منبع پایان نامه ارشد با موضوع دولت ایران، اروپایی ها، علمای شیعه، عدل و انصاف

دانلود پایان نامه ارشد

یک نهاد مستقل است، یک قدرت ملّی است، همواره در کنار مردم و در برابر حکمرانان بوده است.از اینرو سیّد جمال در جامعه ی شیعه اول سراغ علما رفت و به آگاه سازی آنها پرداخت. این طبقه را بهترین پایگاه برای مبارزه با استعمار استبداد تشخیص داد.431 سیّد جمال تشخیص داده بود که در روحانیت شیعه اگر احیاناً افرادی رابطه ی نزدیک با مستبدان زمان خود داشته اند، وابستگی خود را با روحانیت و مردم و دین حفظ کرده اند و از آن اصل که در فقه مطرح است یعنی « استفاده از پایگاه دشمن به سود مردم » پیروی کرده اند و اگر احیاناً افرادی بوده اند که واقعاً وابسته بوده اند جنبه ی استثنایی داشته اند؛ و لهذا مردم شیعه پیوند محکم خود را با روحانیت شیعه در طول تاریخ نگسسته اند .432
سیّد جمال،علاوه برآنکه نگاه متفاوتی به علمای شیعه نسبت به علمای اهل تسنّن داشت، یک نگاه ویژه ای نیزنسبت به علمای شیعه ایران داشت.سیِّد محمّد محیط طباطبایی دراین باره می نویسد :«سیّد صریحاً گفته که علمای ایران در انجام وظایف خود کوتاهی نکرده اند و این مأمورین دولت ایران بوده اند که همواره اسباب زحمت و درماندگی و عقب افتادگی مردم و کشور را فراهم کرده اند».433
این نگاه خاص نسبت به علمای ایران را می توان در پاسخ سیّد به نامه ی ، حاجی سیّد مستان داغستانی ، که با تلقی نادرستی که از نقش روحانیون در جامعه ایران داشت، عامل نابسامانی اوضاع ایران را آنان معرفی کرده بود، به صراحت درک کرد. سیّد در پاسخی مفصّل می کوشد تا اشتباهات او را تصحیح کند، از این رو چنین می نگارد :« دوست عزیز محترم سیّد حاج مستان داغستانی ، از مراسله ی مورخه 15 نوامبر شما که از حالت کنونی ایران اشاراتی در آن رفته بود ، آگاه گردیدم . تصور کرده بودید که علّت محرومیّت ملّت و دولت ایران از ترقیات امروزه ، مخالفت علما با سیاست و اداره مملکت است .چون عقیده این عاجز را در این باب خواسته بودید، عقیده شخص خودم را به عرض رسانیده و تمنّای قبول عذر می نمایم.
آنچه درباره ی علمای ایران تصور کرده اید،دور از دایره ی عدل و انصاف است ، زیرا پوشیده نباشد هر وقت که قدرت بدون قید و بدون بازپرس باشد ، رجال دین نمی توانند از اجرای اراده ی آن قدرت مسلط جلوگیری کنند. خصوصا در عصر حاضر که هیچ قوّه ای نمی تواند از اجرای احکام دولت در ترقی ملّت ممانعت نماید.کی دولت ایران خواست در مملکت راه آهن بسازد و علمای دین مقاومت کردند….کی دولت خواست مکاتب و مدارس را انشاء نماید و برای تهذیب نسل ، و انتشار تعلیم ، کاخ علم را بنا کند و علمای ایران این نوری که قلوب را منوّر می سازد و تاریکی جهل را فراری می کند ، خاموش ساختند….کی دولت ایران خواست عدالت را در میان مردم استوار کند، محاکم عدلیه را تأسیس نماید،مجلس شورا را ایجادکند… و علمادرمقابل اراده دولت قیام نموده…کی دولت خواست مریض خانه های جدیدتأسیس کند…کی دولت خواست قوای خود را بیفزاید،قشون خود را منظم کند…و علما مخالفت کردند…».434
مسأله شایان توجه این که، این نامه به طور خصوصی و برای شخصی نوشته شده که بدور از هر گونه برنامه تبلیغاتی و یا کار سیاسی بوده و لذا برای شناخت افکار سیّد و اعتقادش به علما می تواند به بهترین وجه مورد استفاده قرار بگیرد و قاطع ترین دلیل و مدرک باشد علیه کسانی چون ، حامد الگار و نیکی کدی که معتقدند سیّد مبارز سیاسی بوده و نه مذهبی، و از علما به عنوان « تاکتیک های مذهبی » استفاده می کرده است .
هر چند در اینکه سیّد جمال در صدور فتوای تحریم تنباکو توسط مرجع بزرگ شیعه « آیت الله میرزای شیرازی » تأثیر داشته یا خیر، حرف و حدیث فراوان است، ولی آنچه مسلم است اینکه،بازتاب فتوای میرزای شیرازی و پیروزی مردم ایران در این قیام به رهبری روحانیّت، سیّد جمال الدّین را نسبت به نفوذ کلمه و قدرت روحانیت مطمئن تر ساخت . وقتی در این قیام، میزان نفوذ روحی علما و تأثیر دخالت مستقیم آن ها در امور برای سیّد به تجربه ثابت شد،به گفته ی سیّد محمّد محیط طباطبایی«توجه کامل سیّد را در تبلیغات برضد ناصر الدّین شاه به سوی علمای روحانی معطوف ساخت.نامه هایی که اوبه علما نوشته…،درست به هدف منظورش اثابت می نمود وعلمای بزرگ را با ذکردلایل منطقی متوجه اهمیّت وظیفه ای می کردکه حفظ دین ومذهب دربرابرظلم وخیانت واجحاف واسراف ایجاد می کرد».435
از این رو سیّد نامه ای تحت عنوان « حمله القران » به علمای بزرگ ایران نوشت و در آن عزل شاه و پایان دادن به حکومت استبداد را از وظایف ایشان دانست. در این نامه چنین آمده است : « ای قرانیان، ای نگهبانان ایمان، ای پشتیبانان دین، ای یاوران شرع مبین، ای لشکریان پیروز خدا و سرکوب کنندگان گمراهان، جناب حاجی میرزا محمّد حسن شیرازی،و جناب حاجی میرزا حبیب الله رشتی و جناب میرزا ابوالقاسم کربلایی و جناب حاج میرزا جواد آقا تبریزی و جناب سیّد علی اکبر شیرازی و جناب حاجی شیخ هادی نجم آبادی و جناب میرزا حسن آشتیانی و جناب حاجی سیّد طاهر زکی صدر العلما وجناب حاج اقا محسن عراقی و جناب حاج شیخ محمّد تقی اصفهانی و حاجی محمّد تقی بجنوردی و سایر رهبران ملّت و روسای دین و علمای بزرگوار که نایبان ائمّه طاهرین هستید….از مدت ها پیش دول اروپا با اشتیاق فراوان و حرص وافری می خواهند کشور ایران را زیر نفوذ خود درآورند. این ها هر وقت فرصتی یافته و مجالی پیدا نموده اند، با نیرنگ و دسیسه کوشیده اند در نقاط مختلفه ی کشور برای خود نفوذی تولید نموده و زمینه ی حکومت نمودن بر آنجا را فراهم سازند، ولی ضمناً هم می دانند علما فریب شان را نمی خورند و در مقابل اراده آنها، تسلیم نمی شوند؛ زیرا که توده، دل بسته به علما و گوش به فرمان روسای دینی است…..اروپایی ها نیز از موقعیّت علما مطلع بوده و پیوسته منتظر تحول و مراقب فرصتند…..روی همین موازنه است : در هر نقطه ای که نیروی علما کم شده ، قدرت اروپاییان در آنجا بیشتر گردیده ، به حدی که شوکت اسلام را در هم شکسته ، نام دین را در آنجا محو ساخته اند……حالا از وقتی که این شاه بی قیمت گمراه ، روی کار آمده ، در تحقیر علما و سلب اختیار آنها می کوشد….هر گناهی را علنا مرتکب شده، آنچه از خون فقرا و بیچارگان مکیده بود ، صرف هوا و هوس خود ساخت …… نه دینی دارد که جلوگیرش باشد نه عقلی که سرزنشش نماید نه شرافت نفسی که مانعش شود. پست فطرتی و ناپاک طینتی وادارش نموده کشور اسلامی را به بهای اندکی بفروشد . اروپایی ها هم فهمیده اند حالا وقت آن است که بدون جنگ و نزاع مالک ایران شوند….
ای رهبران ملت، اگر این فرعون را به حال خودش بگذارید … و او را از تخت گمراهی پایین نکشید، کار می گذرد و علاج مشکل می شود و چاره غیر ممکن می گردد . شما یاوران خدایید،… شما چون دستی هستید که خدا با آن از قلعه های محکم دین خود دفاع می کند . تمام مردم فرمان بردار شمایند. اگر شما خلع این نادان را اعلان کنید بزرگ و کوچک، گدا و توانگر اطاعت خواهند کرد… اگر این پادشاه خلع شود آن که جانشین وی خواهد شد، نمی تواند از فرمان شما سرپیچی کند … زیرا که او قدرت خدایی شما را به چشم خود می بیند … ای قرآنیان! اگر شما حکم خدا را درباره ی این مرد غاصب ستمکار اجرا کنید، اگر بگویید به حکم خدا اطاعت این مرد حرام است مردم از گردش پراکنده شده و خلع وی بدون جنگ و کشتار صورت می گیرد.خدا برای اتمام حجّت، قدرتی را که به شما ارزانی داشته، نشانتان داد.آن هایی که ایمانشان محکم نبود تا پس از این واقعه در نفوذ کلمه و قدرت شما تردید داشتند. ملّت مسلمان با شنیدن یک کلمه از شما در سرکوبی این فرعون و هامان او ( صدر اعظم ) متّحد شدند ( مسئله تنباکو ) … شما به نیروی حقیقت شاخ این فرعون را شکستید و با شمشیر دین، بینی اش را بریدید ولی او منتظر است فرصتی یافته و انتقام خود را از شما بکشد … پیش از اینکه جراحتش بهبود پذیرد، او را خلع کنید …»436
حامد الگار تاثیرسیّدجمال بر عامه مردم راپذیرفته ولی درمورد تاثیر وی برعلما ونوع رابطه اش با آنها می نویسد:«به تجربه می توان دریافت که علما ازجمال الدّین به گرمی استقبال نکردندو تا حدی به همین سبب،وی می کوشید تا آنان را در نقشه های خود دخالت دهد،لکن علما نقشه هایی برای خود داشتند که به رغم شباهتی که با نقشه های جمال الدّین داشت مستقلاً اجرا می کردند»؛437و« نفوذ او(سیّد)بر افق فکری عامه روشن است،هر چندعلما رهبران موثرملّت و درعمل پیشگام بودند،تماس سیّدبا آنان محدود بود.نکته ی مهم این است که هر کس باسیّدهمکاری می کردازلحاظ مذهب عامه438مظنون می شد،یکباردربحبوحه ی نارضایتی خواسته بودکه با علما همکاری کند،اما علما هرگز بیشتر از عبدالحمید یا ناصر الدّین شاه به او روی خوش نشان ندادند؛علما به ابتکار خود براساس مرجعیّت که به سیّد جمال الدّین روا نبود عمل می کردند.این امر را به خوبی درهیجانی که علیه امتیاز تنباکو درگرفت می توان دید».439
امّا استاد شهیدمطهری نظری کاملاً متفاوت نسبت به حامد الگار درمورد رابطه سیّد جمال با علما وتأثیر او برآنان ابراز می دارد و در این زمینه می نویسد«روش سیّدجمال درقبال روحانیت شیعه، تاثیرفراوانی داشت،هم درجنبش تنباکوکه منحصراً به وسیله ی علما صورت گرفت و مشتی آهنین بود بردهان استبداد داخلی واستعمار خارجی و هم در نهضت مشروطیت ایران که به رهبری و تأیید علما صورت گرفت».440
سیّد جمال که از نقش مذهب تشیّع در مبارزه علیه قدرت های حاکم و جائر به خوبی آگاه بود سعی کرد از این عنصر موجود در فرهنگ ایران استفاده کند. و از طرفی همانطور که قبلاً ذکر شد، با نقش آفرینی علما در قیام تنباکو و کسب پیروزی، برای وی اطمینان حاصل شد که جنبش توده ای اتفاق نمی افتد مگر با حضور فعّال علما، از این جهت محور اصلی تلاش خود را برای ایجاد حرکت انقلابی،بر پایه ی تحریک علما قرار می دهد.در همین راستا از طرق مختلفی چون، ملاقات حضوری، ارسال نامه، نشر مقاله در مطبوعات و حتّی استفاده از افراد با نفوذ و قابل اعتماد به عنوان واسطه، سعی در برقراری ارتباط با علما می کرد.
حال می پردازیم به تنی چند از علمایی که سیّد جمال از طرق مختلف با آنها ارتباط حاصل کرده و موفق شده، هر چند بطور نسبی، آنها را تحت تاثیر اندیشه های خود قرار دهد.
آیت الله میرزای شیرازی:
نه تنها در اینکه آیا صدور فتوای تحریم تنباکو بوسیله میرزای شیرازی تحت تاثیر سیّد جمال صورت گرفته، نظرات مختلفی وجود دارد؛ بلکه در اینکه آیا سیّد جمال موفق به دیدار با این مرجع بزرگ شده باشد نیز نظرات متفاوتی به چشم می خورد؛ حائری در کتاب « تشیّع و مشروطیت در ایران » به نقل از حامد الگار، می نویسد که اسد آبادی به سامرا رفت و شخصاً از میرزا دیدن کرد.441
ولی محیط طباطبایی در این باره می نویسد : « مرحوم میرزای شیرازی که از جریان حوادث ایران و تاثیر فتوای خود چندان رضایت نداشت، سیّد جمال الدّین را مسئول می پنداشت . سیّد پس از آنکه دعوت عبدالحمید را پذیرفت و به اسلامبول آمد، خواست در سامرا با میرزا ملاقاتی کند واین سوءتفاهم را برطرف سازد،امّا میرزا وی را نمی پذیرفت».442
ایشان دلیل و سندی که برای این موضوع می آورند این است که « مرحوم حاجی میرزا عبدالله صبوحی از قول مرحوم حاج شیخ عبدالنّبی مجتهد نوری نقل می کرد که در سفر حج وقتی بر اسلامبول گذشت سیّد او را ملاقات کرد و از او خواست که به هر نحوی میسّر باشد وسیله ی ملاقات را با میرزای شیرازی فراهم آورد، حاجی نوری وقتی به سامره می رسد، در اولین ملاقات که میرزای شیرازی از او می پرسد در اسلامبول چه کسی را ملاقات کردی ؟جواب می دهد سیّد جمال الدّین را دیدم.میرزا می پرسد چه می گفت و چه می خواست ؟ او پاسخ می گوید تقاضای ملاقاتی از شما دارد و مرا واسطه قرار داده است. میرزا می پرسید : آیا شما این وساطت را پذیرفتید؟ حاجی نوری چون هوا را نامساعد می بیند؛ سخن را به شکل مناسبی موافق میل میرزای شیرازی خاتمه می بخشد».443
نوشته های

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع میرزا آقا، روشنفکران، انقلاب مشروطیت، کشورهای اسلامی Next Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع انقلاب مشروطه، حکومت قانون، تفکر دینی، نظام سیاسی