منبع پایان نامه ارشد با موضوع خواجه نظام الملک، اسماعیلیان، فضایل اخلاقی، تعالیم اسلام

دانلود پایان نامه ارشد

وپای افکار و اذهان آنان بسته شده به دور ریخته و به اسلام اصیل ناب و اولیه و قران کریم و سنت پیامبر(ص)وسیره ی سلف صالح به عنوان منابع اصلی تفکردینی وعمل اجتماعی-سیاسی،برگشته واصول ومفاهیم اساسی آن را احیا نمایند.300
سیّدجمال الدّین در رساله ی نیچریه پس از تشریح ضرورت واهمیّت دین در جامعه به طور کلی و عام،به برتری و کمال دین اسلام نسبت به سایر ادیان،از جهت پایه گذاری آن بر اساس محکم وآراء اصلاحی اش در این رابطه پرداخته و به عنوان اولین اصل می گوید:«باید لوح عقول امم و قبایل از کدورت خرافات و زنگ های عقاید باطله و همیّه پاک بوده باشد».301
اول رکن دین اسلام و اصل اساسی آن این است که« عقول را به صیقل توحید و تنزیه از زنگ خرافات وکدر اوهام و آلایش وهمیات پاک سازد ونخستین تعلیم او این است که انسان را نشاید که انسان دیگر و یا یکی از جمادات علویه وسفلیه را خالق و متصرف وقاهر و مانع و مضر و مذل وشافی و مهلک بداند یاکه اعتقاد کندکه مبدع اول به لباس بشری برای اصلاح و یا فساد ظهور نمود.یا خواهد نمود یا آنکه ان ذات منزه به جهت بعضی از مصالح درکسوت انسانیت چه بسیار آلام و استقام را متحمل گردیده است و غیر از اینها از آن خرافاتی که هر یک به انفراده برای کوری عقل کافی است و غالب ادیان موجوده از این اوهام و خرافات خالی نیست اینک دیانت نصرانیه و دیانت برهما و دیانت زردشت».302
ب: ترک فضایل اخلاقی و رسوخ اوصاف رذیله
از دیدگاه اسد آبادی به طور اساسی روح و روان انسانها،جوامع،افکار و عقاید آنان،بسته به نوع وکیفیت آن،در زوال یا بقا و انحطاط یا ترقی فرد و جامعه ،نقشی حسّاس و تعیین کننده دارد.او به گونه ای مشابه خواجه نصیر در اخلاق ناصری303 ملاک ومیزان استحکام یا تزلزل و حیات یا ممات هرجامعه ای را در نوع و میزان ارتباطات و پیوندهای درونی،قلبی و فکری می دانست.اگرچه در رابطه میان فرد و جامعه،او ضمن اعتنای لازم به هر یک،عمدتآ به ابعاد اجتماعی پرداخته و در مسائل اخلاقی،روحی و تربیتی نیز اساسا به اخلاق اجتماعی-سیاسی مسلمانان توجه داشت.
به باور سیّد جمال فساد و انحطاط اخلاقی و اجتماعی که از پیامدهای فاصله گرفتن از اسلام اصیل است،در یک قانون مندی کلّی از علل نابودی و انهدام یک ملّت می باشد.وی در این رابطه می گوید:«وقتی در امّتی این اوصاف رذیله رسوخ کرد، بنای جامعه ی آن امّت می شکند و اعضایش از هم جدا می شود،نفاق و فساد میان آنان پدید می آید،بعد از این تزلزل و سستی،طبیعت آن جامعه اقتضا می کند که نیروی بیگانه بر آن جامعه تسلط یابد تا با جبر و قهر آن جامعه را بگیرد و افراد آن را با جبر و اکراه وادار به زندگی نماید زیرا زندگی انسان ها نیاز به وجود جامعه دارد وبقای جامعه هم با آن اوصاف ممکن نیست».304
اسد آبادی به عنوان یک قاعده ی کلّی و عمومی بر این نکته تأکید داشت که«اگر این اوصاف رذیله در نفوس افراد قومی رسوخ کرد دشمنی وعداوت میان آنان شدید می شود،در ظاهر آنها با هم جمع هستند ولی دل های آنها متفرق و از هم جداست…».305
ج: خلفای ظلم و علمای سوء درباری
به نظر سیّد جمال این دو طایفه در طی قرون گذشته مسئول انحطاط وعقب ماندگی مسلمانان بوده اند. وی عقیده دارد که این دسته ها و طوایف در لباس دین بد عت ها و سنّت هایی را در اسلام بوجود آورده و وارد نموده اند؛ از جمله افکار جبرگرایانه که خمود وجمود فکری در مسلمانان به وجود آورد و نیروی اراده وفعالیت را از آنان گرفت. سیّد جمال جهت بازگشت از انحرافی که طوایف مذکور در مسیر اسلام اصیل ایجاد کرده اند به ایفای نقش علما و پیشوایان دینی و مراکزی چون مساجد و مدارس دینی و حوزه های علمیه تأکید داشت.وی مساجد و حوزه های علمیه را مکان هایی مهم برای دمیدن روح وحدت در جوامع مسلمانان دانسته و در باره ی نقش آنها به عنوان حلقه های ارتباطی و پیوند دهنده ی اجتماعات مردم می گفت:«هرکدام از این ها مکانی برای ظهور روح زندگی واحد در میان جامعه ی مسلمین باشد و هر کدام از این محل ها مانند حلقه ی زنجیری باشد که هرگاه یکی از آن حلقه ها تکان بخورد حلقه های اطراف آن هم به صدا در می آیند.».306
د:جریان ها و طوایف افراطی و تند رو
سیّد جمال الدّین در رساله ی نیچریه که منظم ترین اثر اوست همه ی انواع و اقسام نحله های فکری و فلسفی را که از دید او به تضعیف موضع و موقع دین پرداخته اند،تحت عنوان نیچریه یا دهریه در مقام رد و انکار آنها برآمده است.وی باطنیه و اسماعیلیه را جزء این دسته از نحله های فکری می داند چرا که آنان با نشر آراء فاسده ی خود طریق تدلیس را در پیش گرفته و اساس تعلیم خود را بر این قرار داده اند که:«اولأ تشکیک کنند مسلمانان را در عقاید خود و پس از آن تثبیت شک در قلوب، عهد وپیمان از ایشان بگیرند و سپس عهد و پیمان، ایشان را به نظر مرشد کامل خود برسانند».307
سیّد جمال در اینجا چون از زاویه ی صرفا اخلاقی وعقیدتی وارد شده و به روابط و مناسبات حاکم بر جوامع تحت سلطه ی خلفای عباسی و سلجوقیان توجه ای نکرده،به موضع خواجه نظام الملک وغزالی در مورداسماعیلیان نزدیک شده است.وی عقیده دارد که اسماعیلیان زمینه را برای هجوم صلیبیان،مغول ها وتاتارها فراهم کردند وبه همین خاطر است که«ارباب تاریخ ابتدا انحطاط سلطه ی مسلمانان را از محاربه ی صلیب می گیرند و چنان لایق بودکه آغاز ضعف مسلمانان وتفرق کلمه ی آنها را از شروع آن تعلیمات فاسده وآراء باطله بگیرند».308
البته قابل ذکر است که سیّد جمال در بحث از حکومت و سیاست،انحطاط مسلمانان را بیشتر در نظام ها وساختارهای منحط حاکم جستجو کرده و در مجموع از مواضع سیاسی خواجه نظام الملک و غزالی فاصله داشته است.
سیّد جمال،فرقه ی بابیت را نیز از نحله های انحرافی می شمرد که به قول او«باعث به ناحق ریختن خون هزارها عباداللّه شدند»و آنها را«کوچک ابدال های همان نیچری های الموت و چیل ها،یعنی کچکول بردارهای همان طبیعت«گردکوه»می باشند و تعلیمات آنها نمونه ی تعلیمات باطنیه است».309
سیّد جمال از آنجا که جذب تمدن غربی را هم ضرورتی اجتناب ناپذیر برای مسلمانان می داند، در این راه اندیشه ای را ارائه می دهد که بر اساس آن، شیوه درست در مقابل معارف غربی روشی است که مسلمانان صدر اسلام در قبال علوم یونانی در پیش گرفتند. یعنی ابتدا پایه های ایمان خود را استوار کردند و سپس به فرا گرفتن طب بقراط و جالینوس و هندسه اقلیدوس و نجوم بطلیموس و فلسفه افلاطون و ارسطو همّت گماشتند .310
سیّد جمال الدّین به دلایلی چند، پرداختن به کار اصلاح اندیشه های دینی مسلمانان را در اولویّت قرار می دهدکه بطور خلاصه می توان به موارد زیر اشاره کرد:
1. دین در اتحاد و یگانگی مسلمانان بیشترین تاثیر را دارد.
2. دین عامل دمیدن روح پیکار در برابر استعمار و کسب رهایی و استقلال است.
3. دین عامل فائق آمدن بر جهالت، عصبیّت و انحطاط است .
4. دین می تواند عامل بالندگی از حیث علم و تکنیک باشد .
5. دین عامل مهمی در رفع نابسامانی های درونی و اعتلای روحی، معنوی و اخلاقی می باشد.
با این وجود، باید برخوردی معقول، منطقی، خردمندانه، مسئولانه، خیرخواهانه و تعالی بخش با اعتقادات دینی مردم صورت گیرد . چرا که اگر اندیشه های دینی مردم اصلاح نشود، آنها در آتش اختلافات ویرانگر خواهند سوخت؛ اسیر استبداد و گرفتار انحطاط و بدبختی خواهند شد و طعم شیرین آزادی و شکوفایی مادی و معنوی را نخواهند چشید .311
در یک جمع بندی می توان میراث سیّد جمال الدّین را از بعد دینی برای جهان اسلام در چند مورد بازگو کرد:
1. اعتقاد به توانایی ذاتی دین اسلام برای رهبری مسلمانان وتأمین نیرومندی و پیشرفت آنان.
2. مبارزه با روحیه تسلیم به قضا و قدر و گوشه نشینی.
3. بازگشت به منابع اصلی فکری اسلام.
4. تفسیر عقلی تعالیم اسلامی و فراخوان مسلمانان به یادگرفتن علوم.312
5 -3-4. بعد سیاسی
سیّد جمال الدّین هر چند در واقع از علمای مذهبی عصرمحسوب می شد،فعالیت خود را در حوزه سیاست بیش از حوزه ی دیانت دنبال می کرد ؛ چون داعی اتّحاد اسلام برای مقابله با قدرت روز افزون استعمار در ممالک اسلامی بود، نیل به مقصود را از طریق سیاست بیشتر قابل تأمین می دانست تا از طریق مذهب که خود آن را یک عامل تفرقه در بین امّت اسلامی می
دید.313
سیّد جمال الدّین از جهت فعالیت های سیاسی، شخصیتی پر تحرک و بیگانه با سازش و سکون بود و از این روست که « صبحی در عثمانی ظاهر می شود و شبی در افغان، غروبی در مصر سر فرو می برد و بامدادی از مسکو سر بر می آورد، گاهی در هند چهره می نماید و گاهی در لندن، روزی با روزنامه ابونظاره همکاری می کند و روزی با روزنامه ضیاء الخافقین، هنگامی با نامه پرانی علما را بر می انگیزد و گاهی ناصرالدّین شاه قاجار را به دست و پا می اندازد؛ روزی دیگر به نشر روزنامه عروه الوثقی قد علم می کند و لحظه ای به مجمع فراماسیون سر می کشد و گاه به تشکیل انجمن « حزب الوطنی » و « انجمن اتحاد اسلامی » می پردازد، چند صباحی مورد محبت ظاهری اتابک امین السّلطان قرار می گیرد و یک عمر مورد کینه ی وی ، یکبار ناصر الدّین شاه او را می راند و یکبار سلطان عثمانی او را می خواند».314
سیّد جمال نه تنها درکشورهای اسلامی و در میان مسلمانان به عنوان فردی سیاستمدار شناخته می شد بلکه برخی سیاسیون هم عصر او در اروپا که به طریقی محضر سیّد را درک کرده یا با اوملاقات داشته اند،صحّه برسیاسی بودن اوگذاشته و او رامردسیاست معرفی کرده اند.
ادوارد براون که احساسات او نسبت به شرق و ایران معلوم است و خودش سیّد را در خانه «میرزا ملکم خان» در لندن در پاییز سال 1309 دیده در کتاب « تاریخ انقلاب ایران » پس از شرح بسیار مبسوطی در تاریخ حیات سیّد جمال، از وی بسیار تمجید می کند و چنین می گوید : « این شخص مهم یک عالم سیّاحی بود که بدون داشتن سرمایه ای از مال دنیا به جز زبان و قلم فصیح و علم وسیع و عمیق، بعلاوه نظر و فهم سیاسی قابل و اطلاع و وقوف بر اوضاع و یک عشق خالصانه و پرشور برای اسلام، که انحطاط حال آن را خود حس کرده بود، تحت اللفظ و بدون مبالغه پادشاهان را روی تخت خودشان به لرزه در آورد و نقشه های رجال دولت اروپایی را که خوب تهیّه شده بودند؛ به هم زد و قوت های غیر معلومی را بکار انداخت که کسی از سیاسیون مغرب و مشرق،ملتفت اهمیّت آنها وامکان استفاده از آنها نشده بود و او موثرترین عامل در تشکیل نهضت ملی و حزب وطنی مصری بود…».315
همچنین« ویلفرید بلنت» سیاسی معروف انگلیسی در کتاب خود« گوردون در خرطوم» درباره ی سیّد جمال الدّین پس از شرح زیاد چنین می گوید : « جمال الدّین یکی از دُهات بود که تعلیمات او یک اثر و نفوذی ایجاد کرد که در سی سال اخیر در نهضت اصلاحی عالم اسلامی بالاتر از آن دیده نشده و من خود را به درجه عالی مفتخر و مشرف می دانم از اینکه وی سه ماه در زیر سقف خانه من در انگلستان زندگی کرد … ».316
اساساً فلسفه سیاسی سیّد جمال، فلسفه ای مبتنی بر مبارزه ، تلاش، سختکوشی ، مجاهدت، جهاد، قیام ، انقلاب، هجرت و شهادت بود .317 او معتقد بود که راه استقلال و آزادی، از دریای خون می گذرد . او می گفت : « اگر بتوان گفت چیزی نابخشودنی است، مهمترین آن آزادی و استقلال است .

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع عقب ماندگی، جوامع انسانی، فرهنگ و تمدن، جامعه شناختی Next Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع روشنفکران، کشورهای اسلامی، شورهای اسلامی، میرزا ملکم خان