منبع پایان نامه ارشد با موضوع دال و مدلول، آسیبهای اجتماعی، پیشگیری از آسیب

دانلود پایان نامه ارشد

آن است که هر رابطة دلالتی یا به عبارت دیگر، رابطة دال و مدلولی در هر نشانه، «قرادادی» است. رویکرد مهم سوسور در نشـانه‌شـناسیاش آن اسـت که او نشـانهشناسی را علم بررسی نشانه‌های منفرد نمی‌داند. نشانهشناسی، دانش بررسی نظامهای نشانهای است که پدیدههایی اجتماعی‌اند. لذا نشانه‌شناسی در سنت سوسوری، همیشه دانشی ساختارگرا بوده است. هویـت نسبی نشانـهها در برابر یـکدیگر، اصل اساسی ساخـتارگرایی سـوسـوری است. بدین ‌معنا که یک نشـانه آن چیزی است که دیـگران نیستـند.

2-5-2-2 انواع رابطه دال و مدلول در نشانههای شمایلی
آرم به عنوان نشانه، بازنمای دو وجه دال و مدول است. با وجود این، وجه سومی نیز به نشانههای شمایلی افزوده شده است: مصداق، یعنی شیء «واقعی» که در طرح فیگوراتیو از آن استفاده شده است؛ مانند سنجاب در نشانه صندوق پس انداز Caisse d epergne (شکل 2-1)، یا تصویر شیر در نشانه کارخانهی پژو (شکل 2-2) و یا تصویر کروکودیل در مارک تولیدکنندهی پوشاک ورزشی Lacost (شکل 2-21).
بنابراین از آنجا که نشانههای شمایلی هماهنگ کنندهی دو نوع بازنمایی هستند، پس دو ماهیت نشانهشناسی را مطرح میکنند: ابتدا مسئله گزینش عنصری که بازنمای سازمان یا مارک باشد. این گزینش میتواند نشانهای مجازی از فرآورده باشد (مانند نشانه کارخانه ی میشلن) (شکل 2-22)، یا نشانه استعاری باشد (مانند تصویر سیب در نشانه مکینتاش) (2-23)، یا یک تمثیل باشد (مانند تصویر بذرپاش در نشانه فرهنگ لغات لاروس) ( شکل 2-24)، و یا شمایلی از مکان استقرار سازمان باشد (مانند طراحی رودسن در نشانه RATP) (شکل 2-25)، شرکت حمل و نقل شهر پاریس و حومه)و…

این مسئله ایجاب میکند که گزینشی در خصوص محور بازنمایی مفهومی یعنی در خصوص رابطهی اختیاری دال و مدلول صورت گیرد. سپس مسئله دوم یعنی انتخاب شیوهی بازنمایی مناسب عنصر برگزیده مطرح میگردد (فیگوراتیو باشد یا غیرفیگوراتیو، ساده باشد یا نه و غیره): گزینش دیگر در خصوص محور بازنمایی تصویری، یعنی تعیین رابطهی دال و مصداق صورت میگیرد.
اساس طبقهبندی که در بحث حاضر واجد اهمیت است، طبقهبندی است که «پیرس» آن را «دومین تقسیم سه جزیی نشانهها» نامید.
دستهبندیهای پیرس، اصل و اساس هر گونه پیش روی در نشانهشناسی است. هایل برون (2001) پایهی همین طبقهبندی، انواع نشانهها را در نشانهها دستهبندی کرده است: نمایهای، نمادین و شمایلی.

2-5-2-3 نشانهی نمایهای15
«نشانه یا بازنمونی است که ارجاعش به موضوع، نه به دلیل شباهت و از طریق قیاس است، و نه به دلیل پیوند آن با ویژگیهای عامی که موضوع آن ممکن است داشته باشد، بلکه به دلیل ارتباط پویایی( و همچنین فضایی) است که از یک سو با موضوع دارد و از سوی دیگر با حواس خاطرات که [آن پدیده] برای او حکم نشانه را دارد» (پیرس، 1381، 59).
نمایه نشانهای است بر مایهی پیوستگی وجودی با موضوع خود (وولن، 1998، 125). این نوع نشانه براساس شکلی از پیوستگی معنایی و گاه علت و معلولی میان موضوع و نشانه شناخته می شود.
هایل برون (2001) آرم کارخانهی اتومبیلسازی «سیتروئن» را نمونهای موفق از نشانههای نمایه ای معرفی میکند. گزینش شکل شاخص چرخ دندههای این اتومبیل به شیوهای خاص ساده شده است (شکل 2-26، 2-27).

پیرس نمونههای متعددی برای این نوع نشانه ارائه میدهد: ساعت آفتابی با دیواری، وقت را نشان میدهد.
بادنما نشانهای از جهت بادی که به طور طبیعی حرکتش میدهد. رد پا نشانهی گذر. بخاری که از فنجان قهوه بر میخیزد نشانهی گرمای قهوه.
هایل برون (2001) نمایه را نشان بر جای مانده از گونهای «شی» که میتواند دقیقاً «مارک» یا « نشان» تلقی شود، تعبیر میکند. وی تاکید میکند، یک نشانه هیچگاه نمیتواند دقیقاً به عنوان یک نشانهی «وصل شده به سازمان» آن گونه که رد یا حرکت جسمی بر روی سطحی تاثیرگذار باشد، تجلی یابد. ولی میتوان تصور کرد که در گسترهی وسیع گزینش تصویر، نشانهای طراحی شود که در رابطهای پیوسته وفیزیکی با اهداف سازمان و یا محصول آن، نقشی تاثیر گرفته از موضوع را بازنمایی کند.

2-5-2-4 نشانهی شمایلی16
دومین نوع نشانه، در طبقهبندی سه گانی پیرس نشانه شمایلی است که بر رابطهی مبتنی بر شباهت بین دال و مدلول و یا بین دال ومصداق استوار است؛ یک طرح فیگوراتیو، یک عکس، یک تصویر ساده شده که نمایانگر یک درخت یا یک خانه باشد، در صورتی که به درخت و خانه «شبیه باشد» شمایل محسوب می شود (شکل 2-28).

به گفتهی اومبرتواکو «ما وجود چهارپا و خطوط موازی سیاه و سفید روی پوست حیوان را به معنای وجود گورخر میدانیم، یعنی مشخصههایی را بر میگزینیم و آنها را به جای کل فرض میکنیم. نشانه شمایلی مشخصههای برگزیده است که به جای کل فرض میشوند».

2-5-2-5 نشانهی نمادین17
سومین نشانه تعریف شده توسط پیرس، نشانه نمادین است که معادل نشانه اختیاری «سوسور» است. همانند سوسور، پیرس از «قرارداد»ی سخن میگوید که به اتکای آن، نماد نوعی نشانه به شمار می آید. نشانهی نمادین نه نیاز به شباهت به موضوعش دارد و نه نیاز به هیچگونه پیوند وجودی به آن. قراردادی است واجد نیروی قانون (وولن، 1998، 121).
اما کاربرد سوسور با کاربرد پیرس مطابقت نمیکند. نزد پیرس نشانه زبانی یک نماد، به معنای محدود و علمی است. از دید سوسور، نشانه زبانی اختیاری است، حال آنکه به اعتقاد پیرس:
یکی از خصایص نماد این است که هرگز کاملاً اختیاری نیست؛ نماد توجیهپذیر است، چون شکل اولیهی پیوند طبیعی میان دال و مدلول وجود دارد. به جای نماد عدالت، یعنی ترازو، نمیتوان از هیچ نماد دیگری، نظیر ارابه، استفاده کرد (همان، 144).
وولن (1998) مینویسد: باید میان نقش (علامت تصویری) یا چنان که پیرس میتوانست بگوید، تصویر، و مظهر18 (شیء و یا شکل آن، به مثابه نمودی از یک مفهوم) به وضوح تفاوتی قائل شویم. رد تصویر، وجه شمایلی غالب است. اما مظهر نشانهای است واجد دوگانگی، تا حدی شمایلی است و تاحدی نمادین. مظهر بی ثبات و ناپایدارند: ممکن است به صورت نشانههای عمدتاً نمادین تحول یابند یا به حد شمایلی تقلیل یابند.
ترازو در دست «مظهر عدالت» یقیناً به میزان کمتری تمثیلی محض است، چون کاربرد درست ترازو در واقع بخشی از عدالت است. اما چنگ یا نی در دست « الههی موسیقی»، نیزه در دست «خدای جنگ»، پتک و انبر در دست «خدای آتش» اصلاً نماد نیستند، بلکه صرفاً ابزارند.
با رویکرد به تعاریف پیرس و تاویل هایل برون (2001) نشانههای نمادین را می توان به دو دسته تقسیم کرد:
نشانههای نمادینی که رابطهی دال و مدلول در آنها قراردادی و «دلبخواهی» است. تصویر این نشانهها هیچ گونه پیوند وجودی با سازمان، «فرستندهی» خود ندارند.
نمونه مناسب برای این گونه؛ نشانهی تولیدکنندهی پوشاک ورزشی Lacost است (شکل2-21).
انتخاب تصویر تمساح برای نشان دادن سرسختی، سماجت و تسلیم نشدن این حیوان در برابر شکارچی است. گلدوزی این نقشمایه، روی لباس ورزشکاران، انتقال این خصایص به بازیکنانی است که لباس هایی با این « مارک» را به تن کردهاند )کازار، 1993،96).
نشانههای نمادینی که تصاویر آنها در همخوانی با برنامهها، ارزش و یا تولیدات سازمان، این نشانهها با گزینش تصویری از یک «شی» یا «شکلی» از آن(فیگوراتیو یا غیرفیگوراتیو)، به مثابهی نمودی از یک ایده یا مفهوم (و یا یک محصول) رابطهای انگیخته با محتوای پیام دارند. انگیختگی «بیان و محتوا» همانگونه که قبلاً اشاره شد، در یک نقطهی قطعی، اتفاق نمیافتد، بلکه طیف گستردهای را میتوان تصور کرد که گزینش بر روی نقطهای از آن اعمال میشود.
برای مثال میتوان نشانه تولیدکنندهی پوشاک ورزشی Nikeرا نام برد که نمونهای از انواع «مظهرنگاری»19 است.
گزینش «شکل» بال الههی یونانی Nikey که کاملاً مشابه نمودار یک «تیک» باز شده است، نمونهای برای این نوع «مظهرنگاری» است (شکل 2-29).

هایل برون سوال میکند: به راستی چه تعداد از مصرفکنندگان این نوع پوشاک میدانند که نشانه «Nike» برگرفته از بالهای الههی یونانی است؟
مثال دیگری برای گزینش از روی این طیف، نشانه «سازمان بهزیستی، معاونت پیشگیری از آسیبهای اجتماعی» است، که رابطهی انگیخته میان «بیان و محتوا» را شکل داده است.
گزینش تصویری تجریدی بر این نشانه بیانگر اهداف فرستنده است: پیشگیری از آسیبهای اجتماعی، در چهار چوب برنامه ریزی و گسترش هنجارهای اجتماعی امکان پذیر است.
تصاویر نشانههای نمادین دسته اول، همواره در رابطهی تلفیقی و ارتباطی فیزیکی با نشانههای زبانی، شناسایی میشوند و به نمایهای از سازمان مبدل میشوند.
تصاویر نشانههای دسته دوم، غالباً میتوانند به تنهایی، با استمرار و حیات اجتماعی طولانی، به عنوان نشانهی هویت بصری فرستندهی پیام شناخته شوند.
نکتهی حائز اهمیت این است که پیرس به امکان اجتماع، حضور مشترک و همزمان نشانه نیز توجه نمود. به نظر وی هر سه جنبهی: شمایلی، نمایهای و نمادین؛ غالباً و شاید همیشه با هم تداخل می کنند (وولن، 1998، 130).
سجودی به نقل از دانیل چندلر در همین زمینه مینویسد: «اینکه نشانهای نمادین است، شمایلی است و یا نمایهای در اصل به شیوهی کاربرد آن نشانه وابسته است، یک دال ممکن است در بافتی معرف مقولهی گستردهی «زنان» باشد و یا ممکن است به طور خاص، زن به خصوصی را که تصویر در آمده است نشان دهد. نشانهها را نمیتوان بدون توجه به بافتهای خاص کاربردشان در سه حالت شمایل، نمایه و نماد طبقهبندی کرد. در ادامهی همین بحث سجودی به نقل از یاکوبسن اشاره میکند که: ما میتوانیم شمایلهای نمادین، نمادهای شمایلی و غیره داشته باشیم (سجودی، 1382، 40).
هایل برون نیز با همین رویکرد به دستهبندی نشانهها پرداخته است. وی نشانه «مرکز فرهنگی ژرژپمپیدو»20را نمونهای مناسب برای تداخل همزمان دو نوع نشانه ی شمایلی و نمایهای میداند (شکل 2-28).
طرحهای مقدماتی این نشانه نشان میدهند که انتخاب اصلی «ژان ویدمر»21 گزینش عناصر شاخص معماری این مرکز بوده است. البته این امکان نیز وجود داشت که دیگر عناصر نمایانگر این بنا از جمله مدرنیتهی آن یا یکی از آثار موزه و یا حتی تصویر خود «ژرژ پمیپیدو» انتخاب شود، اما این طراح، با بازنمایی گرافیکی از عنصر «نمونهی بارز» که سر در ساختمان است، اثری در پیوستگی وجودی با «موضوع» و شبیه آن طراحی کرده است.

2-5-3 نشانه تلفیقی22
این دسته از نشانهها، از همزیستی دو گونه پیام ساخته میشوند: پیام زبانی و پیام شمایل نگارانه. بدین سان امکان پدید آمدن چند گونه رابطه بین این نوع پیام وجود دارد: میتوانند همجوار هم باشند، میتوانند یکدیگر را تقویت کنند و یا موجب تثبیت یکدیگر شوند (شکل 2-30، 2-31).

2-5-3-1 رابطهی همجواری
رابطه همجواری، براین اصل استوار است که نوشتار و شمایل در حکم دو واحد مستقل در کنار هم قرار گیرند. این نوع تلفیق در نشانه به وضوح مسئلهی مشروعیت را پیش میکشد، زیرا به نظر میرسد که بخش نوشتاری و طرح شمایلی نشانه، هر یک از تناسب و موضوعیت بالایی برخوردار نیستند. نشانه کارخانهی Wagnos- Lits (شکل 2-32) و نشانه کارخانه تولیدکنندهی روغن نباتی Lesieur(شکل 2-33، 2-34) نمونههای مناسبی برای نمایش این نوع رابطه هستند.

ممکن است گفته شود در غالب موارد، بخش شمایلی از طریق مجاز، نقش تثبیت کنندهی درهدایت گیرنده به سوی یک دلالت خاص بر عهده دارد. بدین ترتیب که با ترجیح برخی از جنبههای همانندی، گیرنده را به طرف گونهای محتمل از مدلولها هدایت میکند. در اینجا یادآور میشویم که به هیچ وجه نمیتوان از نشانه (هر نوع نشانه) انتظار کمال داشت. به دیگر سخن، نشانه نمیتواند از نظر معنا و

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع دال و مدلول، عناصر زبانی، یونان باستان Next Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع هنرمندان ایرانی، بازار رقابتی، ساختار بصری