منبع پایان نامه ارشد با موضوع حسن و قبح، ناسازگاری، حسن و قبح عقلی

دانلود پایان نامه ارشد

ی میماند. پس بعضی افعال مانند عدالت، امانتداری، صداقت و… به خودی خود خوب هستند و برخی دیگر مثل ظلم، خیانت، دروغ گویی خودبه خود بد هستند39.
در میان علمای عدلیه اختلاف دیدگاه بسیاری دربارهی حسن و قبح ذاتی وجود دارد. برخی از دانشمندان متقدم معتزلی معتقد بودند؛ عقل انسان به تنهایی توانائی کشف ارزشها را دارد حتی اگر فرض بگیریم دینی وجود نداشت، باز هم عقل انسان اصول احکام ارزشی و اخلاقی را استنباط میکرد. این دیدگاه بر استفاده افراطی از عقل تاکید میورزد. بر اساس این نظریه، عقل آدمی توان درک حسن و قبح همهی افعال را دارد خواه این افعال از شخص عاقل ممکن الوجود باشد، و یا از واحب الوجود.40
برخی از علمای امامیه مانند فاضل مقداد41، عبدالرزاق لاهیجی42، آیت ا.. مهدی حایری43 و آیت ا.. جوادی آملی44، برخی از قضایای اخلاقی را (حداقل یک موضوع اخلاقی) بدیهی دانستهاند. کسانی نیز آنها را بدیهی اولی ندانسته ولی جزء مستقلات عقلی به حساب آورده اند45.
میتوان اختلافات اشاعره و عدلیه بر سر حسن و قبح را در دو مقام ثبوت و اثبات دانست، که در مقام ثبوت یا حسن و قبح ذاتی دانسته شده و یا الهی، در مقام اثبات نیز یا حسن وقبح عقلی و یا شرعی فرض شده است. بر همین اساس در این زمینه چهار صورت را میتوان تصور کرد:
حسن و قبح در مقام ثبوت “الهی” و در مقام اثبات “شرعی” باشند.
حسن و قبح در مقام ثبوت “ذاتی” و در مقام اثبات “شرعی” باشند.
حسن و قبح در مقام ثبوت “الهی” و در مقام اثبات “عقلی” باشند.
حسن و قبح در مقام ثبوت “ذاتی” و در مقام اثبات “عقلی” باشند.
این تقسمبندی ناشی از یک حصر عقلی است و میتوان قسمت اول را منحصرا دیدگاه اشاعره دانست. آنها حسن و قبح را مطلقا تحت امر الهی دانسته و عقل را هم ناتوان از درک خوبی وبدی افعال میدانند. اما عدلیه منظورشان تحت عنوانهای دو، سه و چهار میتوان گنجانده شود.
عدلیه با توجه به تعریفی که از حسن و قبح دارند؛ آنها را در حوزهی افعال هر شخص عاقل، اعم از واجب الوجود و ممکن الوجود جاری میدانند. به همین دلیل به دنبال طرح و قالبی درباره حسن و قبح هستند، تا افعال هر شخص عاقل را مورد داوری ارزشی و تجویزی قرار دهند و لذا قائل به این میشوند که خداوند نیز در چارچوب حسن و قبح عمل میکند و عمل او قابل ارزیابی عقلی است. بنابراین، نظریه و عقیده معتزله و شیعه را تحت عنوان عدلیه قرار دادهاند. آنها حسن و قبح را به حوزه افعال خداوند و انسان تسری میدهند. در حالی که اشاعره حسن وقبح را مجعول خداوند میدانند و عمل او را نمیتوان خوب یا بد دانست. خداوند هرکاری خواست میتواند بکند و هرچه کند همان نیکو و خوب است .به بیان واضح تر عدلیه چون افعال خداوند را مانند انسان در چارچوب حسن و قبح میدانند؛ عدل و دیگر اصول اخلاقی را نیز بر خدا واجب میدانند، همانگونه که بر انسان نیز واجب میدانند. ولی اشاعره خدا را ما فوق حسن وقبح دانسته و انجام هیچ کاری را واجب و ضروری بر خدا نمیدانند.
معانی حسن وقبح از دیدگاه اشاعره و عدلیه
در کتب علمای اشاعره و عدلیه تعاریف متفاوتی از حسن وقبح شده است. اما اینکه کدام یک از این معانی منظور ایشان در این بحث بوده است. یکی از اساسیترین و زیربنائیترین مسائل در این بحث است. بررسی این مساله میتواند در واضحتر کردن پیچیدگی این مجادله و رهیافتن به حل بسیاری از مشکلات موجود در فلسفهی اخلاق اسلامی در زمانهی ما بیانجامد.
چهار تعریف اصلی در زمینهی معنای حسن وقبح قابل تصور است.این معانی عبارتند از «سازگاری و ناسازگاری با طبع»، «سازگاری و ناسازگاری با غرض»، «حسن و قبح به معنای کمال و نقص» و «حسن وقبح به معنی استحقاق مدح و ذم»46.
اشاعره به جز در معنای چهارم در باقی معانی نزاعی با معتزله ندارند.آنها معنای چهارم را از محدودهی عقل خارج دانسته و فهم آنرا فقط در چارچوب عقل نمیپذیرند، از سوی دیگر عمل بر طبق آنرا فقط مختص افعال شخص عاقل ممکن الوجود میدانند، اما عدلیه در معنای چهارم حسن و قبح عقلی را اصل و مقدم بر حسن و قبح شرعی قرار میدهند، ثانیا حسن و قبح عقلی را معیار داوری درباره افعال هر شخص عاقل اعم از واجب الوجود و ممکن الوجود قرار دهند. بنابراین برداشت از سه معنای اولی (دربارهی متعلَق فهم انسان واقع شدن) تقریبا در بین همه علمای اسلامی، یکسان است و کمتر مورد اختلاف واقع شده است. اختلاف اساسی به معنای چهارمی برمیگردد که حسن و قبح را به معنی مدح و ذم میداند.ما نخست سه معنی اول را مورد بررسی قرار میدهیم و سپس به معنای مورد اختلاف خواهیم پرداخت.
الف. سازگاری و ناسازگاری با طبع: یکی از معانی حسن و قبح سازگاری یا ناسازگاری با طبع است47. این معنا به این شکل است که هر چه خوشایند و موافق میل باشد، حَسَن و هر چه ناخوشایند و مخالف طبع باشد قبیح است. از ظاهر سخن متکلمان دربارهی حسن و قبح به معنی سازگاری و ناسازگاری با طبع، این معنی به دست می آید که وقتی گزاره “الف خوب است” را بیان میکنیم؛ منظورمان این است که “الف برای من خوشایند است”.
این معنا را میتوان همان معنائی دانست که در غرب بین شخصیانگاران و تا حدودی “عاطفهگرایان” از حسن وقبح مد نظر گرفته شده است48.میتوان گفت آنها با استناد به این برداشت، اخلاق را تعریف میکنند. این تعریف مستلزم نوعی نسبی نگری افراطی به معنای تفاوت حسن وقبح از شخصی به شخصی دیگر است. متکلمینِ مسلمان اتفاق نظر دارند که این معنا از حسن و قبح نمیتواند ملاک داوری اخلاقی در باب افعال شخص عاقل به حساب آید، پس این معنا را از محل نزاع خارج میدانند.
ب. سازگاری و ناسازگاری با غرض. از دیگر معانی مورد استفادهی متکلمین اعم از معتزله و اشاعره دربارهی حسن و قبح سازگاری و ناسازگاری با اغراض است49. این معنا از حسن و قبح دارای ابهاماتی است که بررسی آن را مقداری سختتر میکند غرض، غایت و مصلحت از واژههایی است که معانی آنها به هم نزدیک است اما تفاوتهای ظریفی با هم دارند.
غرض و مصلحت، غایات متناسب با وجود خاص هر موجود هستند، به گونهای که هر موجود اعم از ممکن یا واجب را میتوان دارای غرض و مصلحت متناسب با مرتبهی وجودیاش دانست. با چنین تفسیری، میتوان همهی اعیان، صفات و افعال را دارای غرض و مصلحت دانست و آنچه را با غرض و مصلحت آنها سازگار باشد حَسَن و آنچه را ناسازگار باشد قبیح دانست.
بر اساس این تفسیر داوری ما دربارهی افعال شخص عاقل خواه اختیاری، و خواه اضطراری و طبیعی یکسان است؛ در این صورت باید رشد درخت و به ثمر نشستن آن چون موافق با غرض اوست حسن دانست. همچنین براساس این تفسیر فعل شخص خواب و فعل اشتباهی را در صورتی که موافق با غرض او باشد را میتوان حَسَن دانست، در اینجا میتوان آسایش بدنی و عدم آن را، یا آرامش نفسانی و عدم آنرا نسبت به افعال متناسب با آنها غرض به شمار آورد و آن را از حیث تناسب با آنها حَسَن یا قبیح دانست اگر چه اینگونه غرض از قبیل «مالاجله الفعل» نیست بلکه از قبیل «ماینتهی الیه الفعل» است50.
پس بنابراین تفسیر فعلی را که به صورت غیر اختیاری از ساهی (فعل شخص فراموش کار) یا نائم (فعل شخص در حال خواب) و یا مضطر (فعل فردی که به واسطه اضطرار مثلا تهدید جدی دیگری مجبور به فعلی میشود) سربزند قابل وصف به حسن و قبیح میداند. در چنین مواردی اگر آن فعل مطابق مصلحت او باشد حسن و نیکو است و الا قبیح و بد است.
به نظر میرسد با وارد کردن چند قید این تفسیر از حسن و قبح (موافقت با غرض) را به شکلی اصلاح کرد.
الفَ- غرض میتواند شخصی، نوعی و عمومی باشد اگر مقصود از غرض، غرض شخصی باشد؛ این غرض به سازگاری و ناسازگاری با طبع برمیگردد. غرض نوعی هم به همان معنای کمال و نقص برمیگردد، غرض عمومی یا اکثری همان چیزی است که متکلمان آن را در باب نظام اجتماعی مورد توجه قرار دادهاند. به نظر میرسد که ظاهر سخن متکلمان همین غرض اخیر یعنی غرض عمومی باشد.
بَ- محدودهی غرض و مصلحت باید در حوزهی افعال اختیاری فاعل عاقل باشد، نه در اعیان صفات و افعال.
پَ- غَرَض را چیزی بدانیم که به نحو ماتقدم در اندیشهی فاعل یک فعل تقرر دارد. به صورتی که اگر تصور ذهنی نبود، فاعل اقدام به کاری نمیکرد. در این صورت غرض در مقام تصور ذهنی، مقدم بر فعل و در مقام تحقق عینی مأخر از آن است. به این صورت است که میتوان آثاری را که ناخواسته و نادانسته بر یک فعل مترتب میشود را تحت این تعریف خارج کرد.
دانشمندان مسلمان غالبا این معنی از حسن و قبح رامحل نزاع ندانستهاند ولی حکیم ملاهادی سبزواری معتقد است موافقت و مخالفت با غرض در افعال اختیاری به همان مدح و ذم برمیگردد و مدح و ذم اعم از این است که از جانب عقلاء یا از جانب خداوند باشد51.
ج. معنای کمال و نقص نفسانی. یکی دیگر از معانی حسن و قبح از دیدگاه متکلمان مسلمان کمال و نقص نفسانی است52. حسن و قبح به این معنا را میتوان وجودی و عدمی خواند. اگر این تفسیر را بپذیریم، آنچه دارای کمال مطلق است، حُسن مطلق را داراست، چنین موجودی را فقط میتوان به وجود خداوند نسبت داد، و قُبح مطلق را به عدم مطلق منسوب کرد، چون خالی از هرگونه کمال است. اما در بین ممکنات حُسن و قبح نسبی خواهد بود، همهی ممکنات به حسب شدت و ضعفِ مرتبهی وجودی خود فقط حُسن دارند تفاوت خوبیهای افراد تفاوتی تشکیکی است، یعنی خوبی در افراد نسبت به همدیگر بیشتر و یا کمتر است. در مقام مقایسه با آن ممکنی که کمال بیشتری دارا باشد قُبح دارد و اموری مانند سیئات اعمال انسان از حیث جنبهی وجودی حَسن و از این حیث که مانع کسب کمال بیشتر و برتر میشود قبیح به حساب میآید53.عالمان اسلامی این معنا از حسن و قبح را محدود به صفات آدمی میدانند. البته برخی هم حسن و قبح به معنای کمال و نقص را دربارهی هر موجودی به کار میبرد54.
د. حسن و قبح به معنی مدح و ذم، یکی دیگر از معانی حسن و قبح معنای مدح و ذم و یا استحقاق مدح و ذم (ستایش و نکوهش) است. بر اساس این معنا، کار حَسن و قبیح کارهای ستایش شده و نکوهیده هستند و فاعل آنها مستحق ستایش یا سرزنش میشود و مستحق ثواب و عقاب اخروی قرار میگیرد. این معنا همان چیزی است که عدلیه و اشاعره به طور جدی بر سر آن اختلاف نظر دارند. براساس اینکه این معنی از حسن و قبح را، الهی- شرعی یا ذاتی- عقلی در نظر بگیریم، دیدگاه اشاعره و عدلیه از هم متمایز میشوند.
ملا عبدالرزاق لاهیجی محل نزاع را ما بین اشاعره و عدلیه به این شکل ذکر کرده است:
«مراد از عقلی بودن حسن و قبح ان است که عقل تواند دانست ممدوحیت نفس الامری و مذمومیت نفسالامری بعضی از افعال را، اگر چه شرع بر آن وارد نشده باشد و یا تواند دانست جهت ورود شرع را بر تحسین فعلی یا بر تقبیح فعلی، اگر شرع وارد شده باشد.. و مراد از شرعی بودن حسن وقبح آن است که عقل را نرسد نه ادراک حسن وقبح و نه ادراک جهات حسن و قبح، در هیچ فعلی از افعال، نه پیش از ورود شرع و نه بعد از آن.55»
برخی از نظریه پردازان معاصر شیعه معتقدند، هر چیزی که موجب کمال و صلاح واقعی انسان باشد و بتواند غرضِ فعلِ اختیاری باشد؛ پای نهادن در آن راه و موافقت با آن غرض، حسن و مخالفت با آن قبیح است56. البته مشخص است که معنای مد نظرِ قایل قول فوق از حسن و قبح معنای چهارم، یعنی استحقاق مدح وذم بوده است. اما شایدبتوان این تفسیر را در قالب نظریهی دوم یعنی “حسن وقبح به معنای موافقت و مخالفت با غرض” بررسی شود.
«بنابراین، راستگویی صرفاً از آن جهت که راستگویی است، موضوع حکم اخلاقی نیست، بلکه از آن جهت که آدمی را به سعادت و کمال رسانده و مصلحت واقعی او و جامعه را تحقق میبخشد، خوب است. به همین دلیل نیز اگر در جایی این کارکرد خود را از دست بدهد، دیگر نمیتوان آن را موضوعی برای محمول خوب قرار دارد»57براین اساس ما هیچ گاه در تضاد بین دو امر اخلاقی قرار نمیگیریم، فرضاً اگر جائی راستگوئی منجر به فتنه و فساد شود، دیگر خوب نیست و کارکرد خود را از دست میدهد. به تعبیر دیگر، خوب

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع واقع گرایی، حسن و قبح، فعل اخلاقی Next Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع حسن و قبح، فلسفه و منطق، نسبیت اخلاقی