منبع پایان نامه ارشد با موضوع سازه انگاری، جامعه بین المللی، نظام بین الملل، بین الاذهانی

دانلود پایان نامه ارشد

انگاران معروف شدند. در کل در اواخر دهه 1980 و اوایل دهه1990 شاهد طرحی نو برای مطالعه واقعیت ها، پدیده ها و رفتارهای بین المللی هستیم که حد فاصل میان نظریات تبیینی و تاسیسی قرار می گیرد. نظریات تبیینی در پی چرایی رفتار دولت ها هستند و نظریه های تاسیسی بیان می دارد که واقعیت ها و روابط میان ملت ها از طریق زبان، ایده ها و مفاهیم شکل می گیرد.
درست است که سازه انگاری را نمی توان یک نظریه واحدی دانست ، اما به طور کلی از دوزاویه می توان به سازه انگاری نگریست:
1- با توجه به اینکه سازه انگاری به نقد رئالیسم به عنوان جریان غالب نظریات روابط بین الملل می پردازد، می توان آن را در غالب نظریات انتقادی دسته بندی کرد.
2- از منظر یک نظریه پرداز انتقادی سازه انگاری نه تنها نظریه ای انتقادی نیست بلکه نظریه ای اثباتی مطرح می شود.
لذا از این دید سازه انگاری نظریه ای بینامرزی است که از یک طرف نظریه های اثبات گرای جریان اصلی را نقد می کند و از سوی دیگر نظریات فرا اثبات گرای انتقادی را به چالش می کشد(دهقانی فیروز آبادی، 1388، ص. 91). به هر تقدیر از این لحاظ که شناخت این نظریه به عنوان جریانی نو که حرف ها، مفروضات و مباحث جالب و ارزشمندی را ارائه می دهد، حائز بیشترین اهمیت و تامل می باشد.

2-2-2. تقسیم بندی سازه انگاری
سازه انگاری هم به لحاظ اصول و مفروضاتی که دارد و هم به حیث نظریه پردازانی که دارد می توان طبقه بندی نمود. از لحاظ نظریه پردازان، صاحب نظران این پارادایم به سه دسته طبقه بندی می شوند:
1- سازه انگاران سیستماتیک که تاکید آنها بر نقش ساختار های غیر مادی، فرهنگی، قواعد و هنجار ها و ساختارهای فکری در نظام بین الملل بر روی دولت ها و شکل گرفتن هویت و منافع آنها است. یعنی آنچه هویت دولت ها را تبیین می کند، از تعامل این واحد ها با نظام بین الملل حاصل می شود.
2- سازه انگاران سطح واحد؛ این سازه انگاران بیان می کنند که چرا رفتار دولت ها متفاوت است، یعنی به زعم این که این ها در محیط بین المللی واحدی هستند ولی به دلیل تفاوت در ساختار های غیر مادی داخلی (قوانین اساسی، فرهنگ ها، هنجارها و ارزش های داخلی) سیاست خارجی متفاوتی را در پیش می گیرند.
3- سومین گروه سازه انگاران کل گرا هستند که می خواهند میان این دو چشم انداز پل بزنند و می خواهد بفهمند که عوامل تاثیر گذار غیر مادی بر رفتار دولت ها و نظام چه در سطح بین المللی و چه در سطح داخلی کدام ها هستند(مشیر زاده، 1385، صص. 19-20).

جفری چکل در تقسیم بندی رهیافت سازه انگاری به سه گونه اصلی توجه کرده است که عبارتند از هویتی، تفسیری و رادیکل-انتقادی. از دید وی سازه انگاری هویتی به بررسی نقش هنجارها و در موارد معدود تری به نقش هویت ها در شکل گیری نتایج سیاست بین الملل می پردازد. سازه انگار تفسیری نیز به بررسی نقش زبان در ساخت واقعیت اجتماعی می پردازد و همچنین به تشریح مضمون هویت دولت ها در یک مورد خاص توجه می شود؛ به بیان دیگر توجه زیادی به اولویت گفتمان در یک جامعه نشان می دهند. آخرین گروه نیز سازه انگاران رادیکال-انتقادی هستند که از کانون های زبان شناختی حمایت و پشتیبانی می کنند، درحالی که با تاکید بر بازتولید هویت ها دارای یک بعد هنجاری صریح هستند(Checkel, 1998, 324-325).

2-2-3. اصول و مفروضات اساسی
ونت به عنوان یکی از موثر ترین شخصیت های این رویکرد، سازه انگاری را اینگونه معرفی می کند: سازه انگاری نظریه ساختاری (کلان) جامعه بین المللی محسوب می شود که دولت ها، واحد های اولیه تحلیل شان در نظریه های سیاسی هستند و سیستم بین الملل متشکل از دولتها، دارای ساختاری می باشند که ویژگی بین الاذهانی آن برجسته است و بخش مهمی از منافع و هویت دولت ها به وسیله این ساختار اجتماعی ساخته می شود(Wendt, 1994, 383-384). سازه انگاری اغلب روی آگاهی و هویت منطقه ای، احساس تعلق به یک اجتماع منطقه ای خاص و یا آنچه اصطلاحا منطقه گرایی گفته می شود، تمرکز دارد. سازه انگاران معتقدند که با درک ساختارهای بین الاذهانی می توان جهت تغییر منابع و هویت ها و نیز ظهور اشکال جدید، همکاری را در طول زمان ردیابی کرد(قوام، 1385، ص.254).
در نظریه سازه انگاری، هویتها، هنجارها و فرهنگ نقش مهمی در سیاست های جهانی ایفا می کنند. هویت ها و منافع دولت ها توسط هنجار ها، تعاملات و فرهنگ ها ایجاد می شود و این فرایند است که موضوع تعامل دولت ها را تعیین می نماید. در واقع رهیافت سازه انگاری بر دیدگاه ها، عقاید و تاثیر آن ها تاکید ویژه ای دارد، یعنی عواملی که الزاما تاثیرات مادی آن به فوریت قابل مشاهده نیست(صدیق، صبری و جورابراهیمیان، 1393، ص. 82).
سازه انگاری همچنین به این امر می پردازد که چگونه هویت ها و هنجارهای اجتماعی مردم می توانند با روابط نهادینه میان آن ها گسترش یابد. در این روند سعی می گردد تا مختصات فرهنگ ، سیاست و جامعه داخلی که با هویت و رفتار دولت در سیاست جهانی ارتباط پیدا می کند، مورد بررسی قرار می گیرد. از این منظر، سیاست بین المللی از دید سازه انگاران به عنوان یک قلمرو اجتماعی است که ویژگی های آن در نهایت از طریق ارتباطات و تعامل میان واحدهای آن تعیین می شود. پس در این دیدگاه می توان شباهت هایی را با مکتب انگلیسی روابط بین الملل و تاکید آن بر جامعه بین المللی فراتر از نظام بین الملل مشاهده نمود.
به طور کلی انواع مختلف نظریه های سازه انگاری در سه اصل و مفروض مهم هستی شناختی مشترک هستند:
1- دانشمندان طرفدار سازه انگاری، جامعه بین المللی را “ساخته و پرداخته ای اجتماعی”22 می دانند؛ یعنی جامعه بین المللی را چیزی جز نحوه اندیشیدن و تعامل انسان ها بایکدیگر نمی دانند. آنان معتقدند جامعه بین المللی چون ساخته و پرداخته ای اجتماعی است، جدای از برداشتی که انسان ها در باره آن دارند، موجودیتی ندارد(چرنوف، 1388، ص.144). لذا ساختارهای هنجاری و ایده ها و ارزش های بین الاذهانی مشترک، تاثیر و نقش مهمی در سیاست بین الملل و سیسات خارجی کشور ها ایفا می کنند.
2- با توجه به اینکه ساختارها به رفتار بازیگران اجتماعی و سیاسی، اعم از افراد و کشورها شکل می دهند. ساختار های هنجاری مانند فرهنگ، زبان، مذهب، گفتمان و غیره به همان اندازه ساختار های مادی حایز اهمیت هستند. بنابراین، هویت کنشگران یعنی کیستی و چیستی آن ها را هنجارها، ارزش ها و ایده های نهادینه در محیط آن شکل می دهند و متعاقب شکل گیری این هویت است که کنش گران می توانند منافع خود را تعریف نمایند(مشیرزاده، 1385، ص.16).
3- ساختار و کارگزار متقابلا به هم شکل می دهند. این بدان معنی است که بازیگران توسعه روابط و فهم خود را از دیگران بر شبکه ای از هنجار ها و اعمال استوار می سازند. رفتار یک بازیگر در یک ساختار معین، برای برخی بهنجار تلقی می گردد؛ در حالیکه عده ای دیگر از آن برداشتی نابهنجار دارند. دیگر آنکه، در زمینه ارتباط بین ساختار و کارگزار در نظریه سازه انگاری بر خلاف نظریه هایی چون نئورئالیسم که واحدها مقدم بر ساختار هستند و پس از شکل گیری ساختار عملا واحدها تحت تاثیر ساختار قرار دارند و این بدان معنی است که این دو متقابلا همدیگر را می سازند و یا به عبارتی از طریق رویه های اجتماعی هدیگر را باز تولید می کنند(صدیق، صبری و جورابراهیمیان، 1393، ص. 84).
2-2-4. هویت دولت
اغلب نظریه ها در روابط بین الملل کمتر به مسئله هویت پرداخته و توجه چندانی بدان نداشته اند اما سازه انگاران اعم از مدرن و پست مدرن، همگی دیدگاه متفاوتی در این زمینه دارند. آنها برخلاف دیدگاه نوواقع گرایی که نقش دولت ها را محصول ساختار غیر تاریخی، ذات انگارانه و از پیش مقدر جامعه بین المللی می داند، سازه انگاران از پیوند و درهم تنیدگی سیال تاریخ، هویت و کارگزاری دولت ها صحبت می کنند که در فرایندی تعاملی، فرهنگ بنیان و سراسر برساختی به موجودیت دولت ها و جامعه بین الملل قوام می بخشد(مشیرزاده و مسعودی، 1388، صص.253-254).
بحث هویت در نگاه سازه انگاران مقوله وسیعی است اما آنچه ما در این پژوهش بدان نیاز داریم بحث هویت دولت از منظر سازه انگاری است. از این منظر هویت دولت دو معنای متفاوت دارد. یکی هویت جمعی23 که شامل خصوصیت درونی انسانی، مادی و ایدئولوژیک است و دیگری هویت اجتماعی24 که عبارتست از معنایی که کنشگر در نگاه دیگران به خود می دهد. تاکید ونت به عنوان یک سازه انگار سیستمی بر نقش مقدم و شکل دهنده تعامل اجتماعی بین المللی است و سرچشمه های جمعی هویت دولتی را از تحلیل خود کنار می گذارد. این به معنای آن است که هویت دولت در جامعه بین المللی شکل می گیرد و متحول می شود، اما به تاثیر عوامل درونی آن توجه نمی شود(هادیان،1382، صص.922-923).
سازه انگاران معتقدند هویت ها مفاهیمی برساخته هستند و مسئله اصلی آن است که این هویت ها چگونه، از چه جهت، توسط چه کسانی و با چه هدفی ساخته می شوند. طرفداران این رهیافت، فرایند هویت یابی جمعی را نیازمند وجود هویت اولیه شامل دو عنصر تاریخ مشترک و خاطره جمعی می دانند. آنان در ادامه به نقش محوری و حساس افراد و گروه های اجتماعی در ساخت هویت بر اساس عناصر یاد شده اشاره می کنند(کیانی، 1389، ص.103).

2-2-5. مفهوم قدرت از نگاه سازه انگاران
مفهوم قدرت، یکی از عناصر محوری برای دو جریان اصلی در حوزه روابط بین‌الملل یعنی نئورئالیزم و نئولیبرالیزم‌ محسوب می شود. از‌ دیدگاه آنان قدرت مادی(اقتصادی یا نظامی) مهمترین منبع تأثیرگذاری و اقتدار در سیاست جهانی‌ اسـت. در‌ مکتب سـازه‌انگاری نیز قدرت جزو مفروضه‌های مهم و محورین قرار می‌گیرد، اما تفاوت در مفهوم‌ آن است. سازه‌انگاران‌ چنین‌ عنوان می‌کنند که قدرت گفتمانی(دانش، ایده‌ها، هنجارها، …)و مادی برای هرگونه فهم و برداشتی‌ از امور جهانی ضروری است(Hopf, 1998, 175). آنـها‌ بـه‌ گفتمان های‌ رایج و نافذ در جامعه توجه زیادی‌ دارند،‌ به این دلیل که گفتمان، اعتقادات و منافع را شکل داده و یا‌ آن ‌را‌ منعکس می‌سازد و از این‌ طریق‌ هنجارهای رفتاری‌ قابل‌ قبول‌ را بنیان می‌نهد(Walt, 1998, 40-41). عقیده کـلی‌ بـر‌ ایـن است که ایده‌ها شکلی از قـدرت هـستند، ولی بـا این تفاوت‌ که‌ قدرت از آن شکل نیروی وحشی‌ و عریان به صورت‌ گفتمانی‌ تبدیل شده است. البته، چنین نگرشی مسبوق‌ به سابقه بوده و مـنابع فـکری خـود را از آبشخورهای ذیل سیراب می‌کند: مفهوم ‌بندی‌ میشل‌ فوکو از رابطه قـدرت و دانـش،‌ تئوری‌ هژمونی ایدئولوژیکی آنتونیو‌ گرامشی‌ و تمایزگذاری بین اجبار‌ و اقتدار از ماکس وبر که به نحوی بین قدرت و ایده‌ها(زبان، فرهنگ، …) ارتـباطی قـایل‌ هـستند. تمرکز‌ بر روی قدرت از دیدگاه سازه‌انگاری‌ بر‌ وجهه گفتمانی‌ است‌ که‌ از طـریق«قدرت عمل»درک می‌گردد‌(وهاب پور، 1384، 130).
قدرت اعمال و عادات‌ اجتماعی‌ در جهت بازتولید معانی بین ذهنی است که ساختارهای اجتماعی و بازیگران را به مانند هم‌شکل مـی‌دهد. تکرار‌ رفـتارهای‌ اجـتماعی‌ از سوی بازیگری تلقیها و ایستارها نسبت‌ به‌ هویت‌ او‌ را‌ بازتولید‌ می‌کند. این فرآیند دو پیـامد دارد: اول ایـنکه بازیگر به دلیل قرار گرفتن در ساختارهای بین ذهنی و عناصر هویت ‌ساز خود، رفتارهایی را انجام می‌دهد که از وی انتظار مـی‌رود‌ و پیـامد دوم ایـن‌که ظرفیت پیش‌بینی پذیری و به تبع آن نظم را بالا می‌برد. اعمال اجتماعی در حد گسترده‌ای ابـهام ها را مـیان بـازیگران واقع در یک جامعه ساختارمند اجتماعی کاهش‌ می‌دهد‌ و از این طریق، اعتمادی را که پیامدهای اعمال اجـتماعی و پاسـخهای داده شـده به آن‌را از سوی دیگر بازیگران نمایان می‌سازد، افزایش می‌دهد(Hopf, 1998, 176).

2-3. قدرت هنجاری

مفهوم قدرت هنجاری اولین بار برای تعریف جایگاه اتحادیه اروپا در نظام بین الملل مطرح گردید(Manners, 2002, 241). اتحادیه اروپا یکی از مهمترین بازیگران بین المللی است که در صدد است علاوه بر گسترش نفوذ اقتصادی

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع مکتب انگلیسی، سازه انگاری، اتحادیه اروپا، روابط بین الملل Next Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع اتحادیه اروپا، سیاست خارجی، قدرت هنجاری، بافت تاریخی