منبع پایان نامه ارشد با موضوع حکومت اسلامی، دولت اسلامی، خلفای راشدین، پیامبر (ص)

دانلود پایان نامه ارشد

بت پرستی که پیروی از آن را مخالف با شرافت انسانی تلقی میکرد، با طرفداران سایر ادیان حتی مجوس از در مسالمت درآمد. آنچه اهل ذمه به موجب دستور قرآن(توبه، 29) میبایستی بپردازند جزیه بود(اجتهادی، 1363: 4-183).
جزیه مالی بود که پیروان اهل کتاب(مسیحیان،یهودیان و زرتشتیان) به جهت امنیتی که حکومت اسلامی برای آنها فراهم میکرد، می بایست به دولت اسلامی بپردازند این کلمه معرب گزیت است که در فارسی به معنای خراج و مالیات است(قدامه بن جعفر، 1353: 17). پرداخت این مالیات، در ازای آن است که مسیحیان، یهودیان و زرتشتیان که در پناه حکومت اسلامی زندگی میکنند در امنیت به سر ببرند از اینرو به آنها«اهل ذمه» (اهل پیمان و امان) نیز گفته میشود(منتظری مقدم، 1385: 56).
ماوردی نیز جزیه را جزای کفر اهل ذمه و یا جزای امانی دانسته است که مسلمین به آنها میدهند(ماوردی، 1406: 142). ذمی در لغت به معنی عهد وکفالت است. درآیات 8 و 10سوره توبه کلمه ذمه ذکر شده است و معنای آن وسیع و هدف از آن پشتیبانی و عدم تجاوز بود که در آن اعتراف ضمنی به قدرت و برتری دولت اسلام نهفته است(احمدالعلی، 1381: 333).
در زمان پیامبر (ص) اگر مردی مسلمان فرد ذمی را میکشت قصاص میشد. آن حضرت خود را مسئول گرفتن حقوق ذمیان میدانست(قدامه بن جعفر: 1353: 70) هنگام فتوحات وقتی کشوری به تصرف مسلمانان در میآمد و مردم آن اسلام نمیآوردند طی شروطی برده هم نمیشدند و مسلمانان در برابر باجی معین از جان و مال و خانواده ایشان حمایت میکردند و آنان را اهل ذمه مینامیدند«اهل ذمه در اصل شامل: یهودیان، مسیحیان و صابئین میشد، زرتشتیان بعداً افزوده شدند و موقعیت اهل کتاب را یافتند.»(لمبتون،1385: 490).
جزیه از قوانین پدید آمده در دوران اسلامی نبود که بلکه از روزگاران کهن در جوامع بشری و شهری شناخته شده بود؛ به ویژه در ایران قبل از اسلام جزیه یا گزیت به عنوان مالیات سرانه از همه مردم طبق شرایط معینی گرفته میشد. همچنین یونانیها از ساحل نشینان آناتولی ورومیها از ملل تحت الحمایه جزیه می گرفتند(اجتهادی، 1363: 185). در واقع از زمان پیامبر اسلام(ص) در پارهای از نقاط شبه جزیره عربستان مثل تبوک گرفته شد و سپس زرتشتیان نیز مثل مجوس یمن و بحرین مشمول پرداخت جزیه شدند. پس از پیامبر(ص) در دوره ابوبکر، خالد بن ولید که مناطقی از ایران را فتح کرده بود بر مردم آنجا جزیه مقرر کرد. البته این نوع مالیات به طور دقیق و سازمان یافته از زمان عمر بن خطاب رایج شد. وی پس از فتوحات مسلمانان و تسلط بر سرزمینهای اطراف شبه جزیره عربستان، جزیه را بر اهل کتاب مقرر کرد(سامانی، 1384: 132).
آنچه فقها درباره جزیه گفتند مبتنی است بر آیه 29سوره توبه«قاتلواالذین لایؤمنون بالله و لا بالیوم الآخر ولا یحّرمون ما حّرم الله و رسوله لا یدینون دین الحق من الذّین اوتوا الکتاب حتی یعطو الجزیه عن ید وهم صاغرون» یعنی: ای اهل ایمان با هر که از اهل کتاب که ایمان به خدا و روز قیامت نیاورده و آنچه را خدا و رسولش حرام کرده، حرام نمیدانند و به دین حق نمیگروند قتال و کارزار کنند تا به دست خود از سر خواری جزیه بپردازند». براساس این آیه مسیحیان، یهودیان، صابئیان و بنابر سنت پیامبر (ص) زرتشتیان نیز می توانستند جزیه بپردازند و به آئین خویش باقی بمانند مالیاتهایی که آن حضرت از اهل ذمه دریافت مینمود به حق سنگین نبوده است(وات، 1373: 47).
مساکین، معلولین، زنان، اطفال، نابینایان و کشیشهای فقیر که با مردم تماس نداشتند از پرداخت جزیه معاف بودند(اجتهادی،1363: 186). حداقل جزیه از طرف شرع مشخص شده و حداکثر آن نیز به نظر حکومت واگذار گردیده است(ماوردی،1406: 142).
چنانچه مسلمانان در وضعی قرار میگرفتند که قادر به انجام تعهد خود نبودند از ادامه قرارداد و گرفتن جزیه خودداری میکردند. به هنگام فتح شام در جنگ«یرموک» زمانی که ابوعبیده فرمانده سپاه دریافت به دلیل انبوهی سپاه روم نمیتواند از اهل ذمه حمایت کند، دستور داد جزیه اخذ شده را به آنها پس بدهند(بلاذری،1367: 199).
هدف اسلام از جزیه سه امر بود: 1- تشویق اهل ذمه به اسلام، 2- آشنایی تدریجی اهل ذمه با احکام اسلامی که منتج به مسلمانان شدن آنها میگردید و 3- تأمین درآمد موقتی که در آن موقع به آن نیاز بود(اجتهادی، 1363: 190).
تعیین اولین جزیه در اسلام و اخذ آن کار آسانی نیست؛ زیرا روایات هماهنگ نیستند اما شروط اهل ذمه در آغاز به روایت ماوردی بدین ترتیب بود: 1- به قرآن توهین نکنند؛ 2- به پیغمبر بد نگویند؛ 3- به زنان مسلمان تعرض و با آنها ازدواج نکنند؛ 4- در جهت گمراه کردن مسلمانان یا تعرض به مال و جان آنان بر نیایند؛ 5- از اسلام به بدی یاد نکنند؛ 6- دشمنان اسلام و جاسوسان آن را یاری ندهند؛ 7- لباس مخصوص بپوشند که با لباس مسلمان فرق داشته باشد؛ 8- مشرف بر خانه مسلمان خانه نسازند؛ 9. در کلیساها ناقوس به صدا در نیارند و کتابهای خود را با صدای بلند در حضور مسلمانان نخوانند؛ 10- خوکهای خود را جلوی مردم نیاورند؛ 11- اموات خود را دور از چشم مردم دفن کنند و بر آنان نوحه نخوانند؛ 12- بر اسب سوار نشوند و با خود اسلحه حمل نکنند(ماوردی، 1406: 145). شش شرط اول اصلی و اجباری بوده است.
منصوص بودن جزیه در دوره خلفای راشدین به ولایت داران اولیه اسلامی اجازه حق اجتهاد نمیداد و آنها طبق مقررات و دستور اسلام میبایستی جزیه را با ملایمت ومدارا، از مردم دریافت میکردند. ولی با سپری شدن دوران خلفای راشدین و روی کار آمدن امویان این شیوه تغییر کرد(سامانی، 1384: 132).
در مورد مقدار جزیه بین مورخان اختلاف هست مقدار جزیه بر اساس توانایی جزیه دهندگان فرق میکرد. بر حسب طبقات غنی، متوسط و فقیر به 48و 24 و12 درهم تقسیم شده بود. مالیات اهل ذمه یا همان جزیه در دوره امویان افزایش پیدا کرده و شاید این عاملی برای روی آوردن ذمیان به دین مبین اسلام بوده است، ولی خشونت عمال فاسد و ستمگر اموی در برخورد با اهل ذمه و افزایش جزیه آنان نیز در گرایش به اسلام بی تأثیر نبوده است.

2-4- حقوق اهل ذمه در اسلام

نحوه برخورد امرا و خلفای مسلمان با اهل ذمه که در قلمرو حکومت اسلامی زندگی میکردند از موضوعات مهم و قابل بحث در فرهنگ و تمدن اسلامی است. عدالت خواهی و انسان دوستی اسلام به اهل کتاب این امکان را میداد تا بتوانند با انعقاد قراردادی، ضمن برخورداری از حقوق و مزایا، تکالیفی نیز برعهده بگیرند و خود را در مقابل حکومت اسلامی مسئول بدانند. در برابر تعهدات اهل ذمه که قبلاً توضیح داده شد، دولت اسلامی نیز متعهد به اموری بود که باید به آن عمل میکرد. در آیین اسلام نسبت به وفای به عهد و پایبندی به تعهدات سفارشهای زیادی شده است به عنوان نمونه سخن امام علی(ع) به مالک اشتر«هرگاه بین خود و دشمنت قراردادی منعقد نمودی یا به او تعهدی سپردی، به پیمان خویش وفا کن و تعهدات خود را با کمال امانت مراعات نما و جان خود را سپری برای حفظ تعهدات قرار ده؛ زیرا در میان واجبات الهی برای مردم با همه اختلافات در آراء و افکار، مورد وفاق و بزرگتر از وفای به عهد و پیمان نیست(نهج البلاغه: نامه 53).
حقوق امنیتی: مهمترین حقی که لازم است اقلیتها از آن برخوردار باشند حق امنیت است. این تعهد برای دولت اسلامی شامل دو بخش داخلی و خارجی است(جمعی از محققان، 1386: 3-522). که آنها در سرتاسر قلمرو حکومت اسلامی از هر گونه تعدی به جان، مال و ناموس در امان و حمایت هستند و در مقابل هر گونه تجاوز دشمنان خارجی مورد حمایت همه جانبه مسلمانان خواهند بود(نظری ،1384 :148).
به گونهای که اسلام به آنها دستور میدهد، بلکه آن را واجب میکند و بر آن تأکید میکند و مسلمانان را از اینکه دستهایشان و زبانهایشان را به سوی اهل ذمه دراز کنند پرهیز میدهد. دلایل بر این حق زیاد است آنگونه که آن در کتاب و سنت ثبت شده است(الجبوری، 1422: 7).
پیامبر(ص) در پیمانی که با یهود و دیگر ساکنان مدینه بستند تأکید داشتند که داخل مدینه در امنیت کامل هستند و هیچ کس حق تعرض به کسی را ندارد، یعنی میتوان گفت از دیدگاه پیامبر، اقلیتهای دینی نسبت به دیگران از حق امنیت ویژهای برخوردارند، زیرا حتی جنگ با آنها در صورتی که تمایل به همزیستی با مسلمانان را داشته باشند ممنوع است. نکته دیگر این که هیچ مسلمانی حق تعرض به مال و جان و ناموس اقلیتها را ندارد و در صورت تعرض مجازات میشود. در مقابل هر گونه تجاوز دشمنان، خداوند بلند مرتبه می فرماید: «کسانی را که ستم میکردند به سزای آنکه نافرمانی میکردند، به عذاب شدید گرفتار کردیم»(اعراف/165).
آزادی عقیده و دین داری: اسلام برای اهل ذمه این حق آزادی عقیده و دینداری را دارد که مجبور به ترک و رها کردن و تبدیل کردن آن به دین دیگری نیست و دلیل اینکه آنها این حق را به دست آوردهاند، در کتاب و سنت ثبت شده است(الجبوری، 1422: 6). سخن خداوند بلند مرتبه که می فرماید: «هیچ اجباری در دین نیست، هدایت از گمراهی مشخص شده است»(بقره/256).
اهل کتاب حق دارند به طور علنی و رسمی بر دین خود باقی بمانند و اعمال عبادی خویش را انجام دهند، معبدی داشته باشند و احوال شخصیشان طبق دین متعلق به خودشان رتق و فتق شود. این حق را پیامبر اکرم(ص) برای اقلیتهای دینی که در مدینه یا اطراف آن زندگی میکردند قائل بودند و به حق آنها احترام میگذاشتند. شایان ذکر است که پیامبر به اقلیتها اجازه میدادند که در مسائل اعتقادی و دینی به مناظره و حتی جدال با ایشان بپردازند و پیامبر مأمور بودکه در صورت لزوم به بهترین وجه جدال کند(جمعی از نویسندگان، 1386: 6-534).
استقلال حقوقی و قضایی: اهل کتاب به عنوان پیروان ادیان الهی دارای مقررات و احکام حقوقی خاص خود بودند که طبق آن به حل مسائل و مشکلات قضایی خود میپرداختند. زمانی که اسلام آیین آنها را به رسمیت شناخت طبق پیمان ذمه به آنان آزادی مذهبی داد. احکام حقوقی–قضایی ناشی از آن مذهب را پذیرفت برخی از این حقوق عبارتند از: 1-حق دادخواهی،2- حق تساوی افراد در برابر دادگاهها ،3- حق دفاع. علاوه بر رسمیت حقوق و قوانین خصوصی اهل ذمه از سوی دولت اسلامی به آنان در اختلافات و نزاعات قضایی به غیر از مواردی که یکی از طرفین مسلمان بود در محاکم قضایی خود به حل و فصل دعاوی میپرداختند(همان، 20 -518). درمواردی هم که یکی از طرفین مسلمان بود و در محاکمه اسلامی، طبق مقررات قضایی اسلام، به موضوع مورد اختلاف رسیدگی میشد. آنچه بیش از همه چیز اهمیت داشت رعایت عدالت بود بنابراین اگر میان اهل ذمه خصومتی پدید میآمد، در محاکمه قضایی خودشان مورد رسیدگی قرار میگرفت. در مواردی که پای یک مسلمان در میان بود رسیدگی در محاکم قضایی اسلامی، آن هم بدون توجه به ذمی بودن و صرفاً با رعایت عدالت صورت میگرفت.
آزادی مسکن: اسلام در کنار سایر حقوق، اختیار تعیین محل سکونت را به رسمیت شناخته است .آنان بعد از انعقاد پیمان با حکومت اسلامی مانند مسلمانان میتوانند در هر جایی از قلمرو دولت اسلامی حتی در همسایگی مسلمانان سکونت کنند. مسلمین نه تنها از این بابت ناراحت نبودند بلکه آنان را به دلیل رعایت حقوقی همسایگی تکریم میکردند. به عنوان نمونه یکی از غلامان ابن عباس میگوید: روزی گوسفندی را سر بریدیم ابن عباس به من گفت: همسایه یهودی ما را فراموش مکن! من به او گفتم: با اینکه او یهودی است چقدر سفارش می کنی؟ او در جواب گفت: پیامبر اسلام آنقدر در حق همسایه به ما سفارش کرده است که بیم داشتیم آنان را جز ورثه قرار دهد(قربانی، 1366: 403).
آزادی اشتغال: اسلام به اهل ذمه آزادی کسب و کار را داد. مقام و موقعیت آنها در زمینه فروش، تجارت و سایر قراردادها ومعاملات مالی مانند مسلمانان است(الجبوری 1422 :20). بنابراین اهل ذمه مانند مانند مسلمانان در شغل مورد علاقه خود، تا آنجا که مخالف مبانی اسلام و مصالح عمومی نبود آزاد بودند. ورود به حوزههای مختلف از جمله تجارت، اقتصاد، تولید، خدمات و به طور کلی همه زمینههای مورد علاقه برای آنان آزاد بود.

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع ایران باستان، زندگی روزمره، منابع تاریخی، زبان سریانی Next Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع پیامبر (ص)، فرهنگ اسلامی، فرهنگ جاهلی، حکومت اسلامی