منبع پایان نامه ارشد با موضوع روشنفکران، شهید مطهری، اقبال لاهوری، اقتصاد ایران

دانلود پایان نامه ارشد

حاکم نیازی ندارد . قانون طبیعت و شریعت الهی به دفاع از خود و وطن حکم می کند، و مرگ در راه طرد و نفی آن مجاز و حتّی واجب است.
سیّد، چهره خائنان به کشور را که هر آن امکان دارد مردم، به خاطر نشناختن آنان به دام افتاده و استعمارگران به اهداف شوم خود برسند، اینگونه معرفی می نماید : « مقصود از خائن تنها کسی نیست که کشورش را به نقد و یا به بهای کم و یا زیاد به دشمن تسلیم کند و نیز خائن کسی نیست که پای دشمنان را در سرزمین های اسلامی باز کند. بلکه کسی که توانا باشد از نفوذ بیگانگان در کشور جلوگیری می کند و یا به هر وسیله که شده ضربتی بر پیکر اجنبی وارد آورد، ولی از این کار امتناع می ورزد، در هر لباسی که باشد و به هر صورتی که جلوه کند او نیز خائن است. کسی که به اظهار یک رأی یا اجرای یک تدبیر به منظور ست کردن حرکات دشمن قادر باشد و در آن کوتاهی کند، خائن است. آدمی که توان مبارزه ندارد، ولی می تواند مبارزان را راهنمایی کند،اگر در این زمینه سهل انگاری کند،او نیز خائن است».340
سیّد جمال در سطح جهان اسلام، همواره درگیر مبارزه با انگلستان و در تعقیب آن بوده و دولت انگلیس نیز همواره و در همه جا درتعقیب او،به حدی که بارها به دسیسه و دخالت انگلیسی ها از این کشوربه آن کشور در تبعید و اخراج و تحت کنترل بود. او انگلستان را دشمن اسلام و دشمن صلبی مسلمانان می دانست و در خطابه ها و مقالات خود می کوشید عقده ی حقارت ، روحیه یأس ، ناامیدی ، ترس و تسلیم در برابر استعمار غرب را از دل و جان و روح و روان مسلمانان بزداید. از جمله در یکی از مقالات عروه با ترسیم و تصویر میزان قدرت انگلستان، با طرح این مسئله که می توان در برابر آن ایستادگی نمود، مسلمانان را به قیام و انقلاب و حرکت جمعی علیه آن فراخواند. او با اشاره به نیروی اندک انگلیسی ها در مقابل قدرت و جمعیّت عظیم توده ها در مناطق مستعمراتی نظیر هند، شکست ناپذیری قدرت انگلستان را یک افسانه ، وهم و خیال خواند که به واسطه جهل و غفلت توده مردم و نیز تبلیغات انگلیسی ها دامن گیرشان شده است . سیّد امپراتوری انگلیس را همچون هیکل شیری مصنوعی یا ببری کاغذی در پشت ویترین مغازه که موجب وحشت بینندگان یعنی مردم شرق می شود، مثال زده و قیاس می نمود و می گفت بیننده با مشاهده هیبت آن، آن هم در حالی که شیر واقعی نیست، به ترس و وحشت افتاده و از شدّت این ترس می افتد و می میرد یا فرار کرده و راه خود را گم می نماید.341
به نظر او انگلیسی ها خود از ضعف و ناتوانی شان در برابر اراده و حرکت مردمی آگاهند، منتهی همواره با جار و جنجال تبلیغاتی و نعره شیرانه کشیدن، ضعف های خود را پنهان نموده و توده ها را اغفال می کنند و خیالات و اوهام را بر آنها غالب می نمایند. در حالی که این ملّت ها اگر می دانستندکه می توانند با کوچک ترین تکانی به جسم سیاسی انگلستان، بندهای آن را از هم پاره کنند هرگز آرام نمی نشستند. آآ
سیّد درمقاله« اسطوره در عروه »،قدرت انگلستان را با حکایت مسجد مهمان کش مثنوی چنین زیرسوال می برد که«مطابق اساطیر پیشینیان،بیرون شهراستخرپرستش گاهی بزرگ بود که مسافران به هنگام شب از ترس تاریکی به درون آن پناه می بردند ولی هرکس که به درون آن می رفت به طرز مرموزی درمی گذشت.کم کم همه ی مسافران از این پرستشگاه ترسیدند وهیچ کس پروای آن را نداشت که شب را درآنجا بگذراند؛ تا سرانجام مردی که از زندگی بیزار وخسته شده بود ولی اراده ای نیرومند داشت به درون پرستشگاه رفت.صداهایی سهمگین و هراس انگیز از هر گوشه برخاست که او را به مرگ تهدید می کرد، ولی فرد نترسید و فریاد زد : «پیش آیید که از زندگی خسته شده ام با همین فریاد یکباره صدای انفجاری بزرگ برخاست و طلسم پرستشگاه شکسته شدو از شکاف دیوارهایش گنجینه های پنهانی معبد پیش پای مرد فرو ریخت.بدین سان آشکارشد آنچه مسافران را می کشته ترس از خطر موهوم بوده است».342
سیّد در پایان این مقاله می افزاید: «بریتانیای کبیر،چنین پرستشگاهی بزرگ است که گمراهان چون از تاریکی سیاسی بترسند به درون آن پناه می برند و آنگاه اوهام هراس انگیز، ایشان را از پای در می آورد.می ترسم روزی مردی که از زندگی نومید شده ولی همّتی استوار دارد به درون این پرستشگاه برود و یکباره در آن فریاد نومیدی برآورد، پس دیوارها بشکافد و طلسم اعظم بشکند».343
مرحوم مطهری می نویسد : این مرد بدون شک خود سیّد بود .344 آری او بود که برای اولین بار اعلام کرد که قدرت های استعماری غرب بسی کمتر از آنچه که می نمایانند، قدرت دارند و به خصوص با اراده توده ها و وحدت آنان می توان آن قدرت ها را شکست داد و آزادی و استقلال به دست آورد . او خطاب به شرقیان نوشت : « باید این توهم و پندار از روان شرقی ها هم زایل شود تا از نهضت های خود علیه انگلیسی ها استفاده کنند و استقلال خود را به دست آورند و دیگر از بندگی این استعمار درآمده به بردگی استعمار دیگر تن ندهند، سیادت این اجنبی را با سروری بیگانه دیگر عوض نکنند».345
5-4.مقایسه اندیشه های سیّد جمال الدّین اسد آبادی با دیگراصلاح طلبان هم عصراو :
همانطور که قبلاً ذکر شد،اندیشه ی سیاسی و آرا اصلاحی سیّد جمال بر خلاف زندگی سیاسی او، چه از ناحیه ی طرفداران و چه از ناحیه ی مخالفین وی، کمتر مورد بررسی قرار گرفته است؛ در حالی که آرا و نظریات شخصیت های دیگر، عمدتاً از جریان تجدّد و متجدّدین هواخواه غربی، نظیر سپهسالار، ملکم خان، مستشار الدّوله، آخوند زاده و طالبوف فراوان مطرح شده است.اگرچه نقش و تأثیر این متجدّدین در روند کلی پیوند و ارتباط و در حقیقت انحلال و ادغام جامعه، فرهنگ و اقتصاد ایران در تمدّن جدید غربی و دنیای سرمایه داری و شبه مدرنیزاسیون این کشور یک واقعیت است،ولی به سبب فقدان یک مبنای فکری و نظری مستقل،محکم ، جامع،خودی و عدم توجه و شناخت نسبت به تاریخ و فرهنگ و شرایط عینی -اجتماعی جامعه و کشور خود و نیز بنیان ها و دور نمایه های مظاهر و پدیده های جدید در غرب،آنها صلاحیت کافی در امر اصلاح و نوسازی را نداشته و با راه حل های صوری ، سطحی، تقلیدی،تصنعی و مونتاژ از نسخه ها،الگوها و مدل های غربی و اروپایی،راه به جایی نبرده اند.
بنابراین برای پی ریزی یک جامعه اسلامی نوین وتوسعه یافته درابعاد فرهنگی، سیاسی و اقتصادی،چه از زاویه براهین عقلی و منطقی و چه با ملاحظه ی شرایط عینی و تجربی و جامعه شناختی،تنها راه چاره در احیا تفکریا معرفت دینی و فراتر از آن بازسازی تفکر دینی است؛ که از این جهت سیّد جمال الدّین آغازگر این راه و معمار این بنای ناتمام است .ادامه دهندگان راه او در سطح جهان،کسانی چون شیخ محمّد عبده و اقبال لاهوری و در ایران، کسانی چون آیت الله نائینی، دکتر شریعتی و شهید مطهری بودند.سرآمد همه ی این احیاگران و مصلحان، امام خمینی (ره) بودند که نسبت به دیگر مصلحان ویژگی های خاص خود را دارا بود.346
هر چند اندیشه های سیّد جمال الدّین با کمی اغماض در برخی جهات، با دیگر اندیشمندان و روشنفکران عصر خود، وجوه اشتراکی پیدا می کند؛ ولی در کل با تأمل و دقت بیشتر می توان چنین نتیجه گرفت که در بیشتر موارد و مواقع با توجه به در نظر گرفتن شرایط زمانی و مکانی، سیّد جمال را می توان نقطه مقابل مصلحان عصر خودش معرفی کرد؛ بویژه در ابعادی که در زیر به آن ها پرداخته می شود :
الف. از جهت شیوه برخورد با فرهنگ و تمدّن غرب :
آشنایی سیّد با فرهنگ اسلامی و تأثّر شدید و عمیق او از این فرهنگ، سبب شد پس از آشنایی با فرهنگ جدید اروپایی که ظاهراً در هند این آشنایی پیدا شده، خود باخته نشود و جذب آن فرهنگ نگردد.347
سیّد جمال، گرچه در عروه الوثقی مسلمانان را به فراگیری علوم و فنون جدید و اقتباس تمدّن غربی فرا می خواند و با بی سوادی و بی خبری و عجز فنی و صنعتی مسلمانان به پیکار بر می خیزد، اما متوجه تجدّد گرایی های افراطی نیز بود. او می خواست مسلمانان، علم و صنایع غربی را فراگیرند، اما با این که اصول تفکر مسلمانان، یعنی جهان بینی آنها غربی شود و جهان را با همان عینک ببینند که غرب می بیند، مخالف بود. سیّد جمال همانگونه که با استعمار غرب پیکار می کرد، با استعمار فرهنگی غرب نیز در ستیز بود.348
وقتی در این زمینه سیّد جمال را با سِر سیّد احمد خان هندی که در ابتدا یکی از سران نهضت اسلامی بود مقایسه می کنیم متوجه اختلاف فاحش این دو شخصیت اصلاح طلب می شویم .شهید مطهری نقل می کند، که وقتی سیّد احمد خان یک سفر به اروپا رفت؛ و آن تمدّن اروپا، مخصوصاً آن وضع انگلستان در اوایل قرن بیستم و آن تمدّن عظیم و گسترده را دید آنچنان خودش را باخت که و قتی به هند برگشت تمام افکارش عوض شد و به مردم هند گفت که ما راهی نداریم جز اینکه تحت سیطره ی انگلستان برای همیشه باقی بمانیم، یعنی همان فکری که تقی زاده ی ما پیدا کرده بود و گفت، ایرانی اگر بخواهد به سعادت برسد باید از فرق سر تا ناخن فرنگی شود، جسمی،روحی، ظاهر و باطن، باید فرنگی شود. بر عکس سیّد جمال، خصوصیت سیّد این است که با وجود اینکه درصد سال پیش بوده و با آن تقدّمی که غرب در آن وقت داشت؛وقتی که به آنجا رفت،برعکس به این فکرافتادکه باید ملّت مشرق زمین را بیدار کرد و او را بر انگیخت و به او شخصیت داد و غرب را در مقابل او تحقیر کرد.349
سیّد جمال، در مقالات جمالیّه در مورد روشنفکران متجدّد، که بدون داشتن تفکر مستقل و از روی تقلید کورکورانه عمل می کنند، چنین می نویسد : « افکار مستقیم و خیالات عالیه دیگران را یاد گرفتن، موجب آن نمی شود که شخص صاحب افکار عالیه شود بلکه اگر کسی خود صاحب افکار عالیه نبوده باشد، افکار دیگران را نخواهد فهمید و به موارد و متعلقات آنها پی نخواهد برد و روابط و مناسبات آن افکار بر او پوشیده خواهد ماند و بر استنباط لوازم آنها از ملزومات و ملزومات آنها از لوازم قادر نخواهد شد، کور مادرزاد از شنیدن کیفیّات الوان نه ماهیّت آنها را خواهد فهمید و نه بر لوازم و خواص آنها حکم تواند کرد.و از دانستن اخلاق فاضله و آثار حسنه و اخلاق رذیله و مضار آنها کسی طاهرالنّفس و مهذّب الاخلاق نمی شود. محض شناختن مرض و داشتن دوای آن موجب رفع مرض و حصول صحّت نخواهد شد».350
به عبارت دیگر، از دیدگاه او کسی که داعیه اصلاح دارد، قبلا باید خود در تفکر و اخلاق و رفتار، سمبل و نمونه باشد. چون آن کسی که از اصلاح خود عاجز باشد ، چگونه می تواند مصلح دیگران باشد.351روشنفکران متجدّد و غرب گرایان ، به قول فرانس فانون، ترجمه ای می اندیشند و ترجمه ای عمل می کنند. 352
ب . از جهت چگونگی پذیرش علوم و فنون ( نوگرایی و اصلاح ) :
سیّد جمال الدّین بریدگی و بی میلی پاره ای از مسلمانان در کسب علوم و فنون جدید را ناشی از افراط کاری های متجدّدین در نوگرایی هایشان می دانست. به طوری که او می نویسد : « این دیو مردمان سیئی السریره چگونه موجب تنفّر قلوب شدند از علوم و معارف و این غولان کریه الصوره چه سان مانع از ترقی قوم خودها را گردیدند… علوم و معارف هرگز سبب بدبختی و شقا نخواهد بود، اگر معلم و مربی بد فطرت و شقی نبوده باشد».353
سیّد جمال در مقاله ی « گذشته و حال امّت های اسلامی و مداوای علّت های آن » بعد از اشاره به اینکه بیماری سخت، دارو گران قیمت و آگاهان به روش معالجه کم هستند و نیز پس از بر شمردن خصوصیات مصلحان و نقد پیشنهادهای مدعیان اصلاح، به نقد و ارزیابی نقش و جایگاه روشنفکران و تحصیل کردگان علوم جدیده در جوامع شرقی پرداخته و چنین می نویسد: « از این افرادی که دانش و فرهنگ را از دیگران آموخته اند و سرچشمه آن علوم در روان اینان نیست؛ اگر چه در خدمات خود به افراد میهن صادق و صمیمی باشند، چه نتیجه ای برای ملّت عاید می گردد ؟ زیرا آنان آنچه را که از دیگران آموخته اند بدون اینکه به ویژگی های زندگی ملّت های آموزنده توجّه کنند و نسبت آنها را با ملّت خود بسنجند و از خصوصیات ذاتی هر کدام از آنها آگاه باشند و چیزی از عادات آن ملّت ها بدانند به

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع خواجه نظام الملک، اسماعیلیان، فضایل اخلاقی، تعالیم اسلام Next Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع عروه الوثقی، زبان عربی، زبان فرانسه، توسعه سیاسی