
انسان و هویت او در درون گفتمان شکل میگیرد. به تعبیر دریدا خارج از متن چیزی وجود ندارد و هر آنچه هست در درون متن است. واقعیات در درون متن معنا مییابند و آن چیزی که به انسان هویت میبخشد، گفتمانها هستند؛ لذا گفتمانهای متفاوت هویتهای مختلفی را ایجاد میکنند (تاجیک، 1378: 10). بر همین اساس و بنا به گفتۀ علیاحمدی، مفاهیم بنیادی خانواده همچون زن، مرد، فرزند، ازدواج، عشق، طلاق، سرنوشت و غیره نیز در گفتمانهای مختلف، مدلول، معنا و هویتی متمایز مییابند. در واقع، «دال» به اعتبار این که در بستر کدامین گفتمان نقش بازی میکند، میتواند به مدلولهای گوناگونی ارجاع دهد. رابطۀ ثابتی بین دال و مدلول وجود ندارد و این انسانها هستند که به فراخور فضا و محیط گفتمانی خود، معنا را تعریف میکنند. در زندگی خانوادگی به عنوان مثال دالهایی چون زن، ازدواج، عشق و… میتوانند دارای معانی متفاوتی باشند. هنگامی که دربارۀ هر یک از مفاهیم فوق بحث میکنیم، باید مشخص کنیم دال مورد نظر در چه گفتمانی این معنی را میدهد. مثلاً نمیتوانیم بگوییم یک تعریف از «ازدواج» وجود دارد و این تعریف خاص در تمامی گفتمانها مورد پذیرش است، زیرا تمامی این مفاهیم درون گفتمانها معنا پیدا میکنند و با تغییر گفتمانها این مفاهیم نیز تغییر میکنند، بنابراین هیچ مفهومی ثابت نیست (علی احمدی، 1389: 129).
اکنون به تعریف چند مفهوم محوری در ارتباط با خانواده میپردازیم و نشان میدهیم که چگونه هر یک از این مفاهیم در دو گفتمان سنت و مدرنیته معناهایی متفاوت به خود میگیرند.
– انسان
انسان در گرایش سنتی به عنوان موجودی جمعگرا، دیگرخواه، منفعل، گذشتهگرا، دچار رخوت، واجد تعلق اجتماعی قوی، واجد احساس تعلق به فرهنگ خاص و ماوراءالطبیعه، تحت نظارت و کنترل و بالأخره مرتبط، متصل و گرفتار در چنبرۀ جامعه و سنتها در نظر گرفته میشود؛ این در حالی است که دیدگاه مدرن، برای انسان تعاریفی همچون فردگرا، خودخواه، لذتجو، تمایزطلب، استقلالخواه، تنوعطلب، آیندهگرا، دچار احساس سرگردانی و تنهایی و گرفتار در چنبرۀ عقلانیت را ارائه میدهد (همان: 132).
جدول 2- 1 انسان در دو گفتمان سنت و مدرنیته
نگرش سنتی به انسان
نگرش مدرن به انسان
جمعگرا
فردگرا
دیگرخواه
خودخواه
واجد تعلق اجتماعی قوی
دچار احساس سرگردانی
واجد احساس تعلق به فرهنگ خاص و ماوراءالطبیعه
دچار احساس پوچی
مرتبط، متصل و گرفتار در چنبره جامعه و سنتها
دچار احساس تنهایی
گذشتهگرا
آیندهگرا
دچار نخوت – منفعل
تنوعطلب – جستوجوگر
سرکوب عشق
لذتجو
تحت نظارت و کنترل
عقلگرا

– زن، همسر
زن در نظام تقسیم کار سنتی، نقش کدبانوی خانه را دارد، از اینرو همسر ایدهآل مرد سنتی، زن خانهدار است که بتواند کارهای خانه را به درستی انجام دهد (فاضلی، 1387: 45). در این گفتمان زن همواره تابع مرد بوده و موجودی فرودست به حساب میآید (بهنام، 1383: 79). یکی از نزاعهای اصلی سنتگرایان در زمینه جنسیت و تبعیض جنسیتی، این است که سنتگرایان در الگوی ایدهآل خود، زن و وظایف او را در مادرشدن، تربیت کودک، گرم نگهداشتن محیط خانه، انتقال مهارتهای زنانه به نسل بعد، پخت و پز، کدبانوگری و خانهداری میبینند (فاضلی، 1387: 45). از نظر این عدّه زن خوب زنی است صرفهجو، زحمتکش، آمادۀ پذیرایی از همگان، مدیری خوب، حافظ دخل و خرجی متوازن، و بهطورکلی زنی که خود را منحصراً وقف امور خانه نماید. در مقابل، منتقدان فمنیست و نوگرا در تلاشاند تا زن را از چهاردیواری خانه به محیط جامعه بکشانند و فرصتهای بیشتری برای او در جامعه و بیرون از خانه فراهم سازند (همان). در گرایش مدرن زنان در مقایسه با مادران خود از تحصیلات بالاتر برخوردار شده و درصدد تعریف نقش خود برآمدهاند (سگالن، 1380: 330) و تقسیم کار بین زن و مرد چه در داخل خانه و چه خارج از آن، کاملاً واضح و معیّن نیست (گیدنز، 1383: 248). بهطورکلی میتوان گفت در ایـن نگرش، تقسیم بهتر نقشها و مسئولیتها بین مردان و زنان، برابری بیشتر در زندگی زوجها و روابط زناشویی، آزادی و استقلال گستردهتر در عرصۀ جنسی، حق درخواست طلاق بـرای هر یک از همسران، کاهش تفاوت مسئولیتها و وظایف براساس جنس و توجه بیشتر به عشق، عاطفه، خوشبختی و احساسات به عنوان عناصر اساسی رابطۀ استوار قلمداد میشوند (بهنام، 1383: 90).
جدول 2- 2 نقش زن در دو گفتمان سنت و مدرنیته
نگرش سنتی به زن
نگرش مدرن به زن
تعیین جایگاه توسط دیگران
تعیین جایگاه توسط خود فرد
تابع مرد – فرودست
مستقل – برابر با مرد
تامین کننده نیازهای همسر
دوست و همراه همسر
دارای نقشهای خانگی
(بچهداری، آشپزی، شست و شو،…)
حضور در جامعه
(رانندگی، تحصیلات عالی، شغل بیرون از منزل،…)

– مرد
مرد در گرایش سنتی، رئیس خانواده و مالک همسر و فرزندان محسوب میشود و از اقتدار خاصی برخوردار است. در این نگرش که وظایف زن و شوهر به وضوح از یکدیگر تفکیک شده هستند، مرد نقشی ابزاری ایفا میکند؛ او مسئول برقراری تماس با جهان خارج و تأمینکنندۀ نیاز اقتصادی خانواده است و معمولاً هیچ کاری را در خانه برعهده نمیگیرد (سگالن، 1380: 249و254). اما در گرایش مدرن که با درهم شکستهشدن اقتدار پدری (پدرسالاری) همراه است، صحبت از برابری و تساوی حقوق زن و مرد به میان میآید.
جدول 2- 3 نقش مرد در دو گفتمان سنت و مدرنیته
نگرش سنتی به مرد
نگرش مدرن به مرد
مقتدر – رئیس خانواده – مالک همسر و فرزند
برابر با همسر و فرزند
عدم مشارکت در امور خانه
(در صورت مشارکت، آن را لطفی در حق همسر می داند)
مشارکت در امور خانه

– فرزندان
در گرایش سنتی فرزند امنیتبخش روزهای پیری پدر و مادر محسوب میشود، درحالیکه در گرایش مدرن دیگر نه از روابط پدر و مادر- فرزندان و وظایف متقابل، بلکه از حقوق کودک سخن به میان میآید (بهنام، 1383: 106). فرزندان در این گفتمان، دیگر نماد استمرار و جزو اموال والدین تلقی نمیشوند بلکه برنامهای برای آینده و عضو بالقوۀ جامعه محسوب میگردند (همان: 196).
جدول 2-4 نقش فرزندان در دو گفتمان سنت و مدرنیته
نگرش سنتی به فرزند
نگرش مدرن به فرزند
عصای دست پدر و مادر – جزو داراییهای والدین
دارای حقوق مخصوص به خود
تحت نظارت خانواده – فرمانبُرداری از والدین
استقلالطلب – آزادیخواه

– والدین (پدر و مادر)
در فرهنگ سنتی، والدین مهمترین وظیفۀ خود را تأمین نیازهای مادی فرزندان میدانند. اما در فرهنگ مدرن، پدر و مادر قبل از هر چیز دوست فرزند خود محسوب میشوند و علاوه بر برآوردن نیازهای مادی، به نیازهای روحی و عاطفی فرزندشان نیز توجه دارند.
جدول2- 5 نقش پدر و مادر در دو گفتمان سنت و مدرنیته
نگرش سنتی به نقش پدر- مادر
نگرش مدرن به نقش پدر- مادر
نقش پدر: تأمین رفاه مادی فرزندان – تنها تصمیمگیرنده در خانواده – انتقال مهارتهای مردانه به فرزند (پسر)
دوست و همراه فرزندان- توجه به نیازهای روحی و عاطفی فرزندان – مشورت با فرزندان
نقش مادر: پخت و پز، شست و شو،… – انتقال مهارتهای زنانه به فرزند (دختر)
دوست و همراه فرزندان – توجه به نیازهای روحی و عاطفی فرزندان – مشورت با فرزندان

– ازدواج
با وجود اینکه ازدواج یکی از اصلیترین موضوعات و مسائل مطرح خانواده در جامعۀ ایرانی است (آزاد ارمکی، 1390: 99) اما در دو گرایش سنتی و مدرن ماهیت متفاوتی دارد. ازدواج در گرایش سنتی صرفاً پیوند یک مرد و یک زن نیست، بلکه پیوند میان دو خانواده یا دو گروه خویشاوندی است (بهنام، 1383: 76). در این گفتمان، معمولاً ازدواج به اختیار فرد صورت نمیگیرد و تصمیمگیری دربارۀ آن بر عهدۀ خانواده است. اما در گفتمان مدرن نحوۀ نگرش به ازدواج متفاوت است، به این معنا که خواست یک زوج مبنی بر ازدواج با یکدیگر هم برای خودشان و هم از نظر سایر افراد جامعه دلیل کافی برای ازدواج و تشکیل خانواده به حساب میآید (روزن باوم، 1367: 153). بدینترتیب ازدواج بیش از پیش به صوت رابطهای درمیآید که دلیل پیدایش و ادامۀ آن، احساس رضایت عاطفی خاصی است که از همزیستی و ارتباط نزدیک با همسر مطلوب حاصل میشود (گیدنز، 1383: 131). به عبارتی، ازدواج در این گفتمان بیش از هر چیز تلاشی است برای برقراری رابطهای ارضاءکننده و در جهت پاسخگویی به میل عاطفی و جنسی. در ادبیات گرایش سنتی به ازدواج به واژهها و مفاهیمی چون سنت، رضایت خدا، دستور دین، صیغه، بکارت، وفاداری، فداکاری، محبت، مصلحت، خانواده و امثال اینها برمیخوریم؛ درحالیکه در ادبیات گرایش مدرن به ازدواج با مفاهیمی از قبیل تصمیم فردی، عشق،

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع انسانگرایی، قرن نوزدهم، روشنفکران، انقلاب مشروطه Next Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع سنت و مدرنیته، فرزندآوری، منافع اقتصادی، ملاحظات اقتصادی