منبع پایان نامه ارشد با موضوع رسول خدا (ص)، آیات قرآن، پیامبر(ص)، مشروعیت بخشی

دانلود پایان نامه ارشد

بدون قول به تعارض در روایات، خلافت را صرفاً تا پایان خلافت امام علی(ع) دانسته‌اند و وارد ساختن عمر بن عبدالعزیز را در عداد خلفا تکلّف می‌دانند و هرچند وی را فقیه عادل می‌نامند اما ابداً برتر از معاویه نمی‌دانند زیرا عمربن عبدالعزیز بر سر سفره حکومت آماده، قوی و دارای سیاستی عادل بوده است و لذا فضیلتی نداشته است همچنین وی معارضی مانند ابن زبیر و حسین بن علی و پیش از این‌ها علی ابن ابی‌طالب(که از نظر وجه شرعی و دینی از وی قوی‌تر بوده است) نداشته است.558
معاصران بیش از گذشته تلاش می‌کنند سیاست معاویه را سیاستی هم‌عرض خلفای راشدین قرار دهند و حتی از وی حاکمی به تصویر کشند که نابسامانی‌های موجود را سامان داد هرچند در این راه با افرادی مقابله نمود که ازنظر دینی با وی قابل‌مقایسه نبودند.

3-1-6-3-4- مشروعیت حکومت در سایه جعل اندیشه جبرگرایی
باوجود تبلیغات گسترده معاویه مبنی بر این‌که سلطنت وی از سوی پیامبر مورد تأیید بوده است؛ لیکن عملکرد حکومت چیزی دیگر نشان می‌داد، سب و لعن امیرمومنان(ع) و سختگیری نسبت به اهل‌بیت و خاندان رسالت و قتل دوست‌داران امام علی(ع) از جمله حجربن عدی و عمروبن الحمق الخزاعی که تحمل شنیدن لعن بر حضرت علی را نداشتند و اعتراض آنها به شهادتشان انجامید، جملگی از اموری نبودند که از نظر جامعه قابل اغماض باشد. بنابراین راهبرد معاویه در این زمینه توسل به جبرگرایی بود.
ابوهلال عسکری معاویه را نخستین کسی می‌داند که اندیشه جبرگرایی را مطرح نمود.559 ابن ابی الحدید نیز تصریح می‌نماید که معاویه به جبر و ارجاء تظاهر می‌کرد.560
به گواهی آیات قرآن561 باورمندان به جبر مشرکان بوده‌اند بنابراین، این باور برگرفته از اندیشه جاهلی است، در جنگ حنین نیز با وجود تأییدی که ابوبکر در پی نگرانی‌اش از پیامبر مبنی بر پیروزی گرفته بود که امر خداوند بنا برگفته پیامبر بر پیروزی تعلق گرفته بود.562 زمانی که عمر بن خطاب به همراه عده‌ای از جنگ می‌گریختند و مورد سؤال واقع شدند عمر فرار را به خواست خداوند نسبت داد.563 بنابراین اندیشه جبر موضوع جدیدی نبود، اما معاویه به‌صورت گسترده از آن استفاده نمود.564
محمد ابوزهره به خلاصه سخن تاریخ‌نویسان در مورد کسی که نخستین بار این مسلک را مطرح نموده اشاره کرده و معتقد است وقتی یک گرایش به‌مرور به یک مذهب تبدیل می‌شود شناسایی نخستین فردی که آن را مطرح نموده است کار سختی است، ولی معتقد است یقیناً اعتقاد به جبر در اوایل عصر امویان رواج یافته است تا کم‌کم در آخر این دوره به یک مذهب تبدیل شد.565 استدلال ابوزهره به‌خوبی نشان می‌دهد که جعل حدیث در طرفداری بسیاری از مذاهب اساساً مبتنی بر عاملی سیاسی است. هرچند فاصله میان ترویج یک باور و تبدیل‌شدن به یک مذهب، شناسایی عامل اصلی را دشوار می‌سازد.
بررسی روند سیاست‌های معاویه نشان می‌دهد سال‌ها حضور در عرصه سیاست و حاکمیت و وجود کینه‌های دیرینه، سبب شد که بسیاری از مؤلفه‌های مذهبی و فرهنگی جامعه در دوران وی به‌صورت جدی مورد بهره‌برداری‌های سیاسی قرار ‌گیرد، علاوه بر باور جبر که در زمان وی ترویج یافت و درنهایت به یک مذهب تبدیل شد، پدیده قصاص که از زمان خلیفه دوم آغاز شده بود در حکومت وی در خدمت سلطنت رسمیت یافت. همچنان که بسیاری دیگر از مبانی سیاسی خلفا مانند شرط نسب(قریشی) در دوران معاویه صریحاً به‌عنوان اصول و روش‌های اداره مملکت مورد اعتنا قرار گرفت، راز پایبندی به سنت خلفا و جعل فضائل برای آن‌ها نیز در همین نکته نهفته است.
بی‌شک معاویه که از باور جبرگرایی اطلاع داشت آن را مهم‌ترین وسیله برای رسیدن به هدف خود مورد بهره‌برداری قرار داده است معاویه با طرح و تبلیغ اندیشه جبرگرایی از یک‌سو برای تمامی رفتارهای خود مشروعیت قائل بود و از سوی دیگر اعتراض مردم به آنچه از وی سر می‌زد به معنای خروج در مقابل کسی بود که مجرای اراده الهی است. بنابراین پیوسته بر ظلم و ستم خود می‌افزود و کسی هم به‌حکم شرع مجوز خروج برعلیه او را نداشت. چنین اندیشه‌ای بود که مردمی کوته‌بین را به جنگ با امام حسین(ع) نیز کشانید. بنابراین بخشی از سیاست مشروعیت بخشی به حاکمیت تبلیغ باور جبرگرایی بود و در پشتوانه آن احادیثی جعل گردید. اندیشه جبرگرایی که معاویه به آن سامان داد، در دوران وی رشد نمود و تبدیل به یک مذهب شد و در تمامی دوران سیاه بنی‌امیه مشکل‌گشای حاکمان در ظلم و جور بود. مذهبی که بعداً طرفدارانی از علمای مذاهب به دست آورد.
سیاست معاویه موفق شد و نه‌تنها جبریّه شکل گرفت بلکه از همان ابتدا گروهی دیگر در مقابل آن‌ها تحت عنوان قدریه سربرآوردند و طبیعتاً حاکمان نیز به‌شدت با آن‌ها برخورد نمودند. مثلاً عمربن عبدالعزیز وقتی از وی در مورد برخورد با قدریه سؤال کردند صریحاً پاسخ داد چنانچه توبه نکنند کشته خواهند شد؛ همراهی مالک نیز با رأی عمربن عبدالعزیز به‌خوبی حاکی از همراهی میان مذهب و سیاست است.566
برخی از احادیث جعلی جبریه از این قرارند:
«أَبِي هُرَيْرَةَ؛ أَنَّ رَسُولَ اللهِ صلى الله عليه وسلم قَالَ: «تَحَاجَّ آدَمُ وَمُوسَى فَحَجَّ آدَمُ، مُوسَى. فَقَالَ لَهُ مُوسَى: أَنْتَ آدَمُ الَّذِي أَغْوَيْتَ النَّاسَ وَأَخْرَجْتَهُمْ مِنَ الْجَنَّةِ؟ فَقَالَ لَهُ آدَمُ: أَنْتَ مُوسَى الَّذِي أَعْطَاهُ اللهُ عِلْمَ كُلِّ شَيْءٍ. وَاصْطَفَاهُ عَلَى النَّاسِ بِرِسَالَتِهِ؟ قَالَ: نَعَمْ. قَالَ: أَفَتَلُومُنِي عَلَى أَمْرٍ قَدْ قُدِّرَ عَلَيَّ قَبْلَ أَنْ أُخْلَقَ؟»567 یعنی: «ابوهریره از رسول خدا (ص) نقل می‌کند: آدم و موسی با هم به محاجه و جدال پرداختند پس آدم بر موسی غلبه یافت، موسی به آدم گفت: تو همان آدمی هستی که مردم را گمراه ساخته و آنان را از بهشت خارج نمودی. پس آدم به موسی گفت: تو همان موسی هستی که خدا دانش هرچیزی را بدو داد و او را بر برای رسالت خویش برگزید. موسی گفت: آری. آدم گفت: پس (با این وجود) آیا مرا به خاطر کاری که پیش از آفرینش من مقدر شده بود سرزنش می‌کنی؟»
از طاووس نقل‌شده که گفته: «أَدْرَكْتُ نَاسًا مِنْ أصحاب النَّبِيّ صَلَّى اللَّهُ عليه وسَلَّمَ يَقُولُونَ كُلُّ شَيْءٍ بِقَدَرٍ».568 یعنی:« گروهی از اصحاب پیامبر(ص) را یافتم که می گفتند: همه چیز بر اساس قدر الهی است».
در جایی دیگر طاووس می‌گوید که عبد الله بن عمر گفته: «قال رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وسَلَّمَ: “كُلُّ شَيْءٍ بِقَدَرٍ حَتَّى الْعَجْزُ والْكَيْسُ أَوِ الْكَيْسُ والْعَجْز»ُ.569 یعنی:«پیامبر(ص) فرمود: همه چیز بر اساس قدر الهی است حتی ناتوانی و زیرکی». از آن جا که امام حسن(ع) پس از صلح با معاویه بر منبر خطابه را با این عبارات شروع کرد که «.. فَإِنَّ أَكَيْسَ الْكَيْسِ التُّقَى وَإِنَّ أَعْجَزَ الْعَجْزِ الْفُجُورُ..»570، به نظر می‌رسد خواسته‌اند سخنان حضرت را بی‌تاثیر سازند. و چه بسا اکتفاء به ظاهر آیه 8 سوره مبارکه شمس سبب چنین برداشتی شده است.
در جایی دیگر از عبد الله بن زبیر نقل شده که گفته «إِنَّ اللهَ هُوَ الْهَادِي وَالْفَاتِنُ».571
چنانکه این موضوع مستقلاً موردبررسی قرار گیرد چه‌بسا به‌جز عبدالله بن عمر و عبدالله زبیر افراد سرشناس دیگری نیز بتوان یافت که قائل به جبر بوده‌اند و شاید یکی از دلایل موفقیت معاویه در ترویج این باور همین همراهی‌ها در عرصه نظری بوده است.
آیات قرآن بر لزوم عدم فرمان‌برداری از افراد متجاوز572 صریحاً اشاره نموده است. برخی از روایات نیز بر سرانجام شوم و شدیدترین عذاب برای امام جائر573 دلالت دارند و بیان می‌کنند که به سبب گمراهی، دیگران را نیز گمراه می‌سازد574 و تأکید می‌نمایند که بزرگ‌ترین جهاد در مقابل چنین امامی سخن عدل است575 و کشته شدن در مقابل تجاوزهایشان شهادت است.576 باوجود چنین صراحت‌هایی، روایاتی ساختگی وجود دارد که خروج بر امام و مفارقت از جماعت را در هیچ صورتی جایز ندانسته و تنها دعوت به صبر نموده است577و حتی مفارقت از جماعت و عدم اطاعت را برابر مرگ جاهلی دانسته است578 از میان فرق مختلف، حنبلی‌ها بر وجوب اطاعت سلطان جائر تأکید کرده‌اند و وانمود نموده‌اند که چنین چیزی عقیده صحابه و تابعان بوده است.579

3-1-6-3-5- جعل حدیث در مدح شام
معاویه همان‌طور که خلافت را به پادشاهی بدل ساخت و برای آن محملی شرعی مبتنی بر روایت جعلی سامان داد. از نام شام در روایات جعلی به‌عنوان قرینه‌ای دیگر در جهت مشروعیت حکومت خویش بهره برد. از زوایه‌ي نگاه جامعه‌شناختی می‌توان دریافت که قداست بخشی به مکان‌ها به چه میزان در توجه عمومی تأثیر دارد.
سرفصل احادیث جعلی را می‌توان در سخنرانی معاویه در جمع مردم پس از اتفاق‌نظر بر او استخراج نمود، واقدی می‌گوید: «أن معاوية لما عاد من العراق إلى الشام بعد بيعة الحسن(ع) و اجتماع الناس إليه خطب فقال أيها الناس إن رسول الله ص قال لي إنك ستلي الخلافة من بعدي فاختر الأرض المقدسة فإن فيها الأبدال!!! و قد اخترتكم فالعنوا أبا تراب فلعنوه فلما كان من الغد كتب كتابا ثم جمعهم فقرأه عليهم و فيه هذا كتاب كتبه أمير المؤمنين معاوية صاحب وحي الله الذي بعث محمدا نبيا و كان أميا لا يقرأ و لا يكتب فاصطفى له من أهله وزيرا كاتبا أمينا!!! فكان الوحي ينزل على محمد و أنا أكتبه و هو لا يعلم ما أكتب فلم يكن بيني و بين الله أحد من خلقه فقال له الحاضرون كلهم صدقت يا أمير المؤمنين‏»580 یعنی: « هنگامی که معاویه پس از بیعت امام حسن(ع) و اجماع مسلمانان بر او از عراق به شام بازگشت خطبه خواند و گفت «ای مردم رسول خدا (ص) به من فرمود: تو پس از من صاحب خلافت خواهی شد پس زمین مقدس (شام و فلسطین) را برگزین که ابدال و نیکان در آن ساکن اند. و من شما را برگزیدم پس اباتراب را نفرین کنید؛ مردم علی(ع) را نفرین کردند، چون فردا شد نوشته ای تهیه کرد و مردم را جمع کرده، برآنان خواند و آن چنین بود: این نوشته ای است که امیرالمؤمنین معاویه آن را نوشته است همو که صاحب وحی خدایی است که محمد(ص) را به نبوت برانگیخت در حالی که او امّی بود و نمی‌نوشت و نمی‌خواند پس از خاندان او وزیر و کاتبی امین برگزید پس وحی بر محمد(ص) نازل می‌شد و من آن را می‌نوشتم در حالی که او نمی‌دانست چه می‌نویسم پس بین من و خدا هیچ مخلوقی نبود، همه حاضران گفتند: راست گفتی ای امیرمومنان».
معاویه صراحتاً در سخنرانی خود از خطاب پیامبر به خودش و پیشگویی حضرت مبنی بر حکومت وی در سرزمین مقدس سخن گفت و از حضور ابدال در این سرزمین خبر داد و به ویژگی‌های خود از کتابت وحی و امانت سخن گفت. تمامی آنچه معاویه در سخنرانی خود بیان نمود و برای برخی از آن‌ها سخنی به پیامبر نسبت داد از فردای آن روز توسط جائلان حدیث در قالب احادیثی منسوب به پیامبر منتشر یافت.
در مورد قداست شام که از سخنرانی معاویه برمی‌آمد روایاتی از کعب الاحبار بیان‌شده است. سخنرانی معاویه بهترین انگیزه برای کعب یهودی بود تا از یک‌سو خود را به حاکمیت برای اهداف بزرگ‌تر نزدیک سازد و از سوی دیگر احادیثی را در مورد «قدس» به‌عنوان قبله نخستین مطرح سازد ازاین‌رو با جعل احادیثی پس از سال‌ها نام بیت‌المقدس را برای یهود زنده کرد و فرصتی برایش فراهم شد تا اندیشه‌های عوام را معطوف آنجا سازد و همین مقاصد یهودی اوست که بیش از هر چیزی پرده از جعلی بودن روایات برمی‌دارد. روایات زیر نمونه‌هایی از جعلیات وی است.
کعب الاحبار دلبستگی خود را در زمان خلیفه دوم نیز نسبت به شام ابراز نموده بود:
عمر به کعب خطاب نمود: «أَلَا تَتَحَوَّلُ إِلَى الْمَدِينَةِ؟ فِيهَا مُهَاجَرُ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وَقَبْرُهُ»، قَالَ كَعْبٌ: إِنِّي وَجَدْتُ فِي كِتَابِ اللَّهِ الْمُنَزَّلِ أَنَّ الشَّامَ كَنْزُ اللَّهِ مِنْ أَرْضِهِ، وَبِهَا كَنْزُهُ مِنْ خَلْقِهِ»581
کعب الاحبار در روایتی دیگر شام را سرشار از قداست می‌داند:
«أَحَبُّ الْبِلَادِ إِلَى اللَّهِ الشَّامُ، وَأَحَبُّ الشَّامِ إِلَيْهِ

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع پیامبر(ص)، نظام پادشاهی، رسول خدا (ص)، خلفای راشدین Next Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع پیامبر(ص)، پیامبر (ص)