منبع پایان نامه ارشد با موضوع روشنفکران، شورهای اسلامی، کشورهای اسلامی، میرزا ملکم خان

دانلود پایان نامه ارشد

خیر، او در پاسخ چنین می گوید : … « هم عقیده من در این شهر و مملکت بسیار هستند، در میان علما بسیار و در میان وزرا بسیار و در میان امرا بسیار و در میان تجّار و کسبه بسیار و در جمیع متعلّقات طبقات بسیار هستند.
شما می دانید وقتی که « سیّد جمال الدّین » در این شهر آمد تمام مردم از هر دسته و هر طبقه چه در طهران چه در حضرت عبدالعظیم به زیارت و ملاقات او رفتند و مقالات او را شنیدند، چون هر چه می گفت لله و محض خیرعامه بود. همه کس مستفید و شیفته ی مقالات او شدند و تخم این خیالات بلند را در مزارع قلوب پاشید، مردم بیدار بودند، هوشیار شدند. حالا همه کس با من هم عقیده است …. ».399
با توجه به متن بالا می توان چنین نتیجه گرفت که، تأثیر اندیشه های سیّد جمال قشر خاصی را در بر نمی گیرد؛ بلکه اقشار و گروه های مختلفی در تیررس اندیشه های او قرار گرفته از جمله؛ توده های مردم، روشنفکران و علما، که در ادامه بطور جداگانه چگونگی تأثیر اندیشه های سیّد جمال بر هر کدام از اقشار نامبرده مورد بررسی قرار خواهیم داد.
5-6-1. سیّد جمال و توده های مردم :
همانطورکه قبلاً ذکر شد،سیّد جمال الدّین در ابتدای نهضت خودبه نوعی معتقد به انجام اصلاحات از بالا واز رأس هرم قدرت بود.ولی به تدریج و هرچه که به اواخر عمرش نزدیکتر می شوداز این خط مشی پشیمان و مأیوس شده و هر چه بیشتر به توده های مردم روی می آورد. این تغییر مسیر و تاکتیک سیاسی رامی توان به صراحت ازمتن آخرین نامه اش به دوستان ایرانی خود دریافت کرد؛یعنی جایی که به انتقاد از خود و ابراز ندامت پرداخته و ابراز می دارد که ای کاش تخم افکار خود را در این زمین کویر و شوره زار سلطنت فاسد نمی کردم وآن را درمزرعه مستعد افکارملّت کاشته بودم. او در ادامه می گوید :«هیچ یک ازتکالیف خیر خواهانه ی من به گوش سلاطین مشرق فرو نرفت،همه راشهوت وجهالت مانع ازقبول گشت».400
سیّد جمال الدّین در سال 1303 ق / 1886 م . به دعوت شاه و با تشویق اعتماد السّلطنه که از طریق عروه الوثقی با افکار سیّد آشنا شده بود ، وارد تهران شد و در منزل حاجی امین الضّرب اقامت گزید.کارنامه زندگی سیاسی سیّد در ایران از درخشان ترین دوران مجاهدت های او در راه آزادی ملّت های اسلامی است ، زیرا «در قرن سیزدهم هجری کمتر کشور اسلامی همچون ایران در گمراهی و بی خبری سیاسی به سر می برد و اگر میزان تأثیر یکایک رهبران سیاسی و فکری ایران آن روزگار را در بیداری مردم با هم بسنجیم ، بی گمان سیّد جمال بیش از هر رهبر دیگر در این بیداری موثر بوده است».401
به نقل از میرزا لطف الله جمالی،خواهر زاده سیّدجمال،که خود شاهد و ناظر قضایا بوده، چند مدّتی که سیّد درتهران توقّف داشتند،به قوّه خطابت و نفوذکلمه حرف های ناگفتنی و چیزهای ناشنیدنی را در کله های روشن و دماغ های منوّر جای داده و با قوه ی جاذبه ای که سیّد درتقریر داشت به سرعت هرچه تمام تر دائره ی حریّت و آزادی واسلام پرستی را در تهران وسعت داد و تخم آزادی را در قلوب مردم افشاند وکم کم رائج دهان هر بازاری شد که سیّد جمال الدّین راست می گوید:شاه ظالم است،شاه ملّت فروش است،شاه مملکت بر باد ده است، شاه عیّاش است، شاه شهوت پرست است،وزرا خائنند،وزرا دزدند، وزرا رجّاله پرستند،مایل به آبادی مملکت و ترقی ملّت نیستند،بیت المال مسلمین کو؟ عسگر ما کو؟ تجارت ما کو؟ اسحله ما کو؟ معارف ما کو؟.402
درباریان خائن، دیدند اگر سیّد بیش از این در تهران بماند محققاً خطر قیام و شورش مردم را به دنبال دارد؛ زیرا سیّد جمال درد عمومی را می بیند و لمس می کند و برای آن دارو تجویز می کند. گفتار او چون در جهت درمان درد است جاذبه دارد و توده ها را به سوی خود می کشاند.403 افکار سیاسی سیّد جمال الدّین از لحاظ شدّت تأثیر بی نظیر بود بود. بسیاری از مردم بیدار دل و شیفته ی آزادی که به کنه افکارو نظریات سیّد پی برده بودند در غالب سفرها همراه او حرکت می کردند و از مصاحبت و مکالمه با او محظوظ می شدند.404
همین تأثیر کلام سیّد بر توده ی مردم سبب رنجش درباریان شد چرا که کلام وی سبب به خطر افتادن مقام و موقعیت آن ها نزد شاه می شد. در نتیجه شروع به سعایت و بدگویی از سیّد جمال برای بی اعتبار کردن او نزد شاه کردند و مطالبی قریب به این مضامین می گفتند : « این سیّدی که وارد ایران شده است، دم از قانون و آزادی می زند و زیان این قبیل حرف ها هم که معلوم است. او با این حرف ها، علاوه بر این که مردم را به خیلی از موضوعات توجه می دهد، در نتیجه آنها را جری می کند. او هدفش این است که یک اتّحاد و اتّفاقی در بین توده ی مردم به وجود بیاورد . ترس آن داریم که اگر این عنصر خطرناک تا چندی در ایران بماند لطمه ها و صدمه های زیای برای وجود مبارک و دستگاه سلطنت به بار آورد و این قبیل حرف ها مسلماً در شاه اثر سوء می گذاشته است».405
سیّد جمال بر آن بود که باید با رژیم استبدادی مبارزه شود؛ امّا این مبارزه را چه کسی انجام دهد ؟ وی معتقد بود مردم . مردم را چگونه باید وارد میدان مبارزه کرد؟ آیا از راه آگاه کردن آنها با حقوق پایمال شده خود ؟ از نظر سیّد جمال، بی شک این کار شرط لازم است، اما کافی نیست . پس چه باید کرد ؟ او معتقد بود که کار اساسی این است که مردم ایمان پیدا کنند که مبارزه ی سیاسی، وظیفه شرعی و مذهبی است. سیّد جهت تحقّق این امر به قرآن استناد می کرد و مسلمانان سده نخست هجری را به عنوان الگوی محقّق و عملی معرفی می نمود. او با فعالیت های گسترده و بی وقفه در همین راستا، مردم کشورهای اسلامی را با فرهنگ سیاسی اسلام که سرشار از تعالیم آزادی طلبی و انگیزه های ضد استعماری است آشنا ساخت، و از همین طریق مردم را به مظالمی که بر آنها وارد آمده و کسانی که عامل آن هستند واقف نمود و وظایف انسانی و اسلامی آن ها را در این باب یاد آور شد. در پی این گونه زمینه سازی های سیّد جمال بود که مردم با ابزار و وسایل موجود و متّکی به مبانی ایمانی و اعتقادی، قیام خود را به رهبری علمای دینی آغاز کردند و نتیجه ی آن، هر چند ده سال پس از فوت سیّد جمال، پیروزی در انقلاب مشروطه بود .
5-6-2. سیّد جمال الدّین و روشنفکران و سیاسیون :
در مواجهه با رشد صنعتی و پیشرفت مادی غرب و هجوم ارزش ها و سرمایه و سربازان آنها،روشنفکران وآگاهان ملّت های آسیا وآفریقا وبخصوص کشورهای اسلامی عکس العمل های متفاوتی نشان دادند.دسته ای از آنها طرفدار غرب وتمدّن غرب و الگو برداری از آن شدند؛دستهای دیگر خواستند در مقابل هجوم غرب مقاومت کنند منتهی با تکیه بر ناسیونالیسم،امّا عدّه ای دیگر راه سوّمی را انتخاب کردندکه همان راه «اصلاح» و تکیه برفرهنگ و ایدئولوژی اسلامی بود.سیّد جمال از جمله گروه اخیر و پایه گذار آن است.سیّد جمال بر خلاف سنت گرایان و بنیادگرایان که به گونه ای احساسی وسطحی و شعاری و با جهل مرکب و دورادور به رد مطلق غرب می پردازندو نیز برخلاف متجدّدان و غرب گرایان که به طور سطحی واحساسی به پذیرش مطلق غرب تمایل داشتند، قائل به تمیز و تفکیک جنبه های مثبت و منفی تمدّن جدید بود. او رویکردی انتقادی به مدرنیته داشت؛ همان طور که رویکردی انتقادی به سنّت نیز داشت. سیّد جمال با نقد سنّت و مدرنیته، و ترکیب و تلفیق جنبه های منطقی، عقلایی و انسانی هر دو، از موضع دین و تفکر دینی، رهیافت و راه جدیدی به دست داد که اکنون الهام بخش بسیاری از متفکران و روشنفکران اسلامی است.406
سیّد جمال در کشورهای غربی و اسلامی در جهت اهداف کلی خود با گروه های مختلفی ارتباط برقرار کرد و با آگاهی دادن به آنها کوشید به آنان حرکت و تلاش برای مبارزه با ظلم و بی عدالتی و استعمار و استبداد و بازگشت و تکیه به ارزش ها و فرهنگ ملّت های خود، بدهد. از جمله این گروه ها، روشنفکران بودند. در این جا سعی می کنیم، نظر و سیره سیّد در برخورد با روشنفکران و چگونگی تأثیر بر آنها را بررسی کنیم .
سیّدجمال نه تنها با روشنفکران کشورهای شرقی و اسلامی،بلکه با سیاستمداران و روشنفکران کشورهای غربی نیز آشنایی و مراوده داشت،و حتّی می توان ادعا کرد که بر آنان تاثیرگذار نیز بوده است.«نیکی کدی»،علی رغم برخورد مغرضانه با شخصیّت سیّد جمال،درباره تاثیرگذاری وی بر مواضع و خط مشی روشنفکران شرقی و غربی چون ملکم خان و ارنست رنان می نویسد:« او تأثیرفکری مثبتی نه فقط روی شرقی های مطلع وآگاهی چون ملکم خان،بلکه حداقل به طور مساوی روی غربی های مطلع و آگاهی چون ارنست رنان گذاشت».407
سیّد جمال در مدّت اقامت خود در کشورهای اروپایی با برخی از روشنفکران آنجا آشنا می شود که از آن جمله می توان به افراد زیر اشاره کرد : ارنست رنان، ویکتور هوگو، دیولافو، ژرژ کلمانسو، بلنت، هانری روشفور، خلیل غانم و کاتکوف .408
امّا برخورد عمده سیّد با روشنفکران کشورهای اسلامی است و بیشترین مخالفت او با آن دسته از روشنفکرانی است که در جریان گرایش به غرب و خودباختگی در برابر غرب و تقلید از آنها، قرار داشتند.409
سیّد معتقد است این قبیل روشنفکران، سرمست و مغرور از آشنایی با پوسته هستند و آن کسی که فقط با پوسته و سطح آشنایی پیدا می کند، در دریای غرور غرق می شود.410
در همین زمینه، سیّد جمال روشنفکران را به درک شرایط گذشته و حال جوامع خود و اروپائیان فرا می خواند و از برخوردهای بی ریشه و بی مبنا و هوّیت، منعشان می کند .سیّد با اعتقاد و اطمینان به اینکه روشنفکران غرب زده، سبب شده اند که استعمار اقتصادی و سیاسی، جای پای محکمی در کشورهای اسلامی پیدا کند، چنین می نویسد :« این طبقه در اطمینان دادن به مردم و تسکین دادن قلوب آنها بیش از حد مبالغه می کنند، به طوری که حسّ وحشت از دیگران را که طبعاً عامل نگهداری حقوق مردم از تعرض دیگران می باشد از بین می برند. به همین جهت است که اگر بیگانه به سرزمین قومی تجاوز کند این طرفداران دانش و نهضت جدید که در آن سرزمین باشند ورود آن بیگانه را به کشورش تهنیت می گویند و آنان را با آغوش باز استقبال کرده، خود را آماده خدمت برای آن بیگانه نشان می دهند و برای آن که جا پای محکمی داشته باشند، اطمینان بیگانه را جلب می کنند، مثل این که از خود آنها هستند و پیروزی آن بیگانه را در تسلط به کشور خویش برای خود و نسل های آینده مبارک و میمون می شمارند.».411
سیّد جمال این طیف از روشنفکران را صید مناسبی برای کشورهای استعماری جهت رسیدن به مقاصد پلید شان می داند و در این زمینه می نویسد : « اغلب این حکومت ها در کشورهای عثمانی و مصر و سایر کشورهای اسلامی دام های شکار خود را پهن کردند و همه امرا و دانشمندان علوم و تمدّن جدید را صید نمودند و آنها را برای رسیدن به مقاصد پلید خود در کشورهایشان آلت دست قرار دادند».412
حال می پردازیم به تنی چند از روشنفکرانی که به طرق مختلف با سیّد جمال ارتباط حاصل کرده و تحت تاثیر اندیشه های او قرار گرفته اند.
میرزا ملکم خان :
ملکم خان را می توان مظهر و نمونه ی کاملی از روشنفکران غرب باور و سر سلسله ی روشنفکران از این دست در تاریخ معاصر دانست . وی مروّج « تسلیم مطلق به تمدّن غربی » بود . برخی مورّخین سعی کرده اند که نقش ملکم خان را در مبارزه علیه استبداد و حتّی انقلاب مشروطه برجسته کنند، ولی مستشرقی مانند « لمبتون » نظری متفاوت در این زمینه ابراز می دارد و می نویسد : « میرزا ملکم خان در تحصیل آزادی و مبارزه با عناصراستبداد سهم بزرگی ندارد، زیرا ملکم خان در طول 78 سال عمرش فقط 21 سال در ایران سکونت داشت که ده سال اول آن هم دوره ی کودکی او بوده است . »413
ملکم خان، تا زمانی که سفیر ایران در انگلیس بود، به مدح شاه و اتابک مشغول بود و هرگز در صدد نشر افکار و فعالیت سیاسی علیه شاه بر نیامد. اخراج او از سفارت در پی امتیاز مفتضح لاتاری بود که عامل انتشار روزنامه« قانون» و در نتیجه معرفی او به عنوان آزادی خواه شد .محمود محمود،در « تاریخ روابط سیاسی ایران و انگلیس » می نویسد: « اگر میرزا ملکم

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع عروه الوثقی، زبان عربی، زبان فرانسه، توسعه سیاسی Next Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع میرزا آقا، روشنفکران، انقلاب مشروطیت، کشورهای اسلامی