منبع پایان نامه ارشد با موضوع سلسله مراتب، توسعه منطقه، نقطه مرکز

دانلود پایان نامه ارشد

سکونتگاه را به دو قسمت متمايز تفکيک نمود : خانه ها و تاسيسات مرتبط با آن ؛ و مجموعه اراضي . اين تقسيم بندي به نوعي مي تواند هموار کننده تفکيک فعاليتهاي مختلف اجرايي نيز به شمار آيد ، همان طور که معمولا مطالعات و برنامه هاي مربوط به مسکن روستايي ( به معناي عام آن ) از بررسي ها و برنامه هاي اراضي روستايي (مانند تسطيح يا يک پارچه سازي) نيز جداگانه به انجام مي رسند . البته آشکار است که خانه ها و تاسيسات يک سکونتگاه روستايي با اراضي متعلق به آن ، هم از نظر شکل و فرم و هم از لحاظ عملکردي با يکديگر در پيوند تنگا تنگ قرار دارند . در همين زمينه ، سکونتگاه هاي روستايي را بر اساس نحوه و طول مدت بهره گيري از خانه ها و تاسيسات آن (و نه الزاما بر مبناي اراضي ) ، به دو گروه تقسيم مي کنند : الف ) سکونتگاه هاي روستايي دائمي که داراي جمعيت و فعاليت دائمي هستند ؛ ب ) سکونتگاههاي روستايي نيمه دائمي يا فصلي که در فصل معين و براي مدتي کوتاه و به منظور خاص مورد استفاده قرار مي گيرند . ( سعيدي ، 1388: 23 )
ساختار فضايي : نحوه نظم پذيري پديده ها بر سطح زمين بر مبناي روندهاي فضايي به نحوي که فضا به واسطه اين روندهاي (محيطي يا اجتماعي و اقتصادي ) سامان مي پذيرد و در اين روندها نقشي بر عهده مي گيرد . بدين سان ، ساختار فضايي يک پديده مکاني به موقعيت هر يک از عناصر مرتبط با ديگر عناصر و به نسبت به هم پيوستگي مجموعه عناصر تعيين و تبيين مي گردد . (همان : 21)
سازمان فضايي : الگوي کلي نحوه کاربري فضا توسط يک اجتماع ، يا نحوه استقرار اجزا فضا نسبت به هم ، به نحوي که تعامل و رابطه مکمل آنها امکان پذير گردد . فضايي :
الف : مربوط ، متعلق يا منسوب به فضا ؛
ب : شامل فضا يا داراي خصوصيت فضا ؛
ج : گسترده در فضا يا اشغال کننده فضا ؛
د : در معرض فضا يا تحت کنترل شرايط مکاني – فضايي ؛
ه : موجود در فضا يا ايجاد شده توسط فضا . (سيراني ، 1386 : 22)

ساماندهي فضايي : از واژه سازمان فضايي (spatial organization) اخذ شده و از بعد لفظي همان گونه که مفهوم مي شود به معناي سامان دادن مجدد به سازمان فضايي است . در تعريف سازمان فضايي مي توان گفت ؛ ترتيب و نحوه پراکنش هر يک از عناصر نقاط ، خطوط ، سطوح و قلمروها در ظرف فضا و در راستاي عملکرد عمومي آن مي باشد بنا بر اين در مقام تعريف ساماندهي مي توان گفت ؛ دخالت آگاهانه و ارادي مبتني بر برنامه به منظور سازگاري و انتظام مجدد از پراکنش و پيوند جمعيت ، امکانات ، ارتباطات و سطوح در قالب آرايش بهينه و فرايندي متعادل و موزون در بستر زمان است . ( رضواني ، 1383: 173)
روستاي جديد : آبادي يا سکونتگاهي غير شهري که بر اساس تحول و دگرگوني طبيعي يا مصنوعي شرايط زيستي ، به عنوان نمونه به واسطه اجراي برنامه هاي رشد و توسعه يا بازسازي و نوسازي ، مثلا بعد از وقوع سوانح طبيعي ، جنگ ، يا به دلايل نظامي و مانند آن ، در جاي خود و يا محل ديگري بر اساس طرح و الگوي از پيش تعيين شده و معمولا با تغيير عملکردي ، از نو شکل مي گيرد . بر اين اساس ، روستاهاي نو بنياد ، روستاهاي در حال گذار ، روستاهاي با عملکرد متحول و نوين و همچنين شهرکها و مجتمع هاي زيستي حاصل از ادغام روستاهاي کوچک مي توانند جزء اين گروه از روستاها به شمار آيند . علاوه بر اين ، در مواردي روستاهاي جديد ممکن است بر اساس طرح و نقشه قبلي و با عملکردهاي اجتماعي – اقتصادي ويژه ، به منظور اسکان عده اي از ساکنان پيشين روستاهاي مجاور و يا اسکان گروههاي کوچرو ، در محلي بکر برپا گردد . ( سعيدي ، 1388: 24)
نظام استقرار : الگوي فضايي مکانهاي استقرار سکونتگاهي ، با توجه به قانونمنديهاي معين محيطي و اجتماعي – اقتصادي موثر در تعيين روابط و مناسبات فضايي و جايگاه سلسله مراتبي هر يک از سکونتگاهها . در همين ارتباط نظام استقرار مبين نحوه جايگزيني و استقرار افراد وگروههاي انساني در مکان معين به منظور برآوردن نيازهاي بنيادين خويش است .
( همان )
ساختار کالبدي : نحوه استقرار ، اثر بخشي و روابط و مناسبات اجزاي محيط طبيعي و مصنوع در شکل يابي نهايي يک سکونتگاه معين . علاوه بر اين ، ساختار کالبدي سکونتگاههاي روستايي مبين نحوه مداخله ي اجزاي بافت کالبدي و پيوندهاي دروني سکونتگاه است که بر اساس آن ، روندهاي جاري تکوين نيروهاي محيط طبيعي و يا محيط مصنوع ، (اجتماعي- اقتصادي) و همچنين امکان رشد و توسعه عمومي سکونتگاه قابل شناسايي است .گاهي ساختار کالبدي به مفهوم ساختار فضايي و نيز سازمان فضايي نزديک مي شود که در اين صورت ، نشانگر شيوه شکل پذيري و جايگزيني سلسله مراتبي يک واحد فضايي (مثلا روستا ) به عنوان جزيي از يک چشم انداز عمومي سکونتگاهي است . ( همان )

فصل دوم
مباني نظري تحقيق

جزييات و روند سياستگذاري در برنامه ريزي سکونتگاههاي روستايي به طور مستقيم تحت تاثير برخي از مفاهيم و نظريه هاي مکاني و اقتصادي بوده است در اين فصل به بررسي برخي نظريات موثر بر برنامه ريزي سکونتگاههاي روستايي مي پردازيم .
2 – 1- نظريات ساماندهي : تئوريها مبناي علم هستند ، وهرگونه برنامه ريزي برمبناي اين تئوري ها و نظريه ها طراحي مي شود پس شناخت تئوري ها و نظريه هاي مرتبط با بحث ساماندهي سکونتگاههاي روستايي براي شناخت بيشتر اين مبحث ضروري است . در اين جا به بررسي چند نظريه مرتبط با موضوع ساماندهي سکونتگاهها مي پردازيم .

2 – 1-1- نظريه فن تانن
نخستين تلاش براي شرح الگوي مکاني را فن تانن انجام داده است . وي شهر بزرگي را تصور مي کند که با دشت بزرگي که حاصلخيزي يکنواختي دارد احاطه شده است . اين شهر ، محدوده روستايي خود را از نظر کالا و خدمات تامين مي کند و براي عرضه مازاد توليدات کشاورزي نواحي روستايي ، بازار فراهم مي کند . هزينه هاي حمل و نقل اهميت بسياري دارند در نتيجه کالاهاي حجيم و سنگين در مجاورت شهر توليد مي شوند وکالاهاي سبک وکم حجم مي توانند هزينه هاي حمل و نقل نسبتا بيشتري بپردازند . بنا بر اين در مکانهاي دورتر ساخته مي شوند . و به اين ترتيب نظامي از دايره هاي هم مرکز پيدا مي شوند . اصولا ناحيه فن تانن لااقل در نمونه فقط داراي يک شهر بزرگ است و يک نوع حمل و نقل در آن وجود داردکه صرفه جويي مقياس نيز دارد . افزون بر اين هدف اصلي او خود شهر نيست بلکه سازمان فضايي پيرامون آن است . ظاهرا او معتقد به سلسله مراتب مراکز نيست چرا که به اعتقاد او مراکز کوچکتر کارايي چنداني ندارند . (مهندسين مشاورDHV ، 1371: 131)
نظريه فن تانن با اين که در دنياي علم مورد توجه همگان قرار نگرفت از آنجا که اولين نظريه بهره اقتصادي – مکاني در علم جغرافيا است سالها هم براي مطالعات شهري مفيد بود و هم در مطالعات روستايي وکاربري زمين اساس کار قرار گرفته و از اين روي نظريه فن تانن با همه محدوديتهايش براي جغرافيدانان چهارچوب سودمندي در سامان دهي مطالعات روستايي فراهم ساخته است .

2-1-2- نظريه مکان مرکزي
تاکيد بيشتر بر رشد اقتصادي متکي بر برابري ، سياستهاي توسعه مبتني بر ابعاد مکاني را از شهرهاي بزرگ به سوي شهر هاي کوچک و مراکز روستايي تغيير جهت داده و به طور کلي برنامه ريزي جامع توسعه منطقه اي را موجب شده است . فعاليتهاي اقتصادي مردم يک ناحيه به هم پيوسته است . حتي در جوامع عشايري شکلي از سازمان وجود داردکه از طريق آن مي توان مازاد توليد را براي رفع ساير نيازمنديهاي ضروري مبادله کرد . با وجود نارسايي آشکار ، نظريه فن تانن بسياري از جغرافيدانان و اقتصاد دانان را به روند ساماندهي زيستگاههاي انسان و ساختار سلسله مراتبي آن واداشت .کريستالر ، لوش وگالپين چهارچوبهاي فراگيري ارائه دادندکه امروزه اکثر تحليلهاي نظام مکان مرکزي بر پايه يافته هاي آنان استوار است . (آسايش، 1382: 45)
عقايد کريستالر در مورد نظام سلسله مراتب زيستگاه بيشتر به اصول تجاري و حمل و نقل متکي مي باشد . لوش چشم انداز خود را از غالب نواحي تجاري متفاوت توصيف مي کند در حالي که گالپين و پيروانش مکانهاي مرکزي را به صورت تجربي و از ديدگاه روستايي تجزيه و تحليل مي کنند . هر سه نفر ديدگاه جديدي در مورد کارايي سلسله مراتب مرکز ارئه مي کنند . به طور کلي تمام نظريه هاي مکان مرکزي بر چهار اصل استوارند :
1 – يکساني چشم انداز فرهنگي وفيزيکي
2 – نواحي واحد و نامحدود
3 – قابليت دسترسي يکسان مکانهاي مرکزي در تمام جهات
4 – رفتار منطقي مصرف کننده
البته چنين شرايطي در زندگي واقعي وجود ندارد به طوري که مي توان انتظار داشت انحرافهاي مهمي از الگوي آرماني مکررا پديد آيد . (مهندسين مشاورDHV،1371: 135)
مفاهيم کليدي نظريه مکان مرکزي دامنه کالا و ارزش آستانه هستند . دامنه کالا در واقع مسافتي است که مردم براي تامين خدمات وکالاهاي معيني حاضر به طي آن مي شوند . افزون بر مسافت ،کيفيت کالا و قيمت آن نيز مهم است . حداقل مجموعه قدرت خريد به منظور ايجاد تقاضاي کافي براي عرضه کالا و خدمات خاص را ارزش آستانه مي گويند .
3-1 جايگاه روستا در تئوري کريستالر
تئوري مکان مرکزي کريستالر براي مطالعه چگونگي توزيع آباديهاي مرکزي و تراکم آنها زمينه مناسبي پديد آورد . وي در تئوري خويش معتقد است مايه حيات مراکز شهري را نواحي روستايي و حوضه کشش آنها تامين مي کند . به عبارت ديگر به وجود آمدن و ادامه حيات مراکز شهري در چگونگي عرضه خدمات اصلي براي رفع حوائج نواحي روستايي اطراف آن خلاصه مي شود . يکي از فرضيه هاي تئوري کريستالر در برنامه ريزي منطقه اي آن است که مراکز جمعيتي (روستا ) واقع در حوضه يک منطقه داراي عملکرد در رابطه هاي منظم و متشکل با يکديگر مي باشند وکليه احتياجات مردم يک منطقه نمي تواند در همه جا پراکنده و يا دريک منطقه متمرکز باشد . در حقيقت بعضي از احتياجات در بعضي نقاط و برخي ديگر در ساير نقاط و با نظم و تسلسل خاص پراکنده اند . بر اين اساس هر آبادي يک حيطه و محدوده اي زير نفوذ خود دارد که بايد به آن سرويس ارائه نمايد . لذا بدين ترتيب در يک منطقه بايد سيستمي از آباديها ي مرکزي در مقياس و اندازه هاي مختلف بر اساس بعد واکنش عرضه خدماتي و نوع فعاليتهاي منفرد در آنها وجود داشته باشد . اين آباديها داراي بازار موقتي يا بازار دائمي و يا شهرکها و شهرهاي متوسط و بزرگ باشند . در حقيقت کريستالر اساس نظريه خويش را در مورد اهميت مکان يابي يک آبادي مرکزي نسبت به آبادي ها و نقاط اطراف خود قرار داده و معتقد است که اين مکان مرکزي نسبت به حوضه خود موقعيت توليدي ، توزيعي و يا عرضه خدمات مورد نياز را دارا مي باشد . (آسايش ، 1382: 59)

2-1-3- شبکه لوش
تجزيه و تحليل لوش مبتني برشبکه روستاهاي کشاورزي است که در يک دشت زراعي به شکل مثلث پراکنده اند . شش مثلث از اين مثلث ها ، تشکيل دهنده ناحيه بازاري اصلي شش ضلعي است .کالاهاي مختلف داراي دامنه هاي مختلف مي باشند و به تعداد متغيري از شش ضلعي ها براي حمايت از آنها نياز است تا شبکه پيچيده اي در ناحيه بازاري به وجود آيد . افزون بر اين مراکز يادشده با چرخيدن و با بزرگ شدن شش ضلعي ها قادر به تامين فضاي بازاري بيشتري هستند . طبق نظر لوش الگوي واقعي به اين ترتيب لزوما هم رده ي سلسله مراتب خالص نيست به طوري که مراکز تقريبا هم رده ممکن است کارکردهاي خاص مجموعا متفاوتي داشته باشند . مراکز رده بالاتر ، به طور خودکار تمام وظايف مکان مرکزي رده پايين تر را انجام نمي دهند . باچرخانيدن اين شبکه هاي شش ضلعي به دور يک نقطه مرکزي ثابت دوازده بخش پديد مي آيد که متفاوت با مناطق غني زيستي و مناطق فقير نشين هستند . در اين پديده ممکن است مراکز اصلي به صورت خارج از مرکز استقرار يابند . هر نظام منطقه اي داراي شهر بزرگي به عنوان مرکز است اما هر شهر بزرگ ، لزوما مرکز چنين نظامي نيست . اساسا ساختار مکاني ارائه شده توسط لوش با الگوهاي کوچک و ساده آغاز مي شود و رفته رفته با الگوي بزرگتر و پيچيده تکامل مي يابد . لوش اعتقادي به سلسله مراتب ندارد و توجه وي به شرح

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درمورد نرخ بهره، مذاکره مجدد Next Entries پایان نامه رایگان درمورد نرخ بهره، نوسانات نرخ ارز، عرضه و تقاضا