منبع پایان نامه ارشد با موضوع روابط بین الملل، عوامل جغرافیایی، جغرافیای انسانی، توزیع جغرافیایی

دانلود پایان نامه ارشد

سیاستها، بویژه سیاست خارجی کشور
ب: ترکیب عوامل سیاسی و جغرافیایی به نحوی که باعث مشخص شدن کشور یا منطقه ویژه ای بگردد(Webters Dictionary, 1986:950).
دكترحافظنيادرجايديگرموضوعژئوپلیتیکرارفتارگروههايانسانيمتشكلنسبتبهيكديگربرپايهجغرافيا،قدرتوسياستميداند(حافظنيا، 1384:ص 56 – 55).
ژنرالفرانسوي،پيرگالوا،نويسندةاثريباعنوانژئوپلیتیکراههايرسيدنبهقدرت،منتشردرسال 1990،ژئوپلیتیکراچنينتعريفميكند: ژئوپلیتیکيعنيمطالعةنحوةارتباطبينهدايتسياسييكقدرتبابردبينالملليوچهارچوبجغرافياييعملكردآن.» (عزتي، 1379:ص 5).
گراهام فولر نویسنده آمریکایینيزدرموردژئوپلیتیکمی نویسد: «ژئوپلیتیکبخشی از یک فن قدیمی است که در هیات کلاسیک خود بر جغرافیا به عنوان عامل تعیین کننده رفتار دولت تاکید می کند. از دیدگاهی سنتی محل استقرار یک کشور، همسایگان آن، محورهای ارتباطی و منابع طبیعی و فیزیکی عوامل تغییرناپذیر و مصالحی بنیادی تلقی می شوند که اعمال یک دولت را محدود می کنند»(مخبر، 1373:ص2).
دکتر علی اصغر کاظمی در کتاب «روابط بین الملل در تئوری و در عمل»تعریف زیر را بیان می کند:
«شناخت صحیح عوامل ثابت و متغیر ناشی از جبر جغرافیایی و تاثیر متقابل آنها و ضرورتهایی که سیاستهای برخورد با آنها را تبیین می کند ژئوپلیتیک نامیده می شود».(کاظمی، 1373:ص86).
پیتر تایلور جغرافیدان سیاسی مشهور انگلیسی و سردبیر کنونی فصلنامه معروف «جغرافیای سیاسی» می نویسد:
«ژئوپلیتیک عبارتست از، مطالعه توزیع جغرافیایی قدرت بین کشورهای جهان، بویژه رقابت بین قدرتهای بزرگ و اصلی» (Taylor, 1993:330).
اف.جی مانک هاوس در دیکشنری جغرافیا، ژئوپلیتیک را «واژه ای مشتق شده از اصطلاح آلمانی Geopolitikمی داند که به مطالعه تاثیر عوامل جغرافیایی بر نظامهای سیاسی می پردازد»(Monkhouse, 1972:154).
نگاه جانسون در دیکشنری جغرافیای انسانی، به ژئوپلیتیک «یک مفهوم قدیمی و بلند مدت است که در مطالعات جغرافیایی، فضا را از آن جهت که در فهم تاسیس روابط بین الملل اهمیت دارد مورد توجه قرار می دهد»(Johnston, 1994:228).
نکات عمده‏ای که در مجموع مطالب مذکور، قابل توجه و حایز اهمیت می‏باشد، عبارت است از:
• در نظریه ژئوپلیتیک، ساختار جغرافیایی که در آن اعمال قدرت می‏شود، نقش راهبردی دارد و نقاط بحرانی با مناطق سوق‏الجیشی تطبیق می‏نماید.
• منطقه‏ای که مورد توجه قدرت‏های بزرگ بوده و در برقراری ارتباط یا برهم‏زدن آن مؤثر می‏باشد، اهمیت سیاسی ـ جغرافیایی دارد.
• اهمیت سیاسی ـ جغرافیایی ذاتا نه عاملی مثبت است، نه منفی، بستگی به نحوه استفاده از آن دارد. کارایی موقعیت سیاسی ـ جغرافیایی در گرو داشتن انسان‏های فعّال و کارشناس بوده و تنها در این صورت عامل موفقیت است، وگرنه عامل بحران به شمار می‏رود.
• در تحلیل ژئوپلیتیک، هدف تبیین رابطه بین مراکز قدرت بین‏المللی و مناطق جغرافیایی است.
• در دنیای معاصر، «ژئوپلیتیک» تنها به معنای رقابت سیاست‏های راهبردی در سطح جهانی نیست، بلکه آمیزه‏ای است از مجموعه عوامل و عناصر متخاصم و متعددی که بر سرزمین‏های با ابعاد کوچک به رقابت و کشمکش می‏پردازند و هدف آن‏ها یا اثبات تفوق سیاسی خود می‏باشد یا بیرون راندن رقبای سیاسی از صحنه.
2-4 تعاریف و مفاهیم
2-4-1 استراتژی
اگرمجموعهایازآگاهیهاواطلاعاتمنظمدربارهیکیاچندموضوعرا (علم) بنامیمومهارتبهکارگیریعلمدرصحنهعملنیز (هنر)باشد،استراتژی؛آگاهیهایمنظمیاستکهنحوهبهخدمتگرفتنقدرتسیاسی،اقتصادی،نظامیوفرهنگیرابرایرسیدنبههدفهایموردنظرنشانمیدهد. بنابراین،استراتژیعلماست؛اماهمهکسانیکهازعلماستراتژیآگاهیدارند،قادرنیستندآنرابهکارگیرند،فقطکسانیکهمهارتکافیدراینزمینهدارند،میتوانندازاستراتژیاستفادهکنند،پسبهیکمعنا،استراتژینوعیهنراست. خلاصهآنکه،استراتژیهمعلموهمهنراست.
2-4-2 مفهوم لغوی استراتژی:
واژهاستراتژیازکلمهیونانی (استراتگوس ) گرفتهشدهاست. استراتگوسیا (استراتژ) بهمعنایلشکراست. استراتگوسبهمعنیفرماندهیارتشهمبهکارمیرفت. بطورمثال،ارتشیونانباستانکهازگروههایکوچکسربازانِمتعلقبهخاندانهاییونانیتشکیلشدهبود،توسطافرادیبهنام «استراتگوس»فرماندهیمیشد. علاوهبراین،معانیزیرنیزبرایاستراتژیمطرحشدهاست : فنادارهجنگ،فنفرماندهی،فنجنگوطرحنقشهبرایجنگ.
2-4-3 مفهوم اصطلاحی استراتژی:
استراتژیدرمعنایاصطلاحیجدیدبهاینصورتتعریفمیشود:
فنوعلمتوسعهوبهکارگیریقدرتسیاسی،اقتصادی،فرهنگیونظامیملت،هنگامجنگوصلح،بهمنظورتأمینحداکثرپشتیبانیازسیاستهایملیوافزایشاحتمالدستیابیبهنتایجمطلوببرایکسبحداکثرپیروزیوحداقلشکست. هرگاهقدرتسیاسی،نظامی،فرهنگیواقتصادی،درجهتدستیابیبهاهدافنظامییکملتبهکاررود،استراتژینظامینامیدهمیشودبههمینترتیببرایهریکازابعادسیاسی،فرهنگیواقتصادینیزمیتوانیکتعریفازاستراتژیارائهداد. استراتژیدرمعنایقدیمیخودبهمفهومبهکارگیریهمهامکاناتکشوربرایدستیافتنبههدفهاینظامیبود،امابهتدریجاستراتژیازبعدنظامیمحض،فاصلهگرفتودرحالحاضراهدافنظامی،بخشیازاهدافملییککشورراتشکیلمیدهد. (صلحجو، 1386:ص22).
2-4-4 مفهوم استراتژي:
ميتوانگفتاستراتژي،هنروعلماستفادهوتوسعهنيروهايسياسي،اقتصادي،روانيونظاميدرهنگامجنگوصلحاستتابهمنظورافزايشاحتمالپيروزيوکاهشاحتمالشکست،ازسياستهاياتخاذشدهحداکثرحمايتصورتپذيرد. (www.globalsecurity.org،Sept. 2003)
استراتژيخواه «فنمديريتوهدايتکليهمنابعجامعهدرجهتتحققونيلبههدفمشخص»،وخواه « برنامهايکهنظامبااستفادهازهمهامکاناتخودميخواهدبهاهدافحياتيبرسد»وياهرتعريفديگريداشتهباشد،حاکيازبرنامهوطرحيمشخصبرايرسيدنبههدفيمشخصاست. بهعبارتديگراستراتژيازسهعنصراهداف،راهها،وابزارهاتشکيلميشود.اهميتوجوداستراتژيازاينحقيقتناشيميشودکهابزارهايمختلفسياسي،اقتصادي،ونظاميملتباوجودکاربردهايمختلفبايدبهطورکليدرراستاييکهدفمشخصومشترکسياسيمورداستفادهقرارگيرند. وظيفهاستراتژي،پيداکردنبهترينراهياستکهاينهمهرادريکنقطهبههمبرساند. بهطورطبيعييکملتمنابعخودرامتناسببااستراتژيهايچندگانهطراحيميکند. اماشايداولينچالشبسياربزرگدرمسيرتدويناستراتژي،موفقيتدرچگونگيتعريفسطحاستراتژيباشد. اگرتعريفمادرسطحبالاييتنظيمشود،منابعماقادربهپاسخگويينخواهندبود،واگرتعريفدرسطحپايينيتنظيمشود،شهروندانممکناستاعتمادخودرابهتواناييحکومتدرحمايتازملتازدستدهند.(www.nae.edu،Sept. 2003)
2-4-5 انواع استراتژی:
درتقسیمیکهبرایاستراتژیدرنظرمیگیرند،واژه (سیاستملّی) دررأسآنقراردارد. سیاستملّیبا (استراتژیبزرگ)، (استراتژیهمهجانبه) ونظایرآنمترادفمیباشدوبهمعنایبسیجوهدایتهمهامکاناتکشوربراینیلبهخواستههایملّیاست. برایدستیابیبهاهدافومنافعملیازاستراتژیهایمختلفیاستفادهمیشود. بهعنوانمثال،هرگاهامکاناتنظامیکشوربرایتحققسیاستملّی،بسیجوهدایتگردد،چنیناقدامیدرچارچوباستراتژینظامیقرارمیگیرد. بطورعمده،استراتژیبهاستراتژیهاینظامیوسیاسیتقسیممیگردد. تمایزاستراتژینظامیازسیاسیبهاهداف،ابزارهاومنابعمورداستفادههریکازآنهابرمیگردد. بهعنوانمثال،استفادهازنیروینظامی،مشخصهبهکارگیریاستراتژینظامیاست. بنابراین،استراتژینظامیرا (استراتژیمستقیم) واستراتژیسیاسیرا (استراتژیغیرمستقیم) مینامند.
دراستراتژیهاینظامییامستقیم،بهکارگیرینیروینظامی،امکاناتنظامیوتاکیدفزایندهبراهمیتتعیینکنندهبهرهبرداریازنیرویانسانیدردستیابیبههدفجنگ،نقشاساسیدارد. استراتژیمستقیمازآزادیعملکمتریبرخورداراست،زیرافقطمیتوانازنیرووقدرتنظامیبرایپیروزیبردشمنبهرهگرفت. دراستراتژیهایسیاسییاغیرمستقیمازتواننظامیبهمنظورفشاربردشمنوبرایپذیرشخواستههااستفادهمیشودودرکنارآنبرایدستیابیبهاهدافموردنظر،ازمذاکراتوراهحلهایسیاسیهمبهرهمیگیرند. اگرچهاستراتژیغیرمستقیمدرگذشتهنیز،موردتوجهواستفادهبود،امادرحالحاضرباکاهشاعتباراستراتژیمستقیمکهناشیازتنفربشرازجنگوعدمکاراییمؤثرجنگبرایتأمیناهدافاست،براهمیتبهکارگیریاستراتژیغیرمستقیمافزودهشدهاست.
واضعواژهاستراتژیغیرمستقیم، «لیدلهارت»انگلیسیدرسال 1291 ه. ش. / 1912 میلادیاست. بهعقیدهویاستراتژیغیرمستقیمبهمعنایفشارغیرمستقیمنیروینظامیبردشمن،توجهمحدودبهکاربردقدرتنظامی،بهکارگیریعواملروانی،پرهیزاززوروخشونتتاسرحدامکانوبهرهگیریازتشویق،ترغیب،تنبیهومصالحهسیاسی،اقتصادیوفرهنگیبراینیلبهتأمینوحفظامنیتومنافعواهدافملّیاست. برایتحققهدفهایموردنظر،هرکشوریباتوجّهبهامکاناتوتواناییهایبالفعلوبالقوه،موقعیتجغرافیایی،نیازهایداخلی،تهدیدهایموجود،تواناقتصادی،ساختارنظامبینالمللیونظایرآناستراتژیسیاسیمناسبرابرمیگزیند(صلحجو، 1386:ص22).
پسازتعريفوبیانانواعاستراتژی،بايدبرآيندهايفوريراارزيابينمود. اينمرحلهمستلزمتعريفاولويتهاباتوجهبهتخصيصمنابعونيزتعريفمسووليتهاباتوجهبهارزيابيعملکردهااست. استراتژيبايدبابرآيندهايقابلسنجشهمراهباشدويکبرنامهبودجهايجامعومنابعيدارايمسووليتازآنحمايتنمايد. اينمراحل،پايههاييکاستراتژيخوبهستنددررأسهمهاستراتژيها،استراتژيامنيتمليقراردارد. درتدويناستراتژيامنيتملي،اهدافاصليدرتدويناستراتژيبايدمعرفيشوندوبرايدستيابيبهايناهدافبايداولويتهاوسياستهامعينشوند. پسازتعريفايناهداف،منابعموجودبرايدستيابيبهايناهدافدرچهارطبقهگنجاندهميشوند: ديپلماتيک،اطلاعاتي،اقتصادي،ونظامي. ابزارهاييکهبرايدستيابيبهايناهدافوجوددارندميتوانندروشهاياخلاقيوسياسي،قدرتنظامي،نيروياقتصادي،روابطائتلافي،ديپلماسيعمومي،همياريامنيتي،همياريتوسعه،همکاريعلميوتکنولوژيک،سازمانهايبينالمللي،ونمايندگيهايديپلماتيکباشند.
2-4-6 مفهوم امنيت ملي و کاربرد آن در استراتژي امنيت ملي
ازآنجاکهجوهرهاستراتژيامنيتملي،امنيتاست،اينمفهومبايدموردبررسيدقيققرارگيرد. امنيتيکمفهومچندوجهياستوبههمينجهتدربارهمعنايآناختلافنظرزياديوجوددارد. ازهمينرو «بريبوزان»معتقداست «امنيتمليازلحاظمفهومي،ضعيفوازنظرتعريف،مبهموازنظرسياسي،مفهوميقدرتمندباقيماندهاست؛چراکهمفهومنامشخصامنيتمليراهرابرايطرحراهبردهايبسطقدرتتوسطنخبگانسياسيونظاميبازميگذارد.» ( ماندل، 1379:ص 48-49).
امادرمجموعميتوانازتعاريفارائهشدهدرموردامنيت،نقاطمشترکذيلرابرداشتنمود:
• امنيتيکارزشاستواغلبارزشيبرايرسيدنبهسايرارزشهاميباشد.
• امنيتهميشهدرحالتغييراستودردرجاتمختلفوجودخواهدداشت. برخيازملتهاياافرادبهدلايلگوناگونخودرابيشترازسايرينامناحساسميکنند. ميزانتهديدياخطر،تعدادارزشهاييکهبايدحمايتشوند،وانتظاراتازآيندهممکناستمتفاوتباشند.
• امنيتنهفقطنگرانيدرموردحفاظتازارزشهايياستکهقبلابهدستآوردهشدهاند،بلکهمربوطبهانتظاراتمادرموردارزشهايآيندهنيزميشود.
• امنيتبهحداقلرسانيدنخطرياتهديدرادربرميگيرد. اينتهديدهانهفقطازنوعسنتيونظاميهستند،بلکهتهديدهايجديدغيرنظامينسبتبهرفاهملينيزدرنظرگرفتهميشوند. (ﻟﻄﻔﻴﺎﻥ،1376ص 76).
2-4-6-1 امنيت
بهنظرنگارندهباتوجهبهمعانيلغويتعريفشدهوشناختهشدهبرايامنيت،اينواژهدارايمفهوميكاملاشفافاستهريكازواژههاياعتباريساختهشدهتوسطانسانازديدصاحبنظران،مفهوميصريحوروشنوجودداردواينقاعدهدرموردامنيتصادقاست. ازسويديگردانشمندانوپيشكسوتاندرعرصهيادبياتاقوامومللمختلفنيزدرتأليففرهنگنامههاييبهزبانهايمتعدد،معانينسبتامشابهويكسانيراازقبيلمحفوظبودن،سلامتبودن،مصونبودن،آرامشداشتن،ايمنبودن،درامانبودن،اطمينان،تضمينوخاطرجمعيبرايامنيتدرنظرگرفتهاندباقراردادنامنيت،پيشازكلماتيچون «فردي»، «ملي»، «بينالمللي»و «جهاني»،الگوهايامنيتيمتفاوتيتشكيلميشودكهازنظرمعنيلغويواهداف،هركدامازايناصطلاحاتتركيبي،گستردهودامنهيويژهايازمفهومامنيترادرسطوحفردي،ملي،بينالملليوجهانيبهذهنانسانمتبادرميسازند .قطعاامنيت،درتماميالگوهاييادشده،مفهوميمشخصويكساندارد،ليكنآنچهدراينجملاتمتفاوتاست،گستردهودامنهامنيتوكيفيتتحققآنميباشدكهازسطحامنيتفرديتاسطوحامنيتملي،بينالملليوجهانيراشاملميشودوتحققهريكازآنهانيزمستلزمپيرويازالگويويژهاياستكهاينامرنميتواندبهمنزلهيوجودابهامدرمفهومواژهيامنيتتلقيگردد. درفرهنگفارسيشادرواندكترمحمدمعين،امنيتدرمعانيايمنبودن،ايمنشدن،درامانبودن،بيبيميونبودترسآمدهاستمعانيلغويواژهيخطرهم،نزديكيبههلاكت،نزديكيبهتلفشدنكسيياچيزي،بيمتلفشدن،دشواري،آسيبوگزندميباشدوتهديدنيزترسانيدن،بيمدادنوبيمكردنمعنيشدهاست.

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع عوامل جغرافیایی، برنامه هسته ای ایران، پرونده هسته ای، رئالیسم تهاجمی Next Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع ایالات متحده آمریکا