منبع پایان نامه ارشد با موضوع سلسله مراتب، توسعه منطقه، ساختار بازار

دانلود پایان نامه ارشد

الگوهاي پيچيده نواحي بازاري موجود معطوف است . برنامه ريزي در رده بندي سلسله مراتب مکانهاي مرکزي که اين مراحل علمي را به دنبال دارد مورد توجه او نبوده و به هيچ نکته اي که در مورد روندي که کشورهاي توسعه نيافته بايد براي رسيدن به يک ساختار بازاري متوازن طي کنند اشاره نمي کند . (مهندسين مشاور DHV، 1371: 83)

2-1-4- نواحي بازاري گالپين
گالپين و پيروانش مکانهاي مرکزي را از ديدگاه روستايي تجزيه و تحليل کردند و از اين راه سلسله مراتب عملکردي را به صورت تجربي به دست آوردند . براساس اطلاعات جمع آوري شده در مصاحبه ها ، نقشه ها ، دامنه مکاني کالاها و خدماتي که با مکانهاي ويژه به دست آمده بودند نشان داده شده بود . در اين نقشه ها ، نواحي داد و ستد با هم تداخل نداشتند و برخي بزرگتر از ديگر مناطق بودند . افزون بر اين هرکجا که فضاي خالي به وجود آيد دقيقا بيانگر نقاط وسيعي بود که از تسهيلات يا توليدات استفاده نمي کردند .
با بکار گيري يک رهيافت تجربي معلوم گرديد که عوامل توپوگرافيک به شدت بر شکل واقعي داد و ستد تاثير مي گذارد . يکي از مهمترين مشاهدات گالپين ، مشاهده مرزهاي مصنوعي اداري است که ضمن ايجاد ابهام در حقايق ، مانعي در مسير پيدايش يک الگوي منطقي وکارايي منطقه اي پديد مي آورند . به اعتقاد گالپين براي اصلاح آن عمل برنامه ريزي شده و آگاهانه لازم است تا ساختار (سلسله مراتب)مناسبي ايجاد کند و اين فرايند برنامه ريزي به گامهاي ويژه اي نيازمند است :
1- ترسيم دقيق توپوگرافي اجتماعي
2- تاسيس حکومت محلي
3- حل مسايل ويژه و تنگنا هاي موجود . (مهندسين مشاورDHV، 1371: 84)
در ارزيابي وکارايي مدلها از دنياي واقعي بايد گفت که بعضي از اين مدلها تنها به خدمات پرداخته اند و تصوير واقعي از طبيعت سکونتگاهها به دست نمي دهند . سکونتگاهها ، سرزمين ايده آل نظريه پرداز ، داراي نواحي مشخص ، جهت همگون و متوازن هستند . ولي با وجود اين نظريه هاي کلاسيک و جديد مکان مرکزي مي توانند نقش ارزنده اي در هدايت وکمک به برنامه ريزان ناحيه اي ايفا نمايند . که به چند مورد اشاره ميکنيم :
1- هدايت و راهنمايي برنامه ريزان در شناخت مکانهاي مرکزي يا خدمات مورد نياز .
2- کمک به شناخت برنامه ريزان در نواحي که مردم دسترسي به خدمات فرعي يا خدمات مرکزي ندارند .
3- کمک به برنامه ريزان ناحيه اي براي ساماندهي مجدد مکانهاي مرکزي براي پوشش دادن کليه مردم جهت استفاده از خدمات از جمله پسکرانه ها .
4- فراهم نمودن اطلاعات به روز براي برنامه ريزان در کليه سطوح پيشنهادي مکان مرکزي در مسائلي چون توزيع جمعيت ، جايگاه دولتها و خدمات خصوصي در رتبه و ميزان مبادله کالا و خدمات با مديريتهاي مختلف .

با توجه به اين نقشها است که اهميت نظريه هاي مکان مرکزي در تحليل هاي ناحيه اي روشن مي گردد تا جايي که اين نظريه ها توانايي تحليل مقايسه اي مراکز ناحيه اي ، تحليل وابستگي شهر و روستا و شهر و ناحيه به همديگر ، طراحي کارکردهاي سلسله مراتب و سکونتگاهي ، تاکيد بر رقابت اصولي بين مراکز ، پيش بيني سر مايه گذاري در مراکز خدماتي و تغييرات آن و امکان پيش بيني الگوهاي سکونتگاهي در آينده را براي برنامه ريزان ناحيه اي فراهم مي کند .

2-1-5- رويکرد کارکردهاي شهري درتوسعه روستايي1
عليرغم چند دهه برنامه ريزي بخشي و اقتصادي ، برتضادهاي مکاني- فضايي در کشورهاي در حال توسعه افزوده شده است و همچنان فقراي روستايي به منابعي که براي افزايش توليد و درآمدشان به آن نيازمندند دسترسي فيزيکي و اقتصادي ندارند ، براي اينکه بتوان رشد و توسعه اقتصادي و منافع حاصل از آن را انتشار داد تا درسايه آن قشر وسيعي از مردم روستايي و نواحي عقب مانده اقتصادي فعاليتهاي توليدي خود را افزايش داده و در نهايت سطح معقولي از زندگي را در فرايند توسعه پذيرا شوند . سرمايه گذاريها بايد در نقاطي جابجا شوند که علاوه بر قشر وسيعي از مردم خود و مناطق اطراف به قشرهاي واقع در سطوح پايين تر از مرکز نيز خدمات ارائه نموده و دسترسي به آنها آسان باشد . بنابر اين رويکرد ، در تلاش است تا روابط ميان عدالت اجتماعي ، رشد اقتصادي و توزيع مکاني – فضايي خدمات ، تسهيلات ، زيرساختها و فعاليتهاي مولد را در مناطق فقير ميان سکونتگاههاي شهري و روستايي مورد آزمون قرار دهد . پيش فرضهاي عمده اين رويکرد عبارتند از :
1- مردم در اندازه هاي متفاوت سکونتگاهي در عرصه فضايي توزيع شده اند .
2- آنها علاوه برنيازهاي طبيعت زيستي ، خواهان نيازهاي اجتماعي – اقتصادي نيزهستند .
3- انسانها از نظر مورفولوژيکي اشکال مختلف سکونتگاهها مثل مزرعه ، دهکده يا روستا ، شهرک و شهر را ايجاد نموده اند و تا زماني که امکان بقا موجود باشد به زندگيشان ادامه مي دهند .
4- منابعي که براي رفع نيازها مورد استفاده قرار مي گيرند محدود است در حالي که نيازها نامحدود است .
5- انسانها در جستجوي کالا و خدماتي که در سکونتگاههايشان قابل دسترسي نيست به مکانهاي ديگر مي روند .
با توجه به پيش فرضهاي اين رويکرد مهمترين عوامل در فقدان يکپارچگي فضايي در بيشتر سکونتگاههاي کشورهاي در حال توسعه عبارتند از :
1- مکانهاي مرکزي با نظم پايين تر ، کارا و کافي در سيستم سکونتگاهي وجود ندارد .
2- توزيع خدمات و تسهيلات در شهرهاي مياني و کوچک در مناطق روستايي متناسب با جايگاه هر يک عادلانه نيست .
3- ارتباط (افقي – عمودي ) ميان سکونتگاهها در مناطق روستايي بسيار محدود و ضعيف بوده يا اصلا وجود ندارد .
اين راهبرد در فرايند تحليل فضايي براي شناخت وضع موجود ساختار نظام سکونتگاهي و روابط فضايي ميان حوضه هاي شهري و روستايي و در مرحله بعد ساماندهي آن براساس يک نظم ، سلسله مراتب زير را به دنبال دارد :
تجزيه و تحليل منابع منطقه اي ، نقشه کشي تحليل نظام سکونتگاهي ، تحليل ارتباطات فضايي ، تجزيه و تحليل دسترسي ، شکاف عملکردي ، تنظيم استراتژي فضايي ، شناسايي پروژه ها و برنامه هاي توسعه ، بازبيني و ارزيابي و نهادي کردن تجزيه و تحليل فضايي در برنامه ريزي توسعه منطقه اي ( ,Rounineli1985: 32 ) .

2-1-6- راهبردهاي برنامه ريزي سلسله مراتبي سکونتگاهها
راهبرد توسعه بايد بر روي ايجاد يک نظام فضايي که ساختار سلسله مراتبي دارد و پيوندهاي ميان اجزاي آن تقويت شده اند متمرکز باشد ازاين رو براي اينکه نظام کاملا مجهز به مراکز روستايي را دراختيار روستاها قرار دهيم بايد رشد متوازن تر منظومه سلسله مراتبي را در سطح مياني و پاييني توزيع اندازه ي زيستگاهي مورد تاکيد ويژه قرار داد .
براي اينکه کانونهاي رشد متناسب با نيازهاي مناطق خاص باشد از نظر اندازه و کارکرد با يکديگر تفاوت دارد . تعداد و محل استقرار کانونهاي رشد بر اساس تغييرات فضايي موجود در موقعيت توپوگرافي و وضعيت اجتماعي – اقتصادي متفاوت خواهد بود . کانونهاي رشد سلسله مراتب متوازن و متعادلي را تشکيل مي دهند . مراکز پايين ترين سطح نيز تامين کننده نيازهاي اساسي جامع محلي مانند بازار يابي ، آموزش ، ترويج و غيره در يک مکان مرکزي هستند وکانونهاي رشد سطح مياني ، تمام امکانات کانونهاي سطح پايين را به صورت گسترده تر و با کيفيت بهتر دارا هستند . افزون بر اين ،کانونهاي سطح مياني ، تسهيلاتي را که در سطح خدمات بالاتر ارائه مي شوند تامين مي کند و سرانجام کانونهاي رشد بالاترين سطح ، راس سلسله مراتب الگوي زيستگاه را تشکيل مي دهند . آنها داراي سطحي از تسهيلات و امکانات هستند که هنوز از آنچه مراکز سطح مياني دارند بهتر و جامع تر است بنا براين رهيافت بر اساس اصول مشابه برنامه ريزي مراکز روستايي يک راهبرد توسعه منطقه اي است که هدف از آن فوريت بخشي و تقويت يک شبکه نقاط مرکزي به سامان ، در قسمت روستايي توزيع مراکز زيستگاهي ، يعني در مراکز پايين تر سطح و قسمت تحتاني مراکز سطح مياني مي باشد . در اينجا ايجاد سلسله مراتبي که بدون آسيب زدن به اکوسيستم موجود بيشترين رشد اقتصادي با وسيعترين اثرات را پديد آورد ضروري است و از اين رو لازم است که براي برنامه ريزي مراکز روستايي قبل از تخصيص سرمايه و بودجه تحليل دقيقي وجود داشته باشد . آنچه که برنامه هاي مراکز روستايي خوانده مي شود عبارتند از : ابزاري سودمند ، اگر نگوييم ضروري براي تحليل الگوي پيوستگي ، استقرار آگاهانه و سنجيده ي تلاشهاي مربوط به توسعه و توسعه يک نظام خوب طراحي شده فضايي در منتهي اليه پايين توزيع اندازه سکونتگاههاست . بنا بر اين برنامه ريزي مراکز روستايي :
1- سلسله مراتب موجود مراکز روستايي و الگوي پيوندهاي کنوني را تشريح مي کند .
2- شناخت و تجزيه و تحليل تلاشهاي توسعه را آسان کرده و مناسب ترين محل استقرار آنها را تعيين مي کند .
3- با ارائه پيشنهاد در مورد سلسله مراتب آتي مراکز روستايي و بهبود تقويت الگوهاي پيوستگي مطلوب ، توسعه هماهنگي را به سمت يک نظام فضايي به خوبي طراحي شده ميسر مي سازد .
براي پيش برد يک نظام به هم پيوسته مراکز روستايي ، انجام برنامه ريزي صحيح در مورد مراکز روستايي سلسه مراتبي موضوع بسيار مهمي است . اين امر به ويژه در کشورهايي با کمبود منابع مالي ، فاقد نيروي انساني با تجربه و آموزش ديده و ظرفيتهاي مديريتي و سازماني بسيار محدود روبرو هستند از اهميت ويژه اي برخوردار است . در ابتدا برنامه ريزي مراکز روستايي به گونه قوي رويکردي با جهت گيري بخشي بود . ليکن به تدريج بيشتر با اجزا راهبرد مراکز رشد ترکيب شد و جداي از ساختار سلسله مراتبي از خدمات عمومي – خصوصي کارکردهاي اقتصادي – اجتماعي وسيع تري را در بر مي گرفت . در نتيجه در طول زمان برنامه ريزي مراکز روستايي به منزله ي يک اصل سازماني صرف براي توزيع خدمات دولتي در سلسله مراتب سکونتگاهي تلقي گرديد .گرچه مفهومش اهداف متنوع تري را در بر گرفت . امروزه رويکرد برنامه ريزي روستايي اغلب کمتر به منشا آغازين آن اشاره دارد و تبديل به يک مقوله همه کاره شده که مبهم و نارسا مي نمايد . در مراکز کوچکتر داراي الگوهاي فيزيکي ، ويژگيهاي اجتماعي وکارکردهاي اقتصادي هستند . در حالي که مراکز بزرگتر با ويژگيهايي چون آب لوله کشي شده ، برق ، جاده هاي آسفالته يا شوسه و تلفن وکارکردهاي اقتصادي متنوع تر ساختار توليدي ،کمتر ميلي به بخش اصلي يعني کشاورزي دارد . (جاودان، 1373: 37)

2-1-7- نظريه آگروپليتن
براي فهم و شناخت نظريه اگروپليتن لازم است که ابتدا پايه هاي فکري آن را بشناسيم . نظريه اگروپليتن و ديگر نظريات هم راستا ، در واکنش به روند موجود برنامه ريزيها ي توسعه مطرح شد . اين نظريات چرخش آشکاري بود از راهبردهاي متداول توليد- محور ، صنعت مدار و شهرگرا به سوي راهبردهاي مردم – محور ،کشاورزي مدار و روستاگرا . ( صرافي ، 1377: 122 ) دو پايه مهم فکري نظريه اگروپليتن ، مدل مرکز – پيرامون و راهبرد نيازهاي پايه بود . تبديل مدل مرکز – پيرامون بر اساس تحقيقات فريدمن در آمريکاي جنوبي صورت گرفت . (فريدمن ، 1966: 68) فريدمن برخلاف باور رايج ، تمايز و اختلافات منطقه اي را جدا از يکديگر نديده و نظام فضايي کشور را به دو زير نظام تقسيم کرد . او رابطه بين اين دو نظام را رابطه اي استعماري دانست که قطبي شدن را در مرکز و حاشيه اي شدن را در پيرامون به دنبال دارد . روند تحکيم تسلط مرکز بر پيرامون داراي جنبه هاي مختلف است و شامل اثر سلطه ، اثراطلاعاتي ، اثر رواني ، اثر نوسازي ، اثرزنجيره اي و اثر توليدي است . فريدمن روند قطبي شدن و دوگانگي در سازوکار مرکز – پيرامون را خود – تقويت کننده برشمرد که در ارتباط مستقيم با نظامهاي محيط آن است . درحالي که در يک کشور فقير دو زير نظام مرکز و پيرامون وجود دارد ، خود آن کشور زير نظامي حاشيه اي از نظام جهاني است که زير نظام مرکز در اين نظام جهاني ،کشور يا کشورهايي از شمال هستند . از سوي ديگر درون زير نظام حاشيه در هر کشور نيز نظامهاي جزء تري که مجددا قابل تقسيم به مرکز و حاشيه است وجود دارد . و از اين رو ، سلسله مراتبي از نظامهاي درون يکديگر وجود دارد که جريان تخليه حاشيه به سوي مراکز

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درمورد نرخ بهره، نوسانات نرخ ارز، عرضه و تقاضا Next Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع انسجام خانواده، منابع محدود، توسعه روستا