منبع پایان نامه ارشد با موضوع دوره قاجار، دارالفنون، نقاشی قاجار

دانلود پایان نامه ارشد

علاقه،ترکیببندی سهبعدی،البته در آغاز به گونه آزمایشی،علاقه به نوعی چهرهپردازی را برانگیخت که در ادوار قبل کمتر شناخته و اجرا شده بود.ضمن این که بعضی از چهرهنگاران درباری در دوره صفویه ضمن خلق آثار خود به موضوعات آثار،شخصیت و هویت خاصی بخشیدند و در این زمینه به سلیقه و ذوق شخصی شاهان مختلف نیز متکی شدند،هرچند این هویت بخشی آگاهانه و متکی به ذوق سلاطین به صورت مستقیم نبود.رابطه بین اصفهان و اواخر صفویه و شیراز قرن دوازدهم از نظر هنری چندان شفاف نیست.الگوهای دوران صفویه در دوره قاجار نیز وجود داشت و شیراز نیز از دوره صفوی یکی از مراکز مهم چهرهنگاری به شمار میرفت.شیراز در دوره زندیه شاهد رشد گرایش به تلفیق و ترکیب الگوهای صفوی و چهرهنگاری درباری به سبک اروپایی و ذوق و سلیقه عامیانه بود.هنرمندان عهد زندیه به خاطر تاکید مضاعف بر حجمسازی و پرسپکتیو،ترکیببندی اثر را با واردکردن عناصر تزیینی نظیر مجموعهای از گلهای رنگارنگ بر روی ردای پیکرهها،پارچهها و پرده ها،چارچوبها و کف اطاقها به طور نسبی قابل تامل و دلنشین ساختند به طوری که در راستای همین گرایشات تزیینی بر روی روسری و جامه پیکرهها مروارید و انواع جواهرات را نقاشی کردند.در این میان شنلهای طبیعتگرایانه و زیراندازهای ناتورالیستی در تقابل با پیکرههای خشن بارها بهانه خلق نقاشیهای زیر لاکی آقاصادق و آقانجف بود.در دوره فتحعلیشاه قاجار نیز تغییر سبک عامیانه،ذوق و سلیقه باستانگرایانه و تاثیر هنر اروپا در نقاشی و به ویژه در نقاشی زیر لاکیها که در قلمدانها به کار میرفت،به چشم میخورد.این سبک به ویژه جهان وطنی بود و از ویژگیهای درباری محسوب میشد که در صدد تلفیق و ترکیب سنت و مدرنیته در دوران خود بود.کاربست سایه روشن و رواج فن چاپ در زیباییشناسی نگارگری و نقاشی انقلابی به وجود آورد.در آثار هنرمندانی چون حسینی امامی نگارگر برجسته دربار نوعی التقاط مخصوصاً در تذهیبهای اشعار فتحعلیشاه که شاهکارهای هنری این دوره است میتوان دید.این تذهیبها همچنین شامل تعدادی چهرهنگاری از شخصیتهای درباری از جمله خود فتحعلیشاه است.همین نقاش در سال 1847/1264چهرهای از دوستعلیخان اجرا کرد و در آن عنصری الهام گرفته از منظرهپردازی به سبک غربی گنجاند.همچنین عناصر نقاشی فلاندری و فلورانسی که از هند وارد ایران شد در برخی از پردههای نقاشی به ویژه آثار مهدی شیرازی ظاهر گردید.این گرایش با موفقیت نسبی در دستیابی به قالب و شکلی از چهرهپردازی روانشناختی خلاصه شده است.ذوق و ذائقه عامیانه در آثار دیگر با عنایت هدفدار به موضوعات درباری به نتایج قابل تاملی دست یافت به ویژه زمانی که سبک عامیانه با القائات و الهامات باستانگرایانه تلفیق یافت،چنان که این مسئله در مورد اکثر چهرهنگاری شخصیتهای درباری از جمله چهرههایی از فتحعلیشاه با ریش آشوری صدق میکند نتیجه آن نوعی شیوهگرایی صریح با تمایلات خارجی شد.در واقع زبان ویژه آکادمیک غربی در نتیجه پیوندهای تنگاتنگ با اروپا با آگاهی و شناخت نوخاسته ای از سنت بومی تلفیق و ترکیب یافت و صحنههای روزمره نقاشی متأخر قاجار را که الهام اصیل مردمی و عامیانه خود را کاملاً از دست نداده بود تحت تأثیر قرار داد (همان.134).
جیان روبرتو اسکارچیا با اشاره به نقاشی در دوره محمدشاه معتقد است که آثار لوطیعلیشیرازی به عنوان بزرگترین نقاش در این دوره را نباید فراموش کرد.انسجام هنری نقشپردازانه وی در میان معاصرانش تشخص خاصی به او بخشیده است.نقاشیهایی از گلها نشانگر تعادل و توازنی چشمگیر بین سنت نقاشی ایران و زبان ویژه نقاشی دوره ناصرالدین شاه مینویسد:دو عضو از اعضای خانواده غفاری یعنی میرزا ابوتراب نقاش باشی و میرزا ابوالحسن محمدحسنخان نقاشباشی معروف به صنیع الملک ظاهراً نخستین هنرمندانی هستند که آگاهانه در صدد تلفیق و ترکیب سنت نقاشی ایرانی با عناصر و زبان ویژه آکادمیک غربی برآمدند.میرزا ابوتراب نقاش باشی مذهب و نقاش روزنامه وقایع اتفاقیه نخستین روزنامه ایران بود.تجربه میرزا ابوالحسن نقاش باشی از سفرش به رم و پاریس مایه گرفت.او در آن جا به مدت شش سال به مثنیبرداری از آثار استادان اروپایی از جمله رافائل پرداخت.صنیع الملک از نخستین بانیان اولین مدرسه هنرهای زیبا در ایران است ضمن اینکه با پذیرش بی قید و شرط اصول آکادمیک هنر قرن نوزدهم اروپا نشانگر یکی از عوامل مهم خاتمه نگارگری ایران نیز هست.در دربار ناصرالدینشاه که خود یکی از علاقهمندان و خبرگان هنری به شمار میرفت چندین هنرمند دیگر نیز وجود داشتند از جمله میرزاعلیاکبر مزینالدوله که در روزگار ناپلئون سوم در پاریس زندگی میکرد و موسیقیدان و نقاش بود.میرزاعبدالطیف آخرین پدرزن ناصرالدینشاه آقامیرزا اسماعیل جلایر خوشنویس،چهرهپرداز و منظرهپرداز که با رنگهای درخشان سیاه و سفید نقاشی میکرد و میرزا بابا که به دلیل دورنماسازیهایی که در پسزمینه چهرهنگاری های خود انجام میداد شهرت داشت،از دیگر نقاشان دربار ناصرالدینشاه بودند.به این هنرمندان باید شاهزاده مبارک میرزا نقاش قلمدانها را که در نقاشی صحنههای جنگ ماهر بود افزود.میرزا مهدی خان مصور الملک دیگر نقاش این دوره برخی از آثار نقاشی اطریشی را با دقت تمام تقلید میکرد.او چهره محمدعلیشاه را نیز در روز تاجگذاری نقاشی کرد.از هنرمندان نامدار آخرین مقطع هنری دوره قاجار،عضو دیگر خاندان غفاری محمدکمالالملک برادرزاده صنیعالملک بود که بزرگترین نقاش جدید کشور و همچنین تأثیرگذارترین آنها بهشمار میرود.محمدکمالالملک در کاشان متولد شد و در پانزده سالگی وارد دارالفنون شد (دارالفنون توسط امیرکبیر در سال 1852/1268 در تهران تأسیس شد).کمالالملک با تک چهرهای که از روی یک عکس کشید توجه ناصرالدینشاه را به خود جلب کرد و پس از آن از حمایت وی برخوردار شد.جانشین ناصرالدینشاه،مظفرالدینشاه نیز از او حمایت کرد.در سال 4-1903/22-1321 اشتیاق کمالالملک برای ایجاد زبان جدید هنری موجب شد برای مطالعه درباره رنگهای شرقی به عراق سفر کند.او سپس به اروپا رفت و پس از کسب تجربیاتی به ایران بازگشت و مدرسه صنایع مستظرفه را بنیان گذاشت،تقریباً همه هنرمندان آکادمیک معاصر ایران به مدرسه او تعلق داشتند.با توجه به مقدماتی که از زمان صفویه فراهم شده بود نقاشی دوره قاجار حتی زندیه را میتوان مرحله مهمی برای عبور از نقاشی سنتی ایران به شیوه جدید و تکوین یک مکتب تقریباً ایرانی با تلفیقی از سنتهای نگارگری و دستاوردهای هنر غربی دانست.از نظر رویکردهای فرمال نقاشی دوره قاجار بر تصویرکردن پیکرهها و چهرههای انسانی به همراه تزیینات افراطی استوار است.شاید ریشه برخی از این تمایلات در تمایل به عظمت باستانی ایران،بازآفرینی تاریخ و فرهنگ درخشان ایرانی و معرفی قدرت و شکوه دربار قاجار باشد (همان.137).
افزودن برخی از عناصر تزیینی به پیکرهها به ویژه جواهرات گوناگون و بهرهگیری از نقش و نگاره ها،بهرهگیری از شیوه فرنگیسازی،غلبه با رنگهای گرم،اجرای دورنماها و درختان و آسمان در پس زمینهها،تمایل به تقارن ساختاری و جایگزینی اکثر پیکرهها در میانه تابلو،استفاده محدود از سایه روشن و حجمنمایی،سایههای نرم و ملایم در چهرهها و ابروهای به هم پیوسته از ویژگیهای نقاشی دوره قاجار است.اگر چه هنرمندان قاجار به استفاده از پرسپکتیو اشتیاق داشتند اما هرجا که ضرورت ایجاب کرده است بر اساس تشخیص خود از این قاعده صرف نظر کردهاند.همچنین در نقاشیهای دوره قاجار،اشیاء و عناصر طبیعی در توصیفی خیالی از ویژگیهای واقعی خود فاصله میگیرند.بهره گیری از خطوط مرزی در محاطکردن اشکال به عنوان ابزاری برای برجستهنمایی به جای سایه پردازی و تمایل به میثاقهای استعاری و وقار افراطی ظاهری و چهرههای تقریبا ثابت و قراردادی از دیگر خصوصیات نقاشی این دوره است.در نقاشی دوره قاجار کمال و اعتبار پیکرهها از طریق خیال پردازی و بهرهگیری فراوان از ذهنیت نقاش و اتکا به علاقه و تمایل حامی اقتصادی اجتماعی او شکل گرفتهاند.خیالپردازی که علی رغم وسوسه استفاده از آموزههای غربی همچنان نفوذ خود را مبنی بر رعایت قوانین سنتی بر هنرمند دوره قاجار حفظ کرده است.برآیند چنین تلفیقی که نوعی تکرار تاریخ در هنر ایران به شمار میرود وام گرفتن از بعضی جنبههای هنر بیگانه غرب و نوعی ایرانیزه کردن آثار نقاشی است.علی رغم علاقه به ارائه طبیعت بی جان و فیگورهای انسانی،پرسپکتیو،اجرای نوانسهای رنگی و محو کردن رنگها در یکدیگر به شیوه نقاشی کلاسیک غربی و اصولاً مظاهر نقاشی کلاسیک که نقاش ایرانی دوره قاجار به عنوان شیوههای نوین به آنها پی برده بود اجرای نقوش تزیینی دیگر در فریمهای فراوان دیوارها،شتاب زده،ساده،بدون طراحی و محاسبه جدی و بدون توجه کمپوزیسیون کلی کار و صرفاً برای پرکردن فضاهای خالی صورت گرفته است (همان.141).
خاندان قاجار در سال(1209 ه.ق) با تاجگذاری رسمی آقامحمدخان پادشاهی خود را در سرزمین ایران آغاز کرد.سلطنت صد و سی و پنج ساله قاجار یکی از پرفراز و نشیبترین دورانهای ایران به شمار میرود.طی این دوران ایران شاهد تحولات عمیقی در کلیه شئون زندگی فرهنگی،اجتماعی و سیاسی بود.تحولات عظیم اجتماعی و سیاسی این دوران اثرات عمیقی بر هنر گذاشته و از این طریق نقاشی نیز به نوبه خود دچار تحولات سیاسی گردید.اگر بگوییم هنر نقاشی در آغاز دوران قاجار از مکتب نقاشان دوران زندیه الهام میگرفته و در اواخر دوره قاجار سرچشمه مکتب زندیه را محو کرد و خود جانشین آن شد سخنی به گزاف نگفتهایم (سهیلی.گلستان هنر.1351).
یکی از اثرات سوء این دگرگونی این بود که نقاش خلاقیت خود را از دست داد و صرفاً به تقلید آثار غربی پرداخت.تنها هنر نقاشی،ایرانی کردن سوژه و موضوع نقاشیها بود.در همین بازه دیماند در قرن 18 میگوید:نقاشی در ایران رو به انحطاط رفت،هم نقاشی دیواری و هم نقاشی مینیاتور به پستترین درجه تنزل کرد.عدم آشنایی به تکنیک صحیح نقاشی غرب باعث شد تا سایه روشنها بسیار ابتدایی و خام جلوهگر شود.عدم رعایت تناسبات صرفاً در سایه روشنها خلاصه نمیشود بلکه طرح و نقش انسانی نیز خاصه اگر تخیلی باشد به طور مطلق فاقد ثبات صحیح و معقول است.آنچه در جهان به نقاشی قاجار معروف شده است در واقع نه با آغاز سلطنت آقامحمدخان در سال (1200 ه.ق) بلکه با دوران پادشاهی کریم خان زند چهل و چند سالی زودتر شروع میشود.بین آثار نقاشان زند و قاجار مرز هنری مشخصی وجود ندارد.هر چند که بین آثار آنان و آثار هنرمندان مکتب بزرگ قبلی نقاشی صفوی تفاوتهای قابل ملاحضهای وجود دارد.بهترین نقاشان دربار کریمخانزند بعداً از شیراز به تهران رفتند و هسته مرکزی هنرمندان دربار قاجار را تشکیل دادند و در واقع در هر دوران زند و قاجار کار کردند (دیماند.راهنمای صنایع دستی).
اولین نکتهای که در بررسی نقاشی قاجار به چشم میخورد کثرت پردههای رنگ و روغنی به اندازه های نسبتاً بزرگ است.استفاده از رنگ و روغن در قدیم در ایران مرسوم نبود و از قرار معلوم برای نخستین بار در دوران صفویه در قرن یازدهم از طریق نقاشان اروپایی به ایران رسید.ولی مدتی شاید حدود یک قرن طول کشید تا این شیوه میان نقاشان ایران رواج یافت و کم کم از شیوههای دیگر نقاشی جلو افتاد.در هنر قاجار نقاشی رنگ و روغن،نقاشی زیر لاکی (قلمدان سازی) و میناکاری متداولترین انواع نقاشی از لحاظ استفاده از مصالح و تکنیک هستند.در نقاشی قاجار میتوانیم اندک اندک تاثیر نقاشی غربی را مشاهده کنیم و این تأثیر هر چه به اواخر دوران قاجار نزدیک میشود شدت میگیرد.در دوران قاجار شاهد تحولات بسیاری در عرصههای مختلف اجتماعی و فرهنگی هستیم که اوج آن انقلاب مشروطیت است.هنر نقاشی و تصویرسازی نیز از این تغییر و تحولات دور نمیماند.تغییر و دگرگونی بنیادین در بسیاری از زمینهها،در هنر نقاشی و تصویرسازی،در این دوران آغاز میگردد.احداث چاپخانه و تولید کتاب با روش چاپ،تولید نشریات و روزنامهها،تحکیم نقاشی اروپایی،تغییر تدریجی نظام آموزش،تأسیس دارالفنون،ورود و توسعه هنر عکاسی،رواج نمایش و سینما و در نهایت تجدد در همه شئونات زندگی،مهمترین عوامل

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع دوره قاجار، فرهنگ و تمدن، نقوش تزیینی Next Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع دوره قاجار، سلسله قاجار، ناصرالدین شاه