منبع پایان نامه ارشد با موضوع داستان کوتاه، نمایشنامه، داستان کوتاه مدرن، شخصیت پردازی

دانلود پایان نامه ارشد

ر اصل بررسی دستور زبان حاکم بر روایتها و بیشتر، روایتهای داستانی است و چارچوب و الگویی نظری و کاربردی برای تجزیه و تحلیل گونههای روایات فراهم میکند»(حری، 1387: 84).

2-1-1-2. ویژگیهای روایت
1- «روایت از قبل دارای طرح و برنامهای است و طبق آن طرح ساخته میشود.
2- در روایتهای بهخصوص داستانی عناصری هست که به نظر تکراری میرسد و ما در قصهها و یا داستانهای دیگر هم آنها را دیدهایم.
3- هر روایت سیر مشخصی دارد: از جایی شروع میشود؛ میانهای دارد و به جایی ختم میشود.
4- هر روایتی یک راوی و یا قصهگو دارد» (اخوت، 1371: 12).

2-1-2. تعریف داستان
«داستان توالی حوادث واقعی و تاریخی یا ساختگی است، بنابراین تسخیر عمل به وسیلهی تخیّل را ارائه میدهد. خصلت بارز داستان این است که بتواند ما را وادار کند که بخواهیم بدانیم بعد چه اتفاقی میافتد. در این مفهوم عام، تنها زمان عامل مهمی است و اینکه چه اتفاقی افتاده و بعد چه اتفاقی روی خواهد داد. داستان شالودهی هر اثر روایتی و نمایشی خلاقه است و در همهی انواع این دو گروه، داستان رشتهی وقایعی است که بر حسب ترتیب توالی زمان روی میدهد؛ از این رو، داستان عنصر مشترک همهی انواع ادبی خلاقه است. در قصه، رمانس، داستان کوتاه، رمان، نمایشنامه، فیلمنامه، شعر روایتی و اشکال دیگر، داستان وجود دارد، برای مثال میگوییم داستان این نمایشنامه، این منظومه، این رمان و…» (میرصادقی،1382: 24). «داستان نمایش کوششی است که سازگاری افکار و عواطف را موجب میشود» (میرصادقی،1376: 31).
ای.ام.فورستر(1970-1879) نویسنده و منتقد انگلیسی داستان را «نقل وقایع به ترتیب توالی زمان» تعریف میکند. به علاوه فورستر تأکید دارد که داستان باید شنونده را بر آن دارد که بخواهد بداند بعد چه پیش خواهد آمد» (فورستر،1369: 35 و33). «داستان روایتی است منثور از بازآفرینی وقایعی درباره اشخاص به گونهای که موجد انتظار و صمیمیت باشد» (مستور،1379: 7).
«داستان یا نوول اثری است روایی به نثر که مبتنی بر جعل و خیال باشد. اگر طولانی باشد به آن رمان و اگر کوتاه باشد به آن داستان کوتاه میگویند» (شمیسا،1373: 153).

2-1-2-1. داستانهای مدرن
«اصطلاح مدرن به نوشتهای گفته میشود که در آن علاقهی شدید به نوجویی باعث نقض شکلها و جنبههای فنی سنتی میشود، فردیت و دنیای درونی انسان بیش از جنبههای اجتماعی او مورد توجه قرار میگیرد. ضمیر ناخودآگاه بر خودآگاه ترجیح داده میشود… مدرنیسم با ارزشهای اقتصادی و اجتماعی جامعهی بورژواری به مخالفت برخاست. از نظر مدرنیستها، سنت، قیدوبند خسته کننده و اخلاقیات معمول جامعه، ساختگی بود» (میرصادقی،1377: 239).
«داستان کوتاه مدرن شکل نوینی از داستاننویسی است که به نویسندگان زمانهی ما امکان میدهد تا فارغ از قید و بندهای ناشی از محدودیتهای رئالیسم و ناتورالیسم، موضوعات مربوط به زندگی در عصر جدید را با تکنیکها و شیوههایی متناسب با دورهی مدرن بررسی کند. از جمله مهمترین ویژگیهای این نوع داستان، عطف توجه به جهان بیرونی به دنیای تاریک و مبهم ذهن است» (پاینده،1391 :22).

2-1-2-1-1. ویژگیهای مدرنیسم از لحاظ ادبی
1- «تأکید بر امپرسیونیسم و ذهنیت در نوشتار، تأکید بر نحوهی دیدن(یا خواند یا خودِ عمل درک)، نه برای آنچه رؤیت میشود. نمونهی آن نوشتار سیلان ذهن است.
2- دوری از عینیت اثباتی که از طریق راوی دانای کل سوم شخص، زاویهی دیدِ ثابت در روایت و اظهارنظرهای اخلاقی روشن و مشخص به دست میآید. داستانهای فاکنر که روایت چندگانه دارند نمونهای از این جنبهی مدرنیسم هستند.
3- برهم زدن مرزها میان گونههای ادبی، به طوری که شعر بیشتر مستند به نظر میرسد و نثر شعرگونه مینماید.
4- تأکید بر قالبهای گسیخته و روایتهای ناپیوسته.
5- گرایش به خود انعکاسی، یا خودآگاهی دربارهی تولید اثر هنری» (کلیگز،1388: 230-231).

2-1-2-1-2. مدرنیسم در ایران
«اندیشههای مدرن در آغاز دههی چهل وارد داستاننویسی ایران شد. مراد از مدرنیسم در معنایی خاص، گرایش به فرم و ساخت است که از ابراهیم گلستان آغاز میشود. از گرایشهای مدرنیستها میتوان به ایماژها و تصویرهای سینمایی و تودرتو و یادها و تداعیهای زمانشکن و مکانگریز سیلان ذهن و شگردهای دیگر و نیز قرائتی دیگر از سوررئالیسم و نسخهی بدلش، رئالیسم جادویی یاد کرد. مدرنیستها گرایشهای اجتماعی-سیاسی را در متن نمیپسندیدند. چرا که آنها را از صورت و فرمگرایی دور میکرد. آنها فرم و صناعتهای داستان را اساس کار میدانستند؛ محتوا هر چه میخواست باشد» (تسلیمی، 1383: 217-218).

2-1-3. عناصر داستان
2-1-3-1. تعریف پیرنگ
«پیرنگ وابستگی موجود میان حوادث داستان را به طور عقلانی و منطقی تنظیم میکند، بنابراین، میتواند راهنمای مهمی باشد برای نویسنده و در عین حال نظم و ترتیب متشکلی باشد برای خواننده، زیرا پیرنگ برای نویسنده ضابطهای اساسی است برای انتخاب و مرتب کردن وقایع، و در نظر خواننده نیز ساخت و وحدت و علت حوادث داستان را فراهم میآورد. از این نظر، پیرنگ فقط ترتیب و توالی وقایع نیست، بلکه مجموعهی سازمان یافتهی وقایع است، این مجموعهی وقایع و حوادث با رابطهی علت و معلولی به هم پیوند خورده و با الگو و نقشهای مرتب و مستدل شده است» (میرصادقی،1376: 62-61).
«طرح یا پیرنگ یکی از عناصر پویا و زنجیرهای نمایش، داستان و شعر(روایی) است» (عباسی،1385: 85).
«طرح، ‌نقل حوادث است با تکیه بر موجبیت و روابط علت و معلول»(فورستر،1369: 118)
«پیرنگ خوب پیرنگی است که نکته تصادفی و بیجهتی در آن نباشد. «هر جزء از کردار یا گفتار طرح باید جایی و مقامی داشته باشد و مبتنی بر امساک و فارغ از اطناب باشد. حتی اگر پیچیده هم باشد باید تنها حاوی مطالب اساسی باشد و از زواید پیراسته باشد. میتواند دشوار یا آسان باشد، میتواند متضمن رازهایی باشد، اما به هر حال نباید گمراه کننده باشد.» (همان: 121)

2-1-3-1-1. پیرنگ در داستان مدرن
«در قصهنویسی مدرن، اصالت از پیرنگ به جزئیات منتقل شده و آنچه بیش از خط روایی اهمیت یافته، آفرینش اتمسفر و بستری تازه برای به جریان انداختن روایت است. در این فضای سرشار از جزئیات همیشه بیاهمیت و دور از نظر، تأکید بر امور روزمره و عادی و درک و دریافتهای درونی انسان پررنگ و مشهود میشود» (کاظمی،1388: 39).

2-1-3-1-2. کشمکش
«امروزیترین نوع کشمکش در داستانها و هر کار روایی دیگر، کشمکش انسان با خودش است. در داستانهای مدرن به بعد است که این نوع کشمکش بسیار دیده میشود…در واقع میتوان خودآگاهتر شدن انسان امروزی را دلیل این رویکرد دانست. نتیجهی طبیعی این رویکرد هم توجه انسان به خود به عنوان یک پدیدهی هستی شناختی، یا کنجکاوی برای فهم جایگاهش در جهان است. به جز آن میتوان گسیخته و چند پاره شدن انسان امروزی بر اثر زندگی مدرن را نیز افزود. یعنی زندگی ماشینی و دیگر خصوصیات خاص زندگی امروز، انسان خودآگاه را که در این عرصهی بیچشمانداز زندگی میکند، دچار انشقاق در درون میکند. به نظر میرسد همهی این عوامل دست به دست هم دادهاند تا انسان امروزی بیش از پیش به درون خود رجوع کند و بین انگیزهها و گرایشهای متفاوت درون خود تا عرض و تناقض ببیند»(سناپور،1385: 40-41).
«برخلاف داستان رئالیستی و ناتورالیستی که غالباً واجد کشمکش بیرونی بین فرودستان و توانگران است، داستان کوتاه مدرن نوعاً تعارض فرد با خودش را نشان میدهد و لذا کشمکش درونی را به نمایش میگذارد» (پاینده،1391: 22).

2-1-3-1-3. گره افکنی
«وضعیت و موقعیت دشواری است که بعضی اوقات به طور ناگهانی ظاهر میشود و برنامهها راه و روشها و نگرشهایی را که وجود دارد تغییر میدهد. در داستان گرهافکنی شامل خصوصیات شخصیتها و جزئیات وضعیت و موقعیتهایی است که خط اصلی پیرنگ را دگرگون میکند و شخصیت اصلی را در برابر نیروهای دیگر قرار میدهد و عامل کشمکش را به وجود میآورد» (میرصادقی، 1376: 72).

2-1-3-1-4. زمان در پیرنگ
«پیرنگ بیش از هر چیز محدودهی آغاز و انتهای یک برش زمانی است. این حدود آغاز و پایان، روایت را از جهان عینی و از روایتهای دیگر جدا میکند. به زبانی دیگر روایت را تبدیل به جهانی خاص میکند. برای سازماندهی این جهان، نویسنده مجبور است آن را با تفکیک زمانی آغاز کند که به درستی میتوان گفت: این پاره به هیچ وجه شبیه زمان بیرونی نیست. در جهانی بیرونی برای انسان حوادث ریز و درشتی رخ میدهد… نویسنده باید درحد بین دو پارهی آغازین و انتهایی، رویدادها را برگزیند، بعضی از آنها را برجسته و بعضی دیگر را حذف کند» (عباسی، 1385: 102).

2-1-3-2. شخصیت و شخصیتپردازی
«اشخاص ساخته شدهای (مخلوقی) را که در داستان و نمایشنامه و … ظاهر میشوند، شخصیت مینامند. شخصیت؛ در اثر روایتی یا نمایشی، فردی است که کیفیت روانی و اخلاقی او، در عمل او و آنچه میگوید و میکند، وجود داشته باشد. خلق چنین شخصیتهایی را که برای خواننده در حوزهی داستان تقریباً مثل افراد واقعی جلوه میکنند، شخصیت پردازی میخوانند» (میرصادقی،1376: 84).
«یک داستاننویس هم برای آنکه شخصیتهای داستانش را خوب بر خواننده بشناساند، باید او را نسبت به خصوصیات ظاهری و اخلاقی شخصیتهای داستانش – تا حدی که به کار داستان میآید- آگاه سازد- این عمل را شخصیتپردازی میگویند واگر به خوبی انجام شود، خواننده با شخصیتهایی که حوادث داستان برای آنها اتفاق میافتد، احساس صمیمیت بسیار زیادی میکند و به این وسیله تأثیر لازم را بر او خواهد گذاشت» (عابدی،1371: 69).
مارتین ترنل معتقد است: «هر شخصیتی، یک ساختمان کلامی است که بیرون از محدودهی کتاب هیچ موجودیتی ندارد. محلی است که حالات و احساسات رماننویس در آن متجلّی میشود و اعتبار و ارزش آن در روابطی است که با دیگر ساختمانهای کلامی نویسنده برقرار میکند.» (عبداللهیان،1381: 53)
«هر شخصیت عبارتست از آن چه انجام میدهد. یا بلکه بیشتر، هر شخصیت عبارتست از آنچه قصد میکند که انجام بدهد». (اسکات کارد،1387: 19)
«شخصیت، جنبهی آشکار منش فرد به گونهای که بر دیگران اثر میگذارد است. شخصیت، مجموعهای از ویژگیهای پایدار و بینظیر است که ممکن است در پاسخ به موقعیتهای مختلف تغییر کند» (شولتز،1385: 12-11).
اسکات کارد این سه روش را در شناخت شخصیتهای داستانی موثر میداند که عبارتند از: «آن چه شخصیت در داستان انجام میدهد. انگیزههای او، و آنچه در گذشته انجام داده است».(اسکات کارد،1387: 33)
مندنیپور در کتاب «ارواح شهرزاد» درباره پرداخت شخصیت میگوید: «فرصت هر پرداخت شخصیت، همچنان که شرح و تصویر کردن فضا و مکان، باید به صورت ضمنی، در حرکت داستان، با کردار و گفتار شخصیتها، انجام شود… اینگونه شرح و تصویرسازی را، به خود، توصیف در حرکت نام نهادهام که به خصوص در داستان کوتاه و به ویژه در تصویر کردن مکان، اقتصاد داستان را رعایت میکند، و حضور تخیل خواننده را مجال بیشتری میدهد، و مهمتر از اینها، امتیاز روایت ضمنی، و دلالتگیری تلویحی را هم به داستان میافزاید». (مندنیپور،1383: 70)
«شخصیت مدرن نه فقط با کسانی که پیرامون خود میبیند بیگانه است، بلکه حتی با خویشتن احساس غریبگی می کند. او غالباً فرد روان رنجوری است که برای فرار از مراوده با دیگران به دنیای درون خود پناه میبرد، اما دریغا که حتی در خلوتِ خویش نیز التیامی نمییابد. تنها بودنش خاطراتی را به یاد میآورد که بیش از پیش مایهی عذابش میشوند» (پاینده،1391 31)
«1-شخصیت در داستان مدرن معمولاً به صورت فردی منزوی و مردمگریز تعریف میشود. این شخصیت چندان وجه مشترکی با سایر آحاد جامعه ندارد و حتی خود را در تضاد و تقابل با جامعه میبیند.
2- داستانهای مدرن غالباً داستان فروپاشی رابطهها هستند و شخصیت مدرن فرد روانرنجوری است که برای فرار از مراوده با دیگران به دنیای خود پناه میبرد.
3- شخصیتپردازی ِ شخصیتهای مدرن معمولاً از طریق تصویر کردن دنیای رویاها و کابوسها و تداعیهای او صورت میگیرد.
4- یکی از مهمترین ویژگیهای شخصیت مدرن، ضد قهرمان بودن اوست. او

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع عناصر داستان، عناصر داستانی، اتوبیوگرافی، ادبیات فارسی Next Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع داستان کوتاه، زمان گذشته، ویژگیهای شخصیت