منبع پایان نامه ارشد با موضوع سرمایه فکری، مدیریت دانش، استراتژی ها، ارزش دفتری

دانلود پایان نامه ارشد

این هدف است، آن‌ها به ویژه به کسب اطلاعات درباره شکل فرآیندهای مربوط به نحوه مدیریت، نگهداری و گسترش دادن این دارایی‌ها علاقه مندند. (مهرمنش، امینی،1391، ص 35)
سایر افراد: سازمان‌ها به وضعیت روابطشان با شرکای تجاری، تأمین‌کنندگان همه کسانی که منافعی در سازمان دارند، اهمیت می‌دهند. یکی از راه‌های کسب اطمینان این افراد و داشتن روابط مستحکم با آن‌ها، در اختیار گذاشتن اطلاعات دقیق در باره دارایی‌ها، به ویژه سرمایه فکری موجود در سازمان، است. در حسابداری سنتی، محدودیت‌هایی برای گزارشگری و افشای سرمایه فکری وجود دارد، زیرا بیش تر اقسام سرمایه فکری نمی‌تواند در ترازنامه نشان داده شود و در عوض، هزینه‌های صرف شده برای سرمایه فکری، به طور مستقیم به عنوان هزینه جاری به صورت حساب سود و زیان منظور می‌شوند. شناخت بی‌درنگ این مخارج به عنوان هزینه، باعث کاهش سودهای جاری و مخدوش جلوه دادن وضعیت مالی سازمان خواهد شد. مشکل اصلی در گزارشگری سرمایه فکری، به استاندارهای حسابداری مربوط است که یک شرکت را ملزم می‌کنند، فقط در صورتی یک قلم را به حساب دارایی‌ها منظور کند که همه ویژگی‌های تعیین‌شده در استاندارد را دارا باشد. با توجه به این محدودیت‌ها تنها مواردی از قبیل سرقفلی، مخارج تحقیق و توسعه و سایر دارایی‌های نامشهود (حق اختراعات، گپی رایت، نرم‌افزارها و علائم تجاری و…) در صورت‌های مالی سازمان آورده می‌شوند. برای گزارشگری مطلوب درباره سرمایه فکری باید موارد گزارش شوند:
مقدمه کوتاهی درباره طرح کلی واستراتژی های سازمان ونیز چالش‌های کلیدی که سازمان در اجرای استراتژی های خود با آن‌ها روبرو است.
توصیفی کامل اما خلاصه از استراتژی های کلی برای ایجاد ارزش در سازمان ارائه شود. در این بخش، مهم است که روابط بین عناصر مختلف این استراتژی ها و به ویژه چگونگی کمک آن‌ها به افزایش ارزش سرمایه فکری و رسیدن به اهداف تعیین‌شده، روشن شود.
شرحی از همه عوامل و محرک‌های مربوط به ارزش سرمایه فکری ارائه‌شده، و جزئیات بیش تری از آن‌ها توضیح داده شود. در بیان طرح کلی اهداف استراتژیک و فعالیت‌های وابسته به هر کدام و شاخص‌های مربوط به آن‌ها، تا جایی که امکان دارد، باید افشاگری صورت گیرد. همچنین باید توصیف خلاصه‌ای از فعالیت‌های کلیدی (برنامه‌ها، پروژه‌ها و وظایف) که برای دست‌یابی به اهداف، برنامه‌ریزی‌شده اند، ارائه شود. البته این موارد، علاوه برموارد قبلی است که طبق استانداردها و قوانین الزامی هستند. (مهر منش، امینی،1391، ص 35)

2- 2-16) ارزش سرمایه فکری برای سازمان‌ها:
در سال 1999 در نشستی که با حضور محققان و متخصصان در زمینه مدیریت سرمایه فکری و بسیاری از مدیران ارشد شرکت‌های فعال در این عرصه تشکیل‌شده و حاضرین به تفاهم رسیدن که ارزش اصلی سرمایه‌گذاری در حوزه سرمایه فکری برای شرکت‌ها و سازمان‌ها عبارت‌اند از:
1. درآمدزایی از محصولات و خدمات.
2. کسب شهرت، خوش نامی، اعتماد مصرف‌کنندگان و ارتقای تصویر ذهنی برای مصرف‌کنندگان از محصولات و خدمات.
3. اجتناب از منازعات و مرافعه‌های حقوقی.
4. افزایش سطح آزادی سازمان در انتخاب‌ها و فعالیت‌ها.
5. کاهش هزینه‌ها.
6. مسدود کردن عرصه رقابت.
7. وجود موانعی برای ورود رقبای بالقوه.
8. ایجاد وفاداری در میان مشتریان.
9. حفاظت از نوآوری‌ها. (Libo et al,2011)
سرمایه فکری عامل اصلی ایجاد ارزش در شرکت‌ها می‌باشد و شرکت‌ها در حال حرکت به سمت خلق ارزش از طریق سرمایه فکری موجود در سازمان می‌باشند در واقع دیدگاه گذشته مدیران در مورد ایجاد ارزش شرکت توسط دارایی‌های فیزیکی تغییر پیدا کرده است. با توجه به یافته‌هایی که نشان می‌دهند ارزش بازار شرکت‌ها در مقایسه با آنچه در دفاتر حساب خود ثبت می‌کنند (ارزش دفتری) تفاوت دارند، به طور عمده در دو دهه گذشته، محققان به دنبال پاسخ به علت نابرابری هستند. اتفاق نظر وجود دارد که یکی از دلایل تفاوت در ارزش بازار و ارزش دفتری به دلیل دارایی‌های نامشهودی است که در ترازنامه شرکت‌ها گنجانیده نشده است. یکی از این دارایی‌های نامشهود، سرمایه فکری است. سرمایه فکری یکی از مباحث نوظهور در حسابداری شرکت‌ها است و هنوز در حال سیر تکاملی است، بنابراین تعریف جامع و کاملی از آن وجود ندارد مسئله اصلی در اینجا این است که روش خاصی برای اینکه بتوان ساختارهای سرمایه فکری را در قالب اعداد و ارقام بیان کرد وجود ندارد تا بتوان به کمک آن تفاوت بین ارزش دفتری و ارزش بازار شرکت را بررسی نمود و دیگر اینکه بررسی تأثیر سرمایه فکری بر ارزش شرکت دشوار است چون درآمدهای شرکت از منابع نامشهود و نامشهود یا ترکیبی از هر دوی آن می‌باشد. در اینجا نیاز به ابزاری داریم تا به کمک آن ساختار‌های سرمایه فکری را به صورت اعداد و ارقام بیان کرده و بررسی کنیم که آیا سرمایه فکری باعث ایجاد ارزش افزوده در شرکت و در نتیجه اختلاف بین ارزش دفتری و ارزش بازار شرکت شده است یا نه.(پور زمانی و همکاران،1391، ص 19-18)
اساس فعالیت‌های سازمان موفق از تولید محوری به سمت دانش‌محوری تغییر یافته است. در اقتصاددانشی بر خلاف اقتصاد صنعتی، دانش با سرمایه فکری به عنوان یک عامل تولید ثروت در مقایسه با سایر دارایی‌ها بر کسب مزیت رقابتی و پیشبرد اهداف سازمانی نقش بسزایی ایفا کند. دلایل متعددی مبنی بر اهمیت و ضرورت مطالعه سرمایه فکری، وجود دارد: اول آن که توجه استراتژیک بخش غیرانتفاعی به سوی منابع ذهنی معطوف می‌شود وتوان پذیرش چالش‌های تحمیل‌شده از سوی محیط‌های بیرونی فزونی می‌یابد. دوم آن که سرمایه فکری محرک پیش برنده کلیدی در بهبود عملکرد و رقابت سازمانی است. علاوه بر این، به جای استفاده از مقیاس‌های سنتی، سرمایه فکری به نقطه اتصال دانشگاه‌ها و سازمان‌ها بر اساس یک زبان مشترک قدرت می‌بخشد که این جالب‌ترین دلیل برای اندازه‌گیری سرمایه فکری است. دلیل آخر آنکه سرمایه فکری نقش کلیدی در مدیریت استراتژیک منابع انسانی ایفا خواهد کرد. از سوی دیگر امروزه مدیران در جستجوی دست‌یابی به یک راه حل جامع، قابل‌اعتماد و انعطاف‌پذیر جهت ارزیابی عملکرد سازمان بوده، می‌باشند.
(علامه، شیخ ابو مسعودی،1394، ص 73)
2_2_17) ارتباط میان سرمایه فکری و مدیریت دانش:
ارتباط مابین سرمایه‌های فکری و مدیریت دانش، اهمیت حیاتی برای سازمان دارد. این دو به واسطه هم پوشانی های مهمی که در میانشان است، یکدیگر را تکمیل می‌کنند. این هم پوشانی تا حد زیادی بستگی به طرح‌ها و اولویت‌های سازمان دارد. مدیریت دانش نقش مهمی در فرایند توسعه و بهره وری از سرمایه فکری بر عهده دارد و بر روی تسهیل و مدیریت فعالیت‌های دانش گرا تمرکز می‌کند تا یک محیط دوستانه دانشی برای رشد سرمایه فکری خلق کنند و افزایش سرمایه فکری از طریق مرتبط کردن آن با مدیریت دانش، زمانی مسیر است که فرایندهای دانشی موجود به صورتی سامانمند و هدفمند مدیریت شوند، به منظور داشتن رویکرد سامانمند در مدیریت دانش بایستی آن را فراتر از مرزهای سنتی موجود در دامنه مدیریتی دیده و انواع فاکتورهایی را که در شناسایی سرمایه فکری و اجزا آن و فعالیت‌های مرتبط با اجرای مدیریت دانش موثر هستند را به حساب آوریم که نیازمند به وجود آوردن انسجام در میان فناوری‌ها وسیستم ها با تمرکز ویژه بر روی افراد است واین رویکرد مستلزم مدیریت و اندازه‌گیری و هم راستا کردن سرمایه فکری و مدیریت دانش از طریق نوآوری و کشف ایده‌های مهم به صورت مستمر می‌باشد. محصولات و خدمات باعث ارتباط مستمر و پایدار با مشتریان و سرمایه مشتری می‌شود و مدیریت دانش با تبدیل سرمایه انسانی به دارایی‌های فکری سازمان برای سازمان ایجاد ارزش می‌کند. (جوانمرد، راست خدیو،1393، ص 8)
2-3) نوآوری
2-3-1) تعریف نوآوری:
در حال حاضر، نوآوری‌ها مکانیزمی را ارائه می‌دهند که توسط آن نهادهای کسب، بخش زیادی از منابع خود را با نیت کسب منافع آتی، سرمایه‌گذاری می‌کنند. با توجه به مبالغ قابل‌توجهی که به منظور ایجاد نوآوری در ودرسطح کلان و خرد مصرف می‌شود، سؤالاتی در مورد میزان بهره وری حاصله مطرح می‌گردد. همچنین ممکن است در ارتباط با فرآیند نوآوری، هم از کارایی وهم از اثربخشی صحبت شود. (علی‌اکبری رسا، عدالت حقی،1391، ص 1)
طبق نظرکوپر62 نوآوری، شیوه چگونگی سازگاری با محیط است. از این نظر نوآوری بدین معنا که نهادهای کسب‌وکار، باید تلاش بیشتری برای سازگار با محیط انجام دهند. این تأثیر می‌تواند هم به عنوان مشوقی برای نوآوری باشد وهم به عنوان مانعی برای نوآوری شناخته شود. (علی‌اکبری رسا، عدالت حقی،1391، ص 2)
تغییرات از طریق نوآوری در دنیای کنونی از یک سو و بایستگی این تغییرات پرشتاب در محصولات و فرایندها از سوی دیگر شرایطی را به وجود آورده است که نوآوری به عنوان مهم‌ترین عامل رقابت‌پذیری در سازمان‌های امروزی نمود پیدا کند. امروزه دست‌یابی به نوآوری از طریق تحقیق و توسعه درونی با توجه به گستردگی و بین‌رشته‌ای بودن علوم کاری بسیار دشوار است. به همین جهت، رویکرد نوآوری به منظور توسعه وبکارگیری ایده‌های جدید خارج از سازمان به کار می رود و به عنوان راه علاجی برای تغییرات پر شتاب فناوری و افزایش رقابت‌پذیری جهانی پیشنهاد می‌شود. (فیضی و همکاران،1392، ص 23)
نوآوری به عنوان خلق دانش جدید و ایده‌های کسب‌وکار برای تسهیل محصولات جدید، باهدف بهبود فرآیندهای کسب‌وکار داخلی، ساختار و ایجاد بازار به سوی محصولات و خدمات است. نوآوری ایجاد، قبول و اجرای ایده‌ها و فرآیندها و محصولات و خدمات جدید است. (چوپانی و همکاران،1391، ص 38)
2-3-2) نوآوری سازمانی:
در نظریه‌های تکامل اقتصادی، نزدیک به یک قرن است که نوآوری نیروی محرکه رشد و توسعه اقتصادی شناخته شده است. در سال‌های اخیر با ظهور اقتصاد دانش‌محور، نوآوری نقش حیاتی تر در تحول ساختارهای اقتصادی و اجتماعی پیدا کرده است، به طوری که در بعضی از مقالات از اقتصادهای پیشرفته امروزی به عنوان اقتصادهای مبتنی بر نوآوری یاد می‌شود. همچنین در نیم‌قرن گذشته سیاست‌گذاران علاقه و توجه افزاینده‌ای به توسعه سیاست‌های نوآوری مبتنی بر دانش به عنوان نیرومحرکه توسعه اقتصادی پیداکرده‌اند. به بیان دیگر امروزه عواملی چون تغییرات محیطی، پیشرفت‌های تکنولوژی و افزایش رقبا باعث شده است که کشمکش و رقابتی بی‌پایان بین سازمان‌ها به وجود آید. این در حالی است که سازمان‌ها با گرایش به پذیرش نوآوری بیشتر، در پاسخ به تغییرات محیطی و همچنین گسترش قابلیت‌های جدید که به آن‌ها برای دستیابی به عملکرد بالاتر کمک کی نماید، موفق تر خواهد بود. (چوپانی و همکاران،1391، ص 37-36)
بنابراین با پیچیدگی و رقابت رو به گسترش، نوآوری به عنوان یکی از مزیت‌های اصلی برای حیات شرکت‌ها محسوب می‌شود. همه سازمان‌ها برای بقا نیازمند ایده‌های نو و بدیع هستند. ایده‌های نو و بدیع همچون روحی در کالبد سازمان دمیده می‌شود وآنرا از نیستی و فنا نجات می‌دهد. ظهور نوآوری نه تنها سازمان‌ها را قادر می‌سازد نسبت به رقبا مزیت رقابتی به دست آورند بلکه ابزار سودمندی را برای ارتقای عملکرد سازمانی ارائه می‌کند؛ بنابراین همان طور که اهمیت و ضرورت نوآوری سازمانی در محیط‌های سازمانی به طور فزاینده‌ای در حال مطرح‌شدن می‌باشد، طیف کاربردهای آن نیز به طور پیشرونده ای در حال گسترش می‌باشد. (چوپانی و همکاران،1391، ص 37)
بعضی از محققان مانند ون دی ون63 (1986) آن را به عنوان فعالیتی برای توسعه ایده، اجرا، واکنش و تغییر آن در صورت لزوم تعریف کرده‌اند. از نظر وی فرایند نوآوری بیش از ایجاد و یا ابداع ایده جدید است که شامل فعالیت‌های درگیر در توسعه و اجرا است در واقع، فرایند نوآوری به عنوان توسعه و اجرا ایده‌های جدید توسط افرادی که در طول زمان در تبادل به دیگران تغییر زمینه‌های نهادی و سازمانی و سازمانی مشارکت می‌کنند می‌باشد. از نظر افاه 64(1998) نوآوری استفاده از دانش فنی و اجرایی جدید برای ارائه محصول جدید و یا خدمت به مشتریان که شامل تجهیزات، محصولات، خدمات،

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع سرمایه فکری، ارزش بازار، ارزش افزوده، ارزش افزوده اقتصادی Next Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع نوآوری سازمان، نوآوری سازمانی، خلاقیت و نوآوری، مزیت رقابتی