منبع پایان نامه ارشد با موضوع سلامت روان، پایگاه اجتماعی، بیماری روانی

دانلود پایان نامه ارشد

علاقه خود در گروههای مختلف عضویت دارند.
در بیانی کلی دیدگاه تحلیل شبکه معتقد است ، تغییرات عظیم اجتماعی تنها تغییراتی را در الگو و ساختار روابط ایجاد نموده اند، بدون اینکه اجتماع را کاملا از بین ببرند و تنها شکل آن را از حالت همسایگی و محله ای به فرامرزی، پراکنده، متراکم و کمتر مرزبندی شده تغییر داده است(wellman,1999)
اجتماع
متغیرها
رها شده
حفظ شده
گمشده
اندازه شبکه
بزرگ
بزرگ
کوچک
قوت پیوندها
قوی
قوی
ضعیف
درصد خویشاوندان
پایین
بالا
پایین
درصد همسایگان
پایین
بالا
پایین
درصد دوستان
بالا
پایین
بالا
چندگانگی
پایین
بالا
پایین
درصد پیوندهای داوطلبانه
بالا
پایین
بالا
تراکم شبکه
متوسط
بالا
پایین
تماس رودرو
پایین
بالا
پایین
تماس تلفنی
بالا
متوسط
پایین
تجانس
نامتجانس
متجانس
نامتجانس
حمایت اجتماعی
متوسط
بالا
پایین
جدول 2- ‏21 تیپولوژی ( نوع شناسی ) اجتماع ولمن (wellman,1999:52)
روابط اجتماعی را بر حسب میزان صمیمیت نهفته در آن به لحاظ شدت رابطه می توان در طیفی از پیوندهای ضعیف تا قوی در نظر گرفت. گرانووتر28 دیگر نظریه پرداز تئوری شبکه،شبکه های اجتماعی را بر همین اساس در دو گروه دسته بندی نموده است:
الف)پیوندهای ضعیف:این پیوند مربوط به کسانی می شود که شخص به ندرت با آنها تعامل دارد ؛ میزان صمیمیت در روابط کم و احساس مسئولیت ،تعهد و علاقه به رابطه پائین است.
ب)پیوندهای قوی :این پیوند مربوط به خویشاوندان ،همسایگان و همکاران می شود که شخص به طور مداوم با آنها در ارتباط و تعامل است؛ میزان احساس صمیمیت در روابط زیاد و احساس مسئولیت ، تعهد و عبلقه به رابطه بالاست.
گرانووتر (1973) چهار بعد را در ارتباط با سنجش شدت و میزان پیوند – قوی یا ضعیف – بیان می نماید: (Bian, 1999)
1.میزان زمان صرف شده در رابطه 2 . شدت یا عمق عاطفی 3 . صمیمیت 4. خدمات متقابلی که مشخصه پیوند است.
ولمن،ورتلی و گولیا (از پژوهشگران تحلیل روابط بین شخصی)، ویژگی پیوندهای قوی را در سه مشخصه چنین بیان می کنند:(ولمن و گولیا Wellman and Gulia ,1999:.ولمن و ورتلی: Wellman and Wortley,1990)
الف) احساس صمیمیت و خاص بودن رابطه ، میل به مصاحبت با شریک پیوند و سرمایه گذاری داوطلبانه در پیوند
ب ) علاقه به ارتباط مداوم و مکرر در طول دوره ای طولانی از طریق تعاملات در زمینه های اجتماعی گوناگون
ج ) احساس تقابل در رابطه توأم با شناخت و حمایت از نیازهای شریک پیوند
پیوندهای ضعیف و قوی:
روابط اجتماعی حاصل درگیری افراد در پیوندهای اجتماعی قوی و ضعیفی است که افراد در محیطهای مختلف اجتماعی با هم دارند . پیوندهای اجتماعی امکان دسترسی به همه منابع را می دهد ( اسپینوزا Esinoza,1999: ).
از نظر پژوهشگران پیوندها در دوسطح خرد و کلان برای افراد و جوامع اثرگذارند.در سطح خرد عموماً آثار پیوندها به کسب منابع اجتماعی برای افراد معطوف است . در سطح کلان ، پیوندهای ضعیف در برگیرنده انسجام اجتماعی برای جامعه هستند و پیوندهای قوی انسجام درونی را برای گروههای داخل جامعه به همراه دارند.
گرانووتر نظریه پرداز پیوندهای ضعیف ، این پیوندها را دارای دو کارکرد خرد و کلان می داند:
کارکرد خرد : انتشار اطلاعات،اخبار ، ایده ها وآگاهی ها در بین افراد و گروههای مختلف جامعه
کارکرد کلان : انسجام اجتماعی از طریق اتصالات ضعیف (آشنایی ها) بین افراد و گروهها (گرانووتر: ,1982 Granovetter)
در جامعه مدرن پیوندهای ضعیف مهمترین مولد تقسیم کار هستند و برای ادغام افراد در جامعه جنبه پر اهمیتی دارند . این پیوندها افراد را به محیطهای مختلفی وصل می کنند و بنابراین پیوند ضعیف بین هر فردی با آشنایان خود صرفاً یک پیوند آشنایی کم اهمیت محسوب نمی گردد بلکه پل مهمی بین دو دسته از دوستان نزدیک و صمیمی است . در صورتی که این اتصالات ضعیف وجود نداشته باشند، افراد و گروههای دارای پیوند قوی به صورت مجموعه های بسته و در خود فرو رفته باقی می مانند.
پیوندهای قوی(Guanexi) دلالت بر اتصال و پیوند قوی دوتایی و تعهد به مبادله کمک بین دوطرف درگیر پیوند دارد. زمینه های ساختاری خاصی که بستر ایجاد شبکه های پیوندی قوی هستند ، حدود و گستره ی بهره گیری افراد را از این پیوندها مشخص می نماید.
اسپینوزا (1999) تیپولوژی مبادلاتی پیوندهای قوی و ضعیف را براساس جوامع امریکای لاتین و مطالعه ی پیمایشی از شیلی، مطرح می کند که در برگیرنده طبقه بندی کلی مبادلات بر حسب شدت پیوند و نوع روابط اجتماعی می باشد . براساس این طبقه بندی، چهار زمینه رابطه ای وجود دارد که تبادل منابع حمایتی از طریق آنها صورت می گیرد:
پیوندهای قوی خویشاوندی : مجموعه ای از مبادلات حمایتی را از کمک های مالی تا مراقبت از کودکان تأمین می کند . این مبادلات که مربوط به خویشاوندان نزدیک و بلافصل می شود به علت نزدیکی و مجاورت فیزیکی اعضای خانواده ، دسترسی به کمک را به سهولت ممکن می سازد.
پیوندهای قوی دوستی: این پیوندها مربوط به دوستان نزدیک فرد می گردد، یعنی افرادی که به طور منظم با فرد در تماس و از او مطلع هستند و در هنگام برخورد با مشکلات ، به عنوان منابع حمایتی او محسوب می شوند.
پیوندهای ضعیف خویشاوندی:مبادلاتی که فرد با خویشاوندان گسترده خود که در مجاورت با آنها زندگی نمی کند، دارد . این نوع پیوندها در قالب پیوندهای خفته ، افراد خویشاوند را در مواقعی همچون مرگ و میر، حوادث اضطراری و… در تماس با یکدیگر قرار می دهد . پیوندهای خفته قابلیت فعال شدن در مواقع اضطراری را برای فرد دارند.
پیوندهای ضعیف دوستی: این پیوندها در برگیرنده آشنایی هاست. در این نوع پیوند ، افراد براساس علایق ابزاری خود در مبادلات اقتصادی با هم درگیر می شوند و بر حسب نیازشان در طول مبادلات برابر ، منابع را به دست می آورند.
پیوندهای قوی
خویشاوندی
دوستی

پیوندهای خانوادگی
کمک متقابل
همبستگی سازمان یافته Organized Soliderity
پیوندهای ضعیف
پیوندهای خفته Latent Ties

پیوندهای ابزاری
(مبادلات اقتصادی)
شکل‏27 تیپولوژی مبادلاتی پیوندهای قوی و ضعیف اسپینوزا (1999)
سلامت روان
بر اساس تعریف سازمان بهداشت جهانی (WHO) سلامت حالتى است که بیانگر بهزیستی کامل جسمانى ، روانى و رفاه اجتماعى است و فقط بر فقدان بیمارى یا نقص جسمانى دلالت ندارد ؛ سلامت در دیدگاهی کل نگر از جنبه های روانی- اجتماعی – فیزیکی و نیز در ارتباط با محیط مورد توجه قرار می گیرد (خدا رحیمی، 1374 ، ص 26).

شکل ‏28 ابعاد سلامت
مفهوم سلامت روان شامل رفاه ذهني، احساس خودتوانمندي، خودمختاري، كفايت، درك همبستگي بين نسلي و توانائي تشخيص استعدادهاي بالقوه هوشي وعاطفي درخود است. سلامت روان حالتي از سلامتی عاطفی و اجتماعی است كه در آن فرد از توانائي هاي خویش آگاهی یافته و قادر است با استرس و فشار هاي معمول زندگي تطابق حاصل نموده ، به گونه ای مفيد و سازنده به اشتغال پرداخته و بعنوان بخشي از جامعه با ديگران مشاركت و همكاري داشته باشد . سلامت روان شامل افزايش توانايي‌هاي افراد و جامعه و قادرسازي آن‌ها در دستيابي به اهداف مورد نظر مي‌باشد.
2-2-2-1عوامل مؤثر بر سلامت روان
1.1.2.2.2سن و سلامت روان
رابطه بین سن و سلامت روانی را از دیدگاههای زیر می توان بررسی نمود:
بررسی خط سیر آشفتگی در طول زندگی فرد : تحقیقات پیمایشی میروفسکی و راس (1989) نشان می دهد که رابطه بین سن و سلامت خطی صاف نیست . بلکه به صورت یک منحنی ، سطوح آشفتگی به تدریج با عبور از مرحله جوانی و ورود به دوران میانسالی ،تا حدود سن پنجاه سالگی کاهش می یابد (تاسیگ.1386:ص81) .
بررسی عوامل تنش زا و امکانات مختص مراحل زندگی
در نظر گرفتن سن به عنوان یک شاخص و بررسی چگونگی انباشته شدن حوادث و فشارهای روحی در طول زندگی
جوانان و سلامت روان:
میزان آشفتگی های روانی جوانان بین سنین 20 تا 35 سال، در حد نسبتاً بالایی گزارش شده است (تاسیگ ،1386:ص88). در این مرحله از زندگی افراد با تغییرات و رویدادهای گوناگونی نظیر اتمام تحصیلات ، اشتغال ، ازدواج، تولد اولین فرزندان و… روبه رو می شوند که نیاز به سازگاری قابل توجهی دارد . به تدریج و با افزایش سن،جوانان پایگاهها و نقشهایی کسب می کنند که برای آنها منابعی را فراهم می سازند و به تبع امکان دسترسی بیشتر به منابع ، غلبه بهتری بر مشکلات و استرس ها صورت می گیرد و میزان آشفتگی های روانی کاهش می یابد . میروفسکی و راس(1989) دریافته اند که میزان افسردگی و اضطراب با بالا رفتن سن ، کاهش پیدا می کند.

2.1.2.2.2پایگاه اجتماعی- اقتصادی و سلامت روان
رابطه بین پایگاه اجتماعی – اقتصادی و سلامتی(SES) و بیماری روانی مدتهاست که مشخص شده است . اورتگا و کورزین (1990) شصت تحقیق را که بین سالهای 1972 تا 1989 در این زمینه انجام گرفته بود ، بررسی نمودند و گزارش دادند که در چهل و شش مورد از این مطالعات ، ثابت شده است که اشخاص با پایگاه اجتماعی – اقتصادی پایین تر دارای میزان پایین تری از اختلالات روانپزشکی بوده اند ؛ به بیان دیگر پایگاه پایین تر اجتماعی که به وسیله درآمد،سطح تحصیلات و اشتغال اندازه گیری می شود ، با نرخ بالاتری از اختلال و آشفتگی روانی مرتبط هستند (تاسیگ.1383:ص60- 58).
گزارش میروفسکی و راس(1989) نشان می دهد نمره میانگین افسردگی افرادی که درآمد سالاته زیر 7500 دلار دارند، دوبرابر کسانی است که بیش از 45 هزار دلار در سال کسب می کنند . میروفسکی و راس همچنین گزارش مشابه ای را در مورد سطح تحصیلات افراد ارائه کرده اند که بیان می کند ، افسردگی در اشخاصی با میزان تحصیلات کمتر از هشت کلاس ، تقریباً دوبرابر تحصیلکردگان دانشگاهی شیوع دارد . کسلر و همکارانش(1996) نیز نتایج مشابه ای را مبین ارتباط بین سطح تحصیلات و درآمد با اختلالات و آشفتگی های روانی در افراد گزارش کرده اند.ترنر،ویتون و لوید (1995) گزارش می کنند که میزان افسردگی در افرادی که حرفه های ” مهم ” دارند ، تنها در حدود 65 درصد نمره آنهایی است که در مشاغل و موقعیتهای نیمه تخصصی یا غیر تخصصی قرار دارند.(همان:ص60)
دو تبیین جهت تعیین رابطه ببین پایگاه اجتماعی- اقتصادی و اختلال روانی مطرح شده است ، که هر کدام بنا به نحوه مرتبط دانستن ساختار جامعه و پایگاه اجتماعی با بیماری و یا آشفتگی روانی، دارای تفاوتهایی هستند (همان:ص61).
فرضیه انتخاب/ اتفاق : طبق این تبیین پایگاه اجتماعی علت بیماری روانی نیست ، بلکه بالعکس این بیماری روانی است که علت پایگاه اجتماعی می باشد . از آنجا که افراد بیمار(جسمی یا روانی) کمتر قادر به رقابت جهت دستیابی به منابع اجتماعی از قبیل تحصیلات، درآمد و شغل هستند ، بنابر این از صحنه رقابت برای کسب پایگاههای اجتماعی بالاتر ، بیرون رانده می شوند.علت اینکه میزان بالاتری از اختلالات روانی و افسردگی در طبقات اجتماعی- اقتصادی پایین دیده میشود ، اینست که این افراد تنها به سطوح پایین تر مطلوبیت دسترسی دارند.
فرضیه انتخاب معتقد است که بعضی از افراد ، فاقد سلامت روانی لازم برای شرکت در رقابت جهت کسب سطوح بالای اجتماعی- اقتصادی هستند و این به منزله نوعی معلولیت زیستی بنیادی است که آنها را همیشه از رسیدن به پایگاه اجتماعی بالا ، باز می دارد (همان:ص62) .
براساس فرضیه اتفاق ، ابتلاء به بیماری روانی می تواند باعث شود که افراد سابقاً موفق به علت بیماری و عدم توان رقابت جویی، پایگاه اجتماعی خود را از دست بدهند.
نکته قابل تأمل اینست که تبیین فوق به عنوان یک الگوی جامعه شناختی واقعی محسوب نمی شود ، اما استدلالهایی که درباره این الگو صورت گرفته است، تقریباً به طور قطع صحت دارند (همان) .
الگوی علیت اجتماعی:الگوی علیت معتقد است که پایگاه اجتماعی- اقتصادی علت بیماری روانی است . این الگویی است که عملاً

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع حمایت اجتماعی، انسجام اجتماعی، سلسله مراتب Next Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع سلامت روان، سلامت روانی، پایگاه اجتماعی