منبع پایان نامه ارشد با موضوع رفتار پرخاشگرانه، رفتار انسان

دانلود پایان نامه ارشد

باعث مي شود كه فرد حس خوبي داشته باشد، ولي مي تواند باعث احساس گناه و كاهش حس مثبت نسبت به خود شود. ابراز خشم مي تواند احساس قدرت و توانمندي ايجاد كند و افراد را با اين تفكر كه در حال انجام كاري سازنده هستند، در حالي كه واقعاً در حال بدتر كردن اوضاع هستند، بفريبد . همچنين ممكن است به افراد اجازه دهد هر كاري را كه مي خواهند بدون احساس ترس از تلافي و انتقام، نسبت به ديگري اعمال كنند.
4 عقيده شايع اما غلط درباره ابراز خشم عبارتند از:
داراي منشأ بيروني است،
بهترين راه اين است كه خشم به طور باز و مستقيم ابراز شود،
خشم ، هيجاني مفيد و سودمند است و،
مي تواند از سوء استفاده افراد پيشگيري كند (اولسون،2014).
افسانه ها و حقايق موجود درباره خشم در جدول (2-1) آمده است.
خشم به وسيله ديگران ايجاد مي شود. بسياري از افراد معتقدند كه “ديگران يا اموري خارج از شما باعث مي شود كه خشمگين و آشفته شويد (اولسون،2014)، ولي خرسندي يا ناخرسندي فرد، علت بيروني ندارد، بورچت عنوان مي كند كه خشم، مانند هر هيجان انساني ديگري، معمولاً هنگامي كه ديگري كاري را انجام مي دهد كه آن را دوست نداريم، از درون خودمان ايجاد مي شود. بهترين روش براي مقابله با خشم اين است كه اجازه دهيم كاملاً تخليه شود . گر چه تخليه خشم ممكن است باعث شود كه افراد در يك لحظه احساس بهتري داشته باشند ، اما براي كسب احساس بهتر در درازمدت، به آنها كمك نخواهد كرد . برون ريزي خشم مسايل زير بنايي را حل نمي كند و معمولاً باعث برانگيختن احساسات مشابهي در ديگران شده و خشم هر دو فرد را افزايش مي دهد. خشم يك هيجان سودمند است . اين موضوع به همين سادگي درست نيست . افراد براي مدت كوتاهي ممكن است فكر كنند كه با خشم به هدف شان رسيده اند، اما در د رازمدت ديگران را از خود دور كرده و باعث مي شوند كه خشم آنها نيز برانگيخته شود. اگر خشمگين نشويد، آدم بي عرضه اي هستيد . برخي افراد فكر مي كنند اگر خشمگين نشوند، ديگران از آنها سواري خواهند گرفت و مي پندارند كه آنها ضعيف و حقيراند . بورچت مي گويد: افراد، خود تصميم مي گيرند كه مي خواهند چه احساسي داشته باشند، نه اينكه ديگران تصميم بگيرند آنها چه حسي خواهند داشت . عبارات صريح و محكم مانند “من مخالفم” يا “از آن خوشم نمي آيد”، به ما اجازه مي دهد كه كنترل بيشتري بر موقعيت داشته باشيم. ما نبايد خشمگين شويم، بلكه تصميم مي گيريم كه خشمگين شويم بنابراين مي توانيم رويكرد ديگري را انتخاب كنيم.
2-2-4 سبك هاي مقابله با خشم
هريت گولدهر لرنر در كتاب اش با نام رقص خشم، بحث مي كند كه افراد چگونه خشم شان را
جدول (2-1) خشم، افسانه ها و حقايق
حقایق
افسانه ها
• خشم يك احساس ، همراه با مؤلفه ه اي روان شناختي است.
• خشم در ميان نوع بشر عمومي و فراگير است.
• عدم ابراز خشم منجر به افزايش خطر بيماري كرونري قلب مي شود.
• بيرون ريزي خشم تخليه102 تنها زماني ارزشمند است كه جزيي از مراحل حل آن باشد.
• پرخاشگري منجر به پرخاشگري بيشتر و نه حل آن مي شود.
• افسردگي، شرم و خودكشي نيز، تظاهراتي از خشم هستند.
• بيشترين خشم را نسبت به افراد صميمي و نه غريبه ها، داريم.
• خشم هميشه از ناكامي ناشي مي شود.
• برخي افراد هرگز خشمگين نمي شوند.
• زنان كمتر از مردان خشمگين مي شوند.
• تخليه خشم (به صورت داد و بيداد كردن يا كوبيدن اشياء) آن را رها كرده و با آن “مقابله” مي كند.
• برنامه هاي خشن تلويزيوني، ورزش هاي فعال و كارهاي رقابتي، خشم را تخليه مي كند.
• رفتار پرخاشگرانه يك نشانه كامل از فرد خشمگين است.
مديريت مي كنند. او به طور نموداري سبك خودش را در مديريت خشم هنگامي كه تحت فشار است، توصيف مي كند. “هنگامي كه فشار افزايش مي يابد، تمايل به كم كاري با خانواده ام پيدا مي كنم (روزهاي تولد را فراموش مي كنم، بي كفايت مي شوم، سردرد، اسهال يا سرماخوردگي، يا همه موارد بالا را با هم مي گيرم)، در محل كار، پركار مي شوم (براي هر كسي تدبيردهي مي كنم و فكر مي كنم عقيده ام بهترين است)، از همسرم چه از نظر هيجاني و چه از ، نظر جسماني فاصله مي گيرم، با سرزنش كودكانم، تظاهر به خشم مي كنم) اولسون، 2014).
لرنر، راهنمايي را براي سبك هاي مختلف مديريت خشم عنوان كرده است. اين سبك ها را ارتباط خواه103 ، كناره گير104، افراد با كارآيي بالا105 ، افراد با كارآيي پايين106 و سرزنش گر107 ناميده است . سبك هاي لرنر مي تواند بر حسب نقشه زوج و خانواده بر پايه انواع روابط صميمانه طبقه بندي شود.
با استفاده از واژه شناسي نقشه زوج و خانواده در روابط صميمانه ، ارتباط خواه تمايل به ايجاد ارتباط و درگيري در سطح همبستگي خيلي بالا دارد . لرنر توصيف مي كند كه افراد ارتباط خواه در يك رابطه به اضطراب شان با جستجوي بيشتر نزديكي ، واكنش نشان مي دهند. ارتباط خواه بهاي زيادي به صحبت درباره احساسات و بيان آنها مي دهد و معتقد است كه ديگري نيز بايد چنان كند و تمايل به انتقاد از همسري كه نم ي تواند احساسات نزديكي را تحمل كند، دارد . هنگامي كه همسري فضاي هيجاني بيشتري مي خواهد، ارتباط خواه حس مي كند كه طرد شده و قبل از كناره گيري، به شدت به دنبال ارتباط گيري با همسرش است.
كناره گيران متمايل به ايجاد نوع عدم درگير و جداي روابط صميمانه كه از نظر همبستگي در سطح پاييني قرار دارد، هستند . كناره گيران هنگام فشار زياد، خواهان فاصله هيجاني اند. آنها، افرادي تنها و خود اتكايند و در جستجوي كمك نيستند . آنها به سختي، احساس نيازمندي، آسيب پذيري و وابستگي خود را نشان مي دهند. همسران اين افراد، آنها را از نظر هيجاني غير قابل دسترس، امتناع جو و ناتوان براي كنارآيي با احساسات مي دانند . كناره گيران اغلب، اضطراب شان را با دوري جستن به سمت كارشان اداره مي كنند و هنگامي كه مسايل شدت مي گيرند، ممكن است رابطه را خاتمه دهند.
رقص خشم108 استعاره ي لرنر جهت توصيف چگونگي ارتباط گيري نوع انسان با ديگري است . در مورد رقص يك ارتباط خواه و كناره گير بينديشيد . هر چه ارتباط خواه نزديك تر شود، كناره گير دورتر مي شود. پس، همان طور كه ارتباط خواه ناخرسند، عقب مي كشد، سطح راحتي كناره گير افزايش مي يابد و به سمت ارتباط خواه حركت مي كند . ارتباط خواه مجدداً نيرو مي گيرد و به سمت كناره گير حركت مي كند و او مجدداً عقب مي كشد . عقب نشيني و پيش روي، جريان يافتن و فرو نشستن. درست همان طور كه افراد در ذايقه غذايي، طرز لباس پوشيدن، انتخاب نوع ماشين با يكديگر متفاوتند، داراي نيازها و احساسات متفاوتي در صميميت و نزديكي اند. با استفاده از واژه شناسي نقشه زوج و خانواده، ارتباط خواهان و كناره گيران داراي مشكلاتي در يافتن تعادل ميان جدايي و نزديكي اند. هميشه روابط خا نوادگي آنها ميان طيف عدم درگير و درگير، جا به جا مي شود.
لرنر افراد داراي كارآيي پايين را به عنوان افرادي كه در بسياري از حوزه هاي زندگي به سختي انسجام مي يابند، توصيف مي كند. اين افراد بيش از حد منعطف آشفته109 اند. اين افراد، تحت فشار ، داراي كفايت پايين هستند و به ديگران اجازه مي دهند كه جاي آنها را اشغال كنند و به جاي آنها تصميم گيري كنند . اين افرا د در خانواده و سركار به عنوان “افراد ضعيف و آسيب پذير، بيمار،مشكل و بي مسؤوليت” شناخته مي شوند . اين افراد داراي مشكلاتي در نشان دادن قدرت و قابليت شان به فرد صميمي شان هستند.
افراد داراي كارآيي بالا، بهترين را نه تنها براي خودشان ، بلكه براي ديگران نيز مي خواهند. اين افراد غير منعطف (خشك و ساختارمند) هستند . و در زمان هاي دشوار، سريعاً تدبير مي دهند و رها مي كنند. به نظر نمي رسد كه اين گونه افراد بتوان ند خارج از روش خودشان كاري بكنند و به ديگران اجازه مي دهند كه مشكلات شخصي شان را حل كنند . در اين روش، آنها از تفكر در مورد مشكلات شان امتناع مي كنند. افراد داراي كارا يي بالا، به طور شايعي به عنوان هميشه “معمتد” و هميشه “متكي به خود ” توصيف مي شوند . آنها در نشان دادن جزء آسيب پذير و كم كاركردشان به ويژه با افرادي كه مسأله اي با آنها دارند، مشكل دارند. فرد با عملكرد بالا، احساسات حقارت و ناشايستگي را با شيرجه رفتن جهت “نجات ” فرد داراي عملكرد پايين پنهان مي كند و اين در دراز مدت باعث مي شود تكليف فرد داراي عملكرد پايين د شوارتر شود زيرا او فرصت رشد توانمندي هاي شخصي را از دست مي دهد. برخي ممكن است فكر كنند زوجي كه يكي از آنها داراي عملكرد بالا و ديگري داراي عملكرد پايين است . بايد مكمل يكديگر باشند، ولي اين نوع رابطه تنش برانگيز است . فرد داراي عملكرد بالا ممكن است سرانجام از نجات فرد داراي عملكرد پايين خسته شود يا فرد داراي عملكرد پايين ممكن است از احساس بي كفايتي و ناقابل ديده شدن، خسته شود . براي دوام و توانمندي يك رابطه، همسران بايد تعادل مناسبي را بين آشفتگي و ساختارمندي(هرج و مرج و نظم) ايجاد كنند.
پنجمين سبك لرنر، سبك سرزنش گر است، اين فرد، كسي ست كه از همه چيز مي رنجد و در زمان هاي فشار، با احساسات شديد هيجاني پاسخ مي گويد. سرزنش گران اغلب در طبقه خشك درگير، يك نوع بدون تعادل سيستم خانواده، جاي م ي گيرند. سرزنش گران انرژي زيادي صرف تلاش براي تغيير ديگران، مي كنند. آنها خودشان را درگير چرخه هاي مكرر جنگ مي كنند كه ممكن است تنش را كم كند، اما الگوهاي كهنه را زنده نگه مي دارد. سرزنش گران، ديگران را مسؤول احساسات شان مي دانند و ديگران، و نه خودشان را به عنوان مشكل مي بينند.
لرنر معتقد است كه در جامعه آمريكا زنان در زمينه كارهاي منزل، تربيت كودك و احساسات، براي كارآيي بالا تشويق مي شوند. در زمينه هاي ديگر، براي ارتباط خواهي و كارآيي پايين اجتماعي مي شوند. از طرف ديگر مردان، به عنوان افراد كناره گير و داراي كارآيي بالا، اجتماعي مي شوند. هر دو جنس در سرزنش ديگران، خوب عمل مي كنند. اما لرنر معتقد است كه زنان امروزه اين كار را نسبت به مردان خود آگاهانه تر انجام مي دهند، زيرا هنوز احساس مي كنند كه قدرت كمتري در جامعه دارند و از مقام زير دست قرار گرفتن، آزرده خاطرند.
همه 5 شيوه مديريت خشم گاه گاهي مي توانند مفيد باشند، اما مشكلات، هنگامي كه يك سبك غالب مي شود، اتفاق مي افتند . مهم است كه نوعي تعادل بين ارتباط خواهي و كناره گيري، عملكرد بالا و عملكرد پايين و سرزنش گري پيدا كنيم.
سبك هاي متفاوت ، زماني كه افراد تحت فشارند ، بيشتر خودشان را نشان مي دهند. هر چه اضطراب ارتباط خواهان افزايش مي يابد، تمايل به جستج وي صميميت و نزديكي بيشتر مي شود، “كناره گيران”، نيز براي كسب فضاي هيجاني بازتر، بيشتر كناره گيري مي كنند . همه زوج ها نيازمند يافتن تعادل ساده اي بين با هم بودن و جدايي هستند.
هنگامي كه كارها خوب پيش نرود، اكثر افراد تمايل به سرزنش ديگران دارند، اما برخي افراد از روي عادت در مقابله با مشكلات ، از قبول مسؤوليت خودشان امتناع مي ورزند ، سرزنش گران انرژي زيادي را صرف تغيير ديگران مي كنند. در قسمت بعدي به علل ايجاد تعارض نظري خواهيم انداخت و پس از آن سبك ها و رويكردهاي حل تعارض را مورد بحث قرار خواهيم داد و در آخر نيز به يك شيوه ساختار يافته براي حل تعارض اشاره خواهيم كرد.
2-2-6 فرايندها و مسايل ايجاد كننده تعارض
مطالعات مربوط به رفتار انساني نشان مي دهد كه تعارض جزيي گريز ناپذير از ر وابط انساني ست. مطالعات همچنين نشان مي دهند كه تعارض، بيشتر در مورد تفاوت هاي تصوري است تا تفاوت هاي واقعي . به عبارت ديگر، همسران موانعي را بر سر ارضاي نيازهاي شان پيش بيني مي كنند كه ممكن است واقعي نباشند.
پس هميشه و در زندگي همه همسران عواملي وجود دارد كه باعث ايجاد اختلاف و تعارض مي شود. ممكن است بسياري از افراد فرض كنند كه تازه عروس و دامادها به ندرت مشاجره و دعوا مي كنند، ولي مطالعات نشان مي دهند كه آنها نيز داراي مشاجراتي با يكديگر هستند . يك مطالعه دريافت كه حدود40% از 530 عروس و داماد شركت كننده حد

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع سلسله مراتب، مفهوم سازی، ناخودآگاه Next Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع مواد مخدر